‏نمایش پست‌ها با برچسب # نقض حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب # نقض حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه

گزارش ماهانه حقوق بشر ایران – فبروری ۲۰۲۶

 


فوریه ۲۰۲۶ با افزایش بی سابقه اعدام ها، سرکوب وحشیانه مخالفان و ادامه استفاده سیستماتیک رژیم روحانی از شکنجه و بازداشت های خودسرانه مشخص شده است. اتکای مداوم رژیم به مجازات اعدام به عنوان ابزاری برای سرکوب سیاسی و ترور به سطح نگران کننده ای رسیده است.

اعدام ها در سراسر ایران شدت می گیرد

دستگاه اعدام رژیم ایران در ماه فبروری عملیات خود را تشدید کرد و دست کم ۳۰۷ نفر را در ۳۱ ولایت و ۶۵ شهر به کام مرگ کشاند. این رقم وحشتناک شامل اعدام پنج زنی است که به دار آویخته شدند. مقیاس اعدام ها در این دوره نسبت به سال های گذشته به طور قابل توجهی افزایش یافته و بیش از ۴ برابر تعداد کل اعدام های ثبت شده در فوریه ۲۰۲۵ (۷۶ اعدام)، ۸.۵ برابر فوریه ۲۰۲۴ (۳۶ اعدام) و حدود ۷ برابر بیشتر از فوریه ۲۰۲۳ (۴۴ اعدام) بوده است. این روند نگران کننده نشان دهنده تلاش ناامیدانه رژیم برای حفظ قدرت از طریق خشونت و ارعاب محض است.

تو اشتباه می کنی که طناب ما را سد می کنی!» وحشت اژه از متوقف کردن ماشین کشتار

  


صدای زندانیان ایرانی، پنج شنبه، ۳۰ اپریل ۲۰۲۶ – غلام حسین محسنی اژه ای، رهبر دستگاه سرکوب و اعدام رژیم، در پاسخ به موج رو به رشد انزجار جهانی از ماشین کشتار رژیم، نقاب خود را برداشت و با زبان تهدیدآمیز بر ادامه سیاست خونریزی و خفه کردن جامعه تأکید کرد.

در روز پنج شنبه، ۳۰ اپریل، رئیس قوه قضاییه دولت که بقای خود را به طناب دار گره زده است، با جسارت بی نظیر به منتقدان جهانی مجازات اعدام پاسخ داد و با همان زبان آشنای اوباش گفت: «شما اشتباه می کنید که می گویید جنایتکاری که دستانش به خون مردم آلوده است نباید اعدام شود.» این بزرگ ترین ماشین جرم و خونریزی در ایران است و دستان خود و دیگر مجرمان با خون هزاران بی گناه و معترض لکه دار شده است.

اژه که آشکارا از فروپاشی ترس در جامعه و فشارهای بین المللی ترسیده بود، نام رمز سرکوب جدید را «مجازات سریع و قاطع» صادر کرد. او آنان را «همکاران دشمن» نامید و به قضات دستور داد تا از دستوراتش پیروی کنند و در صدور حکم اعدام و زندان تردید نکنند. او نهادهای حقوق بشری را «متکبر و سخنگویان دشمن» خواند تا مشروعیت دادگاه های تفتیش عقاید جمهوری اسلامی را به دست آورد.

این سخنان دیوانه وار در زمانی مطرح می شود که روند در ایران چیزی جز یک نمایش امنیتی رکیک نیست. احکام اعدام در اتاق های بازجویی تاریک، تحت شکنجه های وحشیانه و بدون کوچک ترین دسترسی به وکیل مورد نظر صادر می شود. استفاده از اتهامات ساختگی و پیچیده مانند «دشمنی با خدا»، «شورش» و «همکاری با دولت های متخاصم» تنها ابزاری برای حذف فیزیکی مخالفان و انتقام از کسانی است که نمی خواهند کل این نظام فاسد را داشته باشند.

