‏نمایش پست‌ها با برچسب دیکتاتورعلی خامنه ای. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دیکتاتورعلی خامنه ای. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۵ مرداد ۹, جمعه

با چهره نازیبا و حیله گری های حدادعادل کارچاق کن رژیم بیشتر آشنا شوید

 


شکر خوردن و درافشانی حداد عادل

آقای حداد عادل پادو درگاه ولایت، شکر افشانی فرمودند: “مردم از مغازه هایی که درسردر خود از واژه های بیگانه استفاده می کنند، خرید نکنند امام زمان ناراحت می شود”!!. به راستی وقاحت و بی شرمی تا به کجا! و هرزگی و پستی تا چه اندازه؟!. این آقا و افرادی مانند او که رژیم جهنمی اسلامی را ساخته اند، آنچنان با گستاخی و فرومایگی سخن می گویند که گویا ملت ایران یک مشت خر و گاوند وبه این مزخرفات و یاوه گویی ها توجهی دارند. امثال حداد عادل ها، که تعدادشان هم کم نیست و نمونه آن احمدی نژاد رئیس به اصطلاح جمهور دلقک و مالیخولیایی رژیم بود، آنچنان از سکوت و بی اعتنایی مردم سوء استفاده کرده و می کنند که شنیدن آن ها حتی برای کودکان نیز مسخره و خجالت آور است.

سنجش و ارزیابی این گفتار

این گفتار با هر منطقی که بررسی شود، کودکانه است. زیرا، مردم در خرید خود آزادند و کاری هم به تابلو و نوشته بالای سر در مغازه ها ندارند.وقتی شما در ژاپن خرید می کنید، نام و نوشته ها ژاپنی است. اگر هم در اسرائیل باشید، نوشته ها و مفهوم آن عبری است. در ایران نیز مغازه دار بر اساس ذوق و سلیقه خود نامی را بر می گزیند و برای جلب مشتری بیشتر، ممکن است به دو یا چند زبان نیز بنیوسد. اینها آزادی در کسب و کار، و نخستین گام در راه آزادی انسان است.

انحراف از دموکراسی بلای انقلابهای خاورمیانه

 


خاور میانه کجاست؟

پر بیراه نیست اگر بگوییم به محدوده ی امپراتوری هخامنشی که فرهنگی متفاوت از دیگر نقاط آسیا دارند و در بسیاری جهات دارای فرهنگی مشترکند ، خاورمیانه گفته می شود از شرق ، افغانستان و از غرب ، مصر آخربن کشورهایی هستند که در خاورمیانه گنجانده شده اند که اتفاقا آخرین نقاط شرقی و غربی امپراتوری هخامنشی هستند.

پس هخامنشیان به نوعی پایه گذار خاورمیانه متحد بوده اند و این شخصیت فرهنگی ریشه در خاورمیانه متحد در دولت هخامنشی دارد. شاید به همین دلیل باشد که مردم این منطقه چندان اعتماد و اعتقادی به دموکراسی ندارند و پادشاهی یا همان رژیم تکنفره را بهترین راه حل برای اداره کشورهای خود می دانند. دموکراسی پایدار و با ریسک پایین است ، در حالیکه حکومتهای دیکتاتوری ریسک انقلاب و آشوب را با خود دارند.

فرهنگ بزرگترین شاخصه اشتراک مردم خاورمیانه است. دین ، زبان ، آداب و هنر بسیاری از مردم این منطقه شبیه به هم است. هیچ کس نمی تواند در شباهت مردم ایران و عراق شک کند با وجودیکه دو کشور جدا و با زبان متفاوتند. این اشتراکات فرهنگی همانند یک ریسمان ، مردم خاورمیانه را به هم متصل نموده است.

امت خردباخته و خرافاتی با انتخاب بد از بدتر همچنان رژیم جنایتکار را بر سر قدرت نگه داشته است

 


پیش گفتار:

چه بنویسم؟!، و درد دل را با که بگویم؟!، زیرا آنچه که ما در این چند سال گذشته نوشتیم، آنچه را یادآور شدیم، اشتباهات و کجروی های امت خردباخته و خرافاتی امان که دست پرورده و مورد خواست این رژیم کشتارگر است یادآور شدیم کمترین تغییری در روش ناآگاهانه  ملت ما داده نشد و همچنان دست رژیم ضد ایرانی را در کشتار و غارتگری خود باز گذاشتند.
به راستی موجب شگفتی و غم و اندوه  فراوان است. ایکاش ما کمی خرد داشتیم، می اندیشیدیم و از این خواب غفلت و بیخردی و خیانت خود بیدار می شدیم.!

