‏نمایش پست‌ها با برچسب #سازمان حقوق بشری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب #سازمان حقوق بشری. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۵ مرداد ۱۵, پنجشنبه

کاریکاتور هفته

 

در حالی که اروپا نگران ازسر گرفته شدن جنگ بین آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی و به دنبال آن، بالارفتن قیمت نفت و فشار اقتصادی است، کشتاری روزمره در سایه این تهدیدات نادیده گرفته شده است: ماشین سرکوب و اعدام جمهوری اسلامی شدیدتر از قبل به کار خود ادامه می دهد و کم‌تر روزی است که اسم کسی یا کسانی بیرون نیاید که با جرایم سیاسی به چوبه دار آویخته می‌شوند، جرایمی که به باور بسیاری از نهادهای حقوق بشری، مبتنی بر روند رسیدگی "شتاب‌زده و اعترافات زیر فشار و شکنجه" متهمان هستند.

این موضوع دستمایه مانا نیستانی در طراحی کاریکاتور هفته برای دویچه وله فارسی بوده است.

۱۴۰۵ تیر ۲۷, شنبه

سانسور اینترنت در ایران

 


سانسور اینترنت در ایران که تحت نام فیلترینگ اینترنت در ایران نیز شناخته می‌شود، مجموعه‌ای از اقدامات برای اعمال سانسور، محدودیت و نظارت سازمان‌یافته و هدف‌دار بر دسترسی به محتوای وبگاه‌ها و استفاده از خدمات اینترنتی برای کاربران ایرانی است که توسط نظام اسلامی حاکم بر این کشور صورت می‌پذیرد. سانسور اینترنت در ایران از گذشته رو به افزایش بوده و در چند سال ابتدایی قرن ۲۱ میلادی، ایران موج بزرگی را در استفاده از اینترنت تجربه کرد. در ۲۰۱۸ میلادی، ایران نرخ تقریبی نفوذ اینترنت بین ۶۴٪ الی ۶۹٫۱٪ را برای جمعیتی تقریباً ۸۶ میلیون نفره داشته است.[۱][۲] پس از سانسور یوتیوب در ایران،[۳] سرویس اشتراک ویدئو آپارات در ایران بنیان‌گذاری شد.[۴] اما در آبان ۱۳۹۹، به دلیل فعالیت یکی از کاربران در آپارات، مدیرعامل آن به ۱۰ سال زندان محکوم شد.[۵][۶] همچنین در سال ۱۳۹۹ سایت کوتاه‌کننده لینک بیت‌لی (Bitly) فیلتر شد.[۷]

فیلترینگ در ایران بر اساس قوانین مصوب در شورای عالی فضای مجازی و مجلس شورای اسلامی اعمال می‌گردد.[۸] روند فیلترینگ و مسدودسازی به درستی مشخص نیست و سیاست‌های آن غیرشفاف است.[۸][۹][۱۰] یکی از مشاوران قوهٔ قضائیه ایران تعداد وبگاه‌های فیلتر شده تا آبان ۸۷ را پنج میلیون برشمرد.[۱۱] این در حالی است که اغلب مسئولان و وزیران کشور در شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده در ایران حساب کاربری دارند و برای ایرانیان و جهانیان عملکرد خود را تشریح می‌کنند. این موضوع باعث شده که اغلب مردم ایران نگاه بدی نسبت به امر فیلترینگ داشته باشند که اگر برای آن‌ها مجاز است چرا برای دیگر افراد مجاز نیست. به این دلیل حتی با فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی نظیر فِیس‌بوک و توییتر، ایرانیان حضور خود را برای ارتباط با جهانیان و مسئولان کشور خودشان در فِیس‌بوک و توییتر ادامه دادند.[۱۲][۱۳][۱۴]

فیلترینگ هیچگاه در ایران متوقف نشده و در تمام دولت‌ها اجرا شده است. ایران به همراه چین، سوریه، بحرین و ویتنام پنج کشور دشمن اینترنت نام گرفته‌اند.[۱۵][۱۶] بر پایه گزارش ۲۰۲۱ سازمان غیردولتی خانه آزادی، ایران پس از دو کشور چین و میانمار، بیشترین محدودیت‌ها را در زمینه اینترنت اعمال می‌کند.[۱۷]

همچنین در طی اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و خیزش ۱۴۰۱ ایران حکومت به‌طور بی‌سابقه‌ای، چندین روز قطع کردن اینترنت را اعمال کرد.[۱۸][۱۹]

کشتار دی ۱۴۰۴ ایران

 


کشتارهای دی ۱۴۰۴ ایران به مجموعه‌ای از گزارش‌ها دربارهٔ کشته شدن گستردهٔ غیرنظامیان به‌دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران و شبه‌نظامیان خارجی تحت حمایت نظام جمهوری اسلامی ایران در جریان خیزش ۱۴۰۴ ایران اشاره دارد.[۱] تا تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، برآوردها از شمار جان‌باختگان از ۲۹۸۶ آمار دولتی جمهوری اسلامی تا ۶٬۴۸۸ تن کمترین تا بیش از ۴۳٬۰۰۰ تن را دربر می‌گرفت،[۲] که شامل ۲۰۹ فرد نظامی و غیرنظامی وابسته به حکومت می‌شد،[۳] و این رویدادها را به یکی از بزرگ‌ترین کشتارها در تاریخ معاصر ایران تبدیل می‌کند.[۴][۵][۶]

بر اساس گزارش‌ها، در ۱۹ دی ۱۴۰۴، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در جلسهٔ شورای عالی امنیت ملی، دستور سرکوب اعتراضات «به هر وسیلهٔ لازم» را صادر کرد. به‌دنبال این دستور، نیروهای امنیتی با استفاده گسترده از سلاح گرم و سرد علیه معترضان وارد عمل شدند؛ امری که بنا بر گزارش رسانه‌های بین‌المللی به افزایش چشمگیر شمار کشته‌شدگان انجامید.[۷] خود سید علی خامنه‌ای در سخنرانی که پس از کشتار کرد اعتراف کرد که چند هزار نفری کشته شدند.[۸]

