‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۵ مرداد ۱۸, یکشنبه

رژیم حقوقی دریای خزر

 



رژیم حقوقی دریای خزر ، یکی از مهم‌ترین مسائل دریای خزر است که پس از فروپاشی شوروی، اهمیت بیشتری پیدا کرد.

عهدنامه وضعیت حقوقی دریای خزر
تاریخ امضا۱۲ اوت ۲۰۱۸
مکان امضاآق‌تاو، قزاقستان
شرط اجرا۵ تصویب
امضاکنندگان
ضامنجمهوری قزاقستان
زبان‌هافارسی، روسی، ترکمنی، قزاقی، آذری، انگلیسی

پیشینه موضوع

درابتدا، وضعیت حقوقی کشتی‌رانی در دریای خزر به وسیلهٔ معاهدات ۱۲۰۷ خورشیدی (۱۸۲۸میلادی)، با روسیهٔ تزاری و در هشتم اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی (۲۶ فوریهٔ ۱۹۲۱میلادی) و پانزدهم فروردین ۱۳۱۹ خورشیدی (پنجم آوریل ۱۹۴۰میلادی) میان ایران و شوروی سابق، مشخص شده بود. بدین گونه که ایران براساس قرارداد ترکمان چای در سال ۱۲۰۷خ (۱۸۲۸م) از داشتن نیروی دریایی و کشتی‌رانی در دریای خزر محروم شده بود. با انقلاب کمونیستی ۱۹۱۷ لنین شخصاً معاهدات تزاری با ایران را لغو کرد که منجر به قرارداد ۱۹۲۱ میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی شد و دوباره ایران در حق کشتی‌رانی در دریای خزر شریک شد[۱] و مطابق عهدنامهٔ مودت و دوستی (۱۳۰۰/ ۱۹۲۱)، به ایران و شوروی به تساوی حق کشتی‌رانی اعم از نظامی و غیر آن داده شده و در قرارداد بازرگانی و دریانوردی (۱۳۱۹ / ۱۹۴۰) جزئیات رژیم دریانوردی مشخص گردید.[۲] در این معاهدات، هیچ اشاره‌ای به چگونگی استفاده از منابع بستر و زیر بستر دریا نشده‌است. همچنین در این قرارداد مهم به تعیین دقیق مرزهای آبی دو کشور و تحدید حدود نشده‌است.[۳]

۱۴۰۵ مرداد ۱۵, پنجشنبه

رابطه با"انسان‌رسانه"؛ ابزار تازه سرکوب امنیتی

 


وزارت اطلاعات ده‌ها رسانه، "انسان‌رسانه" و صدها صفحه مجازی را در فهرستی به قوه قضائیه اعلام و ارتباط با آنها آن را جرم‌انگاری کرده است. دو حقوقدان پیامدهای حقوقی و حقوق بشری این بخشنامه را بررسی کرده‌اند.

در حالی که ایران شبانه‌روز زیر آتش جنگ می‌سوزد و شهروندان هم‌زمان با بمباران، ناامنی، بحران معیشت، قطعی‌های مکرر آب و برق، موج بازداشت‌ها و اعدام‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند، جمهوری اسلامی دامنه سرکوب را تا باریک‌ترین مویرگ‌های ارتباطی شهروندان داخل و خارج از کشور گسترده است.

۱۴۰۵ مرداد ۱۲, دوشنبه

پس از ۱۴۰۰ سال بردگی، ما هنوز هم برده تازیانیم

 


پیش گفتار:

غربت خانگی بدین معناست که هم در جمع تنها باشی. هم در جمع آشنا تنها باشی،  و هم در فرهنگ و کشور خودت بیگانه تلقی شوی. اینست که با هم قهریم، تفاهم لازم را نداریم و گفتارمان پتک و دیوار و ویرانی است. هنوز و پس از ۱۴۰۰ سال… وقتی رسالت خردمند به دست آتش سپرده می شود، وقتی خون سیاوش جایش را به خون حسینی می سپارد که خودش  و تبارش از یورشگران، غارتگران، متجاوزان و دشمنان ایران و ایرانیند، و وقتی رنگ هوس بر دل ها نقش لاف عشق می زند، وقتی رژیم حاکم بر ایران و دجال دیکتاتور نخست آن، یادآور ضحاک تازی و قادسیه است…

خود را فریب دادن:

