۱۴۰۵ فروردین ۱۴, جمعه

نوشته هایی درباره تاریخ و تمدن کشور عزیزمان ایران بدون تعصب

 

 

کوروش کبیر را می توان نخستین و یکی از بزرگ ترین فرمانروایان آشتی جوی جهان دانست. چون تا آن زمان، هرگز چنین فکر انسان دوستانه ای در هیچ جای دنیا وجود نداشت.

تصویر کوروش کبیر در قرن گذشته از حکاکی مردی بالدار در پاسارگاد کشیده شده است (که در آن زمان سالم تر از امروز بود)

تولد و کودکی: کوروش در هر دو طرف شاهزاده بود. هم از مادر (ماندانا، دختر اشتیاگ، پادشاه مادی) و هم از پدر (کمبوج، پادشاه ایران). این واقعیت که هم خون مادها و هم خون ایرانیان در رگ هایش بود، در نهایت منجر به اتحاد دو قبیله بزرگ آریایی شد که سال ها به وحدت نرسیده بودند

بر اساس گفته هرودوت، در زمان تولد کوروش، پادشاهی ایران خراج ماد بود. حاکم ظالم مادها، آشتیاگ، خوابی درباره دخترش ماندانا می بیند که او را وحشت زده می کند. کاهنان خواب را این گونه تفسیر کردند که ماندانا پسری به دنیا خواهد آورد که تاج و تخت را از او خواهد گرفت. در همین جا بود که آستیاگ، به محض تولد نوزاد، او را به وزیرش سپرد تا او را بکشد. وزیر به کابوی پادشاه دستور می دهد که کودک را در کوه ها رها کند تا بمیرد. طبق فرمان سرنوشت، کابوی در آن روزها کودکی مرده به دنیا می آورد و مرد کابوی کوروش را نزد خود نگه می دارد و جسد فرزندش را به وزیر می دهد به جای کوروس. پس از رسیدن سایرس به ده سالگی، در جریان مجموعه ای از رویدادها، آشتیاگ متوجه می شود که سایرس زنده است، اما این بار با مشورت مگان فکر می کند که دیگر خطری برای او نیست. اگرچه روایت هرودوت بیشتر شبیه یک افسانه است تا واقعیت، اما می توان آن را به یک اسطوره باستانی ایرانی مرتبط دانست

حکومت ایرانیان: سرانجام جنگی میان مادها و ایران آغاز شد که سه سال طول کشید و کوروش که با اشکانیان و هیرکانی ها (قبایل دیگر آریایی) متحد شده بود، توانست اشتیاگ را شکست دهد و اکباتان (هگمتانه یا همدان) توسط کوروش تصرف شد. پس از آن، پدربزرگش آشتیاگ را بخشید و او را به شوش فرستاد، جایی که او بخشش همگانی را در همدان اعلام کرد و بیشتر اشراف ماد را در کار نگه داشت. همچنین، ارتش قدرتمند مادها که کوروش را برادر آریایی و خون خود می دانستند، به خدمت او آمدند تا با همکاری آریایی ها، یکی از بزرگ ترین و شاید بزرگ ترین حاکمان جهان بر اساس دفاع از حقوق بشر ایجاد شود

دفاع در برابر لیدیا: اندکی پس از اتحاد آریایی های ایران، پادشاهی هخامنشی با حمله لیدیا (یک گروه قومی در منطقه ترکیه امروزی) روبرو شد. پادشاه لیدیه به تحریک کاهن معبد دلفی در یونان به ایران حمله کرد، اما به شدت شکست خورد و ارتش هخامنشی به رهبری کوروش پایتخت لیدیه را تصرف کرد و بخشی از سرزمین های آسیای مرکزی که توسط قبایل آریایی دیگر ساکن بود را در مجموعه ای از جنگ ها ضمیمه نمود