امت خرافاتی خردباخته:

سپاه پاسداران، سپاه اختاپوس دزد و چپاولگر اصلی کشور است

 



پیش گفتار:

به تازگی دولت آمریکا بر تأسیسات و مؤسسات سپاه پاسداران تحریم گذاشته است. سپاه با بی تفاوتی می گوید که این تحریمات اندک زیانی به اقتصاد سپاه وارد نمی کند بلکه زیان این تحریمات بر اقتصاد کشور است و دود آن به چشم ملت می رود. به راستی سپاه راست می گوید زیرا سپاه اختاپوس دزدی وچپاول کشوراصلی‌ترین نهاد سرکوب و صدور تروریسم در این رژیم می‌باشد، این ارگان امنیتی و سرکوبگر رژیم برای تأمین مالی بخشی از فعالیتهای نظام امنیتی برون مرزی و درون مرزی خود با برخورداری از امتیازات ویژه و انحصاری و استفاده ازرانت خواری درعرصه اقتصاد کشور تاخت و تاز می‌کند و مانع توسعه و رشد پایدار اقتصاد کشور شد

۱۴۰۵ مرداد ۳, شنبه

دادخواهی از کجا می‌آید؟

 



تجربه‌های جهانی از آفریقای جنوبی تا آمریکای لاتین نشان داده‌اند دادخواهی زمانی پایدار می‌شود که به نهاد تبدیل شود: سازوکارهای حقیقت‌یابی، آرشیوهای حافظه، فرآیندهای جبران خسارت و شبکه‌های مستندسازی ابزارهایی بوده‌اند برای تبدیل رنج به «حافظه‌ی فعال».

اگر بخواهیم از همان ابتدا از یک سوءتفاهم رایج عبور کنیم، باید بگوییم در بسیاری از بحث‌های اجتماعی «خشم» و «خشونت» به‌اشتباه هم‌معنا فرض می‌شوند؛ در حالی‌که از منظر روان‌شناختی و اخلاقی، این دو نه‌تنها یکسان نیستند، بلکه اغلب در نسبتِ معکوس قرار می‌گیرند. در جوامع بحران‌زده به‌ویژه در بافت‌هایی که خشونت ساختاری به شکل سرکوب، حذف صداها و انکار عاملیت فردی/جمعی عمل می‌کندمفهومی به نام «دادخواهی» سر بر می‌آورد. اما این سر بر آوردن، محصولِ خشونت نیست؛ محصولِ چیزی است که از دلِ تجربه‌ی نقض، انکار و بی‌عدالتی بیرون می‌زند: خشم اما نه خشم کور، بلکه خشم اخلاقی، آگاه و معطوف به عدالت؛ خشمی که می‌گوید: «مرزی نقض شده؛ پاسخ بده.»

حمله به بیمارستان‌ها و زیست‌‌سیاست سرکوب در اعتراضات 1404

 


حمله نیروهای امنیتی به بیمارستان‌ها در ایلام و تهران، نشانه عبور دولت از یکی از آخرین خطوط قرمز سرکوب است. در اعتراضات ۱۴۰۴، زیستِ بدن، نفس‌کشیدن و امکان درمان به میدان اعمال قدرت سیاسی بدل شده‌اند. الهام فتحی در این مقاله نشان می‌دهد چگونه حکومت، در بحران مشروعیت، درمان و حیات را نیز امنیتی کرده و سرکوب را به سطح زیست‌سیاست ارتقا داده است.

حمله نیروهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی به بیمارستان خمینی ایلام و سپس تعرض به بیمارستان سینا در تهران را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان وقایع استثنایی یا خطاهای میدانی تحلیل کرد. این دو رویداد نشانه‌های آشکاری از گذار کیفی سرکوب در بستر اعتراضات سراسری ایران‌ هستند؛ گذاری که در آن دولت، نه‌تنها خیابان، بازار و دانشگاه، بلکه بدن مجروح، نفس کشیدن و امکان درمان را نیز به میدان اعمال قدرت بدل می‌کند. روز چهارشنبه ۱۷ دیماه در یازدهمین روز اعتراضات سراسری، همزمان با گسترش اعتصابات بازار، افزایش تجمع‌ها در شهرهای بزرگ و تشدید فضای امنیتی، حکومت مرزی را درنوردیده که حتی در منطق اقتدارگرایی کلاسیک نیز همواره خط قرمز تلقی می‌شد: حریم بیمارستان. شکستن این حریم، نه نشانه قدرت، بلکه علامت روشنی از بحران حکمرانی، فرسایش مشروعیت و ورود دولت به وضعیت اضطرار سیاسی مزمن است.

