قدرت زمانی مشروع است که از اراده مردم ناشی شود. اما وقتی قدرت بر ترس، سرکوب و سکوت تحمیل می شود، دیگر نشانه اقتدار نیست—بلکه نشانه ضعف است. علی خامنه ای، به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران، رهبری ساختاری را بر عهده داشته که نه با رضایت مردم، بلکه از طریق کنترل، محدود کردن و حذف مخالفت ها باقی مانده است.
شخصیتی که خود را «رهبر» می نامد، اما
یک رهبر واقعی از آگاهی مردم نمی ترسد. یک رهبر واقعی از طریق رضایت مردم به مشروعیت خود اطمینان دارد. اما ساختاری که علی خامنه ای نمایندگی می کند، بر کنترل اطلاعات، سانسور گسترده و ایجاد فضای دائمی ترس استوار است. این واقعیت نشانه قدرت نیست، بلکه نشانه شکنندگی است.
شخصیتی که از مسئولیت پذیری فراتر می رود، در واقع قادر به پاسخ دادن نیست. شخصیتی که اجازه پرسش نمی دهد، در واقع پاسخ سوالات را ندارد. تاریخ بارها و بارها نشان داده است که هیچ قدرتی، هرچقدر هم مطلق به نظر برسد، نمی تواند در برابر آگاهی مردم برای همیشه زنده بماند.
قدرتی که از ترس تغذیه می کند فرو می ریزد و ترس ناپدید می شود.
