‏نمایش پست‌ها با برچسب #انسانیت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب #انسانیت. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۵ اردیبهشت ۷, دوشنبه

بیکاران در جنگ اخیر: از یک تا چهار میلیون

 


در حالی که آتش بس ادامه دارد، در مناطق صنعتی و سایت های ساختمانی گزارش هایی از بیکاری بی سابقه میلیون ها نفر، ارتشی از کارگران که در صف بیمه بیکاری و یارانه های اندک برای پرداخت هزینه جنگ ایستاده اند، وجود دارد. از کارگرانی که در صنایع مادر کار می کنند تا تعدیلات گسترده در پلتفرم های آنلاین، این روایت اقتصادی است که احتمالاً سال ها به عقب رانده شده است.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۴, جمعه

ایران پس از جنگ: فرسایش مشروعیت، شکاف در بالا، بازسازی از پایین

 



ایران پس از جنگ نه تکرار دهه ۱۹۸۰ است و نه شبیه نسخه های آماده مانند عراق و صربستان است. در مصاحبه ای با رادیو زمانه، علیرضا بهتویی توضیح داد که فرسایش مشروعیت، شکاف میان نخبگان، نقش چندلایه سپاه و بحران عمیق اقتصادی، جامعه را وارد مرحله ای جدید کرده است که نه فروپاشی آسان است و نه بازسازی آن غیرممکن است. سؤال اصلی این است: آیا جامعه مدنی می تواند نیرویی برای تغییر از قلب این ویرانی، با افق «عادی» و از پایین بسازد؟

۱۴۰۵ فروردین ۲۶, چهارشنبه

نه جنگ، نه مرگ؛ ما از زندگی می‌گوییم

 