وقتی این همه درد تاریخی و اجتماعی و فرهنگی و… داریم، دردهای شخصیمان حکم دارو و تسکین پیدا می کنند !! پناه می بریم به همان هوس هایی که می دانیم عشق نیست. می دانیم و می کنیم و می دانیم که خود کرده را تدبیر نیست. این همه ستم را ما با خود می کنیم، بازیچه می شویم، خودمان را فریب می دهیم و از اینرو و به ناچار به همدیگر دروغ می گوییم. دردی است مشترک که فریاد کردنش هم جرم است، زندان و شکنجه و اعدام و تبعید و دربه دری دارد. اما… همیشه یک نفر باید به پا خیزد…

۱۴۰۵ مرداد ۹, جمعه

انحراف از دموکراسی بلای انقلابهای خاورمیانه

 


خاور میانه کجاست؟

پر بیراه نیست اگر بگوییم به محدوده ی امپراتوری هخامنشی که فرهنگی متفاوت از دیگر نقاط آسیا دارند و در بسیاری جهات دارای فرهنگی مشترکند ، خاورمیانه گفته می شود از شرق ، افغانستان و از غرب ، مصر آخربن کشورهایی هستند که در خاورمیانه گنجانده شده اند که اتفاقا آخرین نقاط شرقی و غربی امپراتوری هخامنشی هستند.

پس هخامنشیان به نوعی پایه گذار خاورمیانه متحد بوده اند و این شخصیت فرهنگی ریشه در خاورمیانه متحد در دولت هخامنشی دارد. شاید به همین دلیل باشد که مردم این منطقه چندان اعتماد و اعتقادی به دموکراسی ندارند و پادشاهی یا همان رژیم تکنفره را بهترین راه حل برای اداره کشورهای خود می دانند. دموکراسی پایدار و با ریسک پایین است ، در حالیکه حکومتهای دیکتاتوری ریسک انقلاب و آشوب را با خود دارند.

فرهنگ بزرگترین شاخصه اشتراک مردم خاورمیانه است. دین ، زبان ، آداب و هنر بسیاری از مردم این منطقه شبیه به هم است. هیچ کس نمی تواند در شباهت مردم ایران و عراق شک کند با وجودیکه دو کشور جدا و با زبان متفاوتند. این اشتراکات فرهنگی همانند یک ریسمان ، مردم خاورمیانه را به هم متصل نموده است.

سپاه پاسداران، سپاه اختاپوس دزد و چپاولگر اصلی کشور است

 



پیش گفتار:

به تازگی دولت آمریکا بر تأسیسات و مؤسسات سپاه پاسداران تحریم گذاشته است. سپاه با بی تفاوتی می گوید که این تحریمات اندک زیانی به اقتصاد سپاه وارد نمی کند بلکه زیان این تحریمات بر اقتصاد کشور است و دود آن به چشم ملت می رود. به راستی سپاه راست می گوید زیرا سپاه اختاپوس دزدی وچپاول کشوراصلی‌ترین نهاد سرکوب و صدور تروریسم در این رژیم می‌باشد، این ارگان امنیتی و سرکوبگر رژیم برای تأمین مالی بخشی از فعالیتهای نظام امنیتی برون مرزی و درون مرزی خود با برخورداری از امتیازات ویژه و انحصاری و استفاده ازرانت خواری درعرصه اقتصاد کشور تاخت و تاز می‌کند و مانع توسعه و رشد پایدار اقتصاد کشور شد

۱۴۰۵ مرداد ۳, شنبه

حمله به بیمارستان‌ها و زیست‌‌سیاست سرکوب در اعتراضات 1404

 


حمله نیروهای امنیتی به بیمارستان‌ها در ایلام و تهران، نشانه عبور دولت از یکی از آخرین خطوط قرمز سرکوب است. در اعتراضات ۱۴۰۴، زیستِ بدن، نفس‌کشیدن و امکان درمان به میدان اعمال قدرت سیاسی بدل شده‌اند. الهام فتحی در این مقاله نشان می‌دهد چگونه حکومت، در بحران مشروعیت، درمان و حیات را نیز امنیتی کرده و سرکوب را به سطح زیست‌سیاست ارتقا داده است.

حمله نیروهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی به بیمارستان خمینی ایلام و سپس تعرض به بیمارستان سینا در تهران را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان وقایع استثنایی یا خطاهای میدانی تحلیل کرد. این دو رویداد نشانه‌های آشکاری از گذار کیفی سرکوب در بستر اعتراضات سراسری ایران‌ هستند؛ گذاری که در آن دولت، نه‌تنها خیابان، بازار و دانشگاه، بلکه بدن مجروح، نفس کشیدن و امکان درمان را نیز به میدان اعمال قدرت بدل می‌کند. روز چهارشنبه ۱۷ دیماه در یازدهمین روز اعتراضات سراسری، همزمان با گسترش اعتصابات بازار، افزایش تجمع‌ها در شهرهای بزرگ و تشدید فضای امنیتی، حکومت مرزی را درنوردیده که حتی در منطق اقتدارگرایی کلاسیک نیز همواره خط قرمز تلقی می‌شد: حریم بیمارستان. شکستن این حریم، نه نشانه قدرت، بلکه علامت روشنی از بحران حکمرانی، فرسایش مشروعیت و ورود دولت به وضعیت اضطرار سیاسی مزمن است.