فتح بابل و آزادی بنی اسرائیل: شاید یکی از مهم ترین پیروزی های کوروش فتح بابل بود. حدود قرن ۶ قبل از میلاد، گسترش بابل به اوج خود رسید و حاکم خون خوار بابلی به عنوان بزرگ ترین حاکم زمان شناخته می شد. پس از لشکرکشی اش به سرزمین کنعان (فلسطین)، حاکم بابل شهرها و معابد آنان را ویران کرد و گروه بزرگی از بنی اسرائیل را اسیر نمود. بابل برای او به بردگی رفت. اسناد باقی مانده از آن زمان نشان می دهد که او مردم تحت کنترلش را سرکوب می کرد. در همین زمان بود که پیامبر دانیال در میان بنی اسرائیل در اسارت ظاهر شد و خبر رهایی توسط پادشاه ایران را به آنان داد. در زمان ظهور کوروش، این بردگی به هفتاد سال رسیده بود و فشار پادشاه بابل بر یهودیان اسیر به حد خود رسیده بود. وقتی شهرت کوروش و کارهای نیک او به گوش مردم بابل رسید، روحانیون بین النهرین در نامه ای صریح از کوروش خواستند که به عنوان رهایی بخش برای آنان عمل کند و به بابل سفر کند

فتح بابل توسط کوروش که در آن زمان مهد تمدن و شناخت جهان بود، بدون حتی ریختن خون از بینی کسی انجام شد. وقتی ارتش ایران به پشت دیوارهای بابل رسید، مردم بابل خود علیه پادشاه شورش کردند و دروازه ها را به روی آنان گشودند. بر اساس تورات، کوروش بزرگ ۴۰٬۰۰۰ برده یهودی را آزاد کرد و به هزینه خود به اورشلیم بازگرداند و معابد باشکوهی برای آنان ساخت. در همین جا بود که یهودیان او را مسیحا و نجات دهنده خود می دانستند و نام و اعمال نیک کوروش بارها و بارها در تورات ذکر شده است. وقتی ارتش ایران وارد بابل شد، کوروش بزرگ دستور صدور فرمان بر استوانه سفالی (نخستین فرمان حقوق بشر) را صادر کرد. برای حک کردن جهان)، که علت توسعه ما به عنوان ایرانی های امروز است. در اینجا مورخان و فیلسوفان یونانی که دشمنی دیرینه با ایرانیان داشتند، دهان خود را در ستایش کوروش بزرگ باز می کنند. در همین زمان بود که زنفون (شاگرد سقراط، دوست و همکار افلاطون) در ستایش او مرثیه ای به نام کوروش نوشت. به گفته زنفون، کوروش با حکمت خود بر بزرگ ترین حاکم جهان حکومت می کرد و هر یک از قومش را چنان محافظت می کرد که گویی فرزندانش هستند. مردم این سرزمین ها نیز او را پدر و نگهبان خود می دانستند. کوروش توانست بزرگ ترین حاکم جهان شود که مرزهایش از دریای عمان، رود سند و رود جیهون در شرق آغاز می شد، به دریای مدیترانه و دریای اژه در غرب می رسید و تمام سواحل شرقی و جنوبی دریای سیاه را در شمال شامل می شد و در جنوب غرب به مصر می رسید. این شامل زمان ها هم می شد.

 

کوروش بزرگ طبق کتاب مقدس 

تورات: در تورات، کتاب مقدس یهودی، کوروش بارها به عنوان نجات دهنده قوم یهود ذکر شده است. و این برای ما ایرانی ها افتخار است

در تورات، فصلی به پیامبر دانیال نسبت داده شده است (که زیارتگاه مقدس او در شوش است) و به آن سفر دانیال گفته می شود. در دوران اسارت بنی اسرائیل، آنان دچار بدبختی شدند، شهرهایشان ویران شد، قومیتشان متزلزل گردید و معبد مقدسی که مورد احترام آنان بود، به دست بابلیان افتاد. یهودیان از این رویداد بسیار غمگین و ناامید شدند و نمی دانستند کی، چگونه و توسط چه کسی از این شب تاریک اسارت آزاد خواهند شد. به نظر می رسد در آن روزهای تاریک، پیامبر دانیال ظاهر می شود و با پیشگویی ها، تعبیرهای خواب و پیشگویی های عجیب خود به پادشاهان بابل نزدیک می شود. سلاطین او را به دربار خود پذیرفتند و به او احترام گذاشتند و او را بالاتر از پیشگویان و جادوگران قرار دادند. خواب