جنگ شاید برای لحظه‌ای خاموش شده باشد، اما آتش آن هنوز در زندگی مردم زبانه می‌کشد. سکوتی که بر آسمان ایران نشسته، سکوتی آرام‌ بخش نیست؛ بیشتر شبیه مکثی سنگین است میان دو ضربه، مردم هنوز از زیر آوار ترس بیرون نیامده ‌اند که پس‌ لرزه‌ها آغاز شده است؛ پس‌ لرزه‌هایی که این‌ بار نه از آسمان، بلکه از دل سیاست و امنیت بر جان جامعه فرود می‌آید. به برکت اتخاذ سیاستهای کاملاً منفعت طلبانه رضا پهلوی و هواداری کورکورانه مشتی انسانهای ناآگاه  خارج نشین همراه با بزرگ نمائی رسانه های وابسته و واکنش‌هایی که در روزهای جنگ برانگیخته شد، اکنون بهانه ‌های تازه‌ای در دست حکومت قرار گرفته است. اتهاماتی که روزگاری پراکنده و محدود بود، امروز به فهرستی بلندبالا تبدیل شده: «جاسوسی برای اسرائیل»، «ارتباط با رسانه‌های خارجی»، «اقدامات خرابکارانه»، «ارسال فیلم و خبر به خارج» و ده‌ها عنوان دیگر که هرکدام می‌تواند سرنوشت انسانی را به تاریکی زندان بسپارد ، این اتهامات، همچون تورهایی گسترده، بر سر مردم فرود می‌آید؛ مردمی که تنها جرمشان زیستن در سرزمینی است که هر بحران، بهانه‌ای تازه برای سرکوب می‌آفریند پیش ‌تر نیز گفته بودم و باز هم می‌گویم: جنگ، از نخستین روزهای به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، در روایت رسمی حکومت «نعمت» بوده است؛ نعمتی برای بقا، برای توجیه، برای خاموش‌کردن صداها. امروز نیز همان روایت ادامه دارد. جنگی که از بیرون بر کشور تحمیل شد، در درون به ابزاری برای تحکیم قدرت بدل شده است حکومت، در سایهٔ این بحران، توانسته است مردم را خانه‌نشین کند؛ خیابان‌ها را خاموش، شهرها را سنگین، و ایران را به حالتی شبیه یک «حکومت نظامی اعلام‌نشده» بکشاند ، در چنین فضایی، هر درِ بسته ‌ای، هر گوشی خاموشی، هر پیام کوتاهی می‌تواند بهانه‌ای برای بازداشت باشد. بدیهی است اگر جمهوری اسلامی بخواهد برای دوام و بقای چند صباحی بیشتر، بستر چنین جنگ‌هایی را فراهم کند، این رفتار از سر اتفاق نیست. در تمام چهل‌وهفت سال گذشته، این حاکمیت جز به بقای خود نیندیشیده و هیچ‌گاه رفاه، امنیت یا آرامش مردم را در شمار اولویت‌هایش قرار نداده است. برای چنین نظامی، بحران نه تهدید، که فرصتی برای محکم‌ تر کردن دیوارهای قدرت است؛ و جنگ، پرده‌ای ضخیم که می‌تواند صدای جامعه را خاموش‌تر و سایهٔ سرکوب را گسترده ‌تر کند ، اما با همهٔ این‌ها، یک حقیقت روشن و خدشه ‌ناپذیر باقی می‌ماند: هیچ‌ یک از این واقعیت‌ ها، هیچ‌ یک از خطاها یا سیاست‌های حکومت، به هیچ کشور یا قدرت خارجی مجوز تجاوز، بمباران و کشتار مردم ایران را نمی‌دهد. رنج مردم، ملک مشاع هیچ قدرتی نیست و هیچ ارتشی حق ندارد به نام «نجات» یا «تنبیه»، خاک و جان یک ملت را هدف بگیرد. سرنوشت ایران، هرچه باشد و هرکه آن را رقم بزند، باید از دل مردمش برخیزد، نه از آتش هواپیماهای جنگی و نه از تصمیم اتاق‌های قدرت در سرزمین‌های دور. جنگ امروز شاید در مرزها متوقف شده باشد، اما در زندگی مردم ادامه دارد؛ در نگاه‌ های نگران، در سکوت شبانهٔ شهرها، در ترسی که هنوز از دل ‌ها بیرون نرفته مردم ایران، پس از چهل روز آتش و دود، اکنون با موج تازه‌ای از فشار رو به ‌رو هستند؛ موجی که نه از بیرون، بلکه از درون می‌آید در این روزها، هر سطر نوشته‌ نشده، هر تماس نگرفته، هر سکوتی می‌تواند به «اتهام» بدل شود. زندانیان سیاسی، که سال‌هاست زیر بار فشار، بازجویی و محرومیت ایستاده‌اند، اکنون با موج تازه‌ای از تهدیدها روبه‌ رو هستند، اعدام‌ ها همچون تیغی که هر روز بر سر جامعه آویزان است، در این روزهای پس از جنگ تندتر و بی ‌رحمانه ‌تر فرود می‌آید. هر صبحی که آغاز می‌شود، بیم آن می‌ رود که نامی تازه، جوانی تازه، انسانی تازه از میان ما برداشته شده باشد، در چنین فضایی، زندانی سیاسی تنها یک فرد نیست؛ نماد امیدی است که حکومت می‌کوشد خاموشش کند و هر اعدام، نه پایان یک زندگی، که زخمی تازه بر پیکر جامعه است؛ زخمی که با هیچ مرحمی التیام نمی‌ یابد و این همان تراژدی بزرگ است: جنگی که از آسمان آغاز شد، اکنون در زمین ادامه پیدا کرده؛ در خانه‌ها، در خیابان‌ها، در زندان ها و نهایتاً در ذهن و جان مردم بی گناه.

۱۴۰۵ فروردین ۲۴, دوشنبه

آیا شواهدی از نسل‌کشی جمهوری اسلامی در ایران دیده می‌شود؟

 تحلیل

آیا شواهدی از نسل‌کشی جمهوری اسلامی در ایران دیده می‌شود؟

بهنود نورپناه

روزنامه‌نگار

کشته‌شدن ده‌ها هزار ایرانی طی دو شب، حاکی از ارتکاب جنایتی سنگین علیه بشریت است؛ سطحی از خشونت که برخی ناظران و تحلیل‌گران را به طرح این پرسش واداشته است که آیا می‌توان از عناصر نسل‌کشی در رفتار جمهوری اسلامی سخن گفت؟

حقوق‌دانان در به‌کارگیری این واژه احتیاط فراوان به خرج می‌دهند. علت این احتیاط، تعریف دقیق و محدود نسل‌کشی در حقوق بین‌الملل است؛ در این چارچوب نسل‌کشی به اعمالی اطلاق می‌شود که با قصد نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی انجام می‌شود.

برخی حقوق‌دانان استدلال می‌کنند که معترضان این خیزش، در معنای کلاسیک حقوقی، لزوماً ذیل یکی از این گروه‌ها تعریف نمی‌شوند و به همین دلیل از اطلاق قطعی واژه «نسل‌کشی» به این جنایت فجیع خودداری می‌کنند

. با این حال، برای بسیاری از افرادی که جمهوری اسلامی را از بدو شکل‌گیری آن می‌شناسند یا بخش قابل‌توجهی از زیست خود را زیر سلطه این نظام گذرانده‌اند، مفهوم نسل‌کشی به شکلی دیگر و ملموس‌تر معنا می‌یابد.

۱۴۰۵ فروردین ۲۱, جمعه

ماشین اعدام باید متوقف شود

 


ماشین اعدام باید متوقف شود

علی طایفی


بیش از پنجاه سال اعدام و کشتار‌خیابانی از رسوم اصلی نظام استبداد دینی بوده و هست. حکومت اسلامی با مرگ بدنیا آماده و با مرگ نیز از بین خواهد رفت. 

برای توقف اعدام‌ها از هم اینک باید از شعار مرگ فاصله کرفت.


۱۴۰۵ فروردین ۱۷, دوشنبه

نامه ای از سعید مصوری، زندانی سیاسی در زندان غزل حصار

 



نامه ای صمیمانه از سعید مصوری - ۲۱ می ۲۰۲۴

من مجسمه هایی شبیه مسیح را تصور می کنم که همه با صلیب های خود بر شانه هایشان از تپه «جلجتا» بالا می روند، کسانی که وزن صلیب را روی شانه هایشان احساس نمی کنند، و نه فرو رفتن سنگ ریزه ها، خارها و تیغ ها در پاهایشان.

خیلی وحشتناک است!

انگار صدای بریدگی نخاع در پشت خودم، خفگی او در تنگی نفس خودم، لرزش هایش روی طناب در سراسر بدن و روحم، و انبوه اضطراب، نگرانی و سوختن کبد عزیزانش در کبد خودم را می شنوم... احساس گرما و سوزش دارم!

 

چهارشنبه، ۱۶ می ۲۰۲۴

ساعت ۵ عصر است، فکر می کردم روز خوبی است و او زنده بود تا سپیده دم دیگر... وقتی خبر اعدام ها رسید... در نهایت، خسرو را نیز اعدام کردند... ای نفرین و لعنت بر آنان و همه آنچه می پرستند...!

هرچقدر هم که بخواهم احساساتم را به شکل کلمات مناسب و در چارچوب حقوق بشر و به اصطلاح حقوق بشر بیان کنم، نمی توانم و نمی دانم هیچ کلمه ای وجود دارد که در حوزه انسانی باشد و بتواند این همه جنایت و جنایات را توصیف کند. قبلاً زندان قزلحصار را «غزال دره» توصیف کرده ام، اما شاید بهتر باشد زندان ها را به مرداب هایی با تمساح های گرسنه و خون خوار تشبیه کنیم که همچنان به جوانان ما در خیابان ها حمله می کنند، بدن هایشان را در مرداب زندان تکه تکه می کنند و دندان های بی رحمانه شان را در قلب، مغز و چشم هایشان فرو می برند. آن ها خون خود را به عنوان نشانه پیروزی و اقتدار می لیسند تا همه ما و مردم مان را به آن باتلاق وحشت و جرم بیندازند... این «۱۴ روز» نه تنها بر گردن او گذاشته شد، بلکه ما (که در واحد دیگری از زندان غزل حصار هستیم) و همه عزیزانش در این ۱۴ روز از طناب دار آویزان بودیم! و آن ها نه تنها این کار را در اعدام خسرو انجام داده بودند، بلکه هر روز و به طور گسترده در اعدام های دیگر مانند اعدام فرهاد، ایوب، آسو، غبادلو، قاسم، انوار و غیره نیز حضور داشتند. آن ها این کار را کردند...! این ها داستان نیستند، کابوس هایی هستند که ما زندگی می کنیم... و این «تمساح های عمامه دار» برای همه مردم ایران آماده شده اند... به همین دلیل، آن ها این عزیزان را نه با هم و در یک روز، بلکه یکی یکی، با فاصله ای چند روزه و «۱۴ روز» با تیغ بر گلو و طنابی دور گردن نگه می دارند، تا تأثیر جرم شان بیشتر و بیشتر شود. !