میراث ۳۶ سال رهبری خامنه‌ای برای زنان ایران چه بود؟

 


در بیش از سه دهه رهبری علی خامنه‌ای، کنترل بدن زنان، تثبیت نابرابری حقوقی، محدودسازی استقلال اقتصادی و امنیتی‌سازی مطالبات برابری‌خواهانه، به بخشی از معماری دولت دینی بدل شد. در عین حال، رشد آموزش، آگاهی جنسیتی و حضور اجتماعی زنان، شکافی عمیق میان جامعه و ساختار حقوقی و ایدئولوژیک نظام ایجاد کرد. جنبش «زن، زندگی، آزادی» این شکاف را به‌روشنی آشکار کرد و نشان داد که مسئله زنان امروز به یکی از کانون‌های اصلی بحران مشروعیت سیاسی در ایران تبدیل شده است. میراث این دوره، در نهایت، هم تثبیت پدرسالاری بوده و هم شکل‌گیری نیرویی اجتماعی که آن را به چالش می‌کشد.

تحلیل جایگاه زنان در جمهوری اسلامی طی بیش از سه دهه رهبری علی خامنه‌ای، بدون فهم «جنسیت» به‌عنوان مقوله‌ای سیاسی و ساختاری ممکن نیست. از منظر فمینیسم سیاسی، دولت‌ها تنها توزیع‌کننده قدرت اقتصادی یا سرکوب‌گر سیاسی نیستند؛ آن‌ها هم‌زمان نظم جنسیتی تولید می‌کنند. در جمهوری اسلامی، این نظم نه محصول انحراف، بلکه بخشی آگاهانه از معماری قدرت بوده است. در این چارچوب، مسئله زنان نه موضوعی اجتماعیِ فرعی، بلکه یکی از میدان‌های اصلی بازتولید مشروعیت، کنترل اجتماعی و مرزبندی ایدئولوژیک با جهان مدرن تعریف شده است. این متن نشان می‌دهد که چگونه در دوران خامنه‌ای، جنسیت به ستون پنهان اما حیاتی دولت دینی بدل شد.

۱۴۰۵ تیر ۳۱, چهارشنبه

آیا مردم ایران به حقیقت حساسند؟

 

 

رزا محتسب

در روزگار بحران، جنگ، اعتراض و قطبی‌شدن جامعه، پرسش از نسبت مردم با حقیقت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. آیا انسان‌ها در چنین شرایطی بیش از گذشته به دنبال واقعیت می‌روند یا برعکس، آنچه را که با باورها و هویتشان سازگار است ترجیح می‌دهند؟ چرا گاهی ارائه‌ی شواهد و داده‌های مستند نه ‌تنها باعث تغییر نظر مخاطب نمی‌شود، بلکه خشم و واکنش منفی او را برمی‌انگیزد؟

این پرسش‌ها به‌ویژه برای روزنامه‌نگاران، فکت‌چکرها و فعالان رسانه‌ای اهمیت دارد؛ کسانی که کارشان سنجش ادعاها و جدا کردن واقعیت از روایت‌هاست. تجربه‌ی سال‌های اخیر در ایران نیز نشان می‌دهد واکنش مردم به یک واقعیت ثابت، بسته به شرایط سیاسی و اجتماعی، می‌تواند کاملاً متفاوت باشد.

رزا محتسب عضو تحریریه‌ی فکتنامه با توجه به تجربه‌ی چند سال درستی‌سنجی رویدادهای ایران، در پاسخ به پرسش آسو، نشان می‌دهد که چرا گاهی مسئله‌ی اصلی مردم، درست یا غلط بودن یک ادعا نیست، بلکه جایگاه آن ادعا در منظومه‌ی باورها و اهدافی است که برای خود ساخته‌اند.

«آیا مردم ایران نسبت به حقیقت حسّاسند؟» واقعیت این است که این سؤال بزرگی است و پاسخ قاطعی برای آن نداریم. اولین پاسخی که به ذهنم می‌رسد این است که فکر نمی‌کنم مواجهه‌ی مردم ایران با «حقیقت و واقعیت» تفاوت معنا‌داری با مردم دیگر کشورها داشته باشد، یا لااقل اگر دارد من از آن بی‌خبرم. اما می‌توانیم با توجه به واکنش‌هایی که مخاطبان به درستی‌سنجی‌های ما نشان می‌دهند یک دسته‌بندی و توصیف کلی از این مواجهه ارائه کنیم که شاید بتواند وضعیت را روشن‌تر کند. تأکید به این موضوع هم ضروری است که سر و کار ما در درستی‌سنجی با واقعیت است و نه لزوماً با حقیقت که بیشتر جنبه‌ی نظری و تفسیری دارد. چون درستی‌سنجی (فکت‌چک) اساساً با گزاره‌های قابل‌سنجش سروکار دارد نه با تفسیرهای فلسفی و ارزشی.