در ۲۲ دی، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه تأیید کرد که نیروهای امنیتی مستقیماً به معترضان شلیک کرده‌اند.[۹] در ۲۵ ژانویه، تایم گزارش داد که فهرست مشخصی شامل ۳۰٬۳۰۴ مورد مرگ ثبت‌شده مرتبط با اعتراضات در بیمارستان‌های غیرنظامی فقط برای ۱۸ و ۱۹ دی وجود دارد.[۱۰][۱۱] در همان روز، ایران اینترنشنال با استناد به اسناد و منابع خود، شمار کشته‌شدگان را بیش از ۳۶٬۵۰۰ نفر برآورد کرد.[۱۲] در ۲۸ ژانویه، روزنامهٔ گاردین گزارش داد که شمار جان‌باختگان ممکن است بیش از ۳۰٬۰۰۰ نفر باشد و این‌که کمتر از ۱۰٪ از مرگ‌ها ممکن است به‌طور رسمی ثبت شده باشند.[۱۳]

به‌دلیل قطع سراسری اینترنت در ایران و محدودیت شدید دسترسی به اطلاعات، آمار دقیق قربانیان این رویداد همچنان نامشخص است. سی‌بی‌اس نیوز با استناد به تصاویر منتشرشده از سردخانه‌ها و گزارش‌های میدانی، این کشتار را یکی از مرگبارترین موارد استفاده از قوهٔ قهریه علیه معترضان در تاریخ معاصر توصیف کرده است.[۱۴] برخی منابع بین‌المللی این کشتار را از نظر شمار قربانیان در زمرهٔ مرگبارترین سرکوب‌های دولتی علیه معترضان در دورهٔ معاصر دانسته‌اند و از آن با تعابیری چون «نسل‌کشی در تاریکی دیجیتال» یاد کرده‌اند.[۱۵][۱۶]

۱۴۰۵ تیر ۸, دوشنبه

مسأله جرم سیاسی در حقوق ایران

 


مسأله جرم سیاسی در حقوق ایران

محمد حسین نیری

چکیده

این مقاله به بررسی مفهوم و سرنوشت جرم سیاسی در سیستم حقوقی ایران می پردازد. در حالی که قانون اساسی ایران تضمینات خاص حمایتی، شامل محاکمه علنی و حضور هیأت منصفه، برای افرادی که به جرایم سیاسی متهم شده اند در نظر گرفته است، قوانین عادی ایران هیچگونه تعریفی از این جرایم به دست نمی دهند. همین مسأله توجیهی برای قوه قضائیه ایران فراهم کرده تا مخالفان سیاسی نظام را از محاکمه علنی در حضور هیأت منصفه محروم نماید. دادگاههای انقلاب در ایران که کمترین توجهی به موازین دادرسی منصفانه از خود نشان نمی دهند، سخاوتمندانه تمام این پرونده ها را با برچسب جرایم «امنیتی» مورد رسیدگی قرار داده و در محاکمات غیرعلنی مجازاتهای بسیار سنگین برای متهمان این جرایم در نظر می گیرند. در سال ۱۳۹۲ طرحی از سوی برخی نمایندگان به مجلس شورای اسلامی تقدیم شد که تعریفی بسیار تنگ نظرانه از جرایم سیاسی به عمل آورده است. کلیات این طرح اخیرا به تصویب رسید و این امکان وجود دارد که در آینده نزدیک به قانون تبدیل شود. این در حالی است که آنچه در ایران به عنوان امتیاز برای مجرمان سیاسی در نظر گرفته شده است، در بسیاری از کشورهای دیگر جزو اصول عادی دادرسی محسوب می شوند. در مجموع نیز این نظریه که برخی از جرایم به عنوان «سیاسی» محسوب شده و امتیازات خاصی برای متهمان این جرایم در نظر گرفته شود، در حال محو شدن از سیستمهای حقوقی مدرن است. به علاوه چنین موازینی تنها در یک نظام دموکراتیک که از حاکمیت قانون تبعیت می کند و به آزادیهای بنیادین و حقوق اساسی افراد احترام می گذارد مؤثر خواهد بود. بنابراین اینکه چنین اقداماتی بتواند موجب بهبود وضعیت فعالان سیاسی و مدافعان حقوق بشر بشود محل تردید جدی است.

دانشجویان میان دو تیغ سرکوب کمیته‌‌های انضباطی و دادگاه‌‌های انقلاب: موج تعلیق، اخراج و احکام سنگین زندان

 


با وجود تعطیلی آموزش حضوری در دانشگاه‌های ایران، دانشجویان همچنان میان دو لبه دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی یعنی «کمیته‌های انضباطی» و «دادگاه‌های انقلاب» تحت فشارهای فزاینده قرار دارند. در چند هفته گذشته فقط در چهار دانشگاه صنعتی شریف، علم و صنعت، بهشتی و تهران دست‌کم ۳۵۲ دانشجو با احضار یا احکام تعلیق و اخراج کمیته انضباطی مواجه شده‌اند و همزمان چند دانشجو نیز با حکم دادگاه‌ انقلاب به حبس‌های سه تا ده سال محکوم شده‌اند.

در موج جدید سرکوب دانشجویان، بسیاری از احکام تعلیق از تحصیل و اخراج دانشجویان به خاطر تجمع‌های اعتراضی در محوطه دانشگاه یا فعالیت مجازی صادر شده، و دادگاه‌های انقلاب هم احکام سنگین زندان را به خاطر شرکت دانشجویان در تجمع‌های خیابانی صادر کرده‌اند.


احضار و صدور حکم برای ۳۵۲ دانشجو در چهار دانشگاه

درهای دانشگاه‌های سراسر ایران همچنان به روی دانشجویان مقطع کارشناسی بسته است، اما کمیته‌های انضباطی به عنوان یکی از ارکان سرکوب در دانشگاه‌ها به شدت فعال شده و از تعطیلی آموزش حضوری به عنوان فرصتی برای سرکوب و تصفیه دانشجویان معترض از طریق احضار و صدور «احکام محرومیت از تحصیل و اخراج» استفاده می‌کنند.

روزنامه شرق دوشنبه یازدهم خرداد گزارشی منتشر کرد که نشان می‌دهد در چهار دانشگاه‌ صنعتی شریف، بهشتی، علم و صنعت و دانشگاه تهران دست‌کم ۳۵۲ دانشجو به کمیته انضباطی احضار شده‌اند.