کدام حیوان خون خوار و شکارچی چنین کاری با قربانی اش می کند؟ اگر هدف ترساندن و ترساندن همه نباشد؟!

قبل از انقلاب و در دهه ۱۹۸۰، شنیده بودیم که محکومان شکنجه می شدند و زندانیان دیگر را در دروازه اتاق شکنجه منتظر می گذاشتند تا ناله ها و فریادهای او را بشنوند، و در عین حال همه را شکنجه و تهدید می کردند. اما این جنایتکاران فراتر رفته اند، و نه فقط با زندانیان، بلکه با همه مردم، و طناب دار را دور گردن کل خانواده مجرم سیاسی و همه مردم نگه داشته اند! این تفاوت بین یک مجرم عادی و یک مجرم عادی است. . کسی که محکوم به مرگ و خانواده اش را به جایی می برد که از خدا مرگ سریع می خواهد. !

آن ها زشت اند و دل هایشان پر از غم است.

 


نه به اعدام

 


من مادرِ وحید بنی‌عامریان هستم.

پسرم را که مثل دسته‌گل بود از من گرفتید!

حالا از جسدش هم نمی‌گذرید!

۱۱۴ هفته فریاد زدم:

"پسرم را نکشید.... اما کشتید!"

حالا باید فریاد بزنم:

"جسدش را به من بدهید؟!"

شرم بر شما....

ما از شما نمی‌گذریم!

-------------------------------------

چرا حاکمان پلید جمهوری اسلامی

از پیکر آزادیخواهان می‌ترسند؟!

تا روز دادگاهی تک‌تک جنایتکاران

نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم!

زندانی سیاسی آزاد باید گردد!

جمهوری اسلامی سرنگون باید گردد!

۱۴۰۴ دی ۳۰, سه‌شنبه

در غربت گر به شوق آزادی خواهی‌ زد قدم، سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

 

در غربت گر به شوق آزادی خواهی‌ زد قدم، سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

فعال سیاسی و پناهنده سیاسی، دو اصطلاحی هستند این روزها در ادبیات سیاسی به وفور از آن استفاده میشود. فعالان سیاسی که در رژیم‌های دیکتاتوری مثل ایران فعالیت میکنند، همیشه در معرض خطر دستگیری و شکنجه و حتی اعدام قرار دارند و در بسیاری موارد حجم فشار‌ها و اذیت و آزار‌ها چنان بالاست که گاه فعالان و کنشگران سیاسی برای حفظ جان و ادامه فعّالیّت‌های خود ناگزیر به جلای وطن میشوند.در سه‌ دهه اخیر، خروج از کشور و پناهندگی به غرب و آمریکا از جمله روش‌های رایج و متداولی میباشد . میلیون‌ها شهروند ایرانی با انگیزه‌های سیاسی و اجتماعی متفاوت، بعد از طی‌ پروسه‌های دشوار و طولانی پناهندگی در اقصی نقاط جهان پراکنده شده اند.

۱۴۰۴ آبان ۲۶, دوشنبه

فروپاشی از درون، وقتی ترس دیگر کار نمی کند

 




هیچ دولتی تنها با قیام سقوط نخواهد کرد؛

سقوط واقعی زمانی آغاز می شود که مردم دیگر به آن باور نکنند.

برای نزدیک به پنج دهه، جمهوری اسلامی تلاش کرده است با سه ابزار اصلی زنده بماند:

ترس، سانسور و انحصار قدرت.

اما تاریخ نشان داده است

این ابزارها تاریخ انقضا دارند.

در مقطعی، ترس از زندان به اندازه ای بود که مردم سکوت کنند.

امروز، همان زندان ها به نماد رسوایی تبدیل شده اند.