دانیال که خبر آزادی یهودیان را در خود دارد، چنین است: در سال سوم سلطنت پادشاه بلاشفار، من در شهر سوشیرا در منطقه ایلام در کنار رود اولی بودم. در این خواب، قوچی را دیدم که کنار رودخانه ایستاده بود و دو شاخ بلند داشت که یکی از آن ها پشت سرش خم شده بود و قوچ با دو شاخش به سمت غرب. او شرق و جنوب را شخم زد و آن را شخم زد. هیچ حیوانی نبود که بتواند در برابرش بایستد. پس هر کاری که می خواست انجام می داد. وقتی داشتم به کار این قوچ فکر می کردم، متوجه شدم که یک بز کوهی از غرب می آید و با شاخش زمین را تاب می دهد و بین پیشانی این بز یک شاخ بزرگ و عجیب بود. به تدریج، بز کوهی به قوچ دو شاخ نزدیک شد و سپس با عصبانیت به او حمله کرد و در این حمله دو شاخ او را شکست و قوچ دو شاخ نتوانست در برابر او مقاومت کند. کسی نبود که قوچ را از چنگالش آزاد کند. (نامه دانیال ۱-۸)

سپس همان کتاب از دانیال نقل قول می کند که می گوید: «جبرئیل نزد او آمد و خواب دانیال را این گونه تعبیر کرد: قوچ ذوالقرنین نماد اتحاد دو گروه مادها و ایرانیان است. پادشاهی قوی بر این دو کشور حکومت می کند، به طوری که هیچ حکومتی نمی تواند در برابر او مقاومت کند. اما آنتلوپ یک شاخی که پس از قوچ پیدا شد، به پادشاهی یونان و شاخ برجسته اشاره دارد.» بین پیشانی اش نماد اولین پادشاه آن سرزمین است. ((19-22))

بر اساس تورات، این پیشگویی دو کشور ماد و ایران را با دو شاخ نشان می دهد و زمانی که این دو متحد و متحد شوند، شخصیت آن دو کشور با یک قوچ دو شاخ (قوچ ذوالقرنین) نمایان می شود. بز کوهی تک شاخی که این قوچ را رام خواهد کرد، به عنوان اسکندر تعبیر شده و او بود که سال ها پس از کوروش توانست آخرین پادشاه هخامنشی را شکست دهد. آنچه باید توجه داشت این است که کلمه «قرن» در هر دو زبان عربی و عبری یکسان است و توصیف این قوچ که در عربی به ذوالقرنین (صاحب دو شاخ) تبدیل می شود، در زبان عبری به عنوان لقرانیم ذکر شده است که همان معنای ذوالقرنین را دارد. در خواب دانیال، به یهودیان خبر خوش داده می شود که پایان دوره اسارت و بردگی و آغاز زندگی آزاد و باوقارشان روزی خواهد بود که شخصیت ذوالقرنین ظاهر خواهد شد، یعنی دو کشور مادها و ایران در دشمنی با بابل متحد خواهند شد و یهودیان را آزاد خواهند کرد. چند سال پس از پیشگویی دانیال، این پادشاه که ایرانیان او را کوروش می نامند، یونانیان کوروش و کوروش یهودیان او را می نامند، ظاهر شد. او دو کشور، مادها و ایران، را متحد کرد و سپس به بابل حمله نمود و بدون جنگ وارد شهر شد، آنان را به کنعان (فلسطین امروزی) بازگرداند و معبد مقدس را ساخت.

در تورات باز، علاوه بر سفر دانیال، پیشگویی هایی در دو کتاب دیگر (اشعیا، ارمیا) وجود دارد که نام کوروش در کتاب اول (به عبری «کوروش») ذکر شده است. داستان های دیگری غیر از داستان فتح بابل درباره کوروش در تورات ذکر شده است که در آن متن به مردم وحشی «جوگ و ماگوگ» (به عربی، گوگ و ماجوج) اشاره دارد که علاقه مندان می توانند برای مطالعه به تورات مراجعه کنند. از کوروش در کتاب های آسمانی و تاریخی، همیشه تا نیکوهمچنین شایان ذکر است که در تورات هیچ اشاره ای به اسکندر مقدونی نشده است

کنده کاری مرد بالدار در پاسارگاد که به کوروش نسبت داده شده است - به دو شاخ توجه کنید

