طرح یک گزاره: جنگ با ایران جنگی مذهبی است ۱
علی طایفی
گزاره اصلی من در این تحلیل این است که جنگی که امروز ایران شاهد آن است و در آن دو دولت امریکا و اسراییل مشارکت دارند، صرفنظر از جنگ اقتصادی، نظامی و امنیتی، در واقع و در بنیان خود، ماهیتی مذهبی دارد. در این جنگ سه دین ابراهیمی علیه یکدیگر برخاستهاند: یهودیت، مسیحیت و اسلام.
هر سه کشور در واقع نماد حکومتی دینی نیز هستند. شواهدی که نشان میدهد این جنگ بُعد مذهبی هم دارد عبارتند از:
۱. حکومت اسلامی که اساسا ماهیتی دینی داشته و دنبال برتریجویی دینی و گسترش اسلام به جهان اطراف خود است. داعیه فتح سرزمینهای کفر از همان روزهای نخست رویکار آمدن آیت اله خمینی آغاز شد و همچنان در سراسر جهان به ترویج و سرمایهگذاری ترویج اسلام اهتمام داشته و دارد.
این رویکرد الهیاتی در نهاد سیاست در ایران دارای ابعاد دیگری نیز هست مانند نظریه فقاهت اسلامی خمینی، تعریف سیاستهای مبتنی بر تکلیف دینی در دفاع از مسلمانان، حضور و نفوذ گروههایی با هویت مذهبی مثل حماس و حزب اله، و استفاده از مفاهیم دینی در بسیج نیرو مانند جهاد، شهادت و دفاع از سرزمین مقدس.
۲. حکومت صهیونیستی اسراییل که از بدو پیدایش خود در آرزوی سرزمین موعود، زمینههای تحقق آن را فراهم ساخته و در طی دهههای اخیر بدنبال گسترش طلبی ارضی و سیطره یهود از دجله تا فرات است. عناصر مذهبی در برخی جریانهای اسرائیلی میتواند چنین باشد:
• استناد برخی گروههای مذهبی به وعدههای دینی درباره سرزمین موعود
• پیوند بخشی از جنبش شهرکسازی با روایتهای مذهبی یهودی
• حضور احزاب مذهبی در سیاست داخلی اسراییل
۳. حکومت امریکا نیز نماد مسیحیت کاتولیک بوده و ترامپ بعنوان محافظهکارترین رهبر سیاسی، دکترین مذهبی را در سیاستهای داخلی و بین الملل امریکا اعمال میکند. حرکت نمادین دعای دسته جمعی ترامپ با اعضای هیات دولت او در هفته پیش نشان از همین رویکرد دارد.
از دیگر نشانهها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
. نقش جریانهای مسیحی انجیلی در سیاست آمریکا
• نفوذ گروههای مذهبی در حمایت از اسرائیل در امریکا
• فعالیت سازمان قدرتمندی مانند اتحادیه مسیحی برای اسراییل
• پیوند دادن سیاست خاورمیانه با تفسیرهای کتاب مقدس
برخی از عوامل شناسایی هویت دینی حکومتهای درگیر در جنگ با ایران که دربرگیرنده مثلث شوم جنگهای مذهبی است، عبارتند از:
نخست. پیوند دادن قدرت سیاسی با مشروعیت دینی در حکومت ولایی ایران که با استفاده از مفاهیم دینی برای توجیه سیاست و جنگ و همچنین تبدیل سیاست به وظیفه اخلاقی یا الهی تامین میشود.
دوم. تقدسبخشی به سرزمین بطوریکه در برخی گفتمانهای اسرائیلی سرزمین بهعنوان وعده الهی طرح شده و دفاع از آن بهعنوان تکلیف دینی دنبال میشود.
سوم. روایتهای دینی در سیاست آمریکاست که با حضور تفسیرهای آخرالزمانی در بخشی از جریانهای انجیلی نمایان شده و در قالب حمایت از اسرائیل بهعنوان بخشی از طرح الهی به یک دکترین سیاسی مبدل میشود.
از اینروست که در عملکرد سیاسی هر سه کشور درگیر این جنگ، ادبیات دینی موج میزند. از پدیده اخلاقیسازی جنگ تا تبدیل دشمن سیاسی به دشمن «شر» و استفاده از زبان دینی مانند جبهه حق و باطل یا مبارزه با ظلم و … .
برای استحکام گزارهام ناگزیر بهبرخی رویکردهای نظری نیز استناد میکنم. در جامعهشناسی جنگ، برخی پژوهشگران میگویند بسیاری از جنگهای مدرن شبهمذهبی هستند؛ یعنی حتی اگر دولتها سکولار باشند، جنگها از الگوهای معنایی شبیه مذهب استفاده میکنند. در این دیدگاه چند ویژگی مهم دیده میشود:
یک. تقدسبخشی به ملت و دولت. در بسیاری از جنگها، ملت یا سرزمین به چیزی مقدس تبدیل میشود. نمونه این رویکرد دفاع از «میهن مقدس»، احترام آیینی به پرچم و مراسم یادبود برای کشتهشدگان جنگ بنام شهید است. در این معنا، دولت و ملت نقش مقدسات مذهبی را ایفا میکنند.
دو. تبدیل جنگ به نبرد اخلاقی. در روایتهای جنگی، دشمن معمولاً فقط یک رقیب نیست؛ بلکه نماد شر، شیطان یا ظلم معرفی میشود. عباراتی مانند محور شرارت، مبارزه با تروریسم، دفاع از آزادی یا دمکراسی در خدمت چنین دکترینی است. این زبان شباهت زیادی به تقابل خیر و شر در ادیان دارد.
سه. تقدیس کشتهشدگان جنگ. در بسیاری از جوامع، کشتهشدگان جنگ قهرمان یا شهید نامیده میشوند. ویژگیهای این امر نیز عبارت از وجود آیینهای یادبود، ساختن بناهای یادبود جنگ و ثبت روایتهای قهرمانی است که بسیار رایج است. این ساختار بسیار شبیه آیینهای مذهبی برای قدیسان است.
چهار. آیینها و نمادهای جمعی. جنگها معمولاً مجموعهای از آیینهای نمادین ایجاد میکنند. نظیر این مناسک دینی شامل رژههای نظامی، سوگندهای وفاداری، سرودهای ملی و مذهبی، بزرگداشت روزهای پیروزی و استناد به شخصیت های دینی در پیشبرد دکترین جنگ است.
این ایده که جنگهای مدرن حتی در دولتهای سکولار میتوانند ساختاری «شبهمذهبی» داشته باشند توسط چند رویکرد نظری در جامعهشناسی، مطرح شده است.
جامعهشناس، رابرت باله از مفهوم دین مدنی بهره برده، معتقد است این دین در کشورهایی مانند امریکا شامل احترام به قانون اساسی، تقدیس بنیانگذاران کشور و برگزاری آیینهای ملی است که در زمان جنگ بسیار فعال میشود مانند تقدیس کشتهشدگان جنگ، مراسم ملی و استفاده از زبان اخلاقی درباره جنگ. از نظر او دولتهای مدرن نوعی دین غیررسمی دارند.
کارل اسمیت میگوید بسیاری از مفاهیم سیاست مدرن ریشه الهیاتی دارند. بنظر او سیاست اغلب دشمن را در قالب تقابل اخلاقی یا شبهدینی تعریف میکند و جنگها به صورت نبرد خیر و شر بازنمایی میشوند.
نظریهپرداز دیگر ویلیام کاوانف در کتاب افسانه خشونت مذهبی به چند نکته اشاره دارد. اول اینکه تمایز خشونت دینی و خشونت سکولار، اغلب اغراقآمیز است. دیگر اینکه دولتهای مدرن هم میتوانند با ساختارهایی شبیه دین، خشونت را مشروع کنند.
مطابق نظریه آیینهای جمعی
امیل دورکیم، جامعه برای انسجام خود نمادها و آیینهای مقدس را تولید میکند که در نهاد دین متبلور است. از نظر دورکیم در جنگها مفاهیمی مانند ملت، پرچم و کشتهشدگان جنگ تقدس پیدا میکنند.
از نظر مارکس دین افیون تودهها است یعنی دین به جای حل مشکلات واقعی، مردم را با وعدههای اخلاقی و معنوی آرام میکند و به حفظ قدرت ثروتمندان و طبقه حاکم کمک میکند. از این زاویه، جنگهای دینی معمولاً پوششی برای منافع طبقاتی یا اقتصادی هستند. مثلا جنگهای صلیبی در ظاهر مذهبی، اما با منافع اقتصادی و سیاسی اروپا مرتبط بود.
ماکس وبر برخلاف مارکس نشان داد که جنگهای دینی و حرکتهای مذهبی میتوانند انگیزههای واقعی ایجاد کنند و فقط پوششی برای منافع اقتصادی نیستند، بخصوص وقتی مذهب بخشی از ایدئولوژی مشروعیتبخش میشود و رهبری مذهبی قدرت سیاسی یا اقتصادی کسب میکند. مثالهای تاریخی او جنگهای صوفیان در آسیای مرکزی و جنگهای صلیبی است.
با توجه به این مبانی نظری و استنادهای عینی در جنگ کنونی در مثلث اشرار دینی، میتوانم تاکید کنم که جنگ کنونی، جنگی با رخسارها و کارکردهای دینی است. پیروزی بخصوص یهودیت در قالب صهیونیزم در مقابل اسلام شیعی، گامهای جدی برای رشد این تنشهای دینی و گسترشطلبی صهیونیزم در خاورمیانه خواهد بود.
بیتردید نظام دینی/سیاسی شکست خورده در این جنگ، نظام اسلامی است ولی باتوجه به صبغه و داعیه دینی حکومتهای درگیر، جمهوری اسلامی درصورت ادامه بقای خود و شکست در جنگ، خود را نزد مومنان و هوادارانش، پیروز این جنگ معرفی خواهد کرد.