‏نمایش پست‌ها با برچسب #انسانیت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب #انسانیت. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۵ مرداد ۹, جمعه

با چهره نازیبا و حیله گری های حدادعادل کارچاق کن رژیم بیشتر آشنا شوید

 


شکر خوردن و درافشانی حداد عادل

آقای حداد عادل پادو درگاه ولایت، شکر افشانی فرمودند: “مردم از مغازه هایی که درسردر خود از واژه های بیگانه استفاده می کنند، خرید نکنند امام زمان ناراحت می شود”!!. به راستی وقاحت و بی شرمی تا به کجا! و هرزگی و پستی تا چه اندازه؟!. این آقا و افرادی مانند او که رژیم جهنمی اسلامی را ساخته اند، آنچنان با گستاخی و فرومایگی سخن می گویند که گویا ملت ایران یک مشت خر و گاوند وبه این مزخرفات و یاوه گویی ها توجهی دارند. امثال حداد عادل ها، که تعدادشان هم کم نیست و نمونه آن احمدی نژاد رئیس به اصطلاح جمهور دلقک و مالیخولیایی رژیم بود، آنچنان از سکوت و بی اعتنایی مردم سوء استفاده کرده و می کنند که شنیدن آن ها حتی برای کودکان نیز مسخره و خجالت آور است.

سنجش و ارزیابی این گفتار

این گفتار با هر منطقی که بررسی شود، کودکانه است. زیرا، مردم در خرید خود آزادند و کاری هم به تابلو و نوشته بالای سر در مغازه ها ندارند.وقتی شما در ژاپن خرید می کنید، نام و نوشته ها ژاپنی است. اگر هم در اسرائیل باشید، نوشته ها و مفهوم آن عبری است. در ایران نیز مغازه دار بر اساس ذوق و سلیقه خود نامی را بر می گزیند و برای جلب مشتری بیشتر، ممکن است به دو یا چند زبان نیز بنیوسد. اینها آزادی در کسب و کار، و نخستین گام در راه آزادی انسان است.

۱۴۰۵ مرداد ۳, شنبه

دادخواهی از کجا می‌آید؟

 



تجربه‌های جهانی از آفریقای جنوبی تا آمریکای لاتین نشان داده‌اند دادخواهی زمانی پایدار می‌شود که به نهاد تبدیل شود: سازوکارهای حقیقت‌یابی، آرشیوهای حافظه، فرآیندهای جبران خسارت و شبکه‌های مستندسازی ابزارهایی بوده‌اند برای تبدیل رنج به «حافظه‌ی فعال».

اگر بخواهیم از همان ابتدا از یک سوءتفاهم رایج عبور کنیم، باید بگوییم در بسیاری از بحث‌های اجتماعی «خشم» و «خشونت» به‌اشتباه هم‌معنا فرض می‌شوند؛ در حالی‌که از منظر روان‌شناختی و اخلاقی، این دو نه‌تنها یکسان نیستند، بلکه اغلب در نسبتِ معکوس قرار می‌گیرند. در جوامع بحران‌زده به‌ویژه در بافت‌هایی که خشونت ساختاری به شکل سرکوب، حذف صداها و انکار عاملیت فردی/جمعی عمل می‌کندمفهومی به نام «دادخواهی» سر بر می‌آورد. اما این سر بر آوردن، محصولِ خشونت نیست؛ محصولِ چیزی است که از دلِ تجربه‌ی نقض، انکار و بی‌عدالتی بیرون می‌زند: خشم اما نه خشم کور، بلکه خشم اخلاقی، آگاه و معطوف به عدالت؛ خشمی که می‌گوید: «مرزی نقض شده؛ پاسخ بده.»

زندانیان سیاسی در سایه سرکوب، اعدام و بحران حکمرانی در ایران

 


۲۰ ژوئن، روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی در ایران، تنها یک مناسبت نمادین برای یادآوری سرنوشت زندانیان سیاسی نیست. این روز در طول سال‌های گذشته به بستری برای بازخوانی یکی از بنیادی‌ترین شکاف‌های موجود در جامعه ایران تبدیل شده است؛ شکاف میان جامعه‌ای که خواهان آزادی، عدالت و کرامت انسانی است و ساختار قدرتی که برای حفظ خود بیش از پیش به ابزارهای سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام متکی شده است.