این روزنامه همچنین نوشت که «در دانشگاه صنعتی شریف کمیته انضباطی برای «۵ تا ۷ دانشجو» حکم «اخراج» صادر کرده است و بیش از ۲۰ دانشجوی این دانشگاه هم احکام «تعلیق از تحصیل» بین یک تا سه ترم دریافت کرده‌اند.»

در دانشگاه بهشتی که رئیس آن محمودرضا آقامیری، از مرتبطان با برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی و پدر محمد امین آقامیری دبیر شورای عالی فضای مجازی، است، مدیران دانشگاه «دسترسی دست‌کم ۲۵ دانشجو با سامانه‌های آموزشی» را قطع کرده‌اند.

فشار و سرکوب دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت هم، مانند بسیاری از دانشگاه‌ها تشدید شده است و کمیته انضباطی برای «بیش از ۱۰۰ دانشجو» پرونده تشکیل داده و این دانشجویان هم در معرض احکامی چون «تعلیق از تحصیل» و «اخراج» قرار دارند.

کمیته‌ انضباطی در دانشگاه تهران، قدیمی‌ترین دانشگاه ایران هم به شدت فعال است. این کمیته «نزدیک به ۲۰۰ دانشجوی دانشگاه تهران» را احضار کرده و اتهامات مختلفی از جمله در ارتباط با تجمع‌های داخل محوطه دانشگاه یا مرتبط با فعالیت در شبکه‌های اجتماعی به دانشجویان وارد کرده است. بسیاری از این دانشجویان ضرب‌الاجل هایی برای ارائه «دفاعیه» به کمیته انضباطی دریافت کرده‌اند.

در بسیاری از دانشگاه‌های دیگر تهران از جمله دانشگاه خواجه نصیر، دانشگاه امیرکبیر، دانشگاه فرهنگیان، دانشگاه سوره هم کمیته‌های انضباطی به شدت مشغول پرونده‌سازی و احضار دانشجویان هستند.

کمیته‌های انضباطی در شماری از دانشگاه‌های دیگر ایران از جمله دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه شیراز، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه گیلان، دانشگاه بیرجند، دانشگاه نوشیروانی بابل نیز به احضار و پرونده‌سازی و سرکوب دانشجویان به خاطر شرکت در تجمع‌های اعتراضی دانشجویی در دی ماه گذشته اقدام کرده‌اند.


پرونده‌سازی برای دانشجویان به خاطر فعالیت در شبکه‌های اجتماعی

در حالی که جمهوری اسلامی در اعتراضات دی ماه به مدت سه هفته و پس از حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به مدت سه ماه اینترنت را به طور کامل در ایران قطع کرد، کمیته‌های انضباطی در دانشگاه‌های مختلف ایران اقدام به احضار دانشجویان به خاطر فعالیت‌های مجازیشان کرده‌اند.

شورای صنفی دانشگاه صنعتی شریف، در همین مورد گزارش داد که کمیته‌های انضباطی برای بسیاری از دانشجویان «تنها به‌دلیل فعالیت در فضای مجازی مانند محتوای پروفایل، پیام در یک گروه خصوصی یا حتی بازنشر یک توییت» پرونده تشکیل داده‌ و حکم صادر کرده‌اند.

این شورا تاکید کرد که برای سرکوب و واداشتن دانشجویان به سکوت، «کمیتهٔ انضباطی بار دیگر رصد صفحات مجازی دانشجویان را از سر گرفته است.»

کانال‌های دانشجویی در دانشگاه‌های شهرهای مختلف هم، گزارش‌ داده‌اند که بسیاری از احضارها به خاطر فعالیت‌های دانشجویان در شبکه‌های اجتماعی بوده و کمیته‌های انضباطی برای دانشجویان در شهرهای مختلف به همین خاطر احکامی چون «تعلیق از تحصیل» صادر کرده‌اند.


احکام سنگین دادگاه‌های انقلاب برای دانشجویان معترض

شعبات دادگاه‌ انقلاب در تهران و دیگر شهرهای ایران نیز همپای «کمیته‌های انضباطی» در سرکوب دانشجویان مشارکت دارند.

بنابر گزارش‌های منتشر شده نهادهای دانشجویی و سازمان‌های حقوق بشری، احکام بسیار سنگینی برای دانشجویان معترض به اتهام حضور در تجمع‌های داخل دانشگاه یا شرکت در اعتراضات خیابانی صادر کرده‌اند.

از جمله احکامی که در یک ماه اخیر برای دانشجویان معترض صادر شده، حکم شعبه اول دادگاه انقلاب ارومیه برای شایان هوشیار است که این پژوهشگر و دانشجوی دکترای تاریخ ایران را به «سه سال و هشت ماه زندان» محکوم کرد.

زندان
زندان

دادگاه انقلاب مرکز استان خراسان جنوبی هم، در حکمی عرفان عربی، دانشجوی دانشگاه بیرجند را به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» در مجموع به ۸ سال حبس محکوم کرد که ۵ سال آن قابل اجرا است.

در تهران هم، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب در حکمی مجید جمشیدزاده، دانشجوی رشته طراحی صنعتی دانشگاه علم و صنعت را که در اعتراضات دی‌ماه بازداشت شده بود، به ۵ سال حبس تعزیری محکوم کرد.

ابوالقاسم صلواتی، رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران همچنین در حکمی کیمیا داوودی، دانشجوی پیشین رشته حقوق دانشگاه رازی کرمانشاه را به ۱۰ سال زندان و خواهر او، تارا داوودی، دانشجوی پیشین رشته نقشه‌برداری دانشگاه اصفهان، را به ۶ سال زندان محکوم کرد.

کیمیا و تارا داوودی، از هنگام اعتراضات دی ماه بازداشت و در زندان اوین نگهداری می‌شوند. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اتهام این دو خواهر را «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان کرده است.


اعتراض و هشدار تشکل‌های دانشجویی به پیامد سرکوب دانشجویان

با وجود تعطیلی آموزش حضور در دانشگاه‌های ایران در چند هفته اخیر تشکل‌های دانشجویی در تهران و دیگر شهرها با انتشار نامه‌ها و بیانیه‌های مختلف به سرکوب چند لایه دانشجویان از جمله احکام کمیته‌های انضباطی و احکام دادگاه‌های انقلاب علیه دانشجویان اعتراض کرده‌اند.