کنده کاری مرد بالدار در پاسارگاده که حدود یک و نیم قرن پیش توسط باستان شناسان غربی کشف شد، به نظر می رسد مردم آن زمان را به یاد قداست کوروش می اندازد. در ابتدای این اثر، به سه زبان زنده آن دوره نوشته شده بود: «من کوروش هستم، پادشاه ایران...» امروز کاملاً نابود شده است، اما اسناد آن در دسترس است. سبک هنری ویژه این اثر به دوره پیش از تخت جمشید مربوط می شود. به شاخ ها (قرن) توجه کنید که نمادهای عجیبی دارند

 آرامگاه کوروش در پاسارگاد: اولین بنایی که در بدو ورود به محوطه تاریخی حفاظت شده پاسارگاد با آن مواجه می شویم بنایی موسوم به آرامگاه(tomb) کوروش کبیر میباشد ، این بنا ساخته شده از قطعات سنگهای بزرگ سفید آهکی است که روی هم قرار داده شده اند و صفه آرامگاه را که متشکل از شش ردیف پلکان مرتفع است و همچون هرم خودنمایی می کند را ایجاد می کنند.قطعات سنگها را با بست های آهنی دم چلچله ای ( خاص هنر هخامنشی ) وصل کرده اند و از هیچ گونه ملاتی جهت اتصال سنگها به هم استفاده نکرده اند

مردمان قدیم ایران بسیاری از ساختمان های مهم و عظیم سنگی که ساختن آنرا از عهده بشر خارج می دانسته اند و از زمان ساختمان و بانی آن نیز اطلاعی نداشتند بحضرت سلیمان پیغمبر نسبت داده اند باین تصور که چون دیوان در بند حضرت سلیمان بوده اند برای او این کاخهای عظیم سنگی را  ساخته اند ، کما اینکه در همین پاسارگاد بنای مرتفعی سنگی روی تپه را بنام "تخت سلیمان" می نامند و آثار سنگی مشرق شیراز را بهیمن نام می خوانند و در آذربایجان نیز خرابه قصر اشکانیان را به "تخت سلیمان" نامیده اند و در نتیجه بنای مقبره سنگی کوروش در سالیان گذشته به "قبر مادر سلیمان" یا "مشهد ام البنی" شهرت داشت و عقایدی مثل "در آن خانه نتواند نگریدن ، گویند که طلسمی ساخته اند که هر که در آن خانه نگرد کور شود" . شاید از  روی همین اشتهار قدیمی تصور "دیولافوا" سرچشمه گرفته باشد که مقبره کوروش را از آن ماندانا( مادر کوروش) دانسته است. اما امروزه با توجه به قرائن تاریخی و همچنین سایر آثار باستانی کشف شده در  اطراف این مقبره ،  این بنا را مقبره کوروش می دانند.

  

منابع

۱)ذو القرنین در قرآن http://www.hawzah.net/Per/K/Zolqarnein/Index.htm 

۲)مقالات پژوهشی تاریخ ایران-کورش محسنی    http://www.persianblog.com/posts/?weblog=ariapars.persianblog.com&postid=5350846 

۳)http://sharifnews.com/?2704 

۴)http://rahrah.mihanblog.com 

۵)http://farskaj.org/passargade_copy(1).htm

)http://www.cais-soas.com 



اشاره ای به آئین مهر پرستی 

مِهرپرستی یا آیین مهر بر پایه پرستش ایزد ایرانی مهر(میترا) بنیاد شده بود. به دلیل ارزشمندی خورشید در این دین برخی آن‌را خورشید پرستی دانسته‌اند. از زمانهای دور پیش از تاریخ ایرانیان پیرو آیین مهر یا کیش بغانی بودند. آیین مهر یک دین یا قانون تدوین شده نیست آیین و سنتی است که آغاز آن تاریک است.

در زمان هخامنشی مهر همپایه اهورامزدا و آناهیتا بوده‌است. هرودوت میگوید مهر از ایزدان به نام ایرانی بوده‌است و به نام او سوگند یاد می‌کردندو شاه ایران تنها در جشن مهرگان مست میشده‌است. دین مهر ۸ هزار سال قدمت دارد

براساس شواهد اشکانیشاهان اشکانی به آیین مهر اعتقاد داشتند و در زمان آنها بود که این آیین جهانی شد. آنان نیز به مهر سوگند یاد می‌کردند

همچنین شاپور دوم ساسانی به مهر سوگند خورد که آسیبی به پادشاه ارمنستان نمی‌رساند. در نقش رستم هم میترا دیده می‌شود همچنین بر بالای دو طاق کوچک وبزرگ در کرمانشاه موسوم به طاق بستان دو فرشته میتراوجود دارند.

تاریخچه مهر پرستی در اروپا 

این آیین از سده نخست میلادی در شاهنشاهی روم همه گیر شد کرد و بنا به روایتی دیگر مدتی پیش از آن به اروپا راه یافت. این دین در سده‌های سوم و چهارم میلادی به اوج خود رسید و بویژه در میان سربازان رومی باورمندان بسیاری داشت. پس از فرمان تئودوس یکم در ۳۹۱ میلادی که طی آن همه کیش‌ها و آیینهای غیرمسیحی ممنوع اعلام شد آیینهای مهرپرستی نیز در مغرب‌زمین رفته رفته از رواج افتاد. گرچه نمادها و پرستشگاه‌های آن در سراسر اروپا و مفاهیم آیین مسیحی و رفتارهای مسیحیان باقی مانده‌است

نمادهای آئین مهر پرستی  

گردونه مهر یا گردونه خورشید که به چلیپای شکسته یا همان صلیب شکسته نیز مشهور است ، نماد و نشانواره بسیار کهنسالی ست که آن را به قوم آریا و سرزمین ایران نسبت می دهند ، هرچند که یافته های باستان شناسی در زمینه ی پیشینه ی گردونه ی مهر بسیار اندک و تفسیر پیرامون آن بسیار دشوار است ، اما از همین یافته های نادر باستان شناسی می توان چنین برداشت کرد که گردونه ی مهر نمادی مختص ایرانیان باستان بوده و به احتمال قریب به یقین ، این نشانواره از نمادهای آیین مهری یا میتراییسم بوده است .                                                

 آیینی که پیش از ظهور زرتشت در ایران رواج داشته و پس از تولد دین زرتشت نیز همچنان موقعیت خود را حفظ نمود و در دین زرتشتی نیز نفوذ یافت و بعدها ( حدوداً در سده یکم پیش از میلاد ) به غرب آسیای صغیر گسترش یافت . خصوصاً ورود آیین مهر به روم و اروپا کاملاً محسوس است ، چنانکه دستاوردهای باستان شناسی در این زمینه این امر را تأکید می کنند . البته این در حالی ست که پس از قدرت یافتن مسیحیت در اروپا و رقابت سرسختانه ی دین مسیحیت با آیین مهر پرستی ، سرانجام مسیحیت در اواخر قرن چهارم میلادی بر دین میتراییسم چیره شده و در این میان آثار باستانی مهری بسیاری توسط مسیحیان نابود شده و یا تغییر شکل یافتند .                      

گرامی داشت نماد گردونه ی مهر ، ریشه ای بس کهن دارد . گروهی از محققان بر این باورند که این نشانواره نمادی از خورشید است که به مرور تغییر شکل داده شده . گروهی نیز بر این باورند که در جامعه های آغازین ، مردم به نماد چلیپا چون مظهر آتش ، احترام می گذاشتند و این نماد ، نقشی از ابزار ابتدایی برای بدست آوردن آتش بود . ذکر یک تاریخ و مفهوم دقیق و حتی ذکر یک تاریخ حدودی پیرامون زمان پیدایش گردونه ی مهر بسیار دشوار و دور از دست است

این امر دلایل گوناگون دارد . یافته های باستان شناسی پیرامون گردونه ی مهر ، هر چند که اصالت آن را به سرزمین ایران نسبت می دهند اما در بسیاری از نقاط جهان و با قدمتی بسیار دور نیز مشاهده می شوند .