تولد و مرگ در زندان

 


چگونه بدن و زندگی به میدان سرکوب و مقاومت بدل شده است. مستند «متولد اوین» و مرگ سمیه رشیدی، جمیله عزیزی و سودابه اسدی، تنها نمونه‌هایی از سیستمی زن‌ستیز و سرمایه‌سالار است که از لگد به شکم زن باردار تا محرومیت از دارو، زنان را به حاشیه می‌راند. اما همین سرکوب‌ها بذر خشم و مبارزه می‌کارند؛ از یک نخ سیگار در سلول تا شعار «زن، زندگی، آزادی». هیچ انقلابی بدون آزادی زنان پایدار نخواهد ماند.

در یکی از محله‌های چندفرهنگی برلین، در کافه‌ای آرام، مریم زارع را می‌بینم؛ بازیگر، فیلمساز و کارگردان ایرانی ـ آلمانی که با مستند «متولد اوین»(۱) در جشنواره فیلم برلیناله سال ۲۰۱۹ حضور داشت. این مستند به کودکانی می‌پردازد که در نخستین دهه پس از انقلاب در زندان‌های رژیم جمهوری اسلامی به دنیا آمده‌اند، اما در عین حال روایت سیستم اقتصادی ـ سیاسی است که زنان و فرزندان آن‌ها را به ابزار کنترل و سرکوب تبدیل کرده است. مریم زارع درباره این فیلم می‌گوید:

سپاه پاسداران، تروریسم دولتی در قلب جمهوری اسلامی

 


اعلام رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌عنوان سازمان تروریستی از سوی اتحادیه اروپا، اعترافی دیرهنگام اما ضروری به ماهیت واقعی جمهوری اسلامی است. این تصمیم، اگر با اراده سیاسی پایدار و فشار مستمر جنبش‌های اجتماعی همراه شود، می‌تواند به یکی از نقاط عطف تضعیف تروریسم دولتی در ایران بدل شود

تصمیم اتحادیه اروپا برای اعلام رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌عنوان «سازمان تروریستی»، صرفاً یک رویداد خبری یا حقوقی نیست، بلکه نقطه‌ای تعیین‌کننده در بازتعریف رابطه ساختار قدرت در ایران با نظم بین‌المللی است. این تصمیم که با اجماع وزرای خارجه ۲۷ کشور عضو و اعلام رسمی کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، صورت گرفت، به‌منزله به‌رسمیت‌شناختن این واقعیت بنیادین است که جمهوری اسلامی بدون خشونت سازمان‌یافته، سرکوب سیستماتیک و تروریسم دولتی قابل تداوم نیست. این اقدام در زمینه‌ای اتخاذ شد که مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی در داخل به‌شدت فروریخته و خیزش‌های پی‌درپی اجتماعی، به‌ویژه پس از کشتار گسترده معترضان، شکاف میان جامعه و حاکمیت را به نقطه‌ای بازگشت‌ناپذیر رسانده است. سپاه پاسداران، به‌عنوان ستون فقرات این نظم، اکنون نه فقط در ادبیات مخالفان، بلکه در چارچوب رسمی حقوقی اروپا نیز به‌مثابه یک سازمان تروریستی تعریف می‌شود. این تغییرِ نام‌گذاری، حامل پیامدهایی عمیق در سطوح حقوقی، اقتصادی، سیاسی و راهبردی است.

میراث ۳۶ سال رهبری خامنه‌ای برای زنان ایران چه بود؟

 


در بیش از سه دهه رهبری علی خامنه‌ای، کنترل بدن زنان، تثبیت نابرابری حقوقی، محدودسازی استقلال اقتصادی و امنیتی‌سازی مطالبات برابری‌خواهانه، به بخشی از معماری دولت دینی بدل شد. در عین حال، رشد آموزش، آگاهی جنسیتی و حضور اجتماعی زنان، شکافی عمیق میان جامعه و ساختار حقوقی و ایدئولوژیک نظام ایجاد کرد. جنبش «زن، زندگی، آزادی» این شکاف را به‌روشنی آشکار کرد و نشان داد که مسئله زنان امروز به یکی از کانون‌های اصلی بحران مشروعیت سیاسی در ایران تبدیل شده است. میراث این دوره، در نهایت، هم تثبیت پدرسالاری بوده و هم شکل‌گیری نیرویی اجتماعی که آن را به چالش می‌کشد.

