فرانسوی منجر به نقض حقوق بشر می شود
پاسکال پیان
مقدمه
در ۲۳ اکتبر ۲۰۱۸، کمیته حقوق بشر سازمان مللدریافت که ممنوعیت نقاب، نقابی که برخی زنان مسلمان آن را می پوشند و بخشی از صورت را می پوشاند، آزادی دینی دو زن مسلمان در فرانسه را نقض می کند. این ممنوعیت یکی از ممنوعیت های متعدد در فرانسه است، مانند ممنوعیت «بورکینی» و ممنوعیت حجاب کامل صورت که عمدتاً زنان مسلمان را تحت تأثیر قرار داده است. از طریق اجرای و اجرای این ممنوعیت ها، دولت فرانسه ظاهراً نه تنها آزادی دین بلکه آزادی حرکت زنان مسلمان آشکار را نیز محدود کرده است. اگرچه گفته می شود این ممنوعیت ها تلاش می کنند حقوق زنان را ترویج دهند، فرانسه آزادی حرکت بسیاری از زنان را به طور چشمگیری کاهش داده و آن ها را به فضاهای خصوصی محدود کرده است. از آنجا که بیشتر حقوق بشر تنها با دسترسی به فضای عمومی قابل تحقق است، آزادی حرکت و دسترسی به فضای عمومی یک حق اساسی است.
به عنوان یک دولت سکولار قاطع، فرانسه تلاش می کند جمعیت مذهبی خود را با محدود کردن دیده شدن در فضای عمومی مدیریت کند. با حفظ ارزش های لائیسیته، تفسیر فرانسوی سکولاریسم که جدایی کامل دین از حوزه عمومی را تشویق می کند، اغلب به عنوان دلیلی برای ممنوعیت برخی پوشش های مذهبی در اماکن عمومی ذکر می شود (یونگ، ۲۰۱۶؛ دادگاه اروپایی حقوق بشر، S.A.S. علیه فرانسه، ۲۰۱۴). اگر لائیسیته به عنوان بخشی حیاتی از جامعه فرانسه دیده شود، دولت فرانسه باید کسانی را که این استانداردها را رعایت نمی کنند، تنبیه کند. چه این انضباط از طریق گفتگوی عمومی که افراد ظاهراً مذهبی را سرزنش می کند یا تهدید به محدود کردن آزادی حرکت انجام می شود، تحقیر اجتناب ناپذیر حقوق بشر زنان مسلمان فرانسوی رخ می دهد (فوکو، ۱۹۹۴). وجود این ممنوعیت ها و توانایی مردم فرانسه در بدنام کردن روسری و حجاب کامل صورت «به عنوان ابزارهای سرکوب زنان، جایگاه مسلمانان در جامعه فرانسه را نشان می دهد» (یونگ، ۲۰۱۶: ۶).
انضباط زنان مسلمان آشکار
دولت فرانسه زنان مذهبی را از طریق قوانین هدفمند به دلیل عدم رعایت دستورالعمل های سکولار لائیسیته مجازات می کند. میشل فوکو بیان می کند که حکومت داری از طریق شیوه های دولتی برای انضباط دادن جمعیت های بزرگ عمل می کند. این انضباط از طریق مدیریت و تنظیم دقیق جمعیت ها و همچنین اقدامات انضباطی که هنگام عدم رعایت مقررات توسط جمعیت اتخاذ می شود، صورت می گیرد (۱۹۹۴: ۲۴۳). از آنجا که فرانسه یک دولت سکولار قاطع است، حکومت داری در فرانسه برای حفظ جمعیت سکولار تلاش می کند. گروه های مذهبی در فرانسه به عنوان دارای باورها و اعمال نامطلوب دیده می شوند که خارج از مرزهای گروه غالب تعریف می شوند. دولت سپس از این نامطلوب بودن به عنوان توجیهی برای طرد و قانون گذاری هدفمند گروه های مذهبی استفاده می کند (فردت، ۲۰۱۴: ۲۷). کسانی که دولت آن ها را از نظر مذهبی نامطلوب می داند، همچنین به عنوان کسانی دیده می شوند که از استاندارد سکولاریسم دولت منحرف شده اند و این امر نیاز به قانون گذاری هدفمند را ایجاد می کند (سلبی، ۲۰۱۴: ۴۵۲). این قانون گذاری هدفمند در ممنوعیت های مختلف لباس مذهبی و قوانین پوشاک که زنان مسلمان را هدف قرار می دهد، مشهود است.
قانون گذاری هدفمند برای زنان مسلمان آشکار، به عنوان مکانیزمی برای جلوگیری از ظاهر دینداری در فرانسه عمل می کند. با این حال، اثرات این قانون بسیار شدید است که به عنوان مجازات مناسب یا متناسب صرفاً برای عدم سکولار بودن در نظر گرفته نمی شود. با استفاده از فضای عمومی به عنوان امتیازی که به افراد ظاهراً سکولار داده می شود، این قوانین لباس مذهبی مشاهده زنان نقاب دار را فلج و کاهش می دهد. این همچنین به عنوان ساکت کردن مؤثر زنان، به ویژه کسانی که دیدگاه های مخالف دارند، عمل می کند (الطایب، ۲۰۱۱: ۸۳). این قوانین لباس مذهبی به عنوان انضباط بدن و ذهن زنان مذهبی و غیرمذهبی عمل می کنند (موندون، ۲۰۱۵: ۴۰۸). زنان مذهبی با چالش رها کردن ارزش های خود برای ظاهر شدن غیرمذهبی یا ایستادگی بر باورهای دینی خود و ممنوعیت از فضای عمومی روبرو هستند. در همین حال، زنانی که ظاهراً غیرمذهبی هستند، اخراج زنان مذهبی از فضای عمومی را به عنوان داستانی هشداردهنده درباره آنچه وقتی کسی جرأت می کند متفاوت زندگی کند، رخ می دهد، مشاهده می کنند.

این قانون گذاری لباس مذهبی در فرانسه (به ویژه با تمرکز بر حجاب کامل صورت) متناسب نیست، با توجه به تعداد کم زنانی که حجاب کامل صورت می پوشند. در سال ۲۰۱۰، وزیر داخله فرانسه تخمین زد که تنها ۱۹۰۰ زن اصلاً حجاب کامل صورت می پوشند (سلبی، ۲۰۱۴: ۴۵۴). برای جمعیت ملی ۶۵ میلیون نفری آن سال، انتخاب لباس چنین گروه کوچکی هرگز نباید در مرکز توجه قرار می گرفت (بانک جهانی، ۲۰۱۷). حتی اگر درصد بیشتری از زنان فرانسوی حجاب کامل یا سایر اشکال مذهبی لباس می پوشیدند، ممنوع کردن گروهی که از اسلام هراسی، تبعیض جنسیتی و مسائل اجتماعی-اقتصادی رنج می برند از فضای عمومی غیرضروری سختگیرانه به نظر می رسد (تیپل هاپکینز، ۲۰۱۵: ۱۶۱). برای رعایت استانداردهای بین المللی حقوق بشر که آزادی رفت وآمد را تضمین می کند و برابری را ترویج می کند، فرانسه باید به کسانی که می خواهند هم به صورت عمومی و هم خصوصی مذهبی باشند، احترام بگذارد.
نجات زنان از طریق سلطه مردانه
بسیاری از قوانین فرانسه درباره حجاب تمام صورت، بر پروژه فمینیستی لیبرال برای آزادسازی زنان مسلمان از هر دو حجاب و مردان مسلمان فرضی که این حجاب ها را بر زنان تحمیل می کنند، تمرکز دارند. با این حال، این نگرانی شدید برای زنان مسلمان هنگام خطاب به زنان با پیشینه یهودی، بودایی یا سیک دیده نمی شود (ابو-لغد، ۲۰۱۳). چرا نگرانی درباره حقوق زنان در اسلام محدود به زنان است، در حالی که سایر ادیان نیز می توانند جنبه های زن ستیزانه را شامل شوند؟ علاوه بر این، تصویر زنان مسلمان به گونه ای که گویی نیاز به آزادی یا نجات دارند، دلالت بر این دارد که آن ها از چیزی نجات یافته و به چیزی بهتر تحویل داده می شوند: «پروژه های نجات زنان دیگر به حس برتری وابسته و تقویت می شوند و شکلی از تکبر هستند که شایسته به چالش کشیدن هستند» (همان: ۴۷). مانند قوانین فرانسه، پروژه های «نجات» زنان مسلمان معمولاً از طریق مقررات و آموزش انجام می شوند. این موضوع جای خود را به پارادوکسی می دهد که در آن زنان باید آموزش داده شوند تا نجات یابند و آموزش ببینند چگونه آزاد باشند (والدز، ۲۰۱۶: ۱۹). این پروژه ها نه تنها کلیشه های مربوط به زنان مسلمان را تداوم می بخشند، بلکه بازتاب دهنده فمینیسم استعماری هستند که در آن زنان بومی مجبور شدند سنت های فرهنگی خود را با وعده بهتر، پیشرفته تر و آزادتر شدن پشت سر بگذارند (ابولغود، ۲۰۱۳: ۴۹).
حامیان ممنوعیت حجاب فرانسه بارها به حقوق زنان و برابری جنسیتی به عنوان توجیهی برای برداشتن حجاب کامل صورت اشاره کردند. حجاب های تمام صورت به عنوان مانعی دیده می شوند که برابری جنسیتی را مختل می کند، که خود به عنوان جنبه ای سازنده از ارزش ها و نظم عمومی فرانسه تلقی می شود (والدز، ۲۰۱۶: ۱۹). اگر حجاب های تمام صورت در فضایی ایستا وجود داشته باشند که تنها می توان آن ها را به عنوان نقص در برابری جنسیتی در نظر گرفت، دفاع از آزادی زنان برای پوشیدن آن دشوار است. در این ذهنیت، سازش مذهبی به عنوان ایجاد جایگاه برای تضعیف حقوق زنان دیده می شود (سلبی، ۲۰۱۴: ۴۴۵). هم حجاب ها و هم زنانی که آن ها را می پوشند، در وضعیتی از کلیشه های ایستا زندگی می کنند، جایی که نابرابری جنسیتی یک مسئله منحصر به مسلمانان است و مردان سلطه گر زنان مطیع را پشت حجاب ها مجبور می کنند. قانون فرانسه این را فرض می کند، با اعمال مجازات برای کسانی که حجاب کامل صورت دارند و مجازات های حتی شدیدتری برای مردانی که به اجبار زنان به پوشیدن حجاب محکوم شده اند (سلبی، ۲۰۱۴: ۴۴۲).
با در نظر گرفتن پوشیدن حجاب به عنوان جرم با مرتکب و قربانی، زنان هرگز واقعاً خودمختار دیده نمی شوند: «آزادی زنان مسلمان و توانایی استدلال آن ها به دلیل پذیرش یک آیین مذهبی خاص زیر سؤال می رود» (والدز، ۲۰۱۶: ۱۹). به دلیل انتخاب برخی زنان مسلمان برای اتخاذ آیین دینی، آن ها مطیع و ناتوان از تفکر مستقل دیده می شوند. پس چگونه ممکن است اظهاراتی که خود را فمینیستی می دانند، جرات کنند زنان را در همان دسته بندی هایی قرار دهند که اغلب توسط قدرت های زن ستیز تعیین می شوند؟ در تلاش برای آزادسازی زنان، مردان و زنان در حال سوءتفاهم، ذات سازی و محدود کردن زنان هستند. فمینیست های لیبرال که ظاهراً با شور و اشتیاق خود برای آزادسازی زنان نقاب دار (فقط با برداشتن حجاب هایشان) بار سنگین دارند، هنوز درک نکرده اند که مبارزه برای حقوق زنان حول محور زنانی که شبیه آن ها هستند و فکر می کنند نیست. مبارزه برای حقوق زنان همچنین به معنای مبارزه برای حق زن برای متفاوت بودن و حفظ هویت متفاوت است.
ایستادن برای حقوق زنان ناگزیر شامل ایستادن برای زنانی است که به حاشیه رانده شده اند. این به معنای تحمیل سبک زندگی خود به دیگری نیست، بلکه به معنای ایستادن برای استقلال و حق زندگی خود برای زندگی ای است که آن را ارزشمند می دانند. این نوع فمینیسم تفاوت ها و تقاطع هویت ها را می شناسد و جشن می گیرد، نه اینکه بخواهد تفاوت ها را پاک کند. فمینیسم یک اندیشه غربی نیست که به غرب و ادیان غربی محدود شده باشد (ابولغد، ۲۰۱۳). زنانی که حجاب کامل صورت می پوشند می توانند به همان اندازه آزاد، یا حتی آزادتر، از زنانی که حجاب کامل ندارند، باشند. آزادی وابسته به لباس نیست. آزادی از اجبار به پوشیدن حجاب کامل صورت نباید آزادی پوشیدن حجاب کامل صورت را محدود کند، به ویژه به نام آزادی زنان. اگر به زنان این آزادی داده نشود که هرچه می خواهند بپوشند، از سلطه فرضی یک مرد به سلطه واقعی مرد دیگر در قالب دولت مردسالار می رسند که ارزش های پدرسالارانه را با تعیین اینکه چه چیزی باید بپوشند یا نپوشند حفظ می کند.
بدن زنانه سکولار
دسترسی و دیده شدن چهره و بدن یک زن به وضوح در جامعه فرانسه اهمیت دارد. تنظیم فرم های زنانه و پوشش مذهبی وسیله ای برای رسیدن به بدن سکولار ایده آل زن است که به طور هترونورماتیو برای مصرف مردانه تولید می شود. فوکو استدلال می کند که حکومت داری شامل «نظارت و کنترل به اندازه مراقبت سرپرست خانواده بر خانه و دارایی هایش» است، اما در مقیاسی بزرگ تر (۱۹۹۴: ۲۳۴). این تمایل به نظارت و کنترل شدید جمعیت ها در داخل یک دولت توضیح می دهد که چرا دولت فرانسه علاقه زیادی به پوشش افراد نشان داده است. به طور خاص، زمانی که این افراد در یک دولت سکولار ظاهراً مذهبی هستند، دولت علاقه مند به مدیریت و کاهش ظاهر دینداری می شود. «دولت منافع روشنی در شکل دهی به جنسیت 'قابل قبول' در حوزه های عمومی و خصوصی به عنوان یک جزء مرکزی در تولید شهروندانش دارد» (سلبی، ۲۰۱۴: ۴۵۲).

© Arnaud Tracol
یکی از جنبه های مدیریت دولتی جنسیت قابل قبول بر مفهوم زیبایی تمرکز دارد. دولت زیبایی و شخصیت سوژه ها را شکل می دهد و راهنمایی می کند تا پیش درآمد اعطای حقوق باشد (نگوین، ۲۰۱۱: ۳۶۹). زیبایی شکل گرفته توسط دولت معیاری برای تعلق به دولت و داشتن حقوق محافظت شده توسط دولت ایجاد می کند. ممنوعیت های فرانسوی از حجاب کامل صورت و دیگر نمادهای مذهبی، زیبایی زنان را به گونه ای می سازد که «به زنانگی سکولار پایبند است، نه به طور آشکار مذهبی» (والدز، ۲۰۱۶: ۲۰). این شکل ایده آل بدن زنانه سکولار فرانسوی، بدنی است که به راحتی قابل مشاهده است بدون اینکه پوشیده یا پوشیده شده باشد. این بدن زنانه سکولار ایده آل شده، ایده های زنانه مبتنی بر هترونورماتیو و مردمحور را تداوم می بخشد. این مفاهیم زنانگی، به ویژه در محیط فرانسوی، شامل نماندن باکره تا بزرگسالی یا تا زمان ازدواج و توانایی اغواگری عمومی است (سلبی، ۲۰۱۴). اهمیت زنانگی فرانسوی در سطح ایالتی با قوانین متمرکز بر زنانی که به عنوان کسانی دیده نمی شوند که در تلاش برای رسیدن به بدن زنانه سکولار ایده آل دیده نمی شوند، مشهود است. اما اگر دو عامل از بدن زنانه سکولار فرانسوی شامل توانایی اغواگری یا غیرباکره بودن باشد، ممنوعیت لباس مذهبی چگونه به طور مؤثر این هدف را محقق خواهد کرد؟ یک زن ناگهان به محض برهنه شدنش به یک زن اغواکننده غیر باکره تبدیل نمی شود، همان طور که یک زن اغواکننده غیرباکره می تواند زن نقاب دار باشد.