در یکی از این اعتراضات، شورای صنفی دانشجویان، انجمن اسلامی و مجمع دبیران انجمن‌های علمی دانشگاه شریف به همراه ۱۵ انجمن علمی، شورای صنفی ۱۱ دانشکده، ۱۰ کانون فرهنگی و هنری و ۱۴ نشریه دانشجویی این دانشگاه در نامه‌ای مشترک بر لزوم «نقض فوری احکام صادره علیه دانشجویان» تاکید کرده و خواهان «توقف برخوردهای قهری، غیرقانونی و غیرقابل پذیرش» با دانشجویان شدند.

کانال دانشجویان متحد، نزدیک به فعالان دانشجویی دانشگاه علامه، نیز به موج بازداشت و برخورد کمیته‌های انضباطی با دانشجویان اعتراض کرد.

این کانال دانشجویی همچنین فهرستی از ۱۹ دانشجوی بازداشت شده در هفته‌های گذشته منتشر کرد و نوشت: «جمهوری اسلامی در زمانی که دانشگاه‌ها غیرحضوری بودند نیز به سرکوب پایان نداده» و سرکوب را تشدید کرده است.

همزمان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف هم، در نامه‌ای به حسین سیمایی صراف، وزیر علوم دولت پزشکیان، تاکید کرد که «اقدامات کمیته‌های انضباطی دانشگاه‌ها «ناعادلانه و ضد دانشجو» است و به شکل «فزاینده‌ای آسایش روانی» دانشجویان و دانشگاهیان را به مخاطره انداخته است.»

این انجمن، با اشاره به اینکه کمیته‌های انضباطی ضمن «برخوردهای ناشایست و زننده»، دانشجویان را مورد «بازجویی و استنطاق» قرار داده‌اند، به مقام‌های جمهوری اسلامی هشدار داد که «صدور احکام انضباطی و قضایی علیه دانشجویان، فضای دانشگاه را به نفع حکومت تغییر نخواهد داد، اما به «تعمیق بحران» و «افزایش نارضایتی و شکاف دانشجویان» با حکومت منجر می‌شود.»

در همین حال، شورای صنفی دانشجویان دانشگاه شریف هم، به مقام‌های حکومتی هشدار داد که «زیـر سکوت اجباری، نارضایتی در حال جمع شدن است، مثل آبی که پشت یک سد فرسوده بالا می‌آید.»

۱۴۰۵ خرداد ۱۴, پنجشنبه

درباره‌ی اعدام

 

مقدمه

فرهاد ثابتان 

حق حیات به چه معنی است؟ آیا کسی یا نهادی مجاز است که این حق اساسی را از انسان سلب کند؟ و اگر پاسخ مثبت است، تحت چه شرائطی این حق از انسان سلب میشود؟ دفتر سیزدهم آسو را به این موضوع مهم اختصاص دادهایم به ویژه از این رو که ایران در چهار دههی گذشته، نسبت به جمعیتاش، بیشترین میزان اعدام را داشته است.

بیمناسبت نیست که با مادّهی سوم اعلامیهی جهانی حقوق بشر آغاز کنیم: «هر فردی حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.» اما چرا مادّهی سوم؟ چرا این اصل، با اهمیت بنیادینی که دارد، اولین مادّه به شمار نیامده است؟ دو مادّهی اول و دوم‌ِ اعلامیه شرائط و ضوابطی را ایجاد میکنند که به حق زندگی معنی عمیق و قابل تأملی میبخشد: این که «تمام افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ حیثیت و کرامت و حقوق با هم برابرند...»، و دیگر این که همهی انسانها بدون هیچ تمایزی (اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده‌ی دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد) و فارغ از هر حاکمیتی، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مطرحشده در اعلامیه هستند. با وجود تأکیدی که این دو مادّهی نخستین به اصالت و عمومیت حقوق انسان میکند، آخرین مادّهی اعلامیه، بدون هیچ شک و شبههای محرز میسازد که «در این "اعلامیه" هیچ چیز نباید به گونه‌ای برداشت شود که برای هیچ "حکومت"، گروه یا فردی متضمن حقی برای انجام عملی به قصد از میان بردن حقوق و آزادی‌های مندرج در این "اعلامیه" باشد.»

گزارش سالانه اعدام در ایران؛ ۲۰۲۵

 



این گزارش در شرایطی منتشر می‌شود که مردم ایران در ژانویه ۲۰۲۶ با بزرگ‌ترین کشتار جمعی معترضان در تاریخ جمهوری اسلامی روبه‌رو شدند و در زمان نگارش این متن نیز در میانه یک جنگ، زیر سایه ترس و اضطراب ناشی از بمباران‌های روزانه زندگی می‌کنند

هجدهمین «گزارش سالانه اعدام در ایران؛ ۲۰۲۵»، کاری از سازمان حقوق بشر ایران و سازمان «باهم علیه مجازات اعدام» (ECPM)، منتشر شد. این گزارش ضمن بررسی و تحلیل روند مجازات اعدام در سال ۲۰۲۵ در جمهوری اسلامی ایران از تشدید بی‌سابقه استفاده از مجازات اعدام در این سال پرده برمی‌دارد؛ سالی که در آن دست‌کم ۱۶۳۹ نفر اعدام شدند. این رقم بالاترین آمار ثبت‌شده از سال ۱۹۸۹ تاکنون است و در مقایسه با ۹۷۵ اعدام ثبت‌شده در سال ۲۰۲۴، افزایشی چشمگیر و ۶۸ درصدی را نشان می‌دهد.

در واکنش به شمار بی‌سابقه اعدام‌ها در سال ۲۰۲۵، محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، گفت: «مقام‌های جمهوری اسلامی با ایجاد رعب ازطریق اعدام روزانه به‌طور متوسط ۴ تا ۵ نفر در سال ۲۰۲۵، کوشیدند تا از شکل‌گیری دور جدیدی از اعتراضات جلوگیری کنند و حکومت رو‌به‌زوال خود را تداوم بخشند؛ اما مردم در پایان همان سال بار دیگر برای مطالبه حقوق بنیادین خود به خیابان‌ها آمدند و نشان دادند که سیاست چوبه‌دار شکست خورده است. این پیامی روشن برای رهبران کنونی و هر رهبر احتمالی در آینده ایران است.»

بخش بزرگی از اعدام‌شدگان در سال ۲۰۲۵ از به‌حاشیه‌رانده‌شده‌ترین اقشار جامعه ایران بودند. نزدیک‌به نیمی از اعدام‌ها مربوط به جرائم مرتبط با مواد مخدر بود و حکومت صدها نفر را نیز براساس قوانین قصاص نفس، به اتهام قتل اعدام کرد. درحالی‌که فقر، عامل زمینه‌ای این مسئله است، اقلیت‌های اتنیکی به‌شکلی نامتناسب تحت تأثیر این اعدام‌ها قرار گرفتند. این وضعیت درحالی‌است که حق دسترسی به وکیل، دادرسی عادلانه و روند قانونی منصفانه به‌طور سیستماتیک نقض شده و در بسیاری موارد حتی قوانین جمهوری اسلامی نیز رعایت نشده است.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

نه می‌توان بخشید، نه می‌توان فراموش کرد: جاده‌صاف‌کنان جنگِ ارتجاعی و کشتار جمعی دی‌ماه پشت بلندگوهای تلویزیونی

 



ویدیو: ادوارد اسنودن، پیمانکار پیشین سازمان اطلاعاتی آمریکا، که در سال ۲۰۱۳ با انتشار اسناد محرمانه افشا کرد که آژانس امنیت ملی آمریکا به‌طور گسترده ارتباطات و داده‌های میلیون‌ها نفر در سراسر جهان را زیر نظر داشته و جمع‌آوری می‌کند.

توجیه عبارتی مانند “بازگرداندن ایران به عصر حجر” با الگوهایی شناخته‌شده در روانشناسی خشونت‌های جمعی همخوانی دارد. توجیه‌گران جنگ و “بازگرداندن ایران به عصر حجر” با علل ریشه‌ای فقر و رنج واقعی مردم، از زباله‌گردی و کارتن‌خوابی تا محرومیت‌های اقتصادی، بعنوان فاجعه‌ای انسانی و ساختاری بیگانه‌اند و با آن کاری ندارند؛ بلکه فقر را دلیلی برای توجیه تخریب بیشتر همان جامعه و ابزاری برای کسب قدرت مطرح میکنند.

در پژوهش‌های مربوط به نسل‌کشی، این نوع استدلال با مفاهیمی مانند “انسان‌زدایی” توصیف شده است؛ وضعیتی که در آن یک جمعیت نه بعنوان انسان‌هایی دارای کرامت، زندگی ارزشمند، خانواده و آینده، بلکه به‌صورت “باری بر شانه جامعه” یا جمعیتی کم‌اهمیت معرفی میشود و مرگ آنان برای رسیدن به هدفی والاتر موجه جلوه داده میشود.
انسان‌زدایی دقیقاً از همان لحظه‌ای آغاز میشود که رنج یک انسان دیگر نه بعنوان یک مصیبت انسانی، بلکه بعنوان امری قابل مهار یا هزینه‌ای قابل قبول در مسیر یک هدف سیاسی معرفی میشود.
در چنین چارچوبی، نه مرگ غیرنظامیان، به‌ویژه تهی‌دستان، فاجعه‌ای انسانی تلقی میشود و نه تخریب زیرساخت‌های حیاتی یک جامعه. برای مبلغان جنگ، این‌ها پیامدی قابل قبول و حتی “ضروری” جلوه داده میشوند. این منطق آن‌قدر شب و روز تکرار میشود تا در اذهانی که عادت به کنکاش ندارند و تنها در جست‌وجوی امیدند، بعنوان تنها راه‌حل ممکن جا بیفتد.
تاریخ نمونه‌های روشنی از اینگونه استدلال ها ارائه داده است؛ منطقی که در آن گروهی خود را محق میدانند تعیین کنند جان چه کسانی ارزشمندتر از جان دیگران است. 
برای مثال در آلمان نازی، در برنامهٔ کشتار بیماران و معلولان، هزاران نفر از افراد دارای معلولیت و بیماران روانی با این استدلال که “زندگی‌هایی فاقد ارزش” یا “باری بر جامعه” هستند به قتل رسیدند.
همین است که امروز بارها میشنویم چگونه حامیان جنگ، نشسته در امنیت خارج، از فقر نه بعنوان نشانه‌ای از بی‌عدالتی اجتماعی، که باید با حفظ جان مردمان تحت ستم و ارزش‌گذاری بر زندگی آنان برطرف شود، بلکه بعنوان بهانه‌ای برای بی‌ارزش جلوه دادن جان تهی‌دستان و عادی‌سازی یا اجتناب‌ناپذیر جلوه دادن مرگ آنان در جنگ استفاده میکنند تا جنگ‌طلبی خود و ویرانی‌های روزافزونِ به بار آمده را توجیه کنند.
رسانه‌ها در جا انداختن چنین گفتمانی سرآمدند و نقشی بسیار تعیین‌کننده دارند. هرچند رسانه‌های فارسی‌زبان، چه در داخل و چه در خارج از ایران، سال‌هاست که در فریب افکار عمومی جامعهٔ ایرانی از یکدیگر پیشی می‌گیرند، در این میان در خارج از کشور، جایزهٔ “بهترین اهرم تحمیق و تحقیر از طریق جنگ روانی” بی‌تردید به ایران اینترنشنال می‌رسد. مبارک باد!
تلویزیونی که هم در کشتار دی‌ماه با صداگذاری ویدیوها، حذف، تغییر و تحریف اخبار و پخش عامدانهٔ اخبار جعلی دربارهٔ وضعیت رژیم، همدست کشتار جمعی مردم شد و هم امروز، به‌جای برجسته کردن پیامدهای انسانی جنگ، به عادی‌سازی و توجیه جنگ میپردازد و بدین‌ترتیب همدستی در فاجعه‌ انسانیِ جدیدی را به کارنامهٔ خود افزوده است. 
امروز، این رسانه میکوشد تهدید “بازگرداندن یک کشور به عصر حجر” را با استدلال‌هایی مانند فقر موجود در جامعه توضیح یا توجیه کند و بدین‌ترتیب در ادامه بازتولید همین چارچوب غیرانسانی‌سازی سهیم میشود.
در چنین وضعیتی، رسانه دیگر صرفاً بازتاب‌دهندهٔ وقایع نیست، بلکه به سازندهٔ چارچوبی تبدیل میشود که در آن خشونت قابل تصور، قابل توجیه و در نهایت قابل پذیرش جلوه داده میشود. 
به این معنا که همان‌گونه که جمهوری اسلامی به جرم‌انگاری فقر میپردازد و ساختارش برای تنبیه تهی‌دستان و مردمان به حاشیه رانده شده  تنظیم شده است، ایران اینترنشنال نیز، در نقش دستگاه پروپاگاندای نظم مطلوب آینده خود، به عادی‌سازی و اجتناب‌ناپذیر جلوه دادن مرگ تهی‌دستان و طبقات محروم جامعه در جنگ دامن میزند، و در عمل، ماهیت و نگاه واقعی خود و نظم مطلوبش به طبقات محروم جامعه را آشکار میکند.
در مطالعات جنگ، خشونت و کشتار جمعی، بر ضرورت پاسخگوسازی کسانی تأکید میشود که در عادی‌سازی، توجیه یا مشروعیت‌بخشی به خشونت گسترده علیه یک جامعه نقش ایفا میکنند. تجربهٔ تاریخی نیز نشان داده است که جنگ‌ها تنها با سلاح آغاز نمی‌شوند؛ پیش از آن‌که بمبی فروریزد، انسان‌زدایی در زبان، روایت‌های توجیه‌گر و رسانه‌ها برای آن مشروعیت میسازند.
به همین دلیل، پاسخگوسازی افرادی که در رسانه‌ها بعنوان بلندگوی جنگ روانی و توجیه‌کنندهٔ چنین گفتمان‌هایی عمل میکنند، بخشی ضروری از دفاع از عدالت اجتماعی، انسانیت و کرامت مردم است.