تحلیل جایگاه زنان در جمهوری اسلامی طی بیش از سه دهه رهبری علی خامنه‌ای، بدون فهم «جنسیت» به‌عنوان مقوله‌ای سیاسی و ساختاری ممکن نیست. از منظر فمینیسم سیاسی، دولت‌ها تنها توزیع‌کننده قدرت اقتصادی یا سرکوب‌گر سیاسی نیستند؛ آن‌ها هم‌زمان نظم جنسیتی تولید می‌کنند. در جمهوری اسلامی، این نظم نه محصول انحراف، بلکه بخشی آگاهانه از معماری قدرت بوده است. در این چارچوب، مسئله زنان نه موضوعی اجتماعیِ فرعی، بلکه یکی از میدان‌های اصلی بازتولید مشروعیت، کنترل اجتماعی و مرزبندی ایدئولوژیک با جهان مدرن تعریف شده است. این متن نشان می‌دهد که چگونه در دوران خامنه‌ای، جنسیت به ستون پنهان اما حیاتی دولت دینی بدل شد.

۱۴۰۵ تیر ۲۷, شنبه

۱۸تیر، ۲۷سال بعد؛ خامنه‌ای در روزی‌که نسخه اصلاحات را پیچید خاک می‌شود

 


۲۷ سال از ۱۸تیر۱۳۷۸ که نیروهای رسمی امنیتی و «انصار حزب‌الله»، گروه فشار «علی خامنه‌ای» به کوی دانشگاه تهران حمله کردند و اعتراضات مسالمت‌آمیز دانشجویان را به خاک و خون کشیدند، می‌گذرد. حالا درست در هجدهم تیر، علی خامنه‌ای به خاک سپرده می‌شود؛ مردی که با حکم حکومتی خود نیم‌چه آزادی بیان که در اواخر دهه هفتاد در ایران به‌دست آمده بود را از میان برد و رویای چندین نسل برای دموکراسی را ناتمام گذاشت.۱۸تیر۷۸ بارها از سوی روزنامه‌نگاران، فعالان دانشجویی و مدنی به نقطه عطف مبارزه مردم ایران علیه استبداد قلمداد شده است، اما نقطه بی‌برگشتی نیز در زندگی شخصی و اجتماعی انسان‌هایی بوده که آن‌روزها یا دانشجو بودند یا روزنامه‌نگار و برای مبارزه با استبداد به خیابان آمده بودند.

این گزارش در گفت‌وگو با «آسیه امینی»، روزنامه‌نگار و شاهد سرکوب اعتراضات در تیرماه۷۸ و «احمد باطبی»، دانشجوی معترضی که بازداشت شد، ۱۷‌ماه شکنجه شد و به اعدام محکوم شد، اما نهایتا حکمش شکست، درباره نقش خامنه‌ای و تاثیر سرکوب تیر۱۳۷۸ بر زندگی ایرانیانی است که امید به تغییر از راه اصلاحات بسته بودند، امیدی که دیگر از میان رفته است.

پیش‌بینی‌های غلط و تحقق‌نیافته علی خامنه‌ای

 


در طول سه‌و‌نیم دهه رهبری «علی خامنه‌ای» بر ایران، پیش‌بینی‌ها و تحلیل‌های متعدد او در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، با نتایجی متفاوت مواجه شده و غلط از آب درآمده است. این گزارش، به ۹ مورد از این پیش‌بینی‌های اشتباه رهبر جمهوری اسلامی پرداخته است.

***

پیش‌بینی‌های خامنه‌ای در جمهوری اسلامی به‌طور عمومی مبنای عمل و تصمیم‌گیری نهادهای متعدد تحت رهبری او و البته دولت ایران است. به‌طور مثال، یکی از این پیش‌بینی‌ها، بی‌اثر کردن تحریم‌های ایالات متحده با در پیش گرفتن سیاستی به نام «اقتصاد مقاومتی» بود، اما این سیاست که از زمان ریاست‌جمهوری «حسن روحانی» آغاز شد و در تمام دوره سه ساله ریاست‌جمهوری «ابراهیم رئیسی» هم ادامه پیدا کرد، اینک چنان به بن‌بست خورده که دیگر در سیاست‌های رسمی از آن یاد نمی‌شود.

پیش‌بینی‌های خامنه‌ای هزینه‌سازی متعددی برای ایرانیان در ابعاد ملی و بین‌المللی داشته و همچنان خسارت‌های آن در زندگی روزمره شهروندان ایران محسوس است.

۱. فروپاشی نظام‌های غربی و آمریکا

خامنه‌ای بارها تاکید کرده که نظام سرمایه‌داری غرب، به‌ویژه ایالات متحده، به‌دلیل مشکلات داخلی و سیاسی در آستانه فروپاشی است.

در یکی از این پیش‌بینی‌ها که جمع‌بندی مواضع قبلی بود، خامنه‌ای در شهریور۱۴۰۲ در تهران، اظهارات قبلی خود را هم یادآوری کرد: «گفتیم آمریکا در حال ضعیف شدن است، یا قدرت‌های غربی، قدرت‌های استکباری در حال ضعیف شدن هستند. این یک شعار نیست، این یک واقعیت است و حرفی است که خود آن‌ها می‌زنند؛ خود آن‌ها می‌گویند شاخص‌های اقتدار آمریکا در دنیا رو به تنزّل است. مثل چه شاخص‌هایی؟ مثل اقتصاد؛ یکی از مهم‌ترین شاخص‌های اقتدار آمریکا اقتصاد قوی آمریکا بود که می‌گویند رو به تنزّل است.»

با‌وجود بحران‌های متعدد، آمریکا همچنان یک قدرت بزرگ اقتصادی و نظامی باقی مانده و هیچ‌گونه نشانه‌ای که بتوان آن را تعبیر به فروپاشی کرد، در آن مشاهده نمی‌شود. با‌این‌همه، خامنه‌ای به پیش‌بینی‌های خود درباره ایالات متحده ادامه داده است. یکی از این موارد، یک سال پیش از انتخابات سال ۱۴۰۳ آمریکا بود: 

«به‌نظر من یکی از نشانه‌های انحطاط آمریکا، بر سر کار آمدن کسانی مثل رییس‌جمهور فعلی و رییس‌جمهور قبلی است. یک کشور سیصد میلیونی، سیصد و خرده‌ای میلیون، خودشان را می‌کُشند، یک رییس‌جمهور سر کار می‌آورند مثل ترامپ، که همه‌ دنیا او را دیوانه دانستند؛ بعد او ساقط می‌شود، یکی می‌آید مثل این (جو بایدن) که حالا شما قضایای این را دیگر می‌دانید. این دلیل انحطاط یک ملّت است؛ این دلیل انحطاط یک تمدّن است.»

یک سال پس‌از این پیش‌بینی، «دونالد ترامپ» دوباره رییس‌جمهور آمریکا شده و شاخص‌ها هم رشد اقتصادی ایالات متحده را نشان می‌دهند. واکنش بازارهای مالی هم به انتخاب مجدد ترامپ، مثبت بوده است.

برخی از پیش‌بینی‌های خامنه‌ای درباره آنچه او «افول آمریکا» می‌خواند، در اینجا قابل مشاهده است.

پانزده اشتباه فاحش جمهوری اسلامی

 


پانزده اشتباه فاحش جمهوری اسلامی

مصاحبه با محسن کدیور به بهانه صدمین روز تأسیس جرس

فرید ادیب هاشمی

خلاصه:
محسن کدیور، به ولی فقیه توصیه می کند که اگر می خواهد بماند، به جای حکومت کردن به نظارت بپردازد و اداره ی امور کشور را به دست نمایندگان واقعی مردم بسپارد. به اعتقاد وی آیت الله خامنه ای در صدد است با دنبال کردن سیاست مشت آهنین، مخالفانش را نقره داغ کرده و با خشکاندن ریشه ی حرکتهای اصلاح طلبانه به ملت بفهماند که یا باید او را بپذیرند و یا قبول کنند اغتشاش گرند، راه سومی وجود ندارد.او ضمن اشاره به پانزده اشتباه فاحش جمهوری اسلامی درطول حیات سی ساله خود، اقتدار زندان اوین را از اقتدار دانشگاه تهران و شریف بیشتر می داند. اوین سمبل و نماد جمهوری اسلامی است.

مقدمه:
“جرس” صد روزه شد. به همین مناسبت با دکتر محسن کدیور،یکی از اعضای شورای سیاست گذاری جرس در باره ی چگونگی شکل گیری و انتشار آن ، برنامه های آینده و موانعی که این رسانه ی نوپای جنبش سبز با آن روبروست گفت و گو کردیم.
محسن کدیور، اسلام شناس، متفکر نواندیش و استاد مدعو دانشگاه “دوک” در امریکاست. او فعالیت جرس را در صد روزگی، مدیون همکاری و تلاش سخت روزنامه نگارانی می داند که به سرعت به این رسانه ی نوپا پیوستند. او خبر داد که جرس اگر چه در صدد راه اندازی رایو و همچنین تلویزیون اینترنتی است اما پیشرفت و توسعه ی کارنیازمند کمک وسیع مالی هموطنان ایرانی است.