این واکنش های عصبی پس از آن شدت گرفت که گزارشگر ویژه سازمان ملل، مای ساتو، و کمیسر عالی حقوق بشر، فولکر ترک، بیانیه ای صادر کردند و خواستار توقف فوری دستگاه اعدام در ایران شدند.

در نهایت، اظهارات اخیر رئیس قوه قضائیه نباید نتیجه موقعیت قدرت تلقی شود، بلکه محصول ناامیدی مطلق رژیمی است که جز گلوله و طناب زبانی برای صحبت با شهروندانش ندارد. رژیمی که در گرداب بحران های حل نشده گرفتار شده، تنها راه تزریق ترس و برپا کردن دار در خیابان ها و زندان ها را می بیند.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۹, چهارشنبه

گنجاندن زنان در روایت‌های جنگ: تاریخ‌نگاری‌های پیش‌دستانه‌ی حکومت

 



فقدان بخش‌های وسیعی از داستان‌ها و تاریخ‌نگاریِ جنگ‌ تا مدت‌ها بعد از پایان یک جنگ بیش از آنکه استثناء باشد قاعده‌ی معمول است. طرفین درگیر جنگ معمولاً روایت‌ها را به شدت در کنترل خود داشته‌اند. حتی وقتی قدرت کشورها بر این روایت‌ها و تاریخ‌نویسی‌ها شروع به کاهش می‌کند عناصر دیگری ظهور روایت‌های جایگزین و تکثرگرایانه‌ای را که پیش از این غایب بوده‌‌اند با مانع مواجه می‌کند؛ عناصری همچون آسیب روانی، شرم، احساس گناه، انتظار عبور از جنگ و بازسازی آنچه تخریب شده و همچنین احساسات وطن‌دوستانه و ملی‌گرایانه. کمتر کسی است که زندگی‌اش از جنگ ایران و عراق به‌عنوان یکی از طولانی‌ترین و خون‌بارترین جنگ‌‌های میان‌کشوری در قرن بیستم متأثر نشده باشد.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

موج رو به افزایش بیکاری، اخراج ها و اخراج کارگران در دوران پس از جنگ

 



یکی از بحران های مرکزی برای کارگران در ایران، موج عظیم بیکاری و اخراج ها است که از زمان آغاز جنگ در ۲۹ فوریه سال گذشته شدت بی سابقه ای یافته است.

این موج بیکاری و اخراج ها، البته، ناگهان ظاهر نشد. جنگ ضربه نهایی را وارد کرد، اما به جسدی که قبلاً زخمی شده بود. بازار کار ایران در حال فرسایش تحت فشار تورم، رکود، تعطیلی انرژی، اختلالات اینترنتی، تعویق دستمزدها، مدیریت قدیمی، بدهی شرکت ها و بسته شدن یا تعطیلی جزئی واحدهای تولیدی بود.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۷, دوشنبه

جنایات جنگی در غیاب حفاظت امنیتی و نقض مقررات بین المللی: ده ها کارگر ایرانی در جریان جنگ ۴۰ روزه کشته شدند!




بیش از یک ماه از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گذشته است و اکنون، در حاشیه اخبار مربوط به آتش بس شکننده و مذاکرات میان طرف های درگیر جنگ، ابعاد خسارات ناشی از حملات موشکی آمریکا و اسرائیل به ایران روشن تر می شود. در حالی که بر اساس سازمان پزشکی قانونی کشور، بیش از ۳۳۰۰ نفر در این جنگ کشته شده اند، بررسی برخی گزارش ها نشان می دهد که در میان کشته شدگان، ویژگی های کارگران برخی صنایع بزرگ و کوچک دیده می شود. با جستجوی اخبار منتشر شده در ۴۰ روز جنگ تحمیلی شده، «داوطلب» گزارش هایی از مرگ کارگران در برخی تأسیسات صنعتی و تولیدی مهم به دست آورده است که پیامدهای گسترده جنگ بر زندگی طبقه کارگر را نشان می دهد.

