
- رابرت گرینال، آلیس دیویس و فرانک گاردنر
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، درباره احتمال اقدامات بیشتر علیه جزیره خارگ در خلیج فارس هشدار داده است؛ جزیرهای که میزبان یک پایانه بزرگ نفتی است و شریان حیاتی اقتصاد ایران به شمار میرود.

منبع تصویر،Getty Images
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، درباره احتمال اقدامات بیشتر علیه جزیره خارگ در خلیج فارس هشدار داده است؛ جزیرهای که میزبان یک پایانه بزرگ نفتی است و شریان حیاتی اقتصاد ایران به شمار میرود.
زمینه:
نظر به
♦️پیوستگی حکومت آپارتاید اسرائیل و رژیم جمهوری اسلامی در چرخه و سازوکاری بزرگتر تحت عنوان «رژیم جهانی جنگ»؛
♦️تجاوز نظامی رژیم آپارتایدی اسرائیل و آمریکا به ایران در خرداد ۱۴۰۴ (ژوئن ۲۰۲۵)؛ و در اسفند ۱۴۰۴ (فوریه ـ مارس ۲۰۲۶)؛
♦️پشتیبانی ناتو از اسرائیل و آمریکا در تهاجم نظامی به ایران؛
♦️ اقدامهای جنگافروزانهی جمهوری اسلامی؛
♦️ جنایتهای ضدبشری جمهوری اسلامی، ازجمله کشتارهای دههی ۱۳۶۰، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱، و بهویژه کشتار بیسابقهی دیماه ۱۴۰۴؛
♦️چندین دهه نسلکشی و پاکسازی قومی در فلسطین و کشتار فلسطینیان در غزه؛
♦️جنگهایی که آمریکا در دو دههی اخیر بهراه انداخته یا در آنها نقش داشته: ازجمله افغانستان، عراق، سودان، لیبی، سوریه، لبنان، سومالی؛
♦️و جنگافروزی دائمی در آفریقا، آسیا و اروپا؛
و
♦️برای همبستگی با مبارزات آزادیخواهانهی مردم در سراسر جهان؛
♦️برای دفاع قاطع از مبارزات مردم فلسطین علیه اشغالگران اسرائیلی، و مبارزات آزادیخواهانهی مردم در دیگر کشورهای منطقه؛
♦️برای دفاع بیقیدوشرط از مبارزات مردم در سراسر ایران، در جنبشهای کارگری، زنان، ملی، ضداعدام ... علیه حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی در راه رسیدن به جامعهای آزاد و دمکراتیک؛
تمام نیروهای مترقی را به اتحاد عمل مبارزاتی گردِ این محورها:
🔷 آری به صلح!
🔷 نه به جنگ، تجاوز و سیاستهای جنگافروزانه!
🔷 نه به ناتو، و دیگر پیمانهای نظامی بینالمللی و منطقهای در سراسر جهان!
🔷 نه به نظامیگری، صنایع اسلحهسازی و انحصارات نظامی!
🔷 نه به نسلکشی و پاکسازی قومی در فلسطین!
🔷 نه به «رژیم چنج» و دخالت قدرتها در امور داخلی کشورها!
🔷 نه به جمهوری اسلامی!
🔷 آری به آتشبس در خاورمیانه!
فرا میخوانیم.
پیشنهاد ما «تشکیل کمیتههای مشترک بینالمللی اتحاد عمل ضد جنگ و نظامیگری» گرد محورهای بالا در شهرها و کشورهای مختلف، بدون حضور حکومتها و پرچمهایشان؛ لابیهای جنگافروز؛ نیروهای فاشیست، راست افراطی و نژادپرست؛ ناسیونالیستها و بنیادگرایان افراطی؛ و وابستگان به بودجههای بنیادها و نهادهای امپریالیستی است.
با تاکید بر پیشنهادیبودن محورهای بالا، روشن است که کمیتههای شهری و کشوری بر پایهی شرایط محلی مستقل اقدام خواهند کرد.
اقدام ضدجنگ و نظامیگری ـ ایران
اسفند ۱۴۰۴ (مارس ۲۰۲۶)
در دههی سوم قرن بیست و یکم، آنگاه که هشت میلیون آمریکایی در پنجاه ایالت آمریکا برای "نجات دمکراسی" در سومین دور تظاهرات سراسری علیه دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا به خیابانها آمدند و شعار "نه به پادشاهی" یا به زبان خودشان "No King" سر دادند، در کانادا و در برخی کشورهای اروپایی نیز کنشگران اجتماعی گردهم آمدند و تظاهرات اعتراضی علیه ترامپ و ترامپیسم برپا کردند، اما در تاریخ خواهند نوشت که همزمان با این رخدادهای اجتماعی، برخی با اینکه تعداد آنها کم بود و قابل مقایسه با هشت میلیون نبود، اما برای نخستین بار در تاریخ، ایرانیانی یافت شدند و پرچم یک کشور دیگر را برافراشتند و در دفاع از نظام پادشاهی، شعار "کینگ رضا پهلوی" سردادند!
این عدهی قلیل، اما پرهیاهو که با فحاشی و تهدید دگراندیشان، وارد عرصهی سیاسی شدند کسانی بودند که خواندن کتاب یا خواندن تاریخ پیشکش، حتا حاضر نبودند یک مقالهی کوتاه در مورد سرنوشت کشور خود بخوانند تا اندکی به هزارتوی روابط اجتماعی و سیاسی کشور ایران پی ببرند! آنها سالیان دراز خود را غیرسیاسی معرفی میکردند و در هیچ تظاهراتی علیه نظام جنایتکار جمهوری اسلامی شرکت نمیکردند! سراسر زندگی آنها در اروپا و آمریکا به روزمرگی خلاصه میشد، دایرهی واژگانی آنها به اندازهای کوچک بود که پس از ورود به سپهر سیاسی، چارهای جز فحاشی و انگ زدن و تهدید، نداشتند!
اگرچه این تعارض شگفت، در دههی سوم قرن بیست و یکم، جامعهشناسان و روانشناسان اجتماعی را در جهان انگشت به دهان گذاشت، اما یک بار دیگر ثابت شد که هیچ جامعهای را نمیتوان به طور مطلق باهوش یا بیفرهنگ ارزیابی کرد، چراکه هوشمندی یک جامعه به درک و اثرگذاری عناصر جامعه در جهت دادن به رویدادهای اجتماعی بستگی دارد، عناصر عقبماندهای که سرنوشت خود را به "ولی فقیه" به عنوان رهبر و یا سرنوشت خود را به فردی به عنوان "پادشاه" میسپارند به یقین هیچ جایگاهی به خویشتن خویش در تغییر پیرامون خویش قائل نیستند!
در روزگاری که انفجار اطلاعات و هوش مصنوعی، زندگی انسانها را تحت تاثیر قرار داده، رفتار آنهایی که برای سرنوشت ۹۰ میلیون انسان و آیندهی کشور پهناوری چون ایران، "یک فرد" را به عنوان "ولی فقیه" یا "شاه" برمیگزینند، انسانهای دوران قرون وسطا را تداعی میکنند که چون توