۱۴۰۴ اسفند ۱۶, شنبه

زخم جنگ: سیال میان مرزها و معانی

 

زخم جنگ: سیال میان مرزها و معانی

عمر دوآچی

* این مقاله یکی از مجموعه مقالات درباره «جامعه و سلامت روان» است که قبلاً در وب سایت هیئت علمی منتشر شده است.


 

در سلسله بی پایان جنگ ها و کشتارها در خاورمیانه، افزایش تعداد پناهندگان و قربانیان جنگ وضعیت آنان را در منطقه بدتر و آشفته تر کرده است. موج اول پناهندگان از خاورمیانه فلسطینی ها بودند که در سال ۱۹۴۸ خانه های خود را از دست دادند و به کشورهای همسایه از جمله سوریه، لبنان و اردن پناه بردند. از آن زمان، جنگ های متوالی در عراق و سپس سوریه تعداد جنگ ها و آوارگان منطقه را چند برابر کرده است. با وجود اینکه پناهندگان از ملیت ها و کشورهای مختلف می آیند، می توان گفت وضعیت قربانیان جنگ در عراق بدترین بوده است. پرونده بسیاری از پناهندگان جنگ خلیج فارس هنوز حل نشده بود که تهاجم آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۲ سیل جدیدی از قربانیان جنگ را به کشورهای همسایه و دفاتر کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان فرستاد. علاوه بر این، جنگ داخلی سوریه در سال ۲۰۱۲ ۴ میلیون پناهنده سوری را به کشورهای همسایه فرستاد و پرونده بسیاری از پناهندگان عراقی را در اولویت قرار داد. از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵، از حدود ۲ میلیون پناهنده عراقی، تنها ۱۷۵ هزار نفر توانستند پناهندگی دریافت کرده و به کشورهای غربی مهاجرت کنند. UNHCR مشکل اسکان در خاورمیانه را «فاجعه انسانی» خوانده است.

نتیجه این فاجعه چیست؟ وقتی درخواست پناهندگی صدها برابر ظرفیت پناهندگی است، روابط بین پناهجویان و مسئولان پرونده شان چگونه است؟ عمر دوشی، انسان شناس و پژوهشگر عراقی، سال هاست وضعیت آوارگان عراقی را دنبال می کند و موضوع پژوهش او رابطه پیرامون روند درخواست و دریافت پناهندگی است. دوآچی معتقد است که در بحران اسکان مجدد، هر فرد آواره ای که به نظر می رسد در وضعیت حادتری قرار دارد، احتمال بیشتری برای درخواست پناهندگی دارد، اما معیار شرایط «حاد تر» در میان افرادی که همه هشدار دریافت کرده اند چیست؟

به گفته دوآچی، کسانی که پرونده های پناهندگی را رسیدگی می کنند، چه بخواهند و چه نخواهند، اولویت را به کسی می دهند که به نظر می رسد بیشترین رنج را کشیده و داستانش دلخراش تر است. این اولویت بندی وضعیتی ایجاد کرده که برخی از زخم ها و داستان ها «مؤدبانه تر» هستند و پناهجویان را سریع تر پیش می برند. برخی زخم های دیگر، هرچقدر هم که در واقعیت دردناک باشند، سرمایه گذاری خوبی برای پناهندگی نیستند. دئوچی این را «اقتصاد زخم» می نامد، مشابه بازاری که زخم یک دارایی است. زخم «مفید» برای پرونده پناه جویان، زخمی است که هم شواهد قابل مشاهده و هم بار سیاسی و اجتماعی دارد. برای توضیح این بازار، داواشی به مثال مردی به نام حسین می رود.

حسین یک پناهنده عراقی است که در بیروت زندگی می کند. او در کافه ای که متعلق به یک ارمنی است کار می کند و به عنوان محل تجمع چپ لبنانی شناخته می شود. تمام اعضای خانواده حسین توسط شیعیان عراقی قتل عام شده اند. حسین معتقد است که دلیل قتل خانواده اش همکاری پدرش با حزب بعث بوده است. علاوه بر آشنایانی که در کافه پیدا کرده، با بسیاری از عراقی های دیگر ساکن بیروت نیز در تماس است. بسیاری از این عراقی ها در محله شاتیلا زندگی می کنند که زمانی پناهگاهی برای فلسطینی ها بود و بعدها پناهندگان سوریه، عراق و اردن نیز به آن پیوستند. به طور خلاصه، می توان گفت که حسین از نظر کار و وضعیت اجتماعی نسبت به سایر پناهندگان وضعیت خوبی دارد.

چندین سند مهم در پرونده پناهندگی حسین به او اجازه داده است که سریع تر از دیگران اقدام کند و پناهندگی بگیرد. اول، حسین توسط شیعیان شکنجه شد و آثار این شکنجه هنوز روی بدنش دیده می شود؛ او به دلیل شکنجه عمل جراحی انجام داد. او همچنین از تروما رنج می برد، شب ها کابوس می بیند و هر شب باید قرص خواب بخورد. دوم، همسایه حسین در زمان حمله شیعیان به خانه اش در محل حضور داشت و حمله را با تلفن همراه خود ضبط کرد. بنابراین، حسین هنگام درخواست پناهندگی یک سند ویدیویی ارائه داد. به طور خلاصه، حسین زخم های «مؤدبانه» دارد که همه آن ها قابل مشاهده اند، احساسات بیننده را برمی انگیزند، با ایدئولوژی امدادگر و مسئول پرونده پناهندگی سازگار اند و به گفته دوآچی، «ارزش اجتماعی و سیاسی بالا» دارند. به همین دلیل، پرونده حسین مطرح شده و اکنون ساکن بیروت است. اما این همه چیز نیست.