سانسور اینترنت در ایران

 


سانسور اینترنت در ایران که تحت نام فیلترینگ اینترنت در ایران نیز شناخته می‌شود، مجموعه‌ای از اقدامات برای اعمال سانسور، محدودیت و نظارت سازمان‌یافته و هدف‌دار بر دسترسی به محتوای وبگاه‌ها و استفاده از خدمات اینترنتی برای کاربران ایرانی است که توسط نظام اسلامی حاکم بر این کشور صورت می‌پذیرد. سانسور اینترنت در ایران از گذشته رو به افزایش بوده و در چند سال ابتدایی قرن ۲۱ میلادی، ایران موج بزرگی را در استفاده از اینترنت تجربه کرد. در ۲۰۱۸ میلادی، ایران نرخ تقریبی نفوذ اینترنت بین ۶۴٪ الی ۶۹٫۱٪ را برای جمعیتی تقریباً ۸۶ میلیون نفره داشته است.[۱][۲] پس از سانسور یوتیوب در ایران،[۳] سرویس اشتراک ویدئو آپارات در ایران بنیان‌گذاری شد.[۴] اما در آبان ۱۳۹۹، به دلیل فعالیت یکی از کاربران در آپارات، مدیرعامل آن به ۱۰ سال زندان محکوم شد.[۵][۶] همچنین در سال ۱۳۹۹ سایت کوتاه‌کننده لینک بیت‌لی (Bitly) فیلتر شد.[۷]

فیلترینگ در ایران بر اساس قوانین مصوب در شورای عالی فضای مجازی و مجلس شورای اسلامی اعمال می‌گردد.[۸] روند فیلترینگ و مسدودسازی به درستی مشخص نیست و سیاست‌های آن غیرشفاف است.[۸][۹][۱۰] یکی از مشاوران قوهٔ قضائیه ایران تعداد وبگاه‌های فیلتر شده تا آبان ۸۷ را پنج میلیون برشمرد.[۱۱] این در حالی است که اغلب مسئولان و وزیران کشور در شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده در ایران حساب کاربری دارند و برای ایرانیان و جهانیان عملکرد خود را تشریح می‌کنند. این موضوع باعث شده که اغلب مردم ایران نگاه بدی نسبت به امر فیلترینگ داشته باشند که اگر برای آن‌ها مجاز است چرا برای دیگر افراد مجاز نیست. به این دلیل حتی با فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی نظیر فِیس‌بوک و توییتر، ایرانیان حضور خود را برای ارتباط با جهانیان و مسئولان کشور خودشان در فِیس‌بوک و توییتر ادامه دادند.[۱۲][۱۳][۱۴]

فیلترینگ هیچگاه در ایران متوقف نشده و در تمام دولت‌ها اجرا شده است. ایران به همراه چین، سوریه، بحرین و ویتنام پنج کشور دشمن اینترنت نام گرفته‌اند.[۱۵][۱۶] بر پایه گزارش ۲۰۲۱ سازمان غیردولتی خانه آزادی، ایران پس از دو کشور چین و میانمار، بیشترین محدودیت‌ها را در زمینه اینترنت اعمال می‌کند.[۱۷]

همچنین در طی اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و خیزش ۱۴۰۱ ایران حکومت به‌طور بی‌سابقه‌ای، چندین روز قطع کردن اینترنت را اعمال کرد.[۱۸][۱۹]

۱۴۰۵ تیر ۸, دوشنبه

مسأله جرم سیاسی در حقوق ایران

 


مسأله جرم سیاسی در حقوق ایران

محمد حسین نیری

چکیده

این مقاله به بررسی مفهوم و سرنوشت جرم سیاسی در سیستم حقوقی ایران می پردازد. در حالی که قانون اساسی ایران تضمینات خاص حمایتی، شامل محاکمه علنی و حضور هیأت منصفه، برای افرادی که به جرایم سیاسی متهم شده اند در نظر گرفته است، قوانین عادی ایران هیچگونه تعریفی از این جرایم به دست نمی دهند. همین مسأله توجیهی برای قوه قضائیه ایران فراهم کرده تا مخالفان سیاسی نظام را از محاکمه علنی در حضور هیأت منصفه محروم نماید. دادگاههای انقلاب در ایران که کمترین توجهی به موازین دادرسی منصفانه از خود نشان نمی دهند، سخاوتمندانه تمام این پرونده ها را با برچسب جرایم «امنیتی» مورد رسیدگی قرار داده و در محاکمات غیرعلنی مجازاتهای بسیار سنگین برای متهمان این جرایم در نظر می گیرند. در سال ۱۳۹۲ طرحی از سوی برخی نمایندگان به مجلس شورای اسلامی تقدیم شد که تعریفی بسیار تنگ نظرانه از جرایم سیاسی به عمل آورده است. کلیات این طرح اخیرا به تصویب رسید و این امکان وجود دارد که در آینده نزدیک به قانون تبدیل شود. این در حالی است که آنچه در ایران به عنوان امتیاز برای مجرمان سیاسی در نظر گرفته شده است، در بسیاری از کشورهای دیگر جزو اصول عادی دادرسی محسوب می شوند. در مجموع نیز این نظریه که برخی از جرایم به عنوان «سیاسی» محسوب شده و امتیازات خاصی برای متهمان این جرایم در نظر گرفته شود، در حال محو شدن از سیستمهای حقوقی مدرن است. به علاوه چنین موازینی تنها در یک نظام دموکراتیک که از حاکمیت قانون تبعیت می کند و به آزادیهای بنیادین و حقوق اساسی افراد احترام می گذارد مؤثر خواهد بود. بنابراین اینکه چنین اقداماتی بتواند موجب بهبود وضعیت فعالان سیاسی و مدافعان حقوق بشر بشود محل تردید جدی است.

