برای روزی که کیان پیرفلک با رنگین کمانش زمینی شد
روز ۲۱ خرداد ۱۳۹۲ کیان پیرفلک در شهرستان ایذه دیده بر جهان گشود. تولدی که پس از ۹ سال زندگی، او را تبدیل به یکی از تاثیرگذارترین شخصیت ها در قیام مردم ایران در سال ۱۴۰۱ تبدیل نمود.
اگر قوی ترین قیام مردم ایران در ۴۴ سال گذشته با شهادت مظلومانه مهسا امینی کلید خورد، بی گمان با شهادت معصومانه کیان در ۲۵ آبان ۱۴۰۱ به اوج رسید.
شهادت کیان بقدری ظالمانه و جگرسوز بود که قاتلین آن هرگز جرات برعهده گرفتن آنرا به خود نداده و اشخاص و افراد دیگری همچون مجاهد کورکور را مجرم جلوه دادند که همگان بر این دروغ انگشت تاکید گذاشته و آنرا به سخره گرفتند. پدر و مادر کیان نیز هرگز از بازخواست قاتلین واقعی فرزندشان دست نکشیده و بازی های دروغین عوامل حکومتی را رد نموده اند.
اگر چه این همه خلاقیت؛ این همه انسانیت؛ این همه درایت و معصومیت را در یک نوجوان با همه آرزوهایش کشتند و نابود کردند، اما زندگی ساده و بی آلایش تو، در قلب و ضمیر هر ایرانی جای خود را باز کرد،
و پدر نازنینت گفت: هیچ شکایتی از مجاهد کورکور ندارم من و همسرم شاهدم بودیم که چگونه نیروهای امنیتی به فرماندهی عیدی علی پور ماشین ما را به رگبار بسته و پسرم کیان را به شهادت رساندند. «دادخواه خون پسرم هستم و از ملت ایران می خواهم که دنبال حقیقت باشند نه فراموش می کنم و نه می بخشم».
ما نیز همراه با مادر دلسوخته اما صبور تو و همراه با پدرت که تا زندگی باقی است از درد جانکاه جراحت گلوله هایی که به او شلیک کردند، رنج می برد، تکرار می کنیم که «نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم»