- اخبار و مقالات
- فوری: حقوق بشر ایران خواستار توقف فوری اخراج فعال حقوق بشر بلوچ و خانواده اش از ترکیه شد
شبکه کمک به همراه دهها نهاد مدنی دیگر نامهای به مسئولان قضایی جمهوری اسلامی نوشته و خواهان آزادی فوری کودک بازداشتشده در جریان اعتراضات دیماه و بازگشت آنها به کلاسهای درس شدهاند.
در این نامه با استناد به آیین دادرسی ویژه اطفال و نوجوانان و قانون حمایت از اطفال و نوجوانان تأکید شده است: «اصل بر حمایت، اصلاح، بازپروری و پرهیز از سلب آزادی برای افراد زیر سن قانونی است و نگهداری کودکان و نوجوانان در محیطهای کیفری میتواند آثار جبرانناپذیری بر سلامت روانی، اجتماعی و تحصیلی آنان بر جای بگذارد.»
ژانپیر فیلیو، مورخ و استاد علوم سیاسی پاریس، در تحلیلی نوشت علی خامنهای در حالی که از تعیین جانشین خود ناتوان مانده و با انزوای فزاینده روبهرو شده، برای جلوگیری از سقوط به سرکوبی روی آورده که هر بار مرگبارتر میشود.
فیلیو در این یادداشت که یکشنبه ۲۶ بهمن در روزنامه لموند منتشر شد، با مرور مسیر قدرتگیری علی خامنهای از ابتدای انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون، استدلال میکند پایه اصلی قدرت و بقای او نه مرجعیت دینی، بلکه اتحاد عملی با سپاه پاسدارا و شبکه نیروهای مسلح نیابتی بوده است.
🚩 متافیزیکِ خونخواهی
#ولایت_فقیه و سلطنت با «خونخواهی» مشروعیت مییابند. در اسلام سیاسی شیعه، ولیفقیه میراثدارامام حسین است. حسین در شناختشناسی و نمادشناسی شیعه نمایندهی «ثارالله» است. نظام ولایت فقیه بهپشتوانهی خونخواهی و احیای ولایت برحق امامان شیعه بنا شده است. همانطور که خامنهای در سخنرانی اخیرش در توجیه سرکوب مخالفان تأکید کرد، ثارالله در خون صدهاهزار شهید تجلی مییابد که به پای انقلاب ریخته شده است. نظام ولایت فقیه متکی به این خون مقدس است و برای پاسداری از آن، ریختن هر خونی از خودی و غیرخودی را مباح میداند. ولیفقیه که لقب «امام» را یدک میکشد، به اعتبار «سیادت» خود از خون و تبار امامان شیعه است و از اینرو در دستگاه ایدئولوژیک حاکمیت با «جان» امت اسلامی یکی انگاشته میشود. بیدلیل نیست که نام قرارگاه سپاه پاسداران که در سرکوب مخالفان نقش اساسی دارد «ثارالله» است. برای دفاع از نظام مقدس اسلامی باید خون ریخت و این خونریزی بهمثابهی اجرای مناسک پیشکشکردن قربانی در پیشگاه امرالهی است.
#سلطنت در ایران نیز با خون پاک و تطهیرشدهی شاهانه مشروعیت مییابد. در سالهای اخیر، این خون در چهرهی رضا پهلوی، در جایگاه هماورد ولیفقیه عرضه میشود. هواداران پهلوی او را یگانه «رهبر خیزش ملی» مینامند و هیچ شریکی برایش برنمیتابند. رهبری او از کارنامهی سیاسی، تواناییهای خاص، دانش سیاستورزی یا جانفشانیهای فردی اعتبار نمیگیرد. تنها ملاک برای سنجشِ مشروعیت او پیوندش با خونِ شاهانه است. سطلنتطلبان بهدرستی بر «شاهزادگی» او پافشاری میکنند، چراکه بدون این معیار اثری از او در گسترهی سیاستورزی باقی نمیماند. پادشاهی در فرهنگ ایرانی نهادی است فراانسانی که خدایان آن را به فردی فرهمند اعطاء میکنند. پادشاه فرهمند سایهی خدا بر روی زمین است. نبرد جاری ولایت با سلطنت در این متافیزک خونخواهی ترسیم میشود. در این نبرد، مردم تنها یک کارکرد دارند. همچنانکه ولایت فقیه برای دفاع از حاکمیت خدا بر روی زمین بیرحمانه خون میریزد و طرفدارانش خونهای در رگشان را به او هدیه میکنند، سلطنتطلبان نیز جان هزاران ایرانی را «تلفاتی» ضروری برای هموار کردن بازگشت سلطنت با گستردن یک دریای خون میبینند.
از نوشتهای از شاهین نصیری
#اعتراضات_سراسری_۱۴۰۴
#جمهوری_کشتار
داگ باندو، عضو ارشد مؤسسه کیتو در گزارشی که به تازگی در وبسایت این مؤسسه منتشر شده، به بررسی وضعیت سرکوب اقلیتهای دینی و مذهبی در ایران میپردازد و میگوید با وجود فشارهای امنیتی، مسیحیت در ایران در حال رشد و گسترش است.
اعتراضات سراسری در ایران در دو هفته اخیر از موضوعات محوری رسانههای آلمان بوده است. نوید کرمانی، نویسنده و خاورشناس مطرح ایرانیتبار آلمانی در نامهای خطاب به ایرانیان شجاعت و بیپروایی آنان در اعتراضات را ستوده است.
نوید کرمانی، نویسنده و خاورشناس مطرح ایرانیتبار آلمانی و برنده "جایزه صلح ناشران آلمان" در سال ۲۰۱۵، در سالهای اخیر یکی از صداهای پرنفوذ ادبی و فکری در آلمان بوده است.
چرا به پادشاھی و نظام سلطنت نه بگوییم؟
علی طایفی
اگر به پدیده پادشاھی، سلطنت و نظام
موروثی قدرت سیاسی از نظر تاریخی بنگریم می توان دلایل بیشماری
برای نپذیرفتن این شکل از ساختار حکمرانی و حکومتی را فھرست کرد.
در اسلاید ھای پیوست بر این مھم تاکید
کرده ام و البته بصورت تیتروار این دلایل را فھرست کرده ام که ھرکدام
در جای خود نیازمند تحلیل و تبیین
است.
کتاب «کیمیاگر» اثر پائولو کوئلو داستانی نمادین و الهام بخش درباره جستجوی انسان برای یافتن معنا در زندگی و تحقق رویاهایش است. شخصیت اصلی یک چوپان جوان به نام سانتیاگو است که در جنوب اسپانیا زندگی می کند و زندگی ساده اما آرامی دارد. با این حال، درونش احساس می کند که چیزی فراتر از این زندگی عادی در وجودش وجود دارد.
سانتیاگو یک شب خواب می بیند که گنجی در کنار اهرام مصر پنهان شده است. این خواب آنقدر واقعی و تأثیرگذار است که تصمیم می گیرد معنایش را پیدا کند. او درگیر یک فالگیر می شود و سپس با پیرمردی مرموز آشنا می شود که خود را پادشاه سرزمین سالم می نامد. پیرمرد او را با یک مفهوم مهم آشنا می کند: «افسانه شخصی». به گفته او، هر انسان در آغاز زندگی می داند چه چیزی او را واقعاً خوشحال می کند، اما با گذشت زمان، ترس ها، قضاوت ها و شکست ها باعث می شود انسان از رویای واقعی خود فاصله بگیرد.
با وجود ترس هایش، سانتیاگو تصمیم می گیرد دارایی های اندک خود را بفروشد و سفری طولانی به آفریقا آغاز کند. در ابتدای سفر، اوضاع طبق انتظار پیش نمی رود. در شهر اول، او تمام پولش را از دست می دهد و مجبور می شود مدتی در یک مغازه کریستال کار کند. این بخش از داستان نشان می دهد که دنبال کردن یک رویا همیشه دشوار است و مسیر رسیدن به هدف معمولاً پر از توقف ها و شکست های موقتی است.
اما این دوره دشوار است که رشد سانتیاگو را پیش می برد. او یاد می گیرد مسئولیت تصمیماتش را بپذیرد و به توانایی های خودش اعتماد کند. با تلاش های او، کسب وکار مغازه رونق می گیرد و سانتیاگو دوباره توانایی ادامه سفرش را به دست می آورد. در اینجا نویسنده نشان می دهد که حتی وقتی از مسیر اصلی رویاپردازی منحرف می شویم، می توانیم از همان شرایط برای رشد و یادگیری استفاده کنیم.