از داوریِ تاریخ گریزی نیست!

۱۴۰۵ فروردین ۲۶, چهارشنبه

” بیانیه نه به جنگ، نه به غنی سازی، نه به جمهوری اسلامی





بیانیه فعالان برابری خواه و فمینیست علیه مداخله نظامی و استبداد

در نیمه شب سیزدهم ژوئن ۲۰۲۵، دامنه‌ی جنگ‌افروزی و کشتار جمعی رژیم اسرائیل به داخل مرزهای ایران کشیده شد. اسرائیل که خود به پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای نپیوسته، پس از ماه‌های متمادی نسل‌کشی در غزه و نقض فاحش قوانین بین‌المللی، هم‌اکنون جنگی خانمان‌سوز را علیه ایران آغاز کرده است. از سویی دیگر جمهوری اسلامی بدون کمترین ملاحظه‌ و تمهیدی برای حفاظت از جان شهروندان بر آتش جنگی می‌دمد که از پس دهه‌ها پافشاری بر غنی‌سازی اورانیوم، نتیجه‌ای جز فقیرسازی گروه‌های مختلف مردم و سرکوب حداکثری آنان نداشته است.

امروز بیش از همیشه پیداست که نه نیروهایی که چشم امید به بمب‌افکن‌های اسرائیلی دوخته‌اند و نه حامیان جمهوری اسلامی نسبتی با آبادانی و آزادی سرزمین ما ندارند. نهادها و اشخاصی که از اقتصاد جنگ ارتزاق می‌کنند، برضد صلح پایدار وشکل‌گیری گروه‌های مدنی بومی هستند. آنان با تمسک به قدرت رسانه‌ای و پروپاگاندای فعال براین حقیقت که قربانیان نهایی این زورآزمایی نظامی، مردم بی دفاع هستند سرپوش می‌گذارند و با شعله‌ور کردن آتش جنگ، مبارزات خشونت پرهیز، پیوستگی مقاومت مردمی و پایداری جامعه مدنی را نشانه می‌گیرند.

در هنگامه‌ای که دو حکومت جنگ‌افروز و مردسالار، جان بی‌شمار غیرنظامی، به ویژه زنان و کودکان را گرو گرفته‌اند ما جمعی از فعالان حقوق زنان ایران از یکایک هموطنان خود دعوت می‌کنیم تا برای تداوم مسیر «زن، زندگی و آزادی» همگرا شوند. جنگ حاصلی جز ویرانی ندارد. جنگ، کشتار و آسیب‌های اقتصادی و اجتماعی فراوان به بار می‌آورد. جنگ تضعیف و سرکوب مضاعف فعالان سیاسی و مدنی را در پی خواهد داشت. ما بر خود می‌دانیم نهال‌های جنبش زنان ایران را در کنار سایر جنبش‌های مردمی بارور نگه داشته و بیش از پیش، برضد قدرت‌های مردسالارو نظامی‌گری و ویرانی و سرکوب حاصل از آن، برهدف‌های زن، زندگی و آزادی تاکید کنیم.

امضا کنند گان این بیانیه خواهان همگرایی پیرامون این سه محور هستند:

• محکومیت حملات نظامی اسرائیل به ایران
• فعالیت گسترده و مستمر علیه گسترش جنگ درخاورمیانه
• تقویت مقاومت‌های مردمی در ایران برضد استبداد جمهوری اسلامی و جنگ

اسامی امضاکنندگان این بیانیه :