در بسیاری از تمدن های باستانی کهن ، این نماد مشهود است و نیز در سرزمین های بسیار دور نیز مشاهده شده . علاوه بر آن یکی از دلایل آنکه مفهوم گردونه ی مهر به درستی در متون و لوح های باستانی ذکر نشده آن است که آیین مهر ، آیینی بسیار راز آمیز بوده و پیروان آن ، مفاهیم آیینی را به صورت یک راز به نسل های بعدی منتقل می کردند

 از این رو نه تنها مفهوم گردونه ی مهر ، بلکه بسیاری از آداب و رسوم و باورهای مهری ( میترایی ) نیز در پرده ای از ابهام نهفته است و معدود اطلاعاتی که امروزه در دست است از تفسیر تصاویر به جای مانده بر مهرابه های میترایی و مختصر متون قدیمی به جای مانده استخراج شده . این در حالی ست که بسیاری از مسیحیان و مخالفان آیین مهر در اروپا ، علاوه بر تخریب و نابودی آثار مهری ، متون مهری کاذب و دروغینی نیز بر جای گذاشتند تا وجهه ی دین مهری را در نزد عوام و آیندگان خدشه دار جلوه کنند

آنچه در میان تفاسیر مختلف پیرامون معنا و مفهوم گردونه ی مهر مورد توجه می نماید علاوه بر مفهوم نماد خورشید ، مهر و آتش ، اشاره ی این گردونه به آخشیج های چهارگانه است که ممکن است نشانواره ی گردونه ی مهر به معنای آن باشد

 

ویلاگhttp://narvaan.blogsky.com/category/cat-1/

 

 آیین میتراییسم و روزهای هفته:

دین میترا که از دو هزار سال قبل از میلاد مسیح بین آریایی ها به عنوان خداوند پیمان ( در اوستا به نام ایزد پیمان است ) رواج داشت و در سال 66 میلادی در دیدار[ تیرداد ] شاه به    [ نرو ]  شناسانده شد و سال 325 میلادی دین رسمی امپراطوری روم بود

در سده ی یکم میلادی ٬ در زمان پادشاهی اشکانیان از راه استان ارمنستان و ساتراپ (استان) یونتش ( استانی که در حاشیه دریای سیاه بود ) به وسیله ی مهردینان ایرانی و بازرگانان به اروپا رفته و با اندیشه های افلاطون در هم آمیخت

نام های روزهای هفته با تغییرات گویش و نوشتاری از میتراییسم تا به امروز دیده میشود

 

دوشنبه ( مه شید ) از خدای ماه ٬ یا موون و در انگلیسی Monday   و فونتاک در آلمانی.

 

سه شنبه ( بهرام شید ) روز تی و بس و در انگلیسی Tuesday و در آلمانی ینستاک.

 

چهارشنبه ( تیرشید) روز دین و در انگلیسی Wednesday و در آلمانی میتوخ.

 

پنج شنبه ( برجیس شید ) روز تور و در انگلیسی Thursday و در آلمانی ( دردونر) یا دونرستاه .

 

آدینه ( ناهیدشید ) روز اریر (خدای باروری ) و در انگلیسی Friday و در آلمانی فری تاک .

 

شنبه ( کیوان شید) روز کیوان ( ساتورن ) و در انگلیسی Saturday و در آلمانی سام تاگ.

 

یکشنبه ( مهرشید ) روز خورشید و در انگلیسی Sunday و در آلمانی سن تاگ ٬ که به وسیله کنستانتین در سال 321 میلادی روز خورشید ( مهر ) تعطیل هفتگی شد.   

مهرابه های بسیاری در آلمان ٬ فرانسه و روسیه یا اتفاقی یا به هنگام بازسازی کلیساها کشف شده که گویای مهرپرستی در جای جای گیتی است

نمـاز و نیـایش در آئین زرتـشتـی

"نمـاز رسمی ترین راه ارتباط فرد با اهورا مزدا و یکی از راههای سپاسگذاری از بخششهای بی کران خداوندی است که در آئین زرتـشتـی عاشقانـه همواره مورد توجه بوده و هر زرتشتـی در اوج پاکی اندیشه روزانـه پنـج بار به نیایش اهورا مزدا می پردازد و ضمن سپـاس و ستـایش اهورا مزدا بر آفریده های نیک خداوندی نیز درود می فرستدو ضمن قدرشناسی خود را به خدا نزدیکتر می گرداند تا از بخشش نیک اندیشی برخوردار گردد و بر نیکی های جهان هستی بیفزاید . . . . . . 