انتخاب ۲۰ ژوئن (۳۰ خرداد) به عنوان روز جهانی حمایت از زندانیان سیاسی در ایران، به دو رویداد مهم تاریخ معاصر ایران گره خورده است. نخست ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که آغاز یکی از گسترده‌ترین موج‌های سرکوب سیاسی پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود و دوم ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ که سرکوب اعتراضات مردمی پس از انتخابات ریاست جمهوری، بار دیگر مسئله زندانیان سیاسی را به یکی از مهم‌ترین مسائل جامعه ایران تبدیل کرد. اما ۲۰ ژوئن ۱۴۰۵ در شرایطی فرا می‌رسد که مسئله زندانیان سیاسی وارد مرحله‌ای تازه شده است. امروز زندان دیگر صرفاً محل نگهداری مخالفان سیاسی نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین ابزارهای حکمرانی در حاکمیت جمهوری اسلامی تبدیل شده است. در چنین شرایطی دفاع از زندانیان سیاسی تنها دفاع از حقوق گروهی محدود نیست؛ بلکه دفاع از حق اعتراض، آزادی بیان، آزادی تشکل، حق دسترسی به اطلاعات، کرامت انسانی و امکان زیستن در جامعه‌ای آزاد است.

بابک خرمدین که بود؟

 


بابک خرمدین که بود؟

۱۴۰۵ تیر ۳۱, چهارشنبه

انسان، آخرین سنگر؛ از فریاد برانژه تا شلیک کمیسر مولدووان

 


 فرشته قادری

سه گلوله آخر

به انتقام مادر!

صحنه‌ای ماندگار از فیلم «کمیسر متهم می‌کند». کمیسر مولدووان، که مادرش را اعضای گارد آهنین به تازگی کشته‌اند، سه گلوله آخر را در هفت‌تیرش جاگذاری می‌کند؛ با خونسردی تمام روی سن سینمای خالی می‌آید و سه نفر از اعضای زبده‌ی گارد آهنین را، که در انتهای سینما پناه گرفته‌اند، با همان سه گلوله از پا در می‌‌آورد. 

فیلم کمیسر متهم می‌کند (۱۹۷۴) ماجرای رومانی در سال ۱۹۴۰ را روایت می‌کند. فیلم با فضایی خفقان‌آور آغاز می‌شود، آن زمان که یک دیکتاتوری نظامی-فاشیستی به پشتیبانی نازی‌ها به حکومت رسیده است. حکومت رومانی با شبه‌نظامیانی به نام گارد آهنین ائتلاف کرده بود که در فیلم، اعضای آن با کت‌های چرمی مشکی و ظاهری مخوف نمایان می‌شوند. همین گروه مسئول کشتار زندانیان سیاسی معترض در زندان ویراگا (در اصل، زندان ژیلاوا در بخارست) بودند. 

حکومت و مقامات فاسد پلیس برای خواباندن صدای مردم و فریب افکار عمومی، کمیسر مولدووان را که وابستگی سیاسی ندارد، مسئول پرونده‌ی کشتار زندانیان می‌کنند. اما مولدووانِ سرسخت و فسادناپذیر بلای جان آنان می‌شود و با افشای دست‌داشتن گارد آهنین در قتل‌ها، آنها و مقامات رومانی و قوه‌ی قضاییه را رسوا می‌سازد. 

مولدووان، کمیسری است ورزیده، زیرک و آماده، با کلاه شاپو و بارانی خاکستری بلند، که با صدایی بم و خش‌دار حرف می‌زند. با چهره‌ای مصمم، سرسخت و کاریزماتیک. هنرپیشه‌ای که نقش او را بازی می‌کند کسی نیست جز خود کارگردان سرجیو نیکولائسکو. حتی صحنه‌ی نهایی فیلم، غلت‌خوردن مولدووان روی تپه پس از اصابت ده‌ها گلوله، تنها با یک برداشت و توسط خودِ

۱۴۰۵ تیر ۲۷, شنبه

۱۸تیر، ۲۷سال بعد؛ خامنه‌ای در روزی‌که نسخه اصلاحات را پیچید خاک می‌شود

 


۲۷ سال از ۱۸تیر۱۳۷۸ که نیروهای رسمی امنیتی و «انصار حزب‌الله»، گروه فشار «علی خامنه‌ای» به کوی دانشگاه تهران حمله کردند و اعتراضات مسالمت‌آمیز دانشجویان را به خاک و خون کشیدند، می‌گذرد. حالا درست در هجدهم تیر، علی خامنه‌ای به خاک سپرده می‌شود؛ مردی که با حکم حکومتی خود نیم‌چه آزادی بیان که در اواخر دهه هفتاد در ایران به‌دست آمده بود را از میان برد و رویای چندین نسل برای دموکراسی را ناتمام گذاشت.۱۸تیر۷۸ بارها از سوی روزنامه‌نگاران، فعالان دانشجویی و مدنی به نقطه عطف مبارزه مردم ایران علیه استبداد قلمداد شده است، اما نقطه بی‌برگشتی نیز در زندگی شخصی و اجتماعی انسان‌هایی بوده که آن‌روزها یا دانشجو بودند یا روزنامه‌نگار و برای مبارزه با استبداد به خیابان آمده بودند.

این گزارش در گفت‌وگو با «آسیه امینی»، روزنامه‌نگار و شاهد سرکوب اعتراضات در تیرماه۷۸ و «احمد باطبی»، دانشجوی معترضی که بازداشت شد، ۱۷‌ماه شکنجه شد و به اعدام محکوم شد، اما نهایتا حکمش شکست، درباره نقش خامنه‌ای و تاثیر سرکوب تیر۱۳۷۸ بر زندگی ایرانیانی است که امید به تغییر از راه اصلاحات بسته بودند، امیدی که دیگر از میان رفته است.

کشتار دی ۱۴۰۴ ایران

 


کشتارهای دی ۱۴۰۴ ایران به مجموعه‌ای از گزارش‌ها دربارهٔ کشته شدن گستردهٔ غیرنظامیان به‌دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران و شبه‌نظامیان خارجی تحت حمایت نظام جمهوری اسلامی ایران در جریان خیزش ۱۴۰۴ ایران اشاره دارد.[۱] تا تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، برآوردها از شمار جان‌باختگان از ۲۹۸۶ آمار دولتی جمهوری اسلامی تا ۶٬۴۸۸ تن کمترین تا بیش از ۴۳٬۰۰۰ تن را دربر می‌گرفت،[۲] که شامل ۲۰۹ فرد نظامی و غیرنظامی وابسته به حکومت می‌شد،[۳] و این رویدادها را به یکی از بزرگ‌ترین کشتارها در تاریخ معاصر ایران تبدیل می‌کند.[۴][۵][۶]

بر اساس گزارش‌ها، در ۱۹ دی ۱۴۰۴، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در جلسهٔ شورای عالی امنیت ملی، دستور سرکوب اعتراضات «به هر وسیلهٔ لازم» را صادر کرد. به‌دنبال این دستور، نیروهای امنیتی با استفاده گسترده از سلاح گرم و سرد علیه معترضان وارد عمل شدند؛ امری که بنا بر گزارش رسانه‌های بین‌المللی به افزایش چشمگیر شمار کشته‌شدگان انجامید.[۷] خود سید علی خامنه‌ای در سخنرانی که پس از کشتار کرد اعتراف کرد که چند هزار نفری کشته شدند.[۸]

در ۲۲ دی، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه تأیید کرد که نیروهای امنیتی مستقیماً به معترضان شلیک کرده‌اند.[۹] در ۲۵ ژانویه، تایم گزارش داد که فهرست مشخصی شامل ۳۰٬۳۰۴ مورد مرگ ثبت‌شده مرتبط با اعتراضات در بیمارستان‌های غیرنظامی فقط برای ۱۸ و ۱۹ دی وجود دارد.[۱۰][۱۱] در همان روز، ایران اینترنشنال با استناد به اسناد و منابع خود، شمار کشته‌شدگان را بیش از ۳۶٬۵۰۰ نفر برآورد کرد.[۱۲] در ۲۸ ژانویه، روزنامهٔ گاردین گزارش داد که شمار جان‌باختگان ممکن است بیش از ۳۰٬۰۰۰ نفر باشد و این‌که کمتر از ۱۰٪ از مرگ‌ها ممکن است به‌طور رسمی ثبت شده باشند.[۱۳]

به‌دلیل قطع سراسری اینترنت در ایران و محدودیت شدید دسترسی به اطلاعات، آمار دقیق قربانیان این رویداد همچنان نامشخص است. سی‌بی‌اس نیوز با استناد به تصاویر منتشرشده از سردخانه‌ها و گزارش‌های میدانی، این کشتار را یکی از مرگبارترین موارد استفاده از قوهٔ قهریه علیه معترضان در تاریخ معاصر توصیف کرده است.[۱۴] برخی منابع بین‌المللی این کشتار را از نظر شمار قربانیان در زمرهٔ مرگبارترین سرکوب‌های دولتی علیه معترضان در دورهٔ معاصر دانسته‌اند و از آن با تعابیری چون «نسل‌کشی در تاریکی دیجیتال» یاد کرده‌اند.[۱۵][۱۶]

۱۴۰۵ تیر ۸, دوشنبه

مسأله جرم سیاسی در حقوق ایران

 