Notions of dignity and rights are also intertwined with the way a woman chooses to present herself. “Objections to the burqa [a loose garment worn by certain Muslim women in some Islamic traditions that covers the entire body and head] include that it hobbles the feminine body, curtails freedom of movement, and inhibits both range of motion and access to public space” (Nguyen, 2011: 368). Following this logic, it is then counterintuitive to punish a woman for wearing a burqa or niqab by curtailing her freedom of movement and banning her from public space. Furthermore, the visibility of one’s body does not indicate ones access to human rights. And even the promoted idea of nakedness that is focused on seduction and the lack of veils does not promote true nudity. Even a secular female face is typically encouraged to be veiled by some form of makeup (Selby, 2014: 448). Rather than anti-veiling laws focusing simply on cloth veils, the laws also focus on a societal standard of what it means to be a body worthy of existing in public space in France.
Impaired civic membership
French veil bans impair civic membership of Muslim women and violate their human rights (for a different conclusion, see the S.A.S. v. France case of the European Court of Human Rights, which upheld France’s ban on full-face coverings). Through targeting visibly religious individuals, French veil bans violate Articles from at least three international human rights documents. Article 1(1) of the UN Declaration on the Elimination of All Forms of Intolerance and of Discrimination Based on Religion or Belief and Article 2(1) of the UN Declaration on the Rights of Persons Belonging to National or Ethnic, Religious, and Linguistic Minorities state that individuals should have the right to manifest their religion in both private or public, without fear of discrimination. Although these human rights documents are not binding, they work as a guideline of standards states should hold. Moreover, the legally binding International Covenant on Economic, Social and Cultural Rights, ratified by France in 1980, states that all peoples have a right to cultural development as a practice of their self-determination. Religious practices and dress could easily be included in this article, as religious and cultural practices are often overlapping. Religion is also an important part of what some consider to be essential in their vision of living a good life, which also contributes to their self-determination.
In addition to the human rights documents that go against French veil bans, the lack of access to public space for full-face veiled women can also be interpreted as a human rights violation. Public space should be places where community members of diverse backgrounds can act out their freedoms and enjoy their community. “Liberty, equality, tolerance, and democracy crucially depend on the availability of space that is accessible to everyone. Free and equal access to public space is a foundational element of any liberal democracy” (Moeckli, 2016: 413). If veiled women only have freedom in private spaces, they are not truly free. Article 15(4) of the Convention on the Elimination of All Forms of Discrimination against Women, Article 13(1) of the Universal Declaration of Human Rights and Article 12(1) of the International Covenant on Civil and Political Rights guarantee freedom of movement as a human right. Without access to public space, this right cannot be fulfilled.
Conclusion
حتی اگر تبعیضی که زنان مسلمان در فرانسه به دلیل این ممنوعیت ها با آن مواجه شدند، غیرعمدی بود، تبعیض غیرمستقیم همچنان تبعیض است. ماده ۳ اعلامیه سازمان ملل درباره حذف تبعیض بر اساس دین یا باور بیان می کند که «تبعیض [...] بر اساس دین یا باور، توهینی به کرامت انسانی است [...] و به عنوان نقض حقوق بشر و آزادی های اساسی اعلام شده در [اعلامیه جهانی حقوق بشر] [...]» محکوم خواهد شد.
تبعیض همچنین عضویت مدنی را با تشویق تابعیت مشروط مختل می کند. شهروندان قانونی که می خواهند مذهبی باشند، از کاهش حقوق، نابرابری اجتماعی و محرومیت جسمی رنج می برند (فردت، ۲۰۱۴: ۲۷). بدون عضویت کامل مدنی، زنان مسلمان فرانسوی (به ویژه کسانی که حجاب دارند) ادعای واقعی بر حقوق انسانی خود ندارند. فرانسه باید از اقلیت های مذهبی خود محافظت کند، نه اینکه آن ها را نادیده بگیرد یا به فضای خصوصی محدود کند. بدون حمایت دولت، حقوق بشر زنان مسلمان در فرانسه بی معنا است.
—
با نویسنده آشنا شوید
پاسکال پیان پژوهشگر مسائل حقوق بشری مرتبط با اسرائیل-فلسطین است و یک پروژه اجتماعی به نام پروژه استعمارزدایی را اداره می کند. او دارای مدرک کارشناسی ارتباطات بین فرهنگی از کالج Pacific Union است و برای کارشناسی ارشد حقوق بشر خود از LSE جایزه شایستگی دریافت کرده است. کسب وکار اجتماعی او را در thedecolonizeproject.com یا در اینستاگرام @thedecolonizeproject پیدا کنید.