سلاح‌های بدون مرز: چگونه مهمات وارداتی خشونت دولتی در ایران را تشدید می‌کنند

 


۱. A@ﮐ

ﺖ8ﺎی اﯾﺮا

خامنه‌ای چگونه به قدرت رسید

 


۱۴خرداد سالگرد فوت آیت‌الله خمینی و آغاز حکومت بیست و یک ساله آیت‌الله خامنه‌ای در ایران است. اما آیت‌الله خامنه‌ای چگونه به قدرت رسید و در روز ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ در جلسۀ مجلس خبرگان که او را به رهبری برگزید، چه گذشت؟

 مراد ویسی روزنامه‌نگار و کارشناس مسائل ایران روند رسیدن آیت‌الله خامنه‌ای به رهبری را تشریح می‌کند.

آقای ویسی، چرا ۱۴ خرداد در تاریخ جمهوری اسلامی، روز مهمی است‌؟

خوب بله، امروز روز به قدرت رسیدن آقای خامنه‌ای در سال ۱۳۶۸ است. ایشان در این روز و طبق طراحی «آقای هاشمی رفسنجانی» و تأیید «احمد خمینی» به قدرت رسیدند.

اصل قضیه چه بود و ایشان چطور رهبر شدند؟

ببینید داستان رهبری آقای خامنه‌ای از این قرار است که از شب قبل که فوت آیت‌الله خمینی قطعی شد، طبق طرح آقای هاشمی رفسنجانی شبانه اعضای مجلس خبرگان را از سراسر کشور دعوت کردن و تمام هواپیماهای کشور رو بسیج کردن که آنان را به تهران بیاورند. مسئول این دعوت و فرستادن هواپیماها هم «شیخ حسن روحانی» بود که خیلی به آقای هاشمی نزدیک بود. صبح ساعت ۷ خبر فوت آیت‌الله خمینی را دادند و ساعت ۸ جلسه مجلس خبرگان رو برگزار کردند.

در جلسۀ صبح که اعضای مجلس شورای اسلامی هم بودند وصیتنامه را خونداند و در جلسۀ بعد از ظهر که فقط اعضای خبرگان حضور داشتند، موضوع تعیین رهبر جدید را به بحث گذاشتند.

ظاهراً در این جلسه، اوّل اسم فرد دیگری مطرح بوده است و نه آقای خامنه‌ای؟

بله آن فرد «آیت‌الله محمدرضا گلپایگانی» بوده است که بعد از فوت آیت‌الله خمینی اعلم علما و مراجع به شمار می‌رفت و اگر قرار بود طبق قانون اساسی یک مرجع تقلید به رهبری انتخاب شود شانس آقای گلپایگانی از همه بیشتر بود. در حالی که آقای خامنه‌ای حتی آیت‌الله بودنش مورد تردید بود.

مگر آقای خامنه‌ای در اون موقع آیت‌الله نبودند؟

ببینید آیت‌الله بودنش که مورد تردید بود. بر فرض هم که آیت‌الله بوده باشند، قانون اساسی می‌گفت که رهبر باید مرجع تقلید باشد و انتخاب آقای خامنه‌ای که مرجع تقلید نبود خلاف قانون اساسی بود. حالا آقایان می‌گویند که بعد که شرط مرجعیت را برداشتیم و برای رفع شبهه دوباره و چند ماه بعد برای رهبری آقای خامنه‌ای رأی گیری کردیم. این خلاف قانون است و ایشان دیگر آن موقع رهبر شده بودند و در عمل کاری بود که شده بود اگرچه غیرقانونی.

ظاهرا بحث شورای رهبری هم بوده و نه رهبری یک فرد خاص؟

بله یکی از نمایندگان مجلس که به طور اتفاقی در جلسه مانده بود برای خود من نقل می‌کرد که اوّل بحث شورای رهبری شد و خیلی هم طرفدار داشت ولی بعد که فضا به سمت تعیین شورای رهبری رفت، آقای هاشمی رفسنجانی وارد بحث شدند و مسیر بحث را تغییر داد و طرح خودش را اجرا کرد.