سانتیاگو سپس به کاروانی می پیوندد که از قلب بیابان عبور می کند. در مسیر، او با یک انگلیسی آشنا می شود که به دنبال راز کیمیاگری و تبدیل فلزات به طلا است. این شخصیت نماد جستجوی کاملاً عقلانی و کتاب مقدسی برای حقیقت است. در مقابل، سانتیاگو به تدریج درمی یابد که علاوه بر دانش و منطق، باید به صدای قلبش نیز گوش دهد.
در قلب بیابان، سانتیاگو به یک واحه می رسد، جایی که با دختری به نام فاطمه آشنا شده و عاشق او می شود. برای اولین بار، وسوسه می شود که مسیر رویایی اش را رها کند و همان جا بماند. اما فاطمه به او می آموزد که عشق واقعی مانع رشد انسان نمی شود، بلکه او را تشویق می کند تا هدفش را دنبال کند. این بخش کتاب تأکید می کند که عشق سالم انسان را از مسیر زندگی اش دور نمی کند.
بعداً، سانتیاگو با مردی به نام «کیمیاگر» آشنا می شود. کیمیاگر مهم ترین راهنمای او در بقیه سفرش است. او به سانتیاگو می آموزد که زبان جهان را بفهمد، به نشانه ها توجه کند و از شکست نترسد. از دیدگاه کیمیاگر، ترس از رنج معمولاً خطرناک تر از خود رنج است و بسیاری از مردم فقط به خاطر همین ترس به سوی رویای خود حرکت نمی کنند.
در نهایت، سانتیاگو پس از عبور از خطرات و آزمون های مختلف به نزدیکی اهرام مصر می رسد. اما درست زمانی که فکر می کند به گنج رسیده، توسط راهزنان مورد حمله قرار می گیرد. یکی از آن ها به او می گوید که خودش یک شب خواب دیده بود که گنجی را در خرابه های کلیسایی در اسپانیا، زیر درختی پنهان کرده است، اما آن خواب را جدی نگرفته است.
در این لحظه، سانتیاگو درمی یابد که محل واقعی گنج جایی است که سفرش آغاز شده است. او بازمی گردد و گنج را زیر همان درخت پیدا می کند. این پایان نمادین نشان می دهد که گاهی برای یافتن ارزش واقعی زندگی، فرد باید راه زیادی را طی کند تا بفهمد آنچه به دنبال آن بوده از ابتدا نزدیک او بوده است.
پیام اصلی کیمیاگر این است که هر انسان مأموریت درونی و شخصی در زندگی دارد و خوشبختی واقعی زمانی شکل می گیرد که شجاعت دنبال کردن آن را داشته باشد. این کتاب به ما می آموزد که شکست ها، شکست ها و حتی اشتباهات بخشی طبیعی از مسیر رشد هستند و اگر فرد به صدای درونی اش گوش دهد، جهان به شیوه های متفاوتی به او پاسخ خواهد داد.
در نهایت، «کیمیاگر» داستانی از امید است، امیدی که زندگی فقط مجموعه ای از رویدادهای تصادفی نیست، بلکه اگر جرات کنیم اولین قدم را برداریم، می تواند مسیری معنادار باشد
مجمع عمومی سازمان ملل تأکید میکند که همه انسانها از نظر کرامت و حقوق برابر هستند و هیچکس نباید به دلیل دین یا عقیده مورد تبعیض قرار بگیرد. آزادی اندیشه، وجدان و مذهب از حقوق اساسی انسانهاست و باید کاملاً محترم شمرده شود. بیتوجهی به این حقوق در گذشته باعث جنگ، رنج انسانی و نفرت میان ملتها شده است. بنابراین کشورها باید برای گسترش بردباری، احترام متقابل و حذف تعصب و تبعیض دینی تلاش کنند. به همین دلیل سازمان ملل این اعلامیه را برای از بین بردن همه اشکال تبعیض بر اساس دین یا عقیده صادر میکند.
گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی ۲۴ اپریل ۲۰۲۶ مقدمه: انسداد مطلق اطلاع...