بر اساس تجربه‌ی ما در فکت‌نامه الگوی مواجهه‌ی مردم با فکت‌ها، متناسب با اینکه موضوعِ فکت‌چک چه باشد و در کدام زمان و موقعیت انجام شده باشد متفاوت است و حساسیت‌های متفاوت برمی‌انگیزد. یک فکت‌چک ثابت در زمان جنگ، صلح، آتش‌بس و یا اعتراضات واکنش‌های متفاوتی می‌گیرد و یک فکت مشخص، بسته به اینکه خوانندگانش چقدر خوشحال، خسته و یا عصبانی باشند اثرهای متفاوتی می‌گذارد.

۱۴۰۵ تیر ۲۷, شنبه

پیش‌بینی‌های غلط و تحقق‌نیافته علی خامنه‌ای

 


در طول سه‌و‌نیم دهه رهبری «علی خامنه‌ای» بر ایران، پیش‌بینی‌ها و تحلیل‌های متعدد او در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، با نتایجی متفاوت مواجه شده و غلط از آب درآمده است. این گزارش، به ۹ مورد از این پیش‌بینی‌های اشتباه رهبر جمهوری اسلامی پرداخته است.

***

پیش‌بینی‌های خامنه‌ای در جمهوری اسلامی به‌طور عمومی مبنای عمل و تصمیم‌گیری نهادهای متعدد تحت رهبری او و البته دولت ایران است. به‌طور مثال، یکی از این پیش‌بینی‌ها، بی‌اثر کردن تحریم‌های ایالات متحده با در پیش گرفتن سیاستی به نام «اقتصاد مقاومتی» بود، اما این سیاست که از زمان ریاست‌جمهوری «حسن روحانی» آغاز شد و در تمام دوره سه ساله ریاست‌جمهوری «ابراهیم رئیسی» هم ادامه پیدا کرد، اینک چنان به بن‌بست خورده که دیگر در سیاست‌های رسمی از آن یاد نمی‌شود.

پیش‌بینی‌های خامنه‌ای هزینه‌سازی متعددی برای ایرانیان در ابعاد ملی و بین‌المللی داشته و همچنان خسارت‌های آن در زندگی روزمره شهروندان ایران محسوس است.

۱. فروپاشی نظام‌های غربی و آمریکا

خامنه‌ای بارها تاکید کرده که نظام سرمایه‌داری غرب، به‌ویژه ایالات متحده، به‌دلیل مشکلات داخلی و سیاسی در آستانه فروپاشی است.

در یکی از این پیش‌بینی‌ها که جمع‌بندی مواضع قبلی بود، خامنه‌ای در شهریور۱۴۰۲ در تهران، اظهارات قبلی خود را هم یادآوری کرد: «گفتیم آمریکا در حال ضعیف شدن است، یا قدرت‌های غربی، قدرت‌های استکباری در حال ضعیف شدن هستند. این یک شعار نیست، این یک واقعیت است و حرفی است که خود آن‌ها می‌زنند؛ خود آن‌ها می‌گویند شاخص‌های اقتدار آمریکا در دنیا رو به تنزّل است. مثل چه شاخص‌هایی؟ مثل اقتصاد؛ یکی از مهم‌ترین شاخص‌های اقتدار آمریکا اقتصاد قوی آمریکا بود که می‌گویند رو به تنزّل است.»

با‌وجود بحران‌های متعدد، آمریکا همچنان یک قدرت بزرگ اقتصادی و نظامی باقی مانده و هیچ‌گونه نشانه‌ای که بتوان آن را تعبیر به فروپاشی کرد، در آن مشاهده نمی‌شود. با‌این‌همه، خامنه‌ای به پیش‌بینی‌های خود درباره ایالات متحده ادامه داده است. یکی از این موارد، یک سال پیش از انتخابات سال ۱۴۰۳ آمریکا بود: 

«به‌نظر من یکی از نشانه‌های انحطاط آمریکا، بر سر کار آمدن کسانی مثل رییس‌جمهور فعلی و رییس‌جمهور قبلی است. یک کشور سیصد میلیونی، سیصد و خرده‌ای میلیون، خودشان را می‌کُشند، یک رییس‌جمهور سر کار می‌آورند مثل ترامپ، که همه‌ دنیا او را دیوانه دانستند؛ بعد او ساقط می‌شود، یکی می‌آید مثل این (جو بایدن) که حالا شما قضایای این را دیگر می‌دانید. این دلیل انحطاط یک ملّت است؛ این دلیل انحطاط یک تمدّن است.»

یک سال پس‌از این پیش‌بینی، «دونالد ترامپ» دوباره رییس‌جمهور آمریکا شده و شاخص‌ها هم رشد اقتصادی ایالات متحده را نشان می‌دهند. واکنش بازارهای مالی هم به انتخاب مجدد ترامپ، مثبت بوده است.

برخی از پیش‌بینی‌های خامنه‌ای درباره آنچه او «افول آمریکا» می‌خواند، در اینجا قابل مشاهده است.

پانزده اشتباه فاحش جمهوری اسلامی

 


پانزده اشتباه فاحش جمهوری اسلامی

مصاحبه با محسن کدیور به بهانه صدمین روز تأسیس جرس

فرید ادیب هاشمی

خلاصه:
محسن کدیور، به ولی فقیه توصیه می کند که اگر می خواهد بماند، به جای حکومت کردن به نظارت بپردازد و اداره ی امور کشور را به دست نمایندگان واقعی مردم بسپارد. به اعتقاد وی آیت الله خامنه ای در صدد است با دنبال کردن سیاست مشت آهنین، مخالفانش را نقره داغ کرده و با خشکاندن ریشه ی حرکتهای اصلاح طلبانه به ملت بفهماند که یا باید او را بپذیرند و یا قبول کنند اغتشاش گرند، راه سومی وجود ندارد.او ضمن اشاره به پانزده اشتباه فاحش جمهوری اسلامی درطول حیات سی ساله خود، اقتدار زندان اوین را از اقتدار دانشگاه تهران و شریف بیشتر می داند. اوین سمبل و نماد جمهوری اسلامی است.

مقدمه:
“جرس” صد روزه شد. به همین مناسبت با دکتر محسن کدیور،یکی از اعضای شورای سیاست گذاری جرس در باره ی چگونگی شکل گیری و انتشار آن ، برنامه های آینده و موانعی که این رسانه ی نوپای جنبش سبز با آن روبروست گفت و گو کردیم.
محسن کدیور، اسلام شناس، متفکر نواندیش و استاد مدعو دانشگاه “دوک” در امریکاست. او فعالیت جرس را در صد روزگی، مدیون همکاری و تلاش سخت روزنامه نگارانی می داند که به سرعت به این رسانه ی نوپا پیوستند. او خبر داد که جرس اگر چه در صدد راه اندازی رایو و همچنین تلویزیون اینترنتی است اما پیشرفت و توسعه ی کارنیازمند کمک وسیع مالی هموطنان ایرانی است.

آزادی یعنی چه؟

 

آزادی یعنی چه؟
حدود آزادی باید قانونی و توسط نمایندگان مردم معین شود. زمامداران حکومت، نماینده‌ی مردم هستند و نمی‌توانند به حدود آزادی‌ها تجاوز کنند. مردم باید در تشکیل احزاب و جمعیت‌ها آزادی کامل داشته باشند و بتوانند عقاید و افکار خود را بنویسند و منتشر کنند…  


۱۴۰۵ تیر ۸, دوشنبه

مسأله جرم سیاسی در حقوق ایران

 


مسأله جرم سیاسی در حقوق ایران

محمد حسین نیری

چکیده

این مقاله به بررسی مفهوم و سرنوشت جرم سیاسی در سیستم حقوقی ایران می پردازد. در حالی که قانون اساسی ایران تضمینات خاص حمایتی، شامل محاکمه علنی و حضور هیأت منصفه، برای افرادی که به جرایم سیاسی متهم شده اند در نظر گرفته است، قوانین عادی ایران هیچگونه تعریفی از این جرایم به دست نمی دهند. همین مسأله توجیهی برای قوه قضائیه ایران فراهم کرده تا مخالفان سیاسی نظام را از محاکمه علنی در حضور هیأت منصفه محروم نماید. دادگاههای انقلاب در ایران که کمترین توجهی به موازین دادرسی منصفانه از خود نشان نمی دهند، سخاوتمندانه تمام این پرونده ها را با برچسب جرایم «امنیتی» مورد رسیدگی قرار داده و در محاکمات غیرعلنی مجازاتهای بسیار سنگین برای متهمان این جرایم در نظر می گیرند. در سال ۱۳۹۲ طرحی از سوی برخی نمایندگان به مجلس شورای اسلامی تقدیم شد که تعریفی بسیار تنگ نظرانه از جرایم سیاسی به عمل آورده است. کلیات این طرح اخیرا به تصویب رسید و این امکان وجود دارد که در آینده نزدیک به قانون تبدیل شود. این در حالی است که آنچه در ایران به عنوان امتیاز برای مجرمان سیاسی در نظر گرفته شده است، در بسیاری از کشورهای دیگر جزو اصول عادی دادرسی محسوب می شوند. در مجموع نیز این نظریه که برخی از جرایم به عنوان «سیاسی» محسوب شده و امتیازات خاصی برای متهمان این جرایم در نظر گرفته شود، در حال محو شدن از سیستمهای حقوقی مدرن است. به علاوه چنین موازینی تنها در یک نظام دموکراتیک که از حاکمیت قانون تبعیت می کند و به آزادیهای بنیادین و حقوق اساسی افراد احترام می گذارد مؤثر خواهد بود. بنابراین اینکه چنین اقداماتی بتواند موجب بهبود وضعیت فعالان سیاسی و مدافعان حقوق بشر بشود محل تردید جدی است.

دانشجویان میان دو تیغ سرکوب کمیته‌‌های انضباطی و دادگاه‌‌های انقلاب: موج تعلیق، اخراج و احکام سنگین زندان

 


با وجود تعطیلی آموزش حضوری در دانشگاه‌های ایران، دانشجویان همچنان میان دو لبه دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی یعنی «کمیته‌های انضباطی» و «دادگاه‌های انقلاب» تحت فشارهای فزاینده قرار دارند. در چند هفته گذشته فقط در چهار دانشگاه صنعتی شریف، علم و صنعت، بهشتی و تهران دست‌کم ۳۵۲ دانشجو با احضار یا احکام تعلیق و اخراج کمیته انضباطی مواجه شده‌اند و همزمان چند دانشجو نیز با حکم دادگاه‌ انقلاب به حبس‌های سه تا ده سال محکوم شده‌اند.

در موج جدید سرکوب دانشجویان، بسیاری از احکام تعلیق از تحصیل و اخراج دانشجویان به خاطر تجمع‌های اعتراضی در محوطه دانشگاه یا فعالیت مجازی صادر شده، و دادگاه‌های انقلاب هم احکام سنگین زندان را به خاطر شرکت دانشجویان در تجمع‌های خیابانی صادر کرده‌اند.


احضار و صدور حکم برای ۳۵۲ دانشجو در چهار دانشگاه

درهای دانشگاه‌های سراسر ایران همچنان به روی دانشجویان مقطع کارشناسی بسته است، اما کمیته‌های انضباطی به عنوان یکی از ارکان سرکوب در دانشگاه‌ها به شدت فعال شده و از تعطیلی آموزش حضوری به عنوان فرصتی برای سرکوب و تصفیه دانشجویان معترض از طریق احضار و صدور «احکام محرومیت از تحصیل و اخراج» استفاده می‌کنند.

روزنامه شرق دوشنبه یازدهم خرداد گزارشی منتشر کرد که نشان می‌دهد در چهار دانشگاه‌ صنعتی شریف، بهشتی، علم و صنعت و دانشگاه تهران دست‌کم ۳۵۲ دانشجو به کمیته انضباطی احضار شده‌اند.

این روزنامه همچنین نوشت که «در دانشگاه صنعتی شریف کمیته انضباطی برای «۵ تا ۷ دانشجو» حکم «اخراج» صادر کرده است و بیش از ۲۰ دانشجوی این دانشگاه هم احکام «تعلیق از تحصیل» بین یک تا سه ترم دریافت کرده‌اند.»

در دانشگاه بهشتی که رئیس آن محمودرضا آقامیری، از مرتبطان با برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی و پدر محمد امین آقامیری دبیر شورای عالی فضای مجازی، است، مدیران دانشگاه «دسترسی دست‌کم ۲۵ دانشجو با سامانه‌های آموزشی» را قطع کرده‌اند.

فشار و سرکوب دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت هم، مانند بسیاری از دانشگاه‌ها تشدید شده است و کمیته انضباطی برای «بیش از ۱۰۰ دانشجو» پرونده تشکیل داده و این دانشجویان هم در معرض احکامی چون «تعلیق از تحصیل» و «اخراج» قرار دارند.

کمیته‌ انضباطی در دانشگاه تهران، قدیمی‌ترین دانشگاه ایران هم به شدت فعال است. این کمیته «نزدیک به ۲۰۰ دانشجوی دانشگاه تهران» را احضار کرده و اتهامات مختلفی از جمله در ارتباط با تجمع‌های داخل محوطه دانشگاه یا مرتبط با فعالیت در شبکه‌های اجتماعی به دانشجویان وارد کرده است. بسیاری از این دانشجویان ضرب‌الاجل هایی برای ارائه «دفاعیه» به کمیته انضباطی دریافت کرده‌اند.