وقتی با حسین صحبت می کند، دواچی درمی یابد که بسیار سریع و آسان درباره گذشته صحبت می کند و زخم ها و تصاویرش را نشان می دهد. ظاهراً او خیلی سریع با مشتریان باز می شود، داستانش را داوطلبانه و برای هر کسی که ممکن است گوش کند تعریف می کند و لباس هایش را بالا می زند تا زخم هایش را ببینند. او هنوز ویدیوی حمله را روی تلفن همراهش دارد و با اشتیاق آن را به مشتریان نشان می دهد. اما در بیروت، معنا و ارزش زخم جنگ تغییر کرده است. برخی از ساکنان کافه حسین را به عنوان پارلمانی گرم کننده می بینند که با جراحاتش کسب وکار راه انداخته و به دنبال بخشش است. دیگران فقط از این نمایش بی سابقه و بی تکلف زخم ها و خشونت در فضای کافه ناراحت می شوند و از او فاصله می گیرند. زخمی که زمانی دارایی حسین بود، اکنون مزاحمتی است که تصویر اجتماعی و حرفه اش را به خطر انداخته است. در عین حال، به نظر می رسد که از آنجا که سرنوشت و مسیر زندگی حسین توسط این زخم و ویدیو تعیین شده، این ها بخشی از هویت حسین شده اند و ترک آن ها برای او دشوار یا حتی غیرممکن است.

سال ها بعد، وقتی داواچی دوباره به کافه می آید، متوجه می شود که خبری از حسین نیست و هیچ کس نمی داند کجاست. صاحب کافه می گوید خلق و خوی حسین در طول زمان تغییر کرده و گاهی حتی رفتار تنش آمیز و خشونت آمیز نسبت به همکاران و مشتریان نشان می دهد. این وضعیت به حدی پیش می رود که او شغلش در کافه و شهرتش در میان مشتریان کافه را از دست می دهد. به نظر می رسد زخمی که زمانی دارایی بود، نه تنها ارزش خود را از دست داده، بلکه هزینه اش را نیز از دست داده است. حسین زخم هایش را بارها و زود نشان داد و معنای خاصی از زخم های اخته شده داشت که با تخت جدیدش سازگار نبود.

خشونت و تأثیرات جنگ در خاورمیانه معمولاً در زمینه اختلافات دینی، اقتصاد، نظامی گری و روابط بین الملل تحلیل می شود، اما با تمرکز بر معنای سیال زخم به عنوان پنجره ای که روابط انسان ها در میانه جنگ را نشان می دهد، دئوچی بعد اجتماعی و چندلایه خشونت جنگ را به گونه ای ارائه می دهد که تحلیل کلان قادر به درک آن نیست. از دیدگاه دئوچی، برای درک تأثیر پیچیده جنگ، باید به روابط عمیق و پیچیده روزمره و نشانه شناسی اجتماعی جنگ نگاه کرد.

تحقیقات دئوچی معنای متغیر بدن را در زمینه های اجتماعی مختلف نشان می دهد. زخم جنگ تنها یکی از این نشانه های معنادار در جامعه ای جنگ زده است. زخم ها می توانند مردم را در یک زمان به هم نزدیک تر کنند و در زمان های دیگر آن ها را از خود دور کنند.

دواجی می گوید نمی داند در نهایت چه بر سر صدام خواهد آمد و دیگر هرگز نمی تواند او را پیدا کند. او نمی داند که آیا به عراق بازگشته یا به کشور دیگری رفته است. اگرچه زخم تنها دارایی پناهنده است، اما سرمایه ای گذرا است و معنای آن توسط رابطه اجتماعی بین درمانگر و بیننده تعیین می شود. این جامعه است که تصمیم می گیرد رفتار فردی مانند حسین واقعی است یا جعلی، که نشان می دهد زخم او ناشی از نیاز صادقانه است یا بازار محور. این زخمی است که از عراق به لبنان منتقل شده و در طول مسیر چندین بار معنایش تغییر کرده است، جایی که غنیمت بوده و سپس مانند یک تابو برای صاحبش منزوی شده است. زخم ها و زخم های جنگ نه تنها نشان دهنده جنگ هستند، بلکه تأثیر خشونت جنگ بر لایه ها و موقعیت های مختلف اجتماعی را نیز نشان می دهند.

 

گزارش مستند از دوازدهمین روز جنگ؛ گسترش جنگ در خلیج فارس، هشدار درباره استفاده نظامی از بنادر غیرنظامی و تشدید حملات در ایران

  گزارش مستند از دوازدهمین روز جنگ؛ گسترش جنگ در خلیج فارس، هشدار درباره استفاده نظامی از بنادر غیرنظامی و تشدید حملات در ایران گزارشی مستند...