روزی روزگاری، سانسور می توانست حقیقت را پنهان کند.

امروز، حقیقت هزاران مسیر را طی می کند.

در مقطعی، دولت می توانست خود را نماینده مردم معرفی کند.

امروز، فاصله بین دولت و مردم عمیق تر از همیشه است.

فروپاشی همیشه ناگهانی به نظر می رسد، اما در واقع سال ها پیش شروع شده است—

ذهن هایی که دیگر نمی ترسند.

نسلی که دیگر به آن باور ندارد.

در افرادی که آینده ای متفاوت را تصور کرده اند.

هیچ قدرتی نمی تواند برای همیشه بر مردمی حکومت کند که دیگر آن را مشروع نمی دانند.

فروپاشی واقعی،

هیچ لحظه ای وجود ندارد که دولتی سقوط کند؛

این لحظه ای است که مردم دیگر آن را جدی نمی گیرند.

و آن لحظه آغاز پایان است.


۱۴۰۴ مهر ۱۴, دوشنبه

انسانیت، زبانی جهانی؛ سفری در دل حقوق بشر

 


Negar Hashemi, [06.10.2025 11:33]

🌍 ۱. کرامت انسانی؛ نقطه‌ی آغاز همه حقوق

حقوق بشر از جایی آغاز می‌شود که انسان را موجودی با کرامت ذاتی می‌دانیم. این کرامت، وابسته به دین، نژاد، ملیت یا جنسیت نیست؛ بلکه بخشی از ماهیت انسان است. هیچ حکومتی، هیچ قدرتی و هیچ ایدئولوژی‌ای حق ندارد این کرامت را خدشه‌دار کند. در جهانی که تبعیض، فقر و جنگ هر روز چهره‌های تازه‌ای از رنج می‌آفریند، یادآوری این حقیقت ضروری است که انسان بودن خود بزرگ‌ترین حق ماست. انسان باید آزاد بیندیشد، آزاد انتخاب کند و آزاد زندگی کند، بی‌آنکه از تهدید، تحقیر یا محرومیت بترسد.

🕊 ۲. آزادی؛ نفس کشیدن روح انسان

۱۴۰۴ خرداد ۲۳, جمعه

روشنگری‌دینی در کُمای بلاتکلیفی

 



سروش نماینده ناسازه‌ یا تناقض‌های نواندیشی‌دینی در تاریخ اندیشه‌ورزی در ایران معاصر است. او سکولاری شرمگین، مومنی در تناقض، نوستیزی با نقاب مدرنیزمِ بومی‌گرا و سنت‌گرایی غرق در امبی‌ولنسی یا بلاتکلیفی است. این خصایص از ویژگی‌های روشنگری دینی در ایران معاصر است.

نگاهی به نواندیشی دینی در تاریخ معاصر از عصر مشروطیت تا پس از تاسیس حکومت دینی در کشور نشان از این دارد که زهدان اندیشه دینی تاب جنینِ نوزایی یا نوآفرینیِ دینی را نداشته و این جنین همواره یا ساقط شده یا با تولدی ناقص به دنیای زیست فکری وارد شده است.  اختلاط مفاهیم دینی و سنتی با مفاهیم، نمادها و نهادهای مدرن در دنیای پس از مدرنیزم چنان ناشیانه، سودخواهانه و محافظه‌کارانه دخل و تصرف شده است که صاحبان این نظرات و شبه‌نظریه‌های نواندیشی دینی دستاوردی جز بازتولید فقاهت سنتی و اورینتالیزم افراطی نداشته‌اند.


۱۴۰۴ خرداد ۲۲, پنجشنبه

رویای داشتن خانه در ایران

 


رویای داشتن خانه در ایران

همایون معمار

اوایل سال ۲۰۰۵، پس از تقریباً پانزده سال کار، پس اندازم را در بانک ماسکان گذاشتم تا بتوانم یک سال بعد با وام ۱۰ میلیون تومان برای خودم خانه بخرم. در آن زمان، من یک آپارتمان ۹۰ متر مربعی در شمال مجیدیه با وام پنج میلیون تومان اجاره کرده بودم.

گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی

  گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی ۲۴ اپریل ۲۰۲۶ مقدمه: انسداد مطلق اطلاع...