مسأله جرم سیاسی در حقوق ایران

محمد حسین نیری

چکیده

این مقاله به بررسی مفهوم و سرنوشت جرم سیاسی در سیستم حقوقی ایران می پردازد. در حالی که قانون اساسی ایران تضمینات خاص حمایتی، شامل محاکمه علنی و حضور هیأت منصفه، برای افرادی که به جرایم سیاسی متهم شده اند در نظر گرفته است، قوانین عادی ایران هیچگونه تعریفی از این جرایم به دست نمی دهند. همین مسأله توجیهی برای قوه قضائیه ایران فراهم کرده تا مخالفان سیاسی نظام را از محاکمه علنی در حضور هیأت منصفه محروم نماید. دادگاههای انقلاب در ایران که کمترین توجهی به موازین دادرسی منصفانه از خود نشان نمی دهند، سخاوتمندانه تمام این پرونده ها را با برچسب جرایم «امنیتی» مورد رسیدگی قرار داده و در محاکمات غیرعلنی مجازاتهای بسیار سنگین برای متهمان این جرایم در نظر می گیرند. در سال ۱۳۹۲ طرحی از سوی برخی نمایندگان به مجلس شورای اسلامی تقدیم شد که تعریفی بسیار تنگ نظرانه از جرایم سیاسی به عمل آورده است. کلیات این طرح اخیرا به تصویب رسید و این امکان وجود دارد که در آینده نزدیک به قانون تبدیل شود. این در حالی است که آنچه در ایران به عنوان امتیاز برای مجرمان سیاسی در نظر گرفته شده است، در بسیاری از کشورهای دیگر جزو اصول عادی دادرسی محسوب می شوند. در مجموع نیز این نظریه که برخی از جرایم به عنوان «سیاسی» محسوب شده و امتیازات خاصی برای متهمان این جرایم در نظر گرفته شود، در حال محو شدن از سیستمهای حقوقی مدرن است. به علاوه چنین موازینی تنها در یک نظام دموکراتیک که از حاکمیت قانون تبعیت می کند و به آزادیهای بنیادین و حقوق اساسی افراد احترام می گذارد مؤثر خواهد بود. بنابراین اینکه چنین اقداماتی بتواند موجب بهبود وضعیت فعالان سیاسی و مدافعان حقوق بشر بشود محل تردید جدی است.

قصاص قانونی برای بی عدالتی…

 


بررسي يک پرونده: 

 فاطمه متولد 17 آبان 1370 در تاريخ 30 فرودين 1388 يعني زمانيکه هفت ماه مانده است تا به سن 18 سالگي وارد شود، متهم  به قتل عمدي همسر دومش مي شود. قبلا در اثر اجبار خانواده در 15 سالگي با مرد ديگري ازدواج مي کند وفقط 15 روز همسر او باقي مي ماند، در اين مدت چندين بار از او کتک مي خورد. تا اينکه با توافق ازهم جدا مي شوند. زمان زيادي از طلاق نمي گذارد که خانواده اش  براي جبران نا کامي ازدواج نخست او را تحت فشار دوباره قرارميدهند تا تن به ازدواج دوم بدهد. زيرا معتقداند، در محيط کوچک آنها يک دختر مطلقه شانس ازدواج مجدد مناسبي ندارد. با همين انديشه بالاخره يک نفررا در فاميل مادري او  که کارمند است، پيدا کرده وبار ديگر او را مجبور به  ازدواج ميکنند. گريه و زاري و مخالفت فاطمه اثري ندارد. کسي به اوتوجهاي نمي کند.

فاطمه دانش آموز است، او با وجوداجراي عقد ازدواج رسمي، زندگي مشترک را آغاز نمي کند. با همسرش رابطه مناسبي ندارد، همسرش اطاقي در مسجدي دارد و در آن زندگي مي کند، گاهي که فاطمه به همسرش سر مي زند مشاجراتي بين آنها سر مي گيرد، به حدي که روحاني و خادم مسجد از مشاجرات آنها مطلع مي شوندد.

 در فروردين 1388 جسد همسر فاطمه در اطاقش پيدا مي شود. پليس فورا جستجو براي يافتن فاطمه را شروع مي کند، او را در کتابخانه مدرسه مي يابند.

با بازداشت فاطمه يک روز بعد از حادثه بدون حضور وکيل و بدون اينکه اجازه انتخاب وکيل داشته باشد بازجويي از او آغاز مي شود. او ابتداء نزد پليس به قتل اقرار مي کند، اما در دادگاه و در حضور وکيلش موضوع را انکار مي کند و اقرارش را ناشي از ترس و بي اطلاعي اعلام مي کند.

 فاطمه شديدا منکر ارتکاب قتل عمدي همسرش است، او دليلي براي انجام آن نداشته است، اما متاسفانه مخالفتش با ازدواج اجباري و عدم تمايلش براي ماندن در يک رابطه توام با زور دادگاه را بي نياز به انجام تحقيقات بيشترپيرامون موضوع مي کند واکنون بيش از شش سال است که در زندان بسر مي برد.

