۱۴۰۵ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

سیاست خارجی ترامپ؛ آزمونی تازه در خاورمیانه برای دولت آمریکا

 

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در بحبوحه تنش‌های خاورمیانه و حملات هوایی به ایران، سیاست خارجی خود را در یکی از بزرگ‌ترین آزمون‌های دوران ریاست‌جمهوری‌اش قرار داده است؛ آن هم در شرایطی که منتقدان می‌گویند هنوز دکترین سیاست خارجی این دولت تعریف نشده است.

سمافور در تحلیلی به بررسی سیاست خارجی ترامپ در خاورمیانه پرداخته است و با اشاره به این‌که کاخ سفید، رویکرد ترامپ را با شعار معروف رونالد ریگان، رییس‌جمهوری پیشین آمریکا، «صلح از مسیر قدرت»، توصیف می‌کند، نوشته این شعاری یکی از ارکان ایدئولوژی حزب جمهوری‌خواه است.

به نوشته سمافور در حالی که بخشی از جمهوری‌خواهان غیرمداخله‌گرا از چرخش ترامپ به سوی دیپلماسی پس از بمباران ایران حمایت می‌کنند، جناح تندرو حزب همچنان در حال ارزیابی است که آیا ترامپ به اندازه کافی سختگیرانه عمل کرده است یا خیر

چرا ترامپ به جزیره خارگ چشم دوخته است؟

 

جزیره خارگ

منبع تصویر،Getty Images

توضیح تصویر،خارگ جزیره صخره‌ای کوچک است که فقط ۲۴ کیلومتر با ساحل ایران فاصله دارد
    • نویسنده,رابرت گرینال، آلیس دیویس و فرانک گاردنر
    • شغل

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره احتمال اقدامات بیشتر علیه جزیره‌ خارگ در خلیج فارس هشدار داده است؛ جزیره‌ای که میزبان یک پایانه بزرگ نفتی است و شریان حیاتی اقتصاد ایران به شمار می‌رود.

محورهای پیشنهادی برای اتحاد در عمل نیروهای مترقی در راه صلح و علیه جنگ و نظامی‌گری


 زمینه:

نظر به

♦️‏پیوستگی حکومت آپارتاید اسرائیل و رژیم جمهوری اسلامی در چرخه و سازوکاری بزرگ‌تر تحت عنوان «رژیم ‏جهانی جنگ»‏؛ 

♦️‏تجاوز نظامی رژیم آپارتایدی اسرائیل و آمریکا به ایران در خرداد ۱۴۰۴ (ژوئن ۲۰۲۵)؛ و در اسفند ۱۴۰۴ (فوریه ـ مارس ۲۰۲۶)؛

♦️‌‌‏پشتیبانی ناتو از اسرائیل و آمریکا در تهاجم نظامی به ایران؛

♦️‏ اقدام‌های جنگ‌افروزانه‌ی جمهوری اسلامی؛ 

♦️‏ جنایت‌های ضدبشری جمهوری اسلامی، ازجمله کشتارهای دهه‌ی ۱۳۶۰، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱، و به‌ویژه کشتار بی‌سابقه‌ی دی‌ماه ۱۴۰۴؛ 

♦️‏چندین دهه نسل‌کشی و پاک‌سازی قومی در فلسطین و کشتار فلسطینیان در غزه؛

♦️‏جنگ‌هایی که آمریکا در دو دهه‌ی اخیر به‌راه انداخته یا در آن‌ها نقش داشته: ازجمله افغانستان، عراق، سودان، لیبی، سوریه، لبنان، سومالی؛ 

♦️‏و جنگ‌افروزی دائمی در آفریقا، آسیا و اروپا؛  

                                         و 

♦️‏برای همبستگی با مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی مردم در سراسر جهان؛

♦️‏برای دفاع قاطع از مبارزات مردم فلسطین علیه اشغالگران اسرائیلی، و مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی مردم در دیگر کشورهای منطقه؛

♦️‏برای دفاع بی‌قیدوشرط از مبارزات مردم در سراسر ایران، در جنبش‌های کارگری، زنان، ملی، ضداعدام ... علیه حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی در راه رسیدن به جامعه‌ای آزاد و دمکراتیک؛  

 

تمام نیروهای مترقی را به اتحاد عمل مبارزاتی گردِ این محورها:

🔷 آری به صلح! 

🔷 نه به جنگ، تجاوز و سیاست‌های جنگ‌افروزانه!

🔷 نه به ناتو، و دیگر پیمان‌های نظامی بین‌المللی و منطقه‌ای در سراسر جهان‌!

🔷 نه به نظامی‌گری، صنایع اسلحه‌سازی و انحصارات نظامی!

🔷 نه به نسل‌کشی و پاک‌سازی قومی در فلسطین!

🔷 نه به «رژیم چنج» و دخالت قدرت‌ها در امور داخلی کشورها!

🔷 نه به جمهوری اسلامی!

🔷 آری به آتش‌بس در خاورمیانه!

فرا می‌خوانیم.


پیشنهاد ما «تشکیل کمیته‌های مشترک بین‌المللی اتحاد عمل ضد جنگ و نظامی‌گری» گرد محورهای بالا در شهرها و کشورهای مختلف، بدون حضور حکومت‌ها و پرچم‌های‌شان؛ لابی‌های جنگ‌افروز؛ نیروهای فاشیست، راست افراطی و نژادپرست؛ ناسیونالیست‌ها و بنیادگرایان افراطی؛ و وابستگان به بودجه‌های بنیادها و نهادهای امپریالیستی است. 


با تاکید بر پیشنهادی‌بودن محورهای بالا، روشن است که کمیته‌های شهری و کشوری بر پایه‌ی شرایط محلی مستقل اقدام خواهند کرد.


اقدام ضدجنگ و نظامی‌گری ـ ایران

اسفند ۱۴۰۴ (مارس ۲۰۲۶)


تاملی بر جلوه‌ی کمدی فاشیسم!

 





در دهه‌ی سوم قرن بیست و یکم، آنگاه که هشت میلیون آمریکایی در پنجاه ایالت آمریکا برای "نجات دمکراسی" در سومین دور تظاهرات سراسری علیه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا به خیابان‌ها آمدند و شعار "نه به پادشاهی" یا به زبان خودشان "No King" سر دادند، در کانادا و در برخی کشورهای اروپایی نیز کنشگران اجتماعی گردهم آمدند و تظاهرات اعتراضی علیه ترامپ و ترامپیسم برپا کردند، اما در تاریخ خواهند نوشت که همزمان با این رخدادهای اجتماعی، برخی با اینکه تعداد آنها کم بود و قابل مقایسه با هشت میلیون نبود، اما برای نخستین‌ بار در تاریخ، ایرانیانی یافت شدند و پرچم یک کشور دیگر را برافراشتند و در دفاع از نظام پادشاهی، شعار "کینگ رضا پهلوی" سردادند!

این عده‌ی قلیل، اما پرهیاهو که با فحاشی و تهدید دگراندیشان، وارد عرصه‌ی سیاسی شدند کسانی بودند که خواندن کتاب یا خواندن تاریخ پیشکش، حتا حاضر نبودند یک مقاله‌ی کوتاه در مورد سرنوشت کشور خود بخوانند تا اندکی به هزارتوی روابط اجتماعی و سیاسی کشور ایران پی ببرند! آنها سالیان دراز خود را غیرسیاسی معرفی می‌کردند و در هیچ تظاهراتی علیه نظام جنایتکار جمهوری اسلامی شرکت نمی‌کردند! سراسر زندگی آنها در اروپا و آمریکا به روزمرگی خلاصه می‌شد، دایره‌ی واژگانی آنها به اندازه‌ای کوچک بود که پس از ورود به سپهر سیاسی، چاره‌ای جز فحاشی و انگ زدن و تهدید، نداشتند!

اگرچه این تعارض شگفت، در دهه‌ی سوم قرن بیست و یکم، جامعه‌شناسان و روان‌شناسان اجتماعی را در جهان انگشت به دهان گذاشت، اما یک بار دیگر ثابت شد که هیچ جامعه‌ای را نمی‌توان به طور مطلق باهوش یا بی‌فرهنگ ارزیابی کرد، چراکه هوشمندی یک جامعه به درک و اثرگذاری عناصر جامعه در جهت دادن به رویدادهای اجتماعی بستگی دارد، عناصر عقب‌مانده‌ای که سرنوشت خود را به "ولی فقیه" به عنوان رهبر و یا سرنوشت خود را به فردی به عنوان "پادشاه" می‌سپارند به یقین هیچ جایگاهی به خویشتن خویش در تغییر پیرامون خویش قائل نیستند!

در روزگاری که انفجار اطلاعات و هوش مصنوعی، زندگی انسان‌ها را تحت تاثیر قرار داده، رفتار آنهایی که برای سرنوشت ۹۰ میلیون انسان و آینده‌ی کشور پهناوری چون ایران، "یک فرد" را به عنوان "ولی فقیه" یا "شاه" برمی‌گزینند، انسان‌های دوران قرون وسطا را تداعی می‌کنند که چون توان اندیشه کردن و اندیشه‌ورزی نداشتند سرنوشت خود را به "یک فرد" می‌سپردند! یکصد سال پیش نیز ته‌مانده‌های همین نگرش عقب‌مانده در اروپا ظهور کرد و فاشیست‌ها توانستند سکان قدرت را در آلمان و ایتالیا به دست گیرند و با ایجاد جنگ جهانی دوم، میلیون‌ها انسان را به کام مرگ و نابودی کشاندند و اگر برآمدن فاشیست‌ها در یکصد سال پیش در اروپا بخش تراژدی تاریخ بود، هم‌اینک بخش کمدی آن در میان سلطنت‌طلبان ایرانی رخ داد که سرانجام در کمتر از یک سال به دوران افول خود رسیدند!


به یقین، در آینده‌ای نزدیک جامعه‌شناسان و کارشناسان علوم سیاسی به بررسی رفتار و واکنش شبه‌فاشیست‌ها خواهند پرداخت، اما هدف از این نوشتار، تلاشی است تا شاید بتوان اندکی به چرایی ظهور و افول این نوع شبه‌فاشیسم پرداخت و آن، چیزی نیست جز پراکندگی و ازهم گسستگی عناصر پویا و اندیشه‌ورز جامعه که بخش مهم آن را خانواده‌ی چپ‌ دربرمی‌گیرد. کسانی که در خارج از کشور تا این اندازه سقوط کردند و سرنوشت خود و کشور خود را به یک فرد گره زدند، نه تنها الفبای مبارزه‌ی اجتماعی را نمی‌شناختند، بلکه ادبیات لمپنیسم و فحاشی و ناسزا را نیز ترویج و تبلیغ کردند و اگر این بی‌مایگان بی‌درد مرفه، به این گستاخی دست یافتند که پا به سپهر سیاسی گذارند علت‌های گوناگون داشت و دارد! ولی در میان این هیاهوها و جنجال‌های ناهنجار می‌توان به دو نتیجه‌ی مشخص رسید:


یکم اینکه حاکمیت جمهوری اسلامی، هارتر و جنایتکارتر از پیش خواهد شد و خشن‌تر از پیش به سرکوب معترضان، کنشگران و مبارزان خواهد پرداخت!

دوم اینکه، ظهور فاشیسمی که جلوه‌ی کمدی داشت می‌تواند تلنگری بر اهالی اندیشه‌، به ویژه تلنگری بر خانواده‌ی چپ باشد تا شاید به یک همبستگی پایدار دست یابند؛ ناگفته نماند که روند این همبستگی پایدار میسر نخواهد شد مگر اینکه چپ به نقد ریشه‌ای و واقعی خود بپردازد و از سوی دیگر با چپ‌نماها مرزبندی کند.


در نوشتار پسین، به سه شاخه‌ی مهم چپ‌نماها خواهیم پرداخت تا چپ‌های راستین به ویژه کمونیست‌های انقلابی بتوانند به مبارزه‌‌ی خویش و جایگاه خویش در پیشبرد مبارزه‌ی طبقاتی جامعه، بیش از پیش پی ببرند.


جمعی از کمونیست‌های مبارز

۹ فروردین ۱۴۰۵

۲۹ مارس ۲۰۲۶



۱۴۰۵ فروردین ۸, شنبه

ورود جنگ ایران و آمریکا–اسرائیل به روز سی‌ودوم

 دامنه درگیری‌ها از خلیج فارس تا شرق مدیترانه  گسترش یافته است

در سی‌ودومین روز از آغاز جنگ میان ایران از یک‌سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، دامنه‌ی درگیری‌ها به‌طور کم‌سابقه‌ای گسترش یافته است؛ از رهگیری موشک‌ها در آسمان ترکیه تا حملات دریایی در خلیج فارس و افزایش تهدیدها علیه خطوط انرژی و کشتیرانی. 

هم‌زمان، مواضع سیاسی و نظامی طرف‌ها نشان‌دهنده‌ی ورود بحران به مرحله‌ای پیچیده‌تر و چندلایه است. 

«اینجا جنگ شده و اینترنت ضعیفه، نگران نشو»؛ یک ماهگی جنگ در ایران

 

نمایی از بمباران تهران که نشان می‌دهد شمال شرق تهران مورد حمله قرار گرفته است. برج میلاد و دود در کنار هم

منبع تصویر،Getty Images

توضیح تصویر،نمایی از بمباران تهران

یک ماه از آغاز حمله های آمریکا و اسرائیل به ایران می‌گذرد. در این یک ماه اینترنت ابتدا بسیار محدود شد و سپس کاملا قطع؛ به طوریکه حالا فقط ارتباط با خط ثابت از داخل ایران به خارج امکان‌پذیر است آنهم برای زمانی بسیار محدود. با این حال وضعیت مردم و شهرهای ایران به بیرون مخابره شده‌ است؛ برخی با استارلینک، برخی با خرید کانفیگ‌های گران و برخی هم برای انتشار پروپاگاندای نظام با سیم‌کارت‌های سفید که فقط در اختیار برخی قرار گرفته است.

مخالفان سیاسی چه کسانی هستند؟

 



میان دو گروه بزرگ مخالفان سیاسی کشور تفاوت اساسی است. 


گروه نخست فقط مخالف حکومت ولایی فقاهت کنونی است که شامل اکثریت مخالفان از قبیل سلطنت، پادشاهی و مشروطه خواهان؛ مجاهدین خلق؛ جمهوری‌خواهان دمکرات، لیبرال، سوسیال و فدرال.

اصلاح‌طلبان هم مخالف حکومت ولایی و نه اسلامی هستند که البته اخته سیاسی شده‌اند .

گروه دوم مخالفان نظام سیاسی ولایی و مونارکی هستند که مبتنی بر ولایت‌عصر یا ولایت‌عهد و تک‌سالاری است.  در این میان از مخالفان سیاسی فقط گروه بزرگ جمهوری خواهان بدنبال تغییر نظام سیاسی ولایی و یکتاپرست به حکومتی دمکرات هستند.

در این میان همین چند جریان اصلی مخالفان البته در دوقطبی هوادارن جنگ مخالفان آن تقلیل یافته‌اند که نیازمند بررسی دقیق‌تر است.

۱۴۰۵ فروردین ۷, جمعه

«بهار تهران همیشه زیباست اما حالا همه چیز غمگین به نظر می‌رسد»؛ زندگی زیر سایه جنگ

 


زن ۲۰ ساله‌ای اهل تهران گفت: «گاهی روزها که می‌توانم، بیرون می‌روم. تهران در بهار این روزها دوست‌داشتنی است. کم‌کم دارم به جنگ عادت می‌کنم.»

افرادی که از داخل ایران با بی‌بی‌سی فارسی تماس گرفته‌اند یا تجربیاتشان را در شبکه‌های اجتماعی نوشته‌اند، علاوه بر اتفاقات روز، دیدگاه‌های خود را نیز بیان می‌کنند.

بی‌بی‌سی فارسی تلاش می‌کند بر اساس روایت‌های افرادی که با روش‌های مختلف موفق به اتصال به اینترنت جهانی شده‌اند، تجربه زندگی در شرایط جنگی را گزارش کند. این روایت‌ها طبیعتا بازتاب‌دهنده طیف گسترده جامعه گسترده ایران نیست و تنها تجربه بخشی از افراد را منعکس می‌کند. با این حال، تا حدی تصویری از شرایط زندگی زیر سایه جنگ را منتقل ‌می‌کند.

مردی دیگر می‌گوید که در آغاز سال جدید احساس متفاوتی دارد: «بهار در تهران همیشه زیبا بوده؛ همیشه عاشقش بوده‌ام. هوا پاک است، درختان تازه و سبز هستند و شهر خلوت است. همیشه دلم می‌خواهد بیرون بروم و در شهر قدم بزنم، اما حالا همه‌چیز غم‌انگیز به نظر می‌رسد و با تمام خاطراتم فاصله زیادی دارد.»

زن دیگری از پایتخت ایران، نیز مثل او در روزهای آغازین سال چندان امیدوار نیست: «خسته و نگرانم. چند روز گذشته در تهران وحشتناک بوده است. موضوع فقط تعداد حملات نیست، حالا صداها برایم هولناک‌تر شده است.»

او می‌گوید که «مدام نگران» هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های ایران است و سعی می‌کند گوشی‌اش را «کامل شارژ» نگه دارد، چون در روزهای اخیر برق در برخی مناطق شهر قطع شده است.

یک مرد ۲۰ ساله‌ای اهل کرج گفت: «دارم امیدم را از دست می‌دهم، اما وضعیت همین است که هست. دیر یا زود این جنگ رخ می‌داد. سال‌ها پیش فرصت داشتم از ایران بروم، اما تصمیم گرفتم بمانم و این روزها را تجربه کنم.»

زنی در تهران هنگام نوروز

منبع تصویر،Getty Images

شخص دیگری هم می‌گوید که از خودش فاصله گرفته و زندگی دیگر برایش معنایی ندارد. می‌دانم قرار است اوضاع بهتر شود؛ می‌دانم روزی بهتر خواهد شد، اما هنوز آن حس معناگرایی درون من وجود ندارد. نمی‌دانم چه کار باید بکنم، واقعا حس می‌کنم طوری تغییر کرده‌ام که نمی‌توانم توضیحش دهم.»

نقض گسترده حقوق آذربایجانی ها در ایران در گزارش گزارشگر ویژه سازمان ملل

 


در تازه‌ترین گزارش گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران که در شصت‌ویکمین اجلاس شورای حقوق بشر ارائه شده، ابعاد گسترده‌ای از نقض حقوق بشر در ایران مورد بررسی قرار گرفته است؛ گزارشی که با اتکا به منابع متعدد، از جمله گزارش‌ها و مستندات «جمعیت حقوق بشر آذربایجان – ارک» (ARCDH)، تصویری مستند، چندلایه و نگران‌کننده از وضعیت حقوق بشر در کشور ارائه می‌دهد.

این گزارش که بازه زمانی ژانویه ۲۰۲۵ تا فوریه ۲۰۲۶ را پوشش می‌دهد، با تمرکز بر پیامدهای اعتراضات سراسری، نشان می‌دهد که چگونه نقض حقوق بنیادین شهروندان در ابعاد مختلف رخ داده و در عین حال تأکید می‌کند که مستندسازی حرفه‌ای، پیوسته و مبتنی بر شواهد از سوی نهادهای مستقل، نقش تعیین‌کننده‌ای در انعکاس این موارد در سطح بین‌المللی داشته است. در همین چارچوب، در بخش‌های مختلف گزارش، به‌طور مشخص به داده‌ها و مستندات ارائه‌شده از سوی جمعیت ارک استناد شده؛ موضوعی که بیانگر جایگاه تثبیت‌شده این نهاد در میان منابع مورد اعتماد سازوکارهای رسمی سازمان ملل است.

بر اساس این گزارش، یکی از مهم‌ترین محورهای نقض حقوق بشر، حمله به مراکز درمانی و نقض اصل «بی‌طرفی پزشکی» بوده است. گزارشگر ویژه با استناد به اطلاعات و مستندات ارائه‌شده، از حملات نیروهای امنیتی به بیمارستان‌ها در استان‌هایی از جمله اردبیل، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و همچنین کادر پزشکی آذربایحانی در تهران و کرج خبر داده است. این اقدامات شامل ورود اجباری به بخش‌های درمانی، ضرب و شتم کادر پزشکی، بازداشت معترضان زخمی، انجام بازرسی‌های اتاق‌به‌اتاق و حتی استفاده از گاز اشک‌آور در محیط‌های درمانی بوده که در مجموع دسترسی مجروحان به خدمات درمانی را به‌شدت محدود کرده است.

در کنار این موارد، گزارش به‌طور ویژه به مستندات ارائه‌شده از سوی ارک درباره نقض حقوق آذربایجانی‌ها در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ (دسامبر ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶) اشاره می‌کند. بر اساس این مستندات، الگوهایی از استفاده مفرط و بالقوه غیرقانونی از زور علیه غیرنظامیان، از جمله استفاده از مهمات جنگی علیه معترضان—حتی کودکان—ثبت شده است. همچنین موارد متعددی از بازداشت‌های خودسرانه، نگهداری در بازداشت‌های طولانی‌مدت بدون دسترسی به وکیل یا خانواده، شکنجه و بدرفتاری، و صدور احکام اعدام پس از محاکماتی فاقد استانداردهای دادرسی عادلانه گزارش شده است.

در این مستندسازی، به‌طور خاص به هدف قرار گرفتن گروه‌های مشخصی از جمله دانشجویان، کادر درمانی و اعضای اقلیت مذهبی «اهل حق (یارسان)» اشاره شده که به‌صورت نامتناسبی در معرض سرکوب قرار گرفته‌اند. همچنین مواردی از آسیب به کودکان زیر ۱۸ سال، از جمله کشته شدن یا زخمی شدن آنان در اثر استفاده از گلوله‌های ساچمه‌ای و سلاح گرم، در این گزارش ثبت شده است.

گزارش ارسالی ارک که در این سند مورد استفاده قرار گرفته، بر پایه مجموعه‌ای از منابع معتبر شامل شهادت‌های مستقیم خانواده‌ها، مشاهدات میدانی، اسناد پزشکی، مستندات تصویری، پایش محلی و منابع علنی تهیه شده است. با وجود محدودیت‌های شدید امنیتی و دشواری دسترسی به اطلاعات مستقل در ایران، هم‌پوشانی داده‌ها از منابع مختلف، وجود الگوهای منسجم و تکرارشونده از نقض حقوق بشر را نشان می‌دهد که به گفته گزارشگر ویژه، نیازمند بررسی و پیگیری بین‌المللی است.

در بخش مربوط به اقلیت‌ها، گزارش تأکید می‌کند که آذربایجانی‌ها در ایران، در کنار سایر گروه‌های اتنیکی، با اشکال مستمر و چندلایه‌ای از تبعیض سیستماتیک مواجه هستند. این تبعیض‌ها شامل محدودیت در آموزش به زبان مادری، نابرابری در دسترسی به فرصت‌های اقتصادی، سرکوب هویت فرهنگی و بازتولید کلیشه‌های تبعیض‌آمیز در رسانه‌های رسمی است.

گزارش همچنین به وضعیت زنان، از جمله زنان آذربایجانی، پرداخته و از تداوم تبعیض ساختاری در نظام حقوقی، افزایش خشونت مبتنی بر جنسیت، گسترش ازدواج کودکان و قتل‌های موسوم به ناموسی خبر می‌دهد. این موارد به‌عنوان نشانه‌هایی از ضعف جدی در حمایت‌های قانونی و ساختاری از زنان ارزیابی شده‌اند.

در بخش دیگری از گزارش، وضعیت فضای مدنی در ایران به‌شدت محدود توصیف شده و به بازداشت فعالان، محدودیت آزادی بیان، سرکوب تجمعات مسالمت‌آمیز و استفاده گسترده از قوانین امنیتی برای خاموش کردن صداهای منتقد اشاره شده است. همچنین گزارشگر ویژه تأکید می‌کند که چارچوب‌های قانونی داخلی ایران با استانداردهای بین‌المللی در حوزه آزادی تجمع و بیان همخوانی ندارد.

علاوه بر این، گزارش به پیامدهای قطع گسترده اینترنت، حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی، و وضعیت بحرانی زندان‌ها از جمله کمبود غذا، آب و خدمات درمانی برای زندانیان اشاره کرده و این شرایط را نگران‌کننده توصیف می‌کند.

۱۴۰۵ فروردین ۶, پنجشنبه

 

پروژه خبرنگاران جنگ‌طلب شکست می‌خورد


پس از برملاشون اهداف امریکا و اسراییل در حمله نظامی به ایران و شکست خیالپردازان حامی جنگ برای سرنگونی حکومت اشرار در ابران، خبرنگاران جنگ‌طلب نیز دسته دسته به ندامت روی آورده‌اند. 


ژاله تبریزی در کنگره ایران آزاد: مطالبات بنیادین ملت آذربایجان در چارچوب دموکراسی صرفاً مبتنی بر حقوق فردی قابل تحقق نیست

 


ژاله تبریزی، مدیر و از بنیان‌گذاران «جمعیت حقوق بشر آذربایجان – ارک»، در کنگره ایران آزاد در لندن با تأکید بر تجربه زیسته خود، از وجود تبعیض‌های ساختاری و چندلایه علیه آذربایجانی‌ها، به‌ویژه زنان، در ایران سخن گفت.

وی در سخنان خود تأکید کرد که زنان آذربایجانی نه‌تنها با محدودیت‌های مبتنی بر جنسیت در چارچوب قوانین حاکم مواجه‌اند، بلکه هم‌زمان با تبعیض‌های اتنیکی، زبانی و مذهبی نیز روبه‌رو هستند؛ شرایطی که آنان را عملاً در موقعیت شهروندان درجه دو قرار می‌دهد.

تبریزی با اشاره به مفهوم «تبعیض ساختاری» توضیح داد که این نوع تبعیض در قالب قوانین، سیاست‌ها و رویه‌های نهادینه‌شده عمل می‌کند و به‌صورت سیستماتیک نابرابری را بازتولید می‌کند. به گفته او، آذربایجانی‌ها در ایران با مجموعه‌ای از محدودیت‌ها از جمله محرومیت از آموزش به زبان مادری، سرکوب فرهنگی، تبعیض اقتصادی، محدودیت در مشارکت سیاسی و مشکلات زیست‌محیطی مواجه هستند.

وی همچنین به وضعیت زنان اشاره کرد و گفت زنان آذربایجانی علاوه بر تبعیض‌های عمومی علیه زنان در ایران، با فشارهای مضاعف ناشی از سنت‌های اجتماعی و محدودیت‌های فرهنگی درون جامعه خود نیز مواجه‌اند و این امر مسیر رشد و توانمندسازی آنان را با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است.

تبریزی در ادامه، نبود آموزش به زبان مادری را یکی از عوامل مهم نابرابری دانست و تأکید کرد که این مسئله نه‌تنها بر کیفیت آموزش تأثیر منفی می‌گذارد، بلکه از همان دوران کودکی احساس تبعیض و نابرابری را در میان کودکان تقویت می‌کند.

او همچنین به نقش کلیشه‌ها و گفتمان‌های تحقیرآمیز در فضای عمومی و رسانه‌ها اشاره کرد و آن‌ها را عاملی در تضعیف کرامت انسانی و تشدید شکاف‌های اجتماعی دانست. به گفته وی، این نوع بازنمایی‌ها در مواردی به اعتراضات گسترده اجتماعی نیز منجر شده است.

در بخش دیگری از سخنان خود، تبریزی به تمرکزگرایی در ساختارهای سیاسی و اقتصادی اشاره کرد و آن را از عوامل اصلی تشدید نابرابری‌های منطقه‌ای دانست. به گفته او، مناطق آذربایجانی نشین  با چالش‌های جدی در حوزه توسعه، زیرساخت و جذب سرمایه‌گذاری مواجه‌اند.

وی در ادامه با تأکید بر اهمیت اسناد بین‌المللی حقوق بشر، از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق‌های بین‌المللی، خواستار به‌رسمیت شناختن حقوق اقلیت‌های ملی، از جمله حق آموزش به زبان مادری و مشارکت برابر در تمامی عرصه‌ها شد.

تبریزی در بخش پایانی سخنان خود تصریح کرد که مطالبات بنیادین آذربایجانی‌ها در چارچوب یک دموکراسی صرفاً مبتنی بر حقوق فردی قابل تحقق نیست و تحقق دموکراسی پایدار در ایران مستلزم توجه جدی به این مطالبات و به‌رسمیت شناختن آن‌هاست.

او تأکید کرد که بی‌توجهی به این خواسته‌ها می‌تواند به تداوم نارضایتی‌ها منجر شود، در حالی که پاسخ‌گویی عادلانه به آن‌ها زمینه‌ساز همبستگی اجتماعی و ثبات خواهد بود. به گفته وی، بدون تحقق برابری، عدالت شکل نخواهد گرفت و بدون عدالت نیز هیچ جامعه‌ای به پایداری دست نخواهد یافت.

۱۴۰۵ فروردین ۵, چهارشنبه

پرسش‌های بزرگ درباره اعلام توافق آتش‌بس میان اسرائیل و جمهوری اسلامی از سوی ترامپ



زمانی که دونالد ترامپ، آخر هفته گذشته بمب‌افکن‌های آمریکایی را برای حمله به تأسیسات هسته‌ای در ایران اعزام کرد، بر این باور بود که می‌تواند به متحدش، اسرائیل، در تضعیف برنامه هسته‌ای تهران کمک کند و هم‌زمان به وعده دیرینه‌اش برای پرهیز از درگیر شدن در جنگی بلندمدت پایبند بماند.

از یک خاک، خاک بر‌روی هم نپاشیم

 


از  یک خاک، خاک بر‌روی هم نپاشیم


اگرچه سرشت و هویت ما از یک 

تربت و خاک و تمدن است اما گاه بخاطر یکسویه‌نگری، حق به جانب خویش دادن، عدم مدارای آرای مخالف و گشودن مشت و دهان بدبو بجای زبان اندیشه و خرد، به جان هم می‌افتیم و بر سر خاک، خاک بر سر هم می‌ریزیم و جان انسان بر‌خاک می‌نهیم!!

فرهنگ دمکراسی، آزادی و برابری آرا و حقوق انسانی از زمره ضرورت‌های توسعه مدنی، سیاسی و اجتماعی ما ایرانیان است. 

بجای کشیدن چنگ‌بر سر و روی یکدیگر، چنگ مبارزه علیه دشمن واحد بنوازیم.


۱۴۰۵ فروردین ۳, دوشنبه

جایزه صلح یا جنگ!؟

 


جایزه صلح یا جنگ!؟


دنیای اطراف ما ایرانیان سرشار از تناقض‌هاست. معانی و مفاهیم در این چند دهه اخیر با حکومت اسلامی و اختراع سنت‌هایی که سنت‌های بومی و فرهنگی را به چالش کشید، زمینه تضادهای درونی مفاهیم را فراهم ساخت. 

یکی از نشانه‌های این تناقض مفهومی امر صلح و صلح اجتماعی است. شیرین عبادی از یک بنیاد نه چندان خوش‌نام، بنام نوبل، جایزه صلح می‌گیرد تا سفیر صلح و امنیت اجتماعی برای‌مردم خود و جهان باشد. 

اما در همین بازه اخیر، او فراخوان تهاجم نظامی می‌دهد تا دول امریکا و اسراییل به دولت ایران

 هجوم آوردند و او را در سرزمین مادری با تسلیحات نظامی از پای در آورند. 

اینک گروهی درخواست خلع جایزه او را کرده‌اند. اما در واقع بخشی از امضاکنندگان، خود سال‌ها جنگ‌افروزی کرده‌اند و اینک سفرای صلح شده‌اند. دیگر اینکه عبادی سال‌ها علیه کشتار حکومت اسلامی اعتراض کرده و فرصت نوبل او فرصتی برای دفاع از حقوق مردم بوده و هست.

بنظرم در بهترین حالت او باید توسط بنیاد نوبل تذکر بگیرد نه خلع جایزه.


۱۴۰۴ اسفند ۲۹, جمعه

نوروزتان پیروز

 



برای نوروز، برای‌ نوبهار


بهار، ای جان پاک هستی

زمستان را به یک ناز بستی

بدان از دام سرد روزگاران

 شود خلقی با تو گلعذاران

چنان کن با نسیم جان‌عطرت

جهان شوید سنت با بدعت

رود سوی رهایی با یادت

زند جام الست را به کامت

بنوشد شراب مهر و مستی

و خوش باد که باز تو هستی

به نوروز کنیم سعی را تشریک

ز پیروز بر ضحاک گوییم تبریک

از آن پس زمستان هم بهارست

و جان گرگ زور‌ و زر به زارست

شود حرمان محرومان برباد

ز نوروز، جان انسان شادباد


نوروز و سال 1405 را به همه شما دوستان تبریک می‌گویم

۱۴۰۴ اسفند ۲۶, سه‌شنبه

«بیا بیا» و تهدید جنگ داخلی؛ افول یک «رهبر عقیدتی»

 



باز هم "رهبر عقیدتی" پس از یک دو روزی سکوت، از غار خلوت خویش سر برآورده و با همان لحن آشنا اعلام خطر کرده است که گویا "بچه شاه" می‌خواهد با کمک خارجی به "نخستین شهر آزاد شدهٔ ایران" وارد شود. بلافاصله هم با ژست پیشگویانه یادآوری می‌کند که قبلاً گفته بود "حرف شورشگران و ارتش آزادی‌ستان هم ساده و روشن و فقط دو کلمه است: "بیا! بیا!"؛ عبارتی که اگر آن را از زبان شاعرانه بیرون بیاوریم، در فرهنگ لغت سیاسی ایشان معنایی ساده دارد: بیا تا با تو بجنگیم و خونت هم به گردن خودت. به بیان دیگر، اگر کسی پا به میدان بگذارد که خارج از دایره تنگ "تنها آلترناتیو" باشد، نسخه‌اش از پیش پیچیده شده است.

جنگ یا تضاد داخلی: چهار امکان پیش‌رو

 


جنگ یا تضاد داخلی: چهار امکان پیش‌رو 


در این تحلیل تلاش دارم به مخاطره یا ریسک جنگ یا در شکل حداقلی آن تضادهای داخلی تاکید کنم که در پیش روی ایران امروز و آینده قابل پیش‌بینی آن می‌توان ترسیم کرد.

بی‌تردید قصد و باور به روایتی نیستم که حکومت اسلامی از محافظه‌کاران تا اصلاح‌طلبان سال‌هاست بر آن می‌کوبند که در صورت تغییرات رادیکال در کشور، زمینه جنگ داخلی فراهم خواهد شد. برعکس بر این باورم که ادامه حیات رژیم ولایی-مافیایی در ساختار قدرت کشور، این جنگ گریزناپذیر خواهد بود.

۱۴۰۴ اسفند ۲۳, شنبه

وقتی مدعیان سرنگونی، آینه را می‌شکنند: از «کینگ مجتبی» تا طلبکاری چهل‌وپنج ‌ساله

 

وقتی مدعیان سرنگونی، آینه را می‌شکنند: از «کینگ مجتبی» تا طلبکاری چهل‌وپنج ‌ساله
هوشنگ رشدیه

در تاریخ سیاسی ایران گاهی متن‌هایی منتشر می‌شود که قرار است بیانیه‌ای تاریخی باشند، اما ناخواسته به نوشته‌هایی تبدیل می‌شوند که خواننده را میان حیرت و لبخند تلخ سرگردان می‌کنند. سه پیامی که این روزها از سوی رهبر عقیدتی مجاهدین، «بانو» مریم رجوی و سخنگوی همیشگی سازمان منتشر شده، از همین جنس است؛ پیام‌هایی که به بهانهٔ انتخاب مجتبی خامنه‌ای، پسر خامنه‌ای و ولی‌فقیه خون‌آشام ساقط شده رژیم آخوندی نوشته شده‌اند، اما به جای آنکه تیغ نقدشان متوجه دشمن اصلی مردم ایران یعنی جمهوری اسلامی باشد، با نوعی فرصت‌طلبی بیمارگونه ــ که ظاهراً به ویژگی ثابت این زوج سیاسی تبدیل شده ــ ناگهان شاهزاده رضا پهلوی را هدف قرار داده‌اند.