۱. آتفه چهارمحالیان
۲. آرتا داوری
۳. آزاده دواچی
۴. آسیه احمدی
۵. آناهیتا امینیان
۶. آیدا قجر
۷. احمد اهواز
۸. احمد پورمندی
۹. أرسلان زیازی
۱۰. ارغوان شمس‌آرا
۱۱. اسفندیار ایمانی
۱۲. اسفندیار کریمی
۱۳. اشرف میرهاشمی
۱۴. اصغرایزدی
۱۵. افسانه موسوی
۱۶. افسانه غزنچای
۱۷. اکبر کریمیان
۱۸. اکبر سیف
۱۹. اکبر مهدی
۲۰. اکرم موسوی
۲۱. امید اقدمی
۲۲. امیر سلطانپور
۲۳. امیرحسین بهبودی
۲۴. امیر ممبینی
۲۵. امین پوربرقی
۲۶. انجمن زنان ایرانی-آلمانی کلن
۲۷. ایرج نیری
۲۸. بابک جهانشاهی
۲۹. باربد گلشیری
۳۰. بتول هدایت
۳۱. بلقیس درانی
۳۲. بنفشه جمالی
۳۳. بهجت
۳۴. بهرخ
۳۵. بهیار قهرمانی
۳۶. بهروز فدائی
۳۷. بهروز خسروی
۳۸. بهروز ترابی
۳۹. بهمن محمدی
۴۰. بهناز بیات
۴۱. بیژن پیرزاده
۴۲. پرستو فروهر
۴۳. پروانه شهریاری
۴۴. پروانه قاسمیان
۴۵. پرویز نویدی
۴۶. پروین شهبازی
۴۷. پروین ضرابی
۴۸. پروین ملک
۴۹. پری برگر
۵۰. پریسا اعظمی
۵۱. پریسا سردشتی
۵۲. پریسا کرمانی
۵۳. پویان اصلانی
۵۴. پویان مقدسی
۵۵. پیروز فرهادی
۵۶. تارا حمسی
۵۷. تام تاری
۵۸. تهمینه رستمی
۵۹. توحید شقایی
۶۰. توران دانا
۶۱. تونیا ولی اوغلی
۶۲. توسکا مساوات
۶۳. جسی دوست
۶۴. جمشید خون‌جوش
۶۵. جمیله داودی
۶۶. جیران مقدم
۶۷. حجت نارنجی
۶۸. حسن جعفری
۶۹. حسن زهتاب
۷۰. حسن نایب هاشم
۷۱. حسین خانی
۷۲. حسین دهقان
۷۳. حمیدرضا حسینی
۷۴. حمیده صابری
۷۵. حمیلا نیسگیللی
۷۶. حنا پتکی
۷۷. خدیجه مقدم
۷۸. داوود احمدلو
۷۹. دلبرتوکلی
۸۰. ر. ک.
۸۱. راشین مختاری
۸۲. رزا روزبهان
۸۳. رضا علیجانی
۸۴. رعنا سلیمانی
۸۵. رقیه رضایی
۸۶. روجا بندری
۸۷. روجا فضائلی
۸۸. روجا کیا
۸۹. روح انگیز کراچی
۹۰. روحی شفیعی
۹۱. روحی شیران‌پور
۹۲. روزبه سیدی
۹۳. روزبه شریعت پناهی
۹۴. رویا صحرائی
۹۵. رویا مکتبی
۹۶. زهرا مهریار
۹۷. زهرا باقری شاد
۹۸. زهره بختیارزادگان
۹۹. زهره عبداله خانی
۱۰۰. زرین شقاقی
۱۰۱. زیبا اعظمی
۱۰۲. زینت اسماعیل زاده
۱۰۳. ژانت آفاری
۱۰۴. ژیلا عمرانی
۱۰۵. ژیلا مکوندی
۱۰۶. ژیلا موحد شریعت پناهی
۱۰۷. سارا ارشدی
۱۰۸. سارا امینی
۱۰۹. سارا رهبر
۱۱۰. سارا گنجه‌ای
۱۱۱. سامانتا راد
۱۱۲. ستاره نفیسی
۱۱۳. سرور علی محمدی
۱۱۴. سعید نیکنام
۱۱۵. سوسن رخش
۱۱۶. سوسن علی‌اکبری
۱۱۷. سیاوش کامکار
۱۱۸. سیروس عبدی
۱۱۹. سیف اهدائی
۱۲۰. سیما صاحبی
۱۲۱. سعید
۱۲۲. سعید رهنما
۱۲۳. سعید تبریزی
۱۲۴. سعید نیکنام
۱۲۵. سنا جاوید
۱۲۶. سودابه کسراییان
۱۲۷. سوزان کریمی
۱۲۸. سوسن رخش
۱۲۹. سودابه کسراییان
۱۳۰. سودابه مفرد
۱۳۱. سورا رستمی
۱۳۲. سونیا شریفی
۱۳۳. سیاوش کامکار
۱۳۴. سیروس عبدی
۱۳۵. سیف اهدائی
۱۳۶. سیما صاحبی
۱۳۷. سیمین اصفهانی
۱۳۸. سیمین جام‌پولاد
۱۳۹. سیمین فروهر
۱۴۰. سیمین کرامتی
۱۴۱. سیمین معتمدی
۱۴۲. سیروس کسراییان
۱۴۳. سینا بهمنش
۱۴۴. شاهین ضیائی
۱۴۵. شجاع شمسی
۱۴۶. شجاع شمسی زاده
۱۴۷. شراره نوری
۱۴۸. شعله زمینی
۱۴۹. شعله شاهرخی
۱۵۰. شهرزاد مسعودی
۱۵۱. شهره ایرانی
۱۵۲. شهزاده سمرقندی
۱۵۳. شهلا زندگانی
۱۵۴. شهلا حسن‌زاده
۱۵۵. شهلا فصبحی
۱۵۶. شهین خراسانی
۱۵۷. شهین شجاعی
۱۵۸. شهریر نواختر
۱۵۹. شیرین خیام‌باشی
۱۶۰. شیوا شفاهی
۱۶۱. شیوا نصرت
۱۶۲. شیلا خیام‌باشی
۱۶۳. صالح خلیل‌پور
۱۶۴. صبا قاضی
۱۶۵. صفا قاضی
۱۶۶. صدیقه فخرابادی
۱۶۷. عارفه زندیان
۱۶۸. عباس شکری
۱۶۹. عباس صادقی
۱۷۰. عباس مسرور
۱۷۱. عسل عباسیان
۱۷۲. عصمت بهرامی
۱۷۳. عفت ماهباز
۱۷۴. علی آشوری
۱۷۵. علی اصغر فرداد
۱۷۶. علی اکبر مهدی
۱۷۷. علی پرسان
۱۷۸. علی ستاری
۱۷۹. علی صمد
۱۸۰. علی فتوتی
۱۸۱. علی کارون