مگر آقای هاشمی رفسنجانی در این جلسه چه کار کرد که شما می‌گویید طبق طراحی ایشان آقای خامنه‌ای به قدرت رسیدند؟

خوب آقای هاشمی با رهبری آقای گلپایگانی موافق نبود. به همین دلیل در حالی که فضای جلسه به سمت تعیین شورای رهبری می‌رفت، آقای هاشمی وارد بحث شدند و به احمد خمینی که در جلسه حاضر بوده گفتند که: «شما اگر اون مطلبتون را الآن نمی‌خواهید بگویید، پس کی می‌خواهید بگویید؟» که بقیه گفتند موضوع چیست و احمد خمینی گفت که آقای خامنه‌ای که سفر خارجی رفته بودند امام نحوه حرف زدن ایشان را در تلویزیون دیدند و گفتند ایشان برای رهبری مناسب هستند. بعد خود آقای هاشمی هم این رو اضافه کرد که ما در زمان حیات امام در جلسه سران قوا به ایشان گفتیم بعد از شما رهبری چی می‌شود که ایشان گفتند نگران نباشید. فرد مناسب هست و یکی همین آقای خامنه‌ای.

این مطلب واقعاصحت دارد؟

من خودم از یکی از شاگردان «آیت‌الله موسوی اردبیلی» شنیدم که ایشان که آن موقع رییس دیوان عالی کشور بودند بعد از این نقل را به این شکل و به این صراحت در مورد آقای خامنه‌ای رد کردند و گفتند آیت‌الله خمینی از آقای خامنه‌ای یا شخص خاصی اسم نبردند ولی به هر حال این حرکت آقای هاشمی، ۱۸۰ درجه فضای جلسه را تغییر داد و فضا را به سمت رهبری آقای خامنه‌ای برگردوند و ایشان رهبر شدند.

 

اگر این درست باشد، حالا آقای هاشمی چرا این کار را کرد و چه چیزی در ذهنش بود؟

من بعد‌ها خودم از یکی از نزدیکان آقای هاشمی شنیدم که آقای هاشمی در نظر داشتند آقای خامنه‌ای رهبر بشوند و آقای منتظری هم نقش مرجع را ایفا کنند و خود آ قای هاشمی هم بشوند اداره کننده واقعی کشور. درست به همین دلیل بعد از انتخاب آقای خامنه‌ای، آقای هاشمی به آقای منتظری اصرار کردند که شما برای آقای خامنه‌ای پیام تبریک بفرستید و رهبری ایشان را تبریک بگویید. آقای هاشمی به آقای خامنه‌ا‌ی هم گفته بودند شما جواب پیام آقای منتظری را بدهید و ایشان را به عنوان مرجع در قم خطاب قرار بدید و تثبیت کنید که در عمل آقای منتظری پیام را دادند ولی آقای خامنه‌ای بازی آقای هاشمی را نکردند و بازی خودشون را پیش بردند.

(محمد ضرغامی)

 منبع: علی شیره‌ای

۱۴۰۵ فروردین ۲۱, جمعه

طرح روز

 

جهان روی نقشه‌ای کوچک‌تر شده، اما طمع، جنگ و قدرت‌طلبی مرزها را بزرگ‌تر کرده‌اند؛

وقتی سیاستمداران بازی می‌کنند، این مردم‌اند که زیر دست‌وپا له می‌شوند.

۱۴۰۴ اسفند ۲۶, سه‌شنبه

«بیا بیا» و تهدید جنگ داخلی؛ افول یک «رهبر عقیدتی»

 



باز هم "رهبر عقیدتی" پس از یک دو روزی سکوت، از غار خلوت خویش سر برآورده و با همان لحن آشنا اعلام خطر کرده است که گویا "بچه شاه" می‌خواهد با کمک خارجی به "نخستین شهر آزاد شدهٔ ایران" وارد شود. بلافاصله هم با ژست پیشگویانه یادآوری می‌کند که قبلاً گفته بود "حرف شورشگران و ارتش آزادی‌ستان هم ساده و روشن و فقط دو کلمه است: "بیا! بیا!"؛ عبارتی که اگر آن را از زبان شاعرانه بیرون بیاوریم، در فرهنگ لغت سیاسی ایشان معنایی ساده دارد: بیا تا با تو بجنگیم و خونت هم به گردن خودت. به بیان دیگر، اگر کسی پا به میدان بگذارد که خارج از دایره تنگ "تنها آلترناتیو" باشد، نسخه‌اش از پیش پیچیده شده است.

عهدنامه ترکمانچای

  عهدنامهٔ ترکمانچای ، پیمانی است که در روز پنجشنبه، ۱ اسفند ۱۲۰۶ خورشیدی (۵ شعبان ۱۲۴۳ قمری) مطابق با ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ میلادی در پی جنگ‌های ا...