وقتی خطابه جای پاسخ را می‌گیرد؛ نامه به خبرگان، خشم علیه شاهزاده






 در فضای سیاسی ایران پدیده‌ای وجود دارد که می‌توان آن را «اقتصاد تورمیِ خطابه» نامید. همان‌طور که در اقتصاد، وقتی پول بی‌پشتوانه زیاد چاپ شود ارزشش پایین می‌آید، در سیاست هم وقتی کلمات بیش از حد مصرف شوند، اعتبارشان از بین می‌رود. هرچه سخنرانی‌ها طولانی‌تر و پرطمطراق‌تر شود، فاصله آن‌ها با واقعیت بیشتر می‌شود.

۱۴۰۴ اسفند ۲۲, جمعه

بازداشت ۴ شهروند در ایران به اتهام ارسال تصاویر برای ایران‌اینترنشنال

 

فرماندهی کل انتظامی کشور جمعه ۲۲اسفند۱۴۰۴ در بیانیه‌ای، از آن‌چه «به ثمر نشستن یک عملیات موفقیت آمیز اطلاعاتی و انتظامی» خوانده خبر داد و مدعی شد که «۴ شهروند ایرانی» را به دلیل اقدام به ارسال تصویر و همکاری با شبکه «ایران اینترنشنال» بازداشت کرده است. 

فرماندهی کل انتظامی کشور، شبکه ایران اینترنشنال را با القاب «گروه متخاصم»، «شبکه معاند» و «رسانه ضد ایرانی» لقب داده و نوشته است که این افراد تصاویری از محل‌های مورد اصابت موشک‌های اسراییلی و آمریکایی را در تلفن‌های همراه خود ذخیره کرده بودند. 

در این بیانیه از «تیپ دوم یگان های ویژه فراجا و عوامل اطلاعاتی» برای بازداشت این شهروندان قدردانی شده است. 

در روزهای گذشته، گزارش‌هایی از کنترل کردن تلفن همراه شهروندان ایرانی در ایست‌های بازرسی بسیج، سپاه و نیروی انتظامی در سطح شهرهای ایران، برای پیدا کردن تصاویری از انفجارهای اخیر در شهرهای ایران منتشر شده بود. 

فرماندهی کل انتظامی کشور ادعا کرده که هر ۴ متهم، پس از اعتراف به همکاری با رسانه‌ ایران اینترنشنال، به عوامل اطلاعاتی و امنیتی تحویل داده‌ شده‌اند. 

بازداشت یک مادر و پسر بهایی در اصفهان

 

بازداشت یک مادر و پسر بهایی در اصفهان

۲۲ اسفند ۱۴۰۴
ایران‌وایر
خواندن در ۱ دقیقه

ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران روز پنجشنبه ۱۴اسفند۱۴۰۴ در شهر اصفهان با ارائه حکم قضایی، یک مادر و پسر بهایی به‌نام‌های «نیتا بابانژاد» و «پارسا عمادی» را در منزل شخصی‌شان بازداشت کردند.

براساس اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، اتهام مطرح‌شده علیه این دو شهروند بهایی «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است. نیتا بابانژاد در بند پذیرش زندان دولت‌آباد اصفهان نگهداری می‌شود و پارسا عمادی به بند «الف طا» زندان دستگرد منتقل شده است.

بازداشت این شهروندان بهایی در حالی صورت می‌گیرد که گزارش‌ها نشان می‌دهد جمهوری اسلامی ایران حتی در شرایط بحرانی ناشی از جنگ نیز به سرکوب شهروندان بهایی ادامه می‌دهد. در روزهای گذشته نیز گزارش‌هایی از بازداشت «برنا نعیمی» درشهر کرمان منتشر شده است.

خاموشی اینترنت در ایران: سیزدهمین روز قطع شبکه جهانی

 

خاموشی اینترنت در ایران: سیزدهمین روز قطع شبکه جهانی

خاموشی اینترنت در ایران از ۲۸۸ ساعت گذشته و به سیزدهمین روز خود رسیده است. وب‌سایت نت‌بلاکس، نهاد بین‌المللی رصد اختلال‌های اینترنتی، اعلام کرد این قطعی در سراسر کشور رخ داده و بر ایمنی، سلامت و امنیت غیرنظامیان تأثیر مستقیم گذاشته است. خاموشی اینترنت در ایران مانع دسترسی شهروندان به اطلاعات حیاتی شده و پیامدهای انسانی و اجتماعی گسترده‌ای برجای گذاشته است.

گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی

  گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی ۲۴ اپریل ۲۰۲۶ مقدمه: انسداد مطلق اطلاع...