۱۸۲. علی نورالدینی
۱۸۳. عنایت فانی
۱۸۴. ف. بهرنگ
۱۸۵. فاطمه شمس
۱۸۶. فاطمه حقیقت‌جو
۱۸۷. فاطمه زارعی
۱۸۸. فرشته احمدی
۱۸۹. فرشته کیان‌ارثی
۱۹۰. فرهاد داودی
۱۹۱. فرهاد خسروخاور
۱۹۲. فرهاد نعمانی
۱۹۳. فریدا رضوی
۱۹۴. فریدا آفاری
۱۹۵. فریده فریدنیا
۱۹۶. فریده محقق
۱۹۷. فریده خوشدل
۱۹۸. فرناز جعفریان
۱۹۹. فرزانه بذرپور
۲۰۰. فرزانه عظیمی
۲۰۱. فرزانه ضیاء فتحی
۲۰۲. فرح کمانگر
۲۰۳. فرح میرآغاسی
۲۰۴. فریدون کیانی
۲۰۵. فریدون روزبهانی
۲۰۶. فریدون سلطانی
۲۰۷. فرحناز محمدی
۲۰۸. فردوس جمشیدی رودباری
۲۰۹. فردوس دینی
۲۱۰.  فروزان فرزانه
۲۱۱. کاظم علمداری
۲۱۲. کاظم کردوانی
۲۱۳. کاوه فرنام
۲۱۴. کتایون رهنوردی
۲۱۵. کتایون هودفر
۲۱۶. کلکتیو زنان عصیان
۲۱۷. کوروش پارسا
۲۱۸. کوهیار گودرزی
۲۱۹. گرچی مرزبان
۲۲۰. گلی خستو
۲۲۱. لادن طراوت نژاد
۲۲۲. لاله شیخانی
۲۲۳. لاله محمدی
۲۲۴. لعبت بهزادی
۲۲۵. لیدا درفشه
۲۲۶. لیلی دانشیان
۲۲۷. لیلا سیف اللهی
۲۲۸. لیلا فضائلی
۲۲۹. مارشا استانفیلد
۲۳۰. ماهرخ
۲۳۱. مائده سلطانی
۲۳۲. مجید مالکی
۲۳۳. محبوبه عباسقلی‌زاده
۲۳۴. محسن خوشبین
۲۳۵. محمد آزادگر
۲۳۶. محمد اعظمی
۲۳۷. محمد خاکساری
۲۳۸. محمد قاضی
۲۳۹. محمد مهدی محسنی
۲۴۰. محمدرضا سرداری
۲۴۱. محمود میرزایی
۲۴۲. مرسده هاشمی
۲۴۳. مریم اشرافی
۲۴۴. مریم اهری
۲۴۵. مریم پالیزبان
۲۴۶. مریم‌ پورتنگستانی
۲۴۷. مریم دهکردی
۲۴۸. مریم رحمانی
۲۴۹. مریم رئیس‌دانا
۲۵۰. مریم سطوت
۲۵۱. مریم شیرین‌سخن
۲۵۲. مزدک لیماکشی
۲۵۳. مژگان عظیمی
۲۵۴. مسعود شب‌افروز
۲۵۵. مسعود فتحی
۲۵۶. ملیحه فرهنگ
۲۵۷. معصومه شاپوری
۲۵۸. منظرضرابی
۲۵۹. منوچهر گلشن
۲۶۰. منوچهر مختاری
۲۶۱. منصوره بهکیش
۲۶۲. منصوره خسروشاهی
۲۶۳. منصوره شجاعی
۲۶۴. منیره برادران
۲۶۵. مهدیه گلرو
۲۶۶. مهدی ابراهيم زاده
۲۶۷. مهدی فتاپور
۲۶۸. مهدی نخل احمدی
۲۶۹. مهرانگیز کار
۲۷۰. مهرداد درویش‌پور
۲۷۱. مهرداد وهابی
۲۷۲. مهناز قاسمی
۲۷۳. مهناز متین
۲۷۴. مهشید نجفی
۲۷۵. مهشید زمانی بزرگ‌نیا
۲۷۶. مهین خدیوی
۲۷۷. میترا آزاد
۲۷۸. میترا دهقان
۲۷۹. میترا صفاری
۲۸۰. منیژه قدرتی‌پور
۲۸۱. منیژه تام
۲۸۲. منیژه صبا
۲۸۳. منوچهر گلشن
۲۸۴. منوچهر مختاری
۲۸۵. منیره برادران
۲۸۶. مونا آفاری
۲۸۷. مونا تجلی
۲۸۸. مه‌آفرید منصوریان
۲۸۹. مهین خدیوی
۲۹۰. مینو خدیوی
۲۹۱. میهن جزنی
۲۹۲. میهن روستا
۲۹۳. نادر عصاره
۲۹۴. نازآفرین پیشکوهی
۲۹۵. ناصر زراعتی
۲۹۶. ناصر شریعت
۲۹۷. ناصر مهاجر
۲۹۸. ناهید امیری
۲۹۹. ناهید سنجری
۳۰۰. ناهید قجر
۳۰۱. ناهید ناظمی
۳۰۲. ناهید وحدانی
۳۰۳. نداصادقیان پلار
۳۰۴. نرگس ا م ا
۳۰۵. نسرین ازاد
۳۰۶. نسرین اسدیان
۳۰۷. نسرین بصیری
۳۰۸. نسرین ازاد
۳۰۹. نسرین مقدم
۳۱۰. نسیم مقرب
۳۱۱. نسیم نواب
۳۱۲. نفیسه پتکی
۳۱۳. نگین شیرآقایی
۳۱۴. نورا بیانی
۳۱۵. نوشین دادور
۳۱۶. نوشین کشاورزنیا
۳۱۷. نوید بهرامی
۳۱۸. نیاز سلیمی
۳۱۹. نیره توحیدی
۳۲۰. نیلوفر جمالی
۳۲۱. نیکو رامین
۳۲۲. وحید بدیعی
۳۲۳. ویانا سلیمانی
۳۲۴. ویدا فرهودی
۳۲۵. هایده مغیثی
۳۲۶. هشتم میترا
۳۲۷. هما مرادی
۳۲۸. هما هودفر
۳۲۹. هلن نصرت
۳۳۰. هما مرادی
۳۳۱. هنگامه فلاح
۳۳۲. هیرش خیر
۳۳۳. هێمن خاستان
۳۳۴. یاسمین قاسمی
۳۳۵. یعقوب شجاعی
۳۳۶. یوسف تیموری
۳۳۷. یوسف قهرمانی
۳۳۸. یوسف کاظمی
۳۳۹. یوسف محمدی
۳۴۰. یوسف پارسا

عهدنامه ترکمانچای

  عهدنامهٔ ترکمانچای ، پیمانی است که در روز پنجشنبه، ۱ اسفند ۱۲۰۶ خورشیدی (۵ شعبان ۱۲۴۳ قمری) مطابق با ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ میلادی در پی جنگ‌های ا...