ابهام عجیب در پرونده قتل‌های کهریزک

 


مقدمه

پرونده قتل های کهریزک، یکی از مرموزترین پرونده های تاریخ جمهوری اسلامی است. این پرنده، شش قربانی مشخص دارد. محسن روح الامینی، محمد کامرانی، امیر جوادی فر، رامین قهرمانی، احمد نجاتی کارگر، و پزشک وظیفه آن زندان یعنی رامین پوراندرجانی، که بعدها به طرز مشکوکی، جان باخت.

کهریزک نام یک بازداشتگاه در حومه تهران است که در زمان فرماندهی محمدباقر قالیباف بر نیروی انتظامی، محل نگهداری متهمین و مجرمین خطرناک بود؛ تا این که در جریان یکی از تجمعات اعتراضی در سال ۱۳۸۸ و در اواسط تیرماه آن سال، چند نفر از دستگیرشدگان، به این بازداشتگاه، منتقل شدند. نقل‌ها، شواهد و قرائن زیادی مبنی بر وجود شکنجه های مختلف در این بازداشتگاه در آن برهه وجود دارد که جای هیچ گونه شک و شبهه ای مبنی بر قتل قربانیان کهریزک وجود ندارد. خلاصه این که در این بازداشتگاه، دست کم ۵ نفر به قتل رسیدند، و پزشک وظیفه آن نیز بعدها به طرز مشکوک، جان خود را از دست داد.

سلاح‌های بدون مرز: چگونه مهمات وارداتی خشونت دولتی در ایران را تشدید می‌کنند

 


هشدار:

این گزارش شامل توضیحات و تصاویری از خشونت و جراحت است؛ تصاویری که ممکن است برای بعضی خوانندگان آزاردهنده یا ناراحت‌کننده باشد.

 

۵. تولیدکنندگان تفنگ شات‌گان و مهمات آن

نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی ایران از انواع متنوعی از تفنگ های شات‌گان‌ استفاده می‌کنند، که برخی ساخت داخل بوده و برخی هم از خارج از کشور وارد شده‌اند. برای اطمینان از شناسایی دقیق سلاح ها، این گزارش از چندین معیار مورد قبول در رویه‌های حقوقی و قضایی بهره برده است، از جمله بررسی ویژگی‌های بصری متمایز، علائم تجاری تولیدکننده، و تطابق با جزوات آموزشی واحدهای امنیتی. در این بخش تنها سلاح‌هایی ذکر شده‌اند، که شواهد بصری قطعی یا چندین منبع مستند معتبر، شناسایی آن‌ها را تأیید کرده باشد. هر سلاحی که حداقل یکی از این معیارها را نداشت، از فهرست کنار گذاشته شد.

سلاح‌های بدون مرز: چگونه مهمات وارداتی خشونت دولتی در ایران را تشدید می‌کنند

 


۱. A@ﮐ

ﺖ8ﺎی اﯾﺮا

خشونت علیه زنان در ایران

 


 
 
کلیات

خشونت علیه زنان اصطلاحی تخصصی است که برای توصیف کلی از کار‌ها و اقدامات خشونت آمیز علیه زنان جامعه به کار می‌رود؛ خشونتی که علیه گروه خاصی از شهروندان یک جامعه اعمال می‌شود و جنسیت قربانی، پایه اصلی خشونت شکل گرفته است. اوج گرفتن خشونت علیه زنان در جوامع مختلف در دهه‌های اخیر سبب شد تا سازمان‌های بین المللی و نهاد‌های قانون گذار داخلی تلاش‌های ویژه‌ای را برای برخورد با این نوع از خشونت‌های اجتماعی در دستور کار قرار دهند. برای مثال سازمان ملل متحد روز ۲۵ نوامبر (چهارم یا پنجم آذر) را روز بینالمللی مبارزه با خشونت علیه زنان اعلام کرده است. رسانه ملی در اسفندماه سال ۱۳۹۷و در یکی از برنامه های خود (فرمول یک) گفت و گویی را پخش کرد که به زعم بسیاری مصداق بارز ترویج خشونت علیه زنان دانسته شد.

تعاریف

مجمع عمومی سازمان ملل متحد خشونت علیه زنان را «هرگونه عمل خشونتآمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی (بدنی)، جنسی یا روانی زنان بشود» تعریف کردهاست که شامل «تهدید به این کارها، اعمال اجبار، یا سلب مستبدانه آزادی (چه در اجتماع و چه در زندگی شخصی)» می شود.
 