در بسیاری از دانشگاه‌های دیگر تهران از جمله دانشگاه خواجه نصیر، دانشگاه امیرکبیر، دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه سوره هم کمیته‌های انضباطی به شدت مشغول پرونده‌سازی و احضار دانشجویان هستند.

کمیته‌های انضباطی در شماری از دانشگاه‌های دیگر ایران از جمله دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه شیراز، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه گیلان، دانشگاه بیرجند، دانشگاه نوشیروانی بابل نیز به احضار و پرونده‌سازی و سرکوب دانشجویان به خاطر شرکت در تجمع‌های اعتراضی دانشجویی در دی ماه گذشته اقدام کرده‌اند.


پرونده‌سازی برای دانشجویان به خاطر فعالیت در شبکه‌های اجتماعی

در حالی که جمهوری اسلامی در اعتراضات دی ماه به مدت سه هفته و پس از حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به مدت سه ماه اینترنت را به طور کامل در ایران قطع کرد، کمیته‌های انضباطی در دانشگاه‌های مختلف ایران اقدام به احضار دانشجویان به خاطر فعالیت‌های مجازیشان کرده‌اند.

شورای صنفی دانشگاه صنعتی شریف، در همین مورد گزارش داد که کمیته‌های انضباطی برای بسیاری از دانشجویان «تنها به‌دلیل فعالیت در فضای مجازی مانند محتوای پروفایل، پیام در یک گروه خصوصی یا حتی بازنشر یک توییت» پرونده تشکیل داده‌ و حکم صادر کرده‌اند.

این شورا تاکید کرد که برای سرکوب و واداشتن دانشجویان به سکوت، «کمیتهٔ انضباطی بار دیگر رصد صفحات مجازی دانشجویان را از سر گرفته است.»

کانال‌های دانشجویی در دانشگاه‌های شهرهای مختلف هم، گزارش‌ داده‌اند که بسیاری از احضارها به خاطر فعالیت‌های دانشجویان در شبکه‌های اجتماعی بوده و کمیته‌های انضباطی برای دانشجویان در شهرهای مختلف به همین خاطر احکامی چون «تعلیق از تحصیل» صادر کرده‌اند.


احکام سنگین دادگاه‌های انقلاب برای دانشجویان معترض

شعبات دادگاه‌ انقلاب در تهران و دیگر شهرهای ایران نیز همپای «کمیته‌های انضباطی» در سرکوب دانشجویان مشارکت دارند.

بنابر گزارش‌های منتشر شده نهادهای دانشجویی و سازمان‌های حقوق بشری، احکام بسیار سنگینی برای دانشجویان معترض به اتهام حضور در تجمع‌های داخل دانشگاه یا شرکت در اعتراضات خیابانی صادر کرده‌اند.

از جمله احکامی که در یک ماه اخیر برای دانشجویان معترض صادر شده، حکم شعبه اول دادگاه انقلاب ارومیه برای شایان هوشیار است که این پژوهشگر و دانشجوی دکترای تاریخ ایران را به «سه سال و هشت ماه زندان» محکوم کرد.

زندان
زندان

دادگاه انقلاب مرکز استان خراسان جنوبی هم، در حکمی عرفان عربی، دانشجوی دانشگاه بیرجند را به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» در مجموع به ۸ سال حبس محکوم کرد که ۵ سال آن قابل اجرا است.

در تهران هم، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب در حکمی مجید جمشیدزاده، دانشجوی رشته طراحی صنعتی دانشگاه علم و صنعت را که در اعتراضات دی‌ماه بازداشت شده بود، به ۵ سال حبس تعزیری محکوم کرد.

ابوالقاسم صلواتی، رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران همچنین در حکمی کیمیا داوودی، دانشجوی پیشین رشته حقوق دانشگاه رازی کرمانشاه را به ۱۰ سال زندان و خواهر او، تارا داوودی، دانشجوی پیشین رشته نقشه‌برداری دانشگاه اصفهان، را به ۶ سال زندان محکوم کرد.

کیمیا و تارا داوودی، از هنگام اعتراضات دی ماه بازداشت و در زندان اوین نگهداری می‌شوند. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اتهام این دو خواهر را «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان کرده است.