بیکاران در جنگ اخیر: از یک تا چهار میلیون

 


در حالی که آتش بس ادامه دارد، در مناطق صنعتی و سایت های ساختمانی گزارش هایی از بیکاری بی سابقه میلیون ها نفر، ارتشی از کارگران که در صف بیمه بیکاری و یارانه های اندک برای پرداخت هزینه جنگ ایستاده اند، وجود دارد. از کارگرانی که در صنایع مادر کار می کنند تا تعدیلات گسترده در پلتفرم های آنلاین، این روایت اقتصادی است که احتمالاً سال ها به عقب رانده شده است.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۵, شنبه

در افق و استراتژی چپ در برابر جنگ – نقدی بر یک دیدگاه

 




در افق و استراتژی چپ در مواجهه با جنگ

انتقاد از یک دیدگاه

نویسندهنیما سبوری

کارگاه دیالکتیک ۲۶ اپریل ۲۰۲۶

مقدمه

در یکی از برنامه های اخیر «موومنت تی وی»، سه فعال سیاسی از دیاسپورا (عاطفه رنگریز، سعید صالحینیه و حمید مافیدرباره مسئله جنگ بحث کردند/آنها بحث کردند.1با توجه به وضعیت وخیم کنونی و آینده، روشن است که مسئله این گفت وگو برای نیروهای چپ اهمیت حیاتی دارد، به ویژه که چپ (به ویژه چپ ایرانتاکنون با فاجعه جنگی بسیار پراکنده و بی وقفه روبرو بوده و خود وسیله ای برای درگیری و انشعاب بوده است. با توجه به این زمینه زنده و حالی، بهانه نوشتن این یادداشت نقد رویکرد یکی از شرکت کنندگان این مصاحبه (حمید مافی) است.است2چون این نمونه واضحی از رویکردی است که در پست قبلی ام درباره آن اتخاذ کردم (نه.)جنبش ضد جنگ3 من مورد انتقاد قرار گرفته ام.سؤال کلی این است که چگونه با وجود اشتراکات زیاد میان نیروهای چپ گرا در بنیان های فکری و دغدغه های بشردوستانه-سیاسی، سرانجام رویکردهای متفاوتی برای مقابله با این جنگ شکل گرفته است. علاوه بر آنچه در آن متن به تفصیل بیان کرده ام، در این یادداشت با اشاره به دیدگاه های مشخص بیان شده در این بحث (از طرف مافی سعی خواهم کرد به طور مختصر نشان دهم که چه تفاوت هایی در فرضیات و انتخاب های روش شناسی منجر به تفاوت در رویکردهای مقابله با جنگ شده استاز آنجا که حمید مافی به عنوان نماینده گرایش مورد انتقاد در آن متن، دیدگاه های خود را در عرصه عمومی توضیح داده است، نمی توان از تکرار نام او در این متن انتقادی فرار کردبا این حال، این عمل ناخوشایند به هیچ وجه شخصی نیست4بلکه صرفاً معیاری است برای تسهیل ارجاع به آن گرایش خاصراستی، چون برداشت من از کلمات مافی ممکن است نادرست (و در برخی موارد جانبدارانه) باشد، از خوانندگان این متن می خواهم قبل از ادامه خواندن، آن گفتگو را تماشا کنند.تا بتوانند قضاوت مستقل تر و عادلانه تری درباره رویکرد او و انتقاداتی که دروغ می گوید داشته باشنددر ادامه، از دیدگاه خودم، برخی از کاستی ها و تناقضات استدلال های مافی را در پاراگراف های جداگانه فهرست می کنم و آن ها را به کوره نقد واگذار می کنم:

۱۴۰۵ فروردین ۲۶, چهارشنبه

نه جنگ، نه مرگ؛ ما از زندگی می‌گوییم

 


