چرخه شوم انتخاب بد و بدتر باید متوقف شود
علی طایفی
پس از انقلاب ۵۷ مردم ایران در یک چرخه شوم انتخاب بین بد و بدتر در افتادند. بارها در بازههای زمانی مختلف در سازوکار معیوبی که نظام ولایی و یکتاسالار بنام شوی انتخابات راهاندازی کرد، جمعیت کثیر معترض به وضع موجود ناگزیر از شرکت دز انتخاب ریاست قوه مجریه کشور شدند.
آنان از بین نامزدهای دروغین و عوامفریب در آن به دیگری، یعنی کسی که در نمایش انتخابات شبهدمکراتیک، رفتار سیاسی متعادلتر و متمایل به خواستههای مردم را طرح میکرد، رای دادند. با همین رویکرد بود که قریب پنجاه سال حکومت جور و فساد را بقا بخشیدند.
در این فرایند، آخرین گزینه در انتخابات ریاست جمهوری چهاردهم اتفاق افتاد. بیش از نیمی از مردم صندوقهای رای را تحریم کردند. اندک شماری که در این بازی سیاسی شرکت جستند بعنوان آخرین سنگرهای امید برای اصلاحات، از بین نماینده بدتر جناح تبهکار بنام جلیلی ب، نماینده بد یعن پزشکیان رای دادند. و دوباره دیدیم که چه شد(بخوانید (https://t.me/alitayefi1/4680)).
اینک اما در کوران تحول ساختار سیاسی در کشور، اکثریت قریب به اتفاق مردم در پی سرنگونیاند. این بار اگر مردم مجددا از بین گزینههای پیشرو به رفتار سنتی خود در عرصه سیاست یعنی انتخاب بین بد و بدتر روی آورند، شکست تاریخی نوینی را رقم خواهند زد.
از اینرو بر بستر آگاهی سیاسی مردم، گرایش قدرتمند اقشار اجتماعی مختلف به عقلانیت سیاسی و بهرهگیری از تجربه تاریخی در یکصد سال گذشته از مشروطه تا نظام سراسر مشروعه کنونی، انتظار اینست که دیگر تن به گزینه بد کنار گزینه بدتر حکومت اسلامی) ندهند.
گزینه بد در ادبیات سیاسی کنونی گزینهای است که در آن ساختار ولایی همچنان بازتولید شود و بجای ولایت یک آخوند، ولایت یک شاه جایگزین شود. یا اینکه گزینه دمکراسی صلحجویانه قربانی گزینه جنگ غیردمکراتیک گردد.
نباید فراموش کرد نسلی جوان و نوجوانی که امروز به طعنه از نسل انقلابیون ۵۷ انتقاد میکند که چگونه تن به حکومت اسلامی دادند، میتواند دوباره در این گردونه شوم درافتد.
نباید اجازه داد که نسل های آتی در این کشور، به انتخاب بد و بدتر امروز یکایک مردم خرده گرفته و از نتایج انتخاب غلط نسل کنونی خواه از سر عادتوارهها یا غفلت ناشی از عجز و ناتوانی در رویارویی با استبداد خشن دینی، آسیب ببینند.
از اینرو مردم ایران در انتخاب نظام سیاسی آینده در کشور ناگزیر است نهایت دقت و خرد جمعی را بکار گیرد. در این رهگذر باید با دقت در پی جریان و حزب و ائتلاف سیاسی بود که بیشترین زمینههای ایجاد ساختار دمکراتیک در جامعه را فراهم سازد.
تجربه برخی کشورهای اروپای شرقی در پذیرش بد و بدتر به جایی رسیده است که امروزه بخش بزرگی از جامعه پس از فروپاشی نظامهای سیاسی سوسیالیزم واقعا موجود، غبطه آن سالها را میخورند.
هرگونه تسامح و تعللی در گزینش، پذیرش و حمایت نظام سیاسی آینده کشور پس از فروپاشی نظام ولایی مافیایی، سببساز یک شوک، بازدارندگی، و تاخیر جدی در فرایند دمکراتیک کردن ساختار سیاسی و اجتماعی کشور خواهد شد.