   نمـاز و نیـایش در آئین زرتـشتـی 

       علیرضا خاکسار 

    یزدان پناه باد – دیر زیوشنی شاد باد (در پناه یزدان باشیم- تا دیر زمان به شادی زیست نمائیم ) 

      اشو زرتشت پیامبر باستانی ایران در  1179 سال پیش از شاهنشاهی کورش بزرگ پیام جاودانی یکتا پرستی در جهان راپس از کنکاش و ژرف نگری درونی در میان مردمان آشکار نمود و ایرانیان آریائی را به پرستش یکتا آفریدگار جهان یعنی اهورا مزدا دعوت کردو پس از پشت سر گذاشتن مشکلات و سختی های بسیار سرانجام در دربار شاه گشتاسب بنیاد اجتماعی و مذهبی کیش زرتشتی را به شکل با شکوهی پایه گذاری نمود

          پیام اهورائی اشوزرتـشـت در گاتـها به شکل معجزه آسایی در میان نیایشها ، سروده ها ، تفسیرها و مطالب گرانبهای اوستا که به وسیله موبدان دین برای درک مردمان زمانه گردآوری و حفظ میشد چون گوهری گرانمایه و نگینی بی بدیل پس از هزاران سال رهبری کار آمد اندیشه ، مذهب و شکوه شاهنشـاهی مقتدر ایرانـی در جهان با پشت سر گذاشتن فراز و نشیب بسیار در هجوم دیوسیرتان و انیران از آسیب زمانه و گزند بدخواهان و بدکنشان در امان ماندو بی گزند پهنه اندیشه و زمان را شکافت و بدست ما رسیدو همچنان آوای دل انگیزش در جان جهـان جاری وجاودان واندیشه پر شکوه یکتـا پرستی ایرانیان پاینده و پایدار است و با یک جهان بینی منطقی وروشن و با یک فلسفه قوی و پویا در اوج اقتدار بر بلندای اندیشه بشریت به نظاره جهـان و مردمان آن نشسته و تحسین اندیشمندان را  برانگیخته و جان و روح حقیقت جویان را مجذوب خویش ساخته و زمینه را برای یک زندگی خوش ،سالم و پر از آسایش برای مردمان در کنار پرستش اهورا مزدا و احترام به آفریده های سودمند اهورائی فراهم آورده است .

          یک زرتشتی با جهان بینی که از اشو زرتشت آموخته میداند که در این جهان وظیفه ای سنگین را به دوش می کشد و باید همواره آماده نبرد با بدی ها باشد و ضمن دوری جستن از دروغ و گناه و اندیشه های بد پاسدار ارزشها ، نیکی ها و آفریده های سودمند بوده و ضمن گسترش راستی ، شادی و انجام نیکی ودستگیری نیازمندان و یاری درماندگان همواره ارتباط خود را  با  اهورا مزدا  حفظ نماید

          نمـاز رسمی ترین راه ارتباط فرد  با اهورا مزدا و یکی از راههای سپاسگذاری از بخششهای بی کران خداوندی است که در آئین زرتـشتـی عاشقانـه همواره مورد توجه بوده و هر زرتشتـی در اوج پاکی اندیشه روزانـه پنـج بار به نیایش  اهورا مزدا  می پردازد و ضمن سپـاس و ستـایش  اهورا مزدا   بر آفریده های نیک خداوندی نیز درود می فرستدو ضمن قدرشناسی خود را به خدا نزدیکتر می گرداند تا  از  بخشش نیک اندیشی برخوردار گردد و بر نیکی های جهان هستی بیفزاید

          در خصوص آشنایی با نمـاز و نیـایش  در آئین زرتـشتـی باید به موارد خاصی اشاره کرد و به دانسته های دسته بندی شده جداگانه ای توجه نمود . نیایشها در آئین زرتـشتـی از پیچیدگی های ظریف زیبایی برخوردار بوده و با یک فلسفه خـاص و منطقی قـوی با یکدیگر در آمیخته تا زمینه را برای پاکی انسان و اندیشیدن ژرف به اهورا مزدا  فراهم آورد .

 


گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی

  گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی ۲۴ اپریل ۲۰۲۶ مقدمه: انسداد مطلق اطلاع...