جنگ شاید برای لحظه‌ای خاموش شده باشد، اما آتش آن هنوز در زندگی مردم زبانه می‌کشد. سکوتی که بر آسمان ایران نشسته، سکوتی آرام‌ بخش نیست؛ بیشتر شبیه مکثی سنگین است میان دو ضربه، مردم هنوز از زیر آوار ترس بیرون نیامده ‌اند که پس‌ لرزه‌ها آغاز شده است؛ پس‌ لرزه‌هایی که این‌ بار نه از آسمان، بلکه از دل سیاست و امنیت بر جان جامعه فرود می‌آید. به برکت اتخاذ سیاستهای کاملاً منفعت طلبانه رضا پهلوی و هواداری کورکورانه مشتی انسانهای ناآگاه  خارج نشین همراه با بزرگ نمائی رسانه های وابسته و واکنش‌هایی که در روزهای جنگ برانگیخته شد، اکنون بهانه ‌های تازه‌ای در دست حکومت قرار گرفته است. اتهاماتی که روزگاری پراکنده و محدود بود، امروز به فهرستی بلندبالا تبدیل شده: «جاسوسی برای اسرائیل»، «ارتباط با رسانه‌های خارجی»، «اقدامات خرابکارانه»، «ارسال فیلم و خبر به خارج» و ده‌ها عنوان دیگر که هرکدام می‌تواند سرنوشت انسانی را به تاریکی زندان بسپارد ، این اتهامات، همچون تورهایی گسترده، بر سر مردم فرود می‌آید؛ مردمی که تنها جرمشان زیستن در سرزمینی است که هر بحران، بهانه‌ای تازه برای سرکوب می‌آفریند پیش ‌تر نیز گفته بودم و باز هم می‌گویم: جنگ، از نخستین روزهای به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، در روایت رسمی حکومت «نعمت» بوده است؛ نعمتی برای بقا، برای توجیه، برای خاموش‌کردن صداها. امروز نیز همان روایت ادامه دارد. جنگی که از بیرون بر کشور تحمیل شد، در درون به ابزاری برای تحکیم قدرت بدل شده است حکومت، در سایهٔ این بحران، توانسته است مردم را خانه‌نشین کند؛ خیابان‌ها را خاموش، شهرها را سنگین، و ایران را به حالتی شبیه یک «حکومت نظامی اعلام‌نشده» بکشاند ، در چنین فضایی، هر درِ بسته ‌ای، هر گوشی خاموشی، هر پیام کوتاهی می‌تواند بهانه‌ای برای بازداشت باشد. بدیهی است اگر جمهوری اسلامی بخواهد برای دوام و بقای چند صباحی بیشتر، بستر چنین جنگ‌هایی را فراهم کند، این رفتار از سر اتفاق نیست. در تمام چهل‌وهفت سال گذشته، این حاکمیت جز به بقای خود نیندیشیده و هیچ‌گاه رفاه، امنیت یا آرامش مردم را در شمار اولویت‌هایش قرار نداده است. برای چنین نظامی، بحران نه تهدید، که فرصتی برای محکم‌ تر کردن دیوارهای قدرت است؛ و جنگ، پرده‌ای ضخیم که می‌تواند صدای جامعه را خاموش‌تر و سایهٔ سرکوب را گسترده ‌تر کند ، اما با همهٔ این‌ها، یک حقیقت روشن و خدشه ‌ناپذیر باقی می‌ماند: هیچ‌ یک از این واقعیت‌ ها، هیچ‌ یک از خطاها یا سیاست‌های حکومت، به هیچ کشور یا قدرت خارجی مجوز تجاوز، بمباران و کشتار مردم ایران را نمی‌دهد. رنج مردم، ملک مشاع هیچ قدرتی نیست و هیچ ارتشی حق ندارد به نام «نجات» یا «تنبیه»، خاک و جان یک ملت را هدف بگیرد. سرنوشت ایران، هرچه باشد و هرکه آن را رقم بزند، باید از دل مردمش برخیزد، نه از آتش هواپیماهای جنگی و نه از تصمیم اتاق‌های قدرت در سرزمین‌های دور. جنگ امروز شاید در مرزها متوقف شده باشد، اما در زندگی مردم ادامه دارد؛ در نگاه‌ های نگران، در سکوت شبانهٔ شهرها، در ترسی که هنوز از دل ‌ها بیرون نرفته مردم ایران، پس از چهل روز آتش و دود، اکنون با موج تازه‌ای از فشار رو به ‌رو هستند؛ موجی که نه از بیرون، بلکه از درون می‌آید در این روزها، هر سطر نوشته‌ نشده، هر تماس نگرفته، هر سکوتی می‌تواند به «اتهام» بدل شود. زندانیان سیاسی، که سال‌هاست زیر بار فشار، بازجویی و محرومیت ایستاده‌اند، اکنون با موج تازه‌ای از تهدیدها روبه‌ رو هستند، اعدام‌ ها همچون تیغی که هر روز بر سر جامعه آویزان است، در این روزهای پس از جنگ تندتر و بی ‌رحمانه ‌تر فرود می‌آید. هر صبحی که آغاز می‌شود، بیم آن می‌ رود که نامی تازه، جوانی تازه، انسانی تازه از میان ما برداشته شده باشد، در چنین فضایی، زندانی سیاسی تنها یک فرد نیست؛ نماد امیدی است که حکومت می‌کوشد خاموشش کند و هر اعدام، نه پایان یک زندگی، که زخمی تازه بر پیکر جامعه است؛ زخمی که با هیچ مرحمی التیام نمی‌ یابد و این همان تراژدی بزرگ است: جنگی که از آسمان آغاز شد، اکنون در زمین ادامه پیدا کرده؛ در خانه‌ها، در خیابان‌ها، در زندان ها و نهایتاً در ذهن و جان مردم بی گناه.

۱۴۰۵ فروردین ۲۵, سه‌شنبه

وحشت جنگ و کابوس بقای استبداد؛ چرا نه گفتن به جنگ همیشه انتخابی اخلاقی نیست؟

 

اگرچه مخالفت با جنگ به‌طور کلی کنشی اخلاقی است، اما من در این یادداشت استدلال می‌کنم در جنگ فعلی و در میانه ضرورت فلج کردن ساختار سرکوب، اگرچه توام با فاجعه غیرقابل توجیه مرگ غیرنظامیان، شعار بی‌قیدوشرط «نه به جنگ» بدون پایان یافتن جمهوری اسلامی دیگر شعاری مسئولانه و اخلاقی نیست.

در بحث جنگ، معمولا افکار عمومی میان دو قطب ساده‌سازی‌شده گرفتار می‌شود: یا باید بی‌قید و شرط با جنگی که در جریان است همراه شد، یا باید بی‌قید و شرط خواهان توقف فوری آن شد. اما موقعیت در برخی موارد تراژیک‌تر از آن است که بشود با ساده‌سازی با آن برخورد کرد.

این‌جا تراژدی صحبت درباره جنگ فعلی جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل در این است که هیچ یک از این دو پاسخ ساده، به‌تنهایی قادر به توصیف ابعاد فاجعه‌ای نیست که در جریان است، چرا که مساله ایران فقط جنگ نیست؛ مساله، نسبت جنگ با حکومتی است که پیش‌تر نشان داده در شرایط احساس خطر، آمادگی دارد جامعه را با ابعادی بی‌سابقه سرکوب کند.

ضرورتی ندارد حتی وقتی موافق جنگ هستیم آن را رمانتیک ببینیم، جنگ حتی وقتی با شعار آزادی آغاز می‌شود، بوی مرگ، ویرانی و بی‌ثباتی می‌دهد. من پیش از این بارها در مخالفت با جنگ و آن‌چه «دموکراسی بمبارانی» خوانده می‌شود، نوشته‌ام. با این حال معتقدم درباره جنگ فعلی مساله به این سادگی نیست که با گفتن «جنگ بد است» بتوان خیال خود را راحت کرد.

پایان مشروعیت اخلاقی؛ وقتی حکومت به ماشین کشتار بدل می‌شود

در بسیاری از کشورها، مخالفت با جنگ به‌طور طبیعی به معنای دفاع از جان، مال، آزادی و آرامش مردم است، اما به جمهوری اسلامی که می‌رسد مساله به این سادگی نیست.

