‏نمایش پست‌ها با برچسب انسانیت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب انسانیت. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۵ فروردین ۲۴, دوشنبه

آیا شواهدی از نسل‌کشی جمهوری اسلامی در ایران دیده می‌شود؟

 تحلیل

آیا شواهدی از نسل‌کشی جمهوری اسلامی در ایران دیده می‌شود؟

بهنود نورپناه

روزنامه‌نگار

کشته‌شدن ده‌ها هزار ایرانی طی دو شب، حاکی از ارتکاب جنایتی سنگین علیه بشریت است؛ سطحی از خشونت که برخی ناظران و تحلیل‌گران را به طرح این پرسش واداشته است که آیا می‌توان از عناصر نسل‌کشی در رفتار جمهوری اسلامی سخن گفت؟

حقوق‌دانان در به‌کارگیری این واژه احتیاط فراوان به خرج می‌دهند. علت این احتیاط، تعریف دقیق و محدود نسل‌کشی در حقوق بین‌الملل است؛ در این چارچوب نسل‌کشی به اعمالی اطلاق می‌شود که با قصد نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی انجام می‌شود.

برخی حقوق‌دانان استدلال می‌کنند که معترضان این خیزش، در معنای کلاسیک حقوقی، لزوماً ذیل یکی از این گروه‌ها تعریف نمی‌شوند و به همین دلیل از اطلاق قطعی واژه «نسل‌کشی» به این جنایت فجیع خودداری می‌کنند

. با این حال، برای بسیاری از افرادی که جمهوری اسلامی را از بدو شکل‌گیری آن می‌شناسند یا بخش قابل‌توجهی از زیست خود را زیر سلطه این نظام گذرانده‌اند، مفهوم نسل‌کشی به شکلی دیگر و ملموس‌تر معنا می‌یابد.

۱۴۰۵ فروردین ۱۹, چهارشنبه

نه به جنگ» فراتر از یک موضع اخلاقی وقتی جنگ به کمک جمهوری اسلامی می رسد

 



متن چند ساعت پیش از اعلام آتش بس پایان یافت، یک روز پس از آنکه ترامپ از «مرگ یک تمدن» با تهدید استعماری سخن گفت که به طور ضمنی شامل استفاده از بمب اتمی یا قتل عام مردم ساکن جغرافیای ایران و تخریب زیرساخت های حیاتی آن بود. این متن بدون تغییر منتشر می شود.

در کنفرانس مطبوعاتی ۶ اپریل ۲۰۲۶، زمانی که یک خبرنگار از ترامپ درباره تهدید بمباران زیرساخت های حیاتی و مجازات گسترده مردم پرسید، او پاسخ داد: «مردم ایران حاضرند برای آزادی رنج بکشند؛ آن ها می گویند: 'به بمباران ادامه دهید!'»

اظهارات ترامپ که «جنایات جنگی» را به طور خاص با اشاره به «اراده» مردم ایران مشروعیت می بخشد و توجیه می کند، به وضوح نشان می دهد که چقدر مهم است موضع ضدجنگ بگیریم و حملات نظامی اسرائیل و آمریکا را بدون لکنت محکوم کنیم. سکوت در برابر جنگ یا نبود تلاش های فعال برای «آتش بس» نه تنها چرخ دنده های ماشین جنگی را صیقل می دهد، بلکه به تداوم جنگی کمک کرده است که به طرز طنزآمیزی جمهوری اسلامی را از نظر اجتماعی، سیاسی و ژئوپولیتیکی تقویت و بازسازی کرده است.