اعتراض و هشدار تشکل‌های دانشجویی به پیامد سرکوب دانشجویان

با وجود تعطیلی آموزش حضور در دانشگاه‌های ایران در چند هفته اخیر تشکل‌های دانشجویی در تهران و دیگر شهرها با انتشار نامه‌ها و بیانیه‌های مختلف به سرکوب چند لایه دانشجویان از جمله احکام کمیته‌های انضباطی و احکام دادگاه‌های انقلاب علیه دانشجویان اعتراض کرده‌اند.

در یکی از این اعتراضات، شورای صنفی دانشجویان، انجمن اسلامی و مجمع دبیران انجمن‌های علمی دانشگاه شریف به همراه ۱۵ انجمن علمی، شورای صنفی ۱۱ دانشکده، ۱۰ کانون فرهنگی و هنری و ۱۴ نشریه دانشجویی این دانشگاه در نامه‌ای مشترک بر لزوم «نقض فوری احکام صادره علیه دانشجویان» تاکید کرده و خواهان «توقف برخوردهای قهری، غیرقانونی و غیرقابل پذیرش» با دانشجویان شدند.

کانال دانشجویان متحد، نزدیک به فعالان دانشجویی دانشگاه علامه، نیز به موج بازداشت و برخورد کمیته‌های انضباطی با دانشجویان اعتراض کرد.

این کانال دانشجویی همچنین فهرستی از ۱۹ دانشجوی بازداشت شده در هفته‌های گذشته منتشر کرد و نوشت: «جمهوری اسلامی در زمانی که دانشگاه‌ها غیرحضوری بودند نیز به سرکوب پایان نداده» و سرکوب را تشدید کرده است.

همزمان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف هم، در نامه‌ای به حسین سیمایی صراف، وزیر علوم دولت پزشکیان، تاکید کرد که «اقدامات کمیته‌های انضباطی دانشگاه‌ها «ناعادلانه و ضد دانشجو» است و به شکل «فزاینده‌ای آسایش روانی» دانشجویان و دانشگاهیان را به مخاطره انداخته است.»

این انجمن، با اشاره به اینکه کمیته‌های انضباطی ضمن «برخوردهای ناشایست و زننده»، دانشجویان را مورد «بازجویی و استنطاق» قرار داده‌اند، به مقام‌های جمهوری اسلامی هشدار داد که «صدور احکام انضباطی و قضایی علیه دانشجویان، فضای دانشگاه را به نفع حکومت تغییر نخواهد داد، اما به «تعمیق بحران» و «افزایش نارضایتی و شکاف دانشجویان» با حکومت منجر می‌شود.»

در همین حال، شورای صنفی دانشجویان دانشگاه شریف هم، به مقام‌های حکومتی هشدار داد که «زیـر سکوت اجباری، نارضایتی در حال جمع شدن است، مثل آبی که پشت یک سد فرسوده بالا می‌آید.»

تاریخ حکومت پهلوی، پایان سلطنت در ایران (از ۱۳۰۴ تا ۱۳۵۷ خورشیدی)

 


رضاشاه بانی و سرسلسله حکومت پهلوی بود. پهلوی‌ها واپسین دودمان پادشاهی ایران به‌مدت ۵۳ سال بودند. این سلسله تنها دو شاه به خود دید و جامعه ایران در روزگار آنان گذار پرتنشی از سنت به نوگرایی را تجربه کرد. از هخامنشیان تا پهلوی، مسیر تاریخ ایران پر از پیچ‌وخم بوده و هر فرمانروا—خواه محبوب یا منفور—رد پای خود را برجای گذاشته است.

مطابق نقشه ایران در دوران پهلوی، همسایگان کشور از چهار سوی اصلی چنین بودند:

شمالاتحاد جماهیر شوروی
جنوبسواحل مشترک با کشورهای حاشیه خلیج فارس
شرقافغانستان و پاکستان
غربترکیه و عراق

در این دوره دگرگونی‌هایی در مرزبندی ایران رخ داد. ابتدا رضاشاه، در زمان وزارت، قصبه فیروزه—روستایی در آخال ترکمنستان—را به شوروی واگذار کرد. سپس پس از پادشاهی، با پیمان سعدآباد، بخش‌هایی را به سه همسایه (ترکیه، عراق و افغانستان) سپرد؛ از جمله آرارات به ترکیه، اروندرود و محدوده‌های نفتی میان قصرشیرین و خانقین به عراق و حدود ۱۶۰ فرسخ از خاک ایران شامل هشتادان، موسی‌آباد و شمتیغ به افغانستان.

عهدنامه ترکمانچای

  عهدنامهٔ ترکمانچای ، پیمانی است که در روز پنجشنبه، ۱ اسفند ۱۲۰۶ خورشیدی (۵ شعبان ۱۲۴۳ قمری) مطابق با ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ میلادی در پی جنگ‌های ا...