حکومت ایران سال‌هاست بزرگ‌ترین تهدید علیه جان مردم است. وقتی حکومت نه حافظ جان و امنیت و آزادی شهروندان بلکه عامل مستقیم کشتار آنان باشد، نمی‌توان با دستگاه‌ها و چارچوب‌های متعارف اخلاقی و سیاسی درباره جنگ و صلح قضاوت کرد.

دفاع از جنگی علیه جمهوری‌اسلامی که نتیجه آن می‌تواند هم‌ارز مداخله بشردوستانه باشد، نه از سر شیفتگی به قدرت‌های خارجی است و نه از سر توهم درباره نیت‌های آن‌ها.

حکومتی که در واکنش به حضور اعتراضی نزدیک به هفت میلیون نفر از مردم در خیابان‌های ایران در تنها دو شب، به جای عقب‌نشینی یا دست‌کم سرکوب با کمترین هزینه جانی، دست به کشتار بی‌رحمانه زد و نزدیک به ۴۰ هزار معترض بی‌سلاح را قتل‌عام کرد، خود را از دایره هر ادعای مشروعیت اخلاقی بیرون انداخته است.

این‌جا دیگر با «سرکوب داخلی» در معنای رایج یا حتی «اختلاف سیاسی» حاد در یک نظام سیاسی غیردموکراتیک مواجه نیستیم. آن‌چه رخ داد جنایت علیه بشریت بود.

این‌جا بحث بر سر یک ماشین سرکوب است که بقای خود را بر خون مردم بنا کرده است. به این ترتیب، در برابر حکومتی که به شکلی ساختاری و تصاعدی از خشونت مرگبار بی‌سابقه در مقیاس تاریخی علیه شهروندان استفاده می‌کند، نمی‌توان صرفا با زبان بی‌طرفی سیاسی حرف زد و در چارچوب دستگاه‌های مفهومی معمول استدلال کرد.

در چنین وضعیتی، دفاع از «مداخله» نه از سر علاقه به جنگ، بلکه از دل بن‌بستی تاریخی سر برمی‌آورد که در آن مردم از همه مسیرهای عادی برای تغییر محروم شده‌اند.

وقتی اعتراض مدنی به شکلی مطلقا بی‌سابقه و خونین سرکوب شده و هر شکل از مطالبه‌گری با زندان، شکنجه و اعدام روبه‌رو شده است، طبیعی است که بخشی چشمگیر و موثر از جامعه به این نتیجه برسد که بدون تضعیف قهرآمیز ماشین سرکوب با مداخله یک قدرت نظامی خارجی، امکان نجاتی وجود ندارد.

۱۴۰۵ فروردین ۲۴, دوشنبه

آیا شواهدی از نسل‌کشی جمهوری اسلامی در ایران دیده می‌شود؟

 تحلیل

آیا شواهدی از نسل‌کشی جمهوری اسلامی در ایران دیده می‌شود؟

بهنود نورپناه

روزنامه‌نگار

کشته‌شدن ده‌ها هزار ایرانی طی دو شب، حاکی از ارتکاب جنایتی سنگین علیه بشریت است؛ سطحی از خشونت که برخی ناظران و تحلیل‌گران را به طرح این پرسش واداشته است که آیا می‌توان از عناصر نسل‌کشی در رفتار جمهوری اسلامی سخن گفت؟

حقوق‌دانان در به‌کارگیری این واژه احتیاط فراوان به خرج می‌دهند. علت این احتیاط، تعریف دقیق و محدود نسل‌کشی در حقوق بین‌الملل است؛ در این چارچوب نسل‌کشی به اعمالی اطلاق می‌شود که با قصد نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی انجام می‌شود.

برخی حقوق‌دانان استدلال می‌کنند که معترضان این خیزش، در معنای کلاسیک حقوقی، لزوماً ذیل یکی از این گروه‌ها تعریف نمی‌شوند و به همین دلیل از اطلاق قطعی واژه «نسل‌کشی» به این جنایت فجیع خودداری می‌کنند

. با این حال، برای بسیاری از افرادی که جمهوری اسلامی را از بدو شکل‌گیری آن می‌شناسند یا بخش قابل‌توجهی از زیست خود را زیر سلطه این نظام گذرانده‌اند، مفهوم نسل‌کشی به شکلی دیگر و ملموس‌تر معنا می‌یابد.