بر همین اساس اعلامیه رفع خشونت علیه زنان در سال ۱۹۹۳ بیان میکند که این خشونت ممکن است توسط افرادی از همان جنس، اشخاص عادی، اعضای خانواده‌ها و یا دولت‌ها اعمال شود. همچنین هرگونه رفتار خشن وابسته به جنسیت که موجب آسیب جسمی، جنسی، روجی و رنج زنان شود را خشونت علیه زن میگویند. این خشونت میتواند با تهدید، اجبار یا سلب اختیار و آزادی، بهصورت پنهان یا آشکار انجام شود.
 

۱۴۰۵ خرداد ۱۴, پنجشنبه

چریکه‌ی تارا از زبان «زن، زندگی، آزادی»

 


منصوره شجاعی

روزهایی که بهرام بیضائی فیلم «چریکه‌ی تارا» را می‌ساخت، روزهایِ رؤیازاییِ مردمان ایران بود. و او از معدود هنرمندان و روشنفکرانی بود که در همان ایام پرآشوب انقلاب ۵۷ پیش‌بینی کرد که رؤیاهای ما در زمینی که با خیشِ نفرت و زور و خشونت زیر و رو می‌شد بارور نخواهد شد.

در اوایل ماه آوریل که نسخه‌ی ترمیم‌شده‌ی چریکه‌ی تارا در سینمای کرایتریون آمستردام اکران شد بیش از چهل سال از ساخت فیلم چریکه‌ی تارا، یکی از اولین قربانیان سانسور انقلاب اسلامی، می‌گذشت. 

چهره‌های گوناگون نادانی



رناتا سالتسل

دو تعریف از نادانی وجود دارد. اولین معنای این واژه عبارت است از بی‌دانشی یا بی‌میلی به دانستن، در حالی که دومین معنا معطوف به روابط است؛ برای مثال، وقتی که تصمیم می‌گیریم رفتار یا شخص خاصی را نادیده بگیریم. با وجود این، تفاوت بسیار مهمی میان نادیده گرفتن چیزی و ناآگاهیِ واقعی از آن وجود دارد، هرچند ممکن است که این دو بسیار شبیه به یکدیگر یا حتی همسان به نظر برسند. نادیده گرفتن چیزی به معنای انکار اهمیت یا وجود آن، و همچنین آگاهانه چشم‌ پوشیدن از آن است. در مقابل، جهل یعنی ناآگاهی از وجود یا معنای بالفعل یا حتی بالقوه‌ی چیزی در جهان آفرینش. تفاوت میان «تجاهل» (نادیده گرفتن عمدی) و «در جهل به سر بردن» حاکی از تمایزی اخلاقی میان «مسئولیت» و «بی‌گناهی» است. نادیده گرفتن آنچه واقعاً از آن آگاه‌ایم در واقع کوششی است برای بازیابیِ آرامش ناشی از جهل «اولیه».

ما معمولاً «نادانی» را به معنایی منفی به کار می‌بریم و اغلب دیگران را به ابتلا به آن متهم می‌کنیم. با وجود این، نادانی و نادیده گرفتن در زندگی روزمره‌ی ما، به‌ویژه در سامان دادن به روابط‌مان، نقشی حیاتی دارد. بدون نادانی، عشق به وجود نمی‌آمد. والدین در فرایند فرزندپروری اغلب محبور می‌شوند که پس از توجه کامل به کودک، مدتی عامدانه او را نادیده بگیرند. در بسیاری از موارد، بهترین راه کنار آمدن با کج‌خلقی‌های یک کودک نوپا این است که مدتی او را نادیده بگیرند یا به راهبرد «وقفه‌ی کوتاه» متوسل شوند. این «وقفه‌ی کوتاه» چیزی نیست جز مدتی که طی آن کودک خردسال مجبور است که بی‌اعتناییِ والدینش را بپذیرد. خوابیدن هم ذاتاً با نادانی گره خورده است، زیرا بی‌خوابی اغلب نتیجه‌ی ناتوانی از هضم و نادیده گرفتن اتفاقات روزانه و احساساتِ ناشی از آن است.

در ستایش زندگیِ عادی بعد از جنگ

 

در ستایش زندگیِ عادی بعد از جنگ

زری یوسف

چند روز از آتش‌بس گذشته است؟ این جنگ دوم چند روز به درازا کشید؟ اعتراضات کی تمام شد؟ کی شروع شد؟ بین اعتراضات و جنگ دوم چند روز فاصله بود؟ این‌ھا سؤالاتی است که مدام از خودم می‌پرسم، اما جواب دقیقش را نمی‌دانم. ذھنم تمرکز ندارد که تاریخ دقیقشان را مشخص کنم. شاید باید مثل رابطه‌ھای از دست‌رفته تعداد سال‌ھا و روزھا و دقیقه‌ها و ثانیه‌ھا را بشمارم.

