عصر غریب و قریبی است. کمتر کسی بخصوص کمتر مستبدی خواه والی شیخ خواه والی شاه وجود دارد که از تاریخ درس بیاموزد. روایت تاریخ نیز همواره چنین است که ثروت و مکنت دیروز به امروز نخواهد پایید و فردایی بر آن مترتب نیست.
خامنهای که روزگاری بر پیشنهاد احراز رهبری خون میگریست و خود را شایسته نمیدید، امروز برای حفظ قدرت، جان دهها هزاران انسان بیگناه را فدا کرده و میکند تا بنام دین، کام خود و اهل بیت خود را شیرین کند.
او و هم سالکان او نمیخواهند بفهمند که عصر امروز عصر حکومت دین و ولایت استبداد نیست و آهنگ فرهنگ ولایی دیگر هیچ فردی را نمیتواند فریب دهد.
هزینه این کجفهمی تاریخ چنان است که یک ملت و فرهنگ به ورطه نابودی کشانده شده و انسان قربانی مطامع جباران بنام خدا و دین میگردد. امید این است که در بازه بعدی پس از سقوط، مستبد دیگری بر قله غفلت از تاریخ بر مسند قدرت ننشیند.
سنجشگری مسایل اجتماعی ایران