۱۴۰۴ دی ۱۸, پنجشنبه

دل‌نوشته‌ی یک معلم:

 


دل‌نوشته‌ی یک معلم:


دانش‌آموزانم کجا هستند؟


نویسنده: سارا صبحی


این روزها معلمی کردن چقدر سخت‌تر شده، انجام روتین‌های ساده‌ای چون حضور و غیاب روزانه در برخی کلاس‌ها سخت و جانکاه است! جای خالی برخی از دانش‌آموزان دیگر هرگز پر نخواهد شد جز با قاب عکس و روبانی سیاه و جای خالی برخی دیگر، سوال بی‌جوابی است که نگرانی را در جانت برمی‌آشوبد:

"در کدام بازداشتگاه و در چه حال است؟!"

و همه اینها در کنار ده‌ها چشم و جان مغموم که به تو و تخته سیاه دوخته شده و پرسشی که شاید بر زبان نیاید: 

"چرا خانم معلم، چرا آقا معلم؟"

اندوه و خشم، بهت و ناباوری چنان جان‌شان را درهم فشرده که هرتلاشی برای درس که هیچ، برای زندگی نیز بیهوده به نظر می‌آید. و سوال من معلم: "حالا چگونه می‌شود اینهایی را که باقی مانده‌اند به جریان زندگی برگردانم؟"

باید حال و روزشان را درک کنم. می‌دانم باید اجازه دهم سوگ‌شان را طی کنند. باید انتظار نداشته باشم سریع به روتین‌های معمولی مدرسه برگردند. اما....

می‌دانم همین روتین‌های عادی زندگی کمک‌شان خواهد کرد تا به زندگی برگردند؛ و چه وظیفه‌ی دشواری!؟

"انسان دشواری وظیفه است"

برگزاری مراسمی ساده در سوگ آن جان‌های عزیز از دست‌رفته، سر زدن به خانواده‌های‌شان، حرف زدن در مورد غم‌های‌شان کمک خواهد کرد تا کم‌کم توان بازگشت به زندگی را بازیابند. اما با خشم فروخورده‌شان چه می‌شود کرد؟


دانش‌آموزان زندانی بی قیدوشرط و فوری آزاد باید گردند.


برگرفته از:

کانال کانون صنفی معلمان ایران


گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی

  گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی ۲۴ اپریل ۲۰۲۶ مقدمه: انسداد مطلق اطلاع...