 

«نه به جنگ» فراتر از یک موضع اخلاقی

۱۴۰۵ فروردین ۱۶, یکشنبه

حمایت از جنگ محصول انتقام نه دلسوزی

 


حمایت از جنگ محصول انتقام نه دلسوزی 

فرخ قهرمانی

چند روز پیش خبری به زبان آلمانی دیدم که برایم باورکردنی نبود. نوشته بود در هانوفر، گروهی از سلطنت‌طلبان زنجیرهٔ انسانی تشکیل داده‌اند و نه‌ تنها با آتش‌ بس مخالفت می‌کنند، بلکه فعالانه از ادامهٔ جنگ حمایت می‌کنند. شهری که همیشه نماد صلح بوده، حالا صحنهٔ چنین خواسته‌هایی شده است. خواندن این خبر برایم تکان‌دهنده بود چطور ممکن است پس از چهل روز بمباران، پس از پرپر شدن صدها کودک، کشته شدن هزاران انسان، ویرانی ده‌ها هزار خانه، بیمارستان، درمانگاه و زیر ساخت، هنوز کسانی باشند که ادامهٔ این ویرانی را راه‌ حل می‌دانند؟ در روزهای اول شاید می‌شد این مواضع را به ناآگاهی یا ساده‌لوحی نسبت داد. اما امروز، پس از هفته‌ها جنگ، وقتی حتی دولت‌های مهاجم به این نتیجه رسیده‌اند که ادامهٔ بمباران بی ‌فایده است و پای میز مذاکره نشسته‌اند، دیگر نمی‌توان گفت که این افراد «نفهمیده‌اند». واقعیت روشن است: با بمباران هیچ حکومتی سرنگون نمی‌شود و هیچ دموکراسی‌ ای از دل آوار متولد نمی‌گردد. و هیچ قدرت خارجی برای آزادی مردم کشور دیگری لشکرکشی نمی کند. لحظه‌ای با خود فکر کردم شاید این افراد اصلاً ایرانی نباشند. اما بلافاصله به یاد آوردم در حالی که بخشی از ایرانیان خارج ‌نشین همچنان ادامهٔ بمباران را «راه‌حل» می‌دانند بسیاری از شهروندان همان کشورهایی که در جنگ دخیل‌اند، علیه این جنگ اعتراض کرده‌اند و خواستار پایان آن شده‌اند پس مسئلهٔ اصلی نه ملیت است و نه جغرافیا ، سؤال اصلی این است: این افراد چه می‌خواهند؟ اگر دغدغه‌شان آزادی، رفاه، یا امنیت مردم بود، نمی‌توانستند نسبت به این حجم از رنج حاصل از بی خانمانی ، آوارگی ، بیکاری ، خرابی و ویرانی و از همه مهمتر کشتار کودکان ، زانان و مردم بیگناه بی‌ تفاوت بمانند. اگر دلشان برای زندانیان سیاسی می‌سوخت، نمی‌توانستند از جنگی حمایت کنند وقتی به وضوح می بینند که اعدام ها به مراتب بیشتر و شرایط زندانیان سیاسی به مراتب بدتر از قبل از جنک است و مهمتر از همه اگر هدفشان سرنگونی جمهوری اسلامی است چطور ممکن است چهل روز شدیدترین بمباران قویترین ارتش جهان به همراه متحدش کافی نبوده باشد تا چشم‌ ها یشان باز شود؟ که این جنگ نه ‌تنها چیزی را سرنگون نکرده، بلکه همان قدرتی را که خواهان سرنگونی اش هستند را در هاله‌ای از «خطر» و «بقا» سخت ‌تر و بسته ‌تر کرده ، چطور نمی‌بینند که هر بمب، هر موشک نه فقط دیواری را فرو می‌ ریزد بلکه دیوار تازه ای هم دور حکومت می‌کشد و نهایتاً چطور نمی بینند که حتی خود جنگ افروزان هم آشکارا اذعان میدراند که هدفشان از جنگ براندازی جمهوری اسلامی نیست ، چطور با این که *آفتاب آمد دلیل آفتاب * اینان نفهمیده اند که این جنگ، جنگ دولت‌هاست؛ تصمیماتش در اتاق‌های قدرت گرفته می‌شود و منافعش به جیب دولت ‌ها و سرمایه ‌داران می‌رود و مردم، چه در ایران و چه در کشورهای مهاجم، سهمی از این منافع ندارند. با کمی تامل به این نتیجه رسیدم که اینها هم هرآنچه را که مخالفین جنگ می بینند را میدانند و می بینند اما مشکل اینها در جائی دیگر است اینان اغلب حامیان و پیروان کورکورانه جماعتی هستند که سال‌ها پیش قبل از  انقلاب یا روزهای نخست پس از آن با چمدان‌هایی پر از پول و خاطره یا خشم از مردمی که انقلاب کردند خاک ایران را ترک کرده اند و این جماعت خشمگین از مردم ایران امروز توانسته اند تعدای از جوانان را به خصوص در خارج از کشور با ابزارهائی که در اختیار دارند به خود جذب نموده و در حقیقت این جنگ هم برای آنان به مثابه نوعی انتقام از مردمی است که عامل آن انقلاب بوده اند.

۱۴۰۴ خرداد ۳۰, جمعه

مفهوم «غارت»

 

مفهوم «غارت»

تحلیلی از مفهوم «غارت»: از غارت ثروت ملی تا تخریب زیرساخت های ایران

در ادبیات سیاسی و اجتماعی امروز ایران، واژه «غارت» دیگر فقط یک اصطلاح انتقادی سخت نیست، بلکه توصیف واقعیتی عینی است که ریشه در لایه های مختلف زندگی مردم دارد.

این مقاله بررسی می کند که چگونه منابع ملی ایران به ابزاری برای بقای یک طبقه خاص تبدیل شده و پیامدهای مخرب آن را به همراه دارد.

فساد ساختاری و فرار سرمایه

یکی از آشکارترین نشانه های این وضعیت، اختلاس نجومی و سیستماتیک است. برخلاف موارد فساد، ما با شبکه ای روبرو هستیم که ثروت عمومی را با دور زدن قانون و ایجاد اجاره اطلاعات به حساب های شخصی و خارجی منتقل می کند. پدیده «آقایان» نماد زنده این تبعیض است، طبقه ای که از نعمت های کشور بهره مند می شود در حالی که توده های مردم با تورم طاقت فرسا دست و پنجه نرم می کنند.

اولویت ایدئولوژی بر رفاه ملی

در چهار دهه گذشته، بخش بزرگی از درآمدهای حاصل از فروش نفت و گاز که باید صرف نوسازی زیرساخت ها، آموزش و بهداشت می شد، صرف توسعه طلبی منطقه ای و پروژه های ایدئولوژیک شده است. این رویکرد باعث شده است که ثروت ملی نه صرف توسعه ایران، بلکه صرف تقویت نفوذ سیاسی فراتر از مرزهایش شود، که نتیجه مستقیم فقر گسترده و فروپاشی طبقه متوسط است.

غارت منابع محیط زیستی، میراثی که نابود شد

غارت در ایران محدود به پول نیست. مدیریت ناکارآمد و نگاه کوتاه مدت به منابع منجر به غارت زیست محیطی می شود. خشک شدن دریاچه ها، نشست زمین و از دست رفتن جنگل ها نتیجه پروژه های اجاره ای (مانند ساخت سدهای بی هدف توسط نهادهای نظامی) است که سودهای کلانی برای پیمانکاران دولتی به همراه داشته و آینده ایران را نابود کرده است.

نهادهای اقتصادی غیرپاسخگو

وجود نهادها و بنیادهایی که بخش بزرگی از اقتصاد ایران را کنترل می کنند اما پاسخگو به هیچ نهاد منتخب نیستند و از پرداخت مالیات معاف اند، چرخه فساد را کامل کرده است. این انحصار اقتصادی فضای رقابت سالم را نابود کرده و کارآفرینان مستقل را به حاشیه رانده است.

آنچه امروز در ایران به عنوان غارت شناخته می شود، فرآیندی است که در آن «منافع رژیم» بر «منافع ملی» غلبه کرده است. این شکاف عمیق میان ثروت عظیم الهی ایران و میزهای خالی مردم نه تنها باعث بی اعتمادی شده، بلکه جرقه های اصلی اعتراضات سراسری را نیز شعله ور ساخته است. مردم ایران امروز به خوبی می دانند که ریشه مشکلات شان کمبود منابع نیست، بلکه نحوه توزیع و غارت منابع است.

گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی

  گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی ۲۴ اپریل ۲۰۲۶ مقدمه: انسداد مطلق اطلاع...