۱۴۰۵ فروردین ۲۳, یکشنبه

نه پایان جنگ و نه آرامش زندگی؛ روایت‌هایی از شهروندان ایران

 

سارا مجیدی

۱۴۰۵/۱/۲۶۱۴۰۵ فروردین ۲۶, چهارشنبه





روایت‌ها از ایران در میانه آتش‌بس تصویری از روزمرگی فرسوده مردم را نشان می‌دهد. اینترنت قطع است، کارها متوقف شده و مردم بین بیکاری، گرانی و نااطمینانی فقط برای "امروز" زندگی می‌کنند. روایت چند شهروند از ایران را بخوانید.

تصویری از دو پسر نوجوان در ایران در کنار خرابی‌های ناشی از جنگ

در حالی که سایه ازسرگیری جنگ همچنان بر سر کشور سنگینی می‌کند، آنچه از دل روایت‌های روزمره مردم به گوش می‌رسد، از بحرانی عمیق حکایت داردعکس

تقریبا نیمی از آتش‌بس دو هفته‌ای در ایران گذشته است و در حالی که سایه ازسرگیری جنگ همچنان بر سر کشور سنگینی می‌کند، آنچه از دل روایت‌های روزمره مردم به گوش می‌رسد، از بحرانی عمیق حکایت دارد که هنوز هیچ برآورد دقیقی از ابعاد واقعی آن در دست نیست.

۱۴۰۵ فروردین ۲۱, جمعه

ماشین اعدام باید متوقف شود

 


ماشین اعدام باید متوقف شود

علی طایفی


بیش از پنجاه سال اعدام و کشتار‌خیابانی از رسوم اصلی نظام استبداد دینی بوده و هست. حکومت اسلامی با مرگ بدنیا آماده و با مرگ نیز از بین خواهد رفت. 

برای توقف اعدام‌ها از هم اینک باید از شعار مرگ فاصله کرفت.


۱۴۰۵ فروردین ۲۰, پنجشنبه

مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین، امروز چهارشنبه ۱۹ فروردین‌ ۱۴۰۵، سرانجام آزاد شد.

 


مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین، امروز چهارشنبه ۱۹ فروردین‌ ۱۴۰۵، سرانجام آزاد شد.


مریم اکبری منفرد، مادر سه دختر، پس از تحمل ۱۵ سال زندان در تبعید، در اول آبان ۱۴۰۳ از زندان سمنان به زندان قرچک منتقل شده بود تا حکم دو سال حبس تازه‌اش نیز به اجرا گذاشته شود. این پرونده‌ی جدید با اتهام‌های واهی "نشر اکاذیب" و "تبلیغ علیه نظام" تشکیل شده بود.

او نخستین بار در دی‌ماه ۱۳۸۸، پس از رویدادهای ۸۸، بازداشت شد و در خرداد ۱۳۸۹ شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب تهران او را به ۱۵ سال زندان محکوم کرد. مریم اکبری منفرد در اسفند ۱۳۹۹ از زندان اوین به زندان سمنان تبعید شد و در تیرماه ۱۴۰۲ با دو پرونده‌ی تازه در دادسرای اوین و سمنان مواجه شد؛ پرونده‌هایی که در نهایت به صدور دو سال حبس دیگر برای او انجامید.

خانواده‌ی مریم اکبری منفرد نیز از قربانیان سرکوب دهه‌ی ۶۰ بوده‌اند. دو برادر او در سال‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۶۳ اعدام شدند و خواهر و برادر کوچک‌ترش نیز در تابستان ۱۳۶۷ در کشتار دسته‌جمعی به دستور خمینی جلاد جان باختند.

گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی

  گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی ۲۴ اپریل ۲۰۲۶ مقدمه: انسداد مطلق اطلاع...