«درها را بگشایید»، روایت مهوش ثابت از سالهای زندان
مریم فومنی
کتاب «درها را بگشایید»، خاطرات مهوش ثابت از زندان، با ماجرای پیکر مردی بهائی که تازه درگذشته، در اتاق قاضی دادگاه انقلاب مشهد شروع میشود. مهوش ثابت، به نمایندگی از گروه «یاران ایران» که مدیریت امور جامعهی بهائیان را برعهده دارند، به دادگاه انقلاب مشهد رفته بود تا دربارهی دفن مردی در گورستان بهائیان توضیح دهد. اما این مراجعهی اداری ساده، بهتدریج به بازجویی و حبس با چشمبند منجر شد. به قول خودش، جرمش این بود که «جنازهای در قطعهی اشتباهی از زمین دفن شده بود.» مردی از یک خانوادهی بهائی درگذشته بود و خانوادهاش بنا به وصیت او، درخواست دفنش در گورستان بهائیان را داده بودند، اما قاضی پرونده میگفت که او دیگر بهائی نبوده و نباید در میان مرتدان دفن میشده. مهوش با طنز تلخی که در سراسر کتاب رد پایش دیده میشود، مینویسد: «راستش را بخواهید، من مرد درگذشته را نمیشناختم. هرگز او را ندیده بودم. اما چون بارها و بارها مجبور شدم توضیح بدهم که بوده، چرا و کجا دفن شده، کمکم احساس میکردم با آن روح بی نوا آشنایی نزدیکی پیدا کردهام. حتی داشتم نگران میشدم که این همه تشریفات اداری مانع آرامش او در قبر شده باشد. متأسفانه در فرم قضائی جایی برای شوخی نبود، حتی از نوع سیاه و تلخش. وگرنه شاید وسوسه میشدم بنویسم که اگر خانوادهاش نظرشان عوض شده، کاملاً آزادند جنازه را از خاک بیرون بیاورند و جای دیگری دفن کنند. ما که اعتراضی نداشتیم و مطمئن بودم خود متوفی هم اهمیتی نمیداد.» (صص ۸-۹)