اگر یک زندگی معمولی می‌داشتم، اگر یک زندگی نرمال می‌داشتم، شاید من ھم مثل خیل عظیم جمعیت جھان الان در حال شمارش روزھایی بودم که مثلاً یاری را از دست داده بودم، در سوگ دوستی اشک ریخته بودم، در رثای کاری که برایم اھمیت داشت و آن را از دست داده بودم، زانوی غم به بغل گرفته بودم. اما سوگ این از دست دادن‌ھا و از دست رفتن‌ھا کجا و آنچه ما در این چند سال گذشته‌ی نه خیلی دور تجربه کرده‌ایم، کجا؟

ما ایرانی‌ھا انگار ھیچ‌وقت زندگی معمولی نداشته‌ایم. ھر کداممان، از ھر وقتی به دنیا آمده‌ایم، پا به دنیایی گذاشته‌ایم که تقریباً اختیار ھیچ چیزش دست خودمان نبوده است، الا این‌که زور زندگی زیاد است و ما این اختیار را داریم که با آن ھمراه بشویم. جنگ دوازده روزه که تمام شد، بھت حاصل از جنگی ناگھانی ــ ھر چند که بسیاری ھشدارش را از مدت‌ھا پیش داده بودند و انتظارش را می‌کشیدند، مردم را در چنان بھتی فرو برد که تا نزدیک به یک ماه تھران مثل شھر ارواح شده بود. آتش‌بس اعلام شده بود، جنگ تمام شده بود و کاروان‌ھای پیروزی در شھر راه افتاده بود، اما جریان زندگی تا چند ھفته در تھران خاموش ماند. کافه‌ھا و پاتوق‌ھا که پیش از آن گاھی از جمعیت چنان پر بودند که جای سوزن انداختن نبود؛ و صندلی کافه‌ھا در پیاده‌روھا و حضور آدم‌ھا راه را سد می‌کرد، آن روزھا چنان خالی بودند که بعضی وقت‌ھا صحنه‌هایی از فیلم‌ھای وسترن قدیمی را به ذھن متبادر می‌کردند؛ جایی که صدای ھوھوی باد به گوش می‌رسید و خاربوته‌‌ھا با وزش باد از این‌سو به آن‌سو می‌رفت. 

تھرانِ آن روزھا ــ شھری چنین سوت و کور را شاید نشود با ھیچ کلمه‌ای درست توصیف کرد. کووید ھم چنین بلایی بر سر تھران نیاورده بود. شھر ساکت بود، مردم ھم انگار آگاهانه سکوت اختیار کرده بودند، انگار اگر حرف می‌زدند، طلسمی می‌شکست و نمی‌خواستند این طلسم را بشکنند. چراغ خانه‌ها تک و توک روشن بود و این روشنایی‌ھا خبر از زندگی نداشت. لامپ‌ھای خانه‌ها را روشن می‌گذاشتند تا دزد نیاید. 

مدتی طول کشید تا کم کم آدم‌ھا پیدایشان شد و به سر خانه و زندگیشان برگشتند، مھربانی بی‌سابقه‌ای ھم میانشان پدیدار شد که غم این سکون و سکوت و خفتگی را شست و برد. عطشی که پس از آن روزھا برای چنگ زدن به زندگی میان مردم دیده می‌شد، ھمدلی و ھمیاری و مھری که در کوچه و خیابان بی‌دریغ نثار یکدیگر می‌کردند، سیاھی و خستگی روزھایی را که از سر گذرانده بودند، با خود برد. زور زندگی چربید و این‌بار ھم مردم از میان خاکسترھا برخاستند و زندگی را از سر گرفتند. 

این بار جنگ از پس روزھایی از راه رسید که مردم عزادار بودند و روزھای چنان سختی را از سر گذرانده بودند که حتی تجربه‌ی یک روزش به مخیله‌ی بخش عظیمی از مردم جھان ھم نمی‌تواند خطور کند. این بار جنگ طولانی‌تر شد، اما مردم در قیاس با جنگ دوازده روزه خیلی زودتر به خیابان‌ھا برگشتند، زودتر کافه‌ھا را پر کردند، زودتر ورزش کردن را از سر گرفتند، به سفرھای نوروزی رفتند، و از ھمه مھم‌تر زودتر به زندگی برگشتند. 

درباره‌ی اعدام

 

مقدمه

فرهاد ثابتان 

حق حیات به چه معنی است؟ آیا کسی یا نهادی مجاز است که این حق اساسی را از انسان سلب کند؟ و اگر پاسخ مثبت است، تحت چه شرائطی این حق از انسان سلب میشود؟ دفتر سیزدهم آسو را به این موضوع مهم اختصاص دادهایم به ویژه از این رو که ایران در چهار دههی گذشته، نسبت به جمعیتاش، بیشترین میزان اعدام را داشته است.

بیمناسبت نیست که با مادّهی سوم اعلامیهی جهانی حقوق بشر آغاز کنیم: «هر فردی حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.» اما چرا مادّهی سوم؟ چرا این اصل، با اهمیت بنیادینی که دارد، اولین مادّه به شمار نیامده است؟ دو مادّهی اول و دوم‌ِ اعلامیه شرائط و ضوابطی را ایجاد میکنند که به حق زندگی معنی عمیق و قابل تأملی میبخشد: این که «تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ حیثیت و کرامت و حقوق با هم برابرند...»، و دیگر این که همهی انسانها بدون هیچ تمایزی (اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده‌ی دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد) و فارغ از هر حاکمیتی، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مطرحشده در اعلامیه هستند. با وجود تأکیدی که این دو مادّهی نخستین به اصالت و عمومیت حقوق انسان میکند، آخرین مادّهی اعلامیه، بدون هیچ شک و شبههای محرز میسازد که «در این "اعلامیه" هیچ چیز نباید به گونه‌ای برداشت شود که برای هیچ "حکومت"، گروه یا فردی متضمن حقی برای انجام عملی به قصد از میان بردن حقوق و آزادی‌های مندرج در این "اعلامیه" باشد.»

گزارش سالانه اعدام در ایران؛ ۲۰۲۵

 



این گزارش در شرایطی منتشر می‌شود که مردم ایران در ژانویه ۲۰۲۶ با بزرگ‌ترین کشتار جمعی معترضان در تاریخ جمهوری اسلامی روبه‌رو شدند و در زمان نگارش این متن نیز در میانه یک جنگ، زیر سایه ترس و اضطراب ناشی از بمباران‌های روزانه زندگی می‌کنند

هجدهمین «گزارش سالانه اعدام در ایران؛ ۲۰۲۵»، کاری از سازمان حقوق بشر ایران و سازمان «باهم علیه مجازات اعدام» (ECPM)، منتشر شد. این گزارش ضمن بررسی و تحلیل روند مجازات اعدام در سال ۲۰۲۵ در جمهوری اسلامی ایران از تشدید بی‌سابقه استفاده از مجازات اعدام در این سال پرده برمی‌دارد؛ سالی که در آن دست‌کم ۱۶۳۹ نفر اعدام شدند. این رقم بالاترین آمار ثبت‌شده از سال ۱۹۸۹ تاکنون است و در مقایسه با ۹۷۵ اعدام ثبت‌شده در سال ۲۰۲۴، افزایشی چشمگیر و ۶۸ درصدی را نشان می‌دهد.

در واکنش به شمار بی‌سابقه اعدام‌ها در سال ۲۰۲۵، محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، گفت: «مقام‌های جمهوری اسلامی با ایجاد رعب ازطریق اعدام روزانه به‌طور متوسط ۴ تا ۵ نفر در سال ۲۰۲۵، کوشیدند تا از شکل‌گیری دور جدیدی از اعتراضات جلوگیری کنند و حکومت رو‌به‌زوال خود را تداوم بخشند؛ اما مردم در پایان همان سال بار دیگر برای مطالبه حقوق بنیادین خود به خیابان‌ها آمدند و نشان دادند که سیاست چوبه‌دار شکست خورده است. این پیامی روشن برای رهبران کنونی و هر رهبر احتمالی در آینده ایران است.»

بخش بزرگی از اعدام‌شدگان در سال ۲۰۲۵ از به‌حاشیه‌رانده‌شده‌ترین اقشار جامعه ایران بودند. نزدیک‌به نیمی از اعدام‌ها مربوط به جرائم مرتبط با مواد مخدر بود و حکومت صدها نفر را نیز براساس قوانین قصاص نفس، به اتهام قتل اعدام کرد. درحالی‌که فقر، عامل زمینه‌ای این مسئله است، اقلیت‌های اتنیکی به‌شکلی نامتناسب تحت تأثیر این اعدام‌ها قرار گرفتند. این وضعیت درحالی‌است که حق دسترسی به وکیل، دادرسی عادلانه و روند قانونی منصفانه به‌طور سیستماتیک نقض شده و در بسیاری موارد حتی قوانین جمهوری اسلامی نیز رعایت نشده است.

عهدنامه ترکمانچای

  عهدنامهٔ ترکمانچای ، پیمانی است که در روز پنجشنبه، ۱ اسفند ۱۲۰۶ خورشیدی (۵ شعبان ۱۲۴۳ قمری) مطابق با ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ میلادی در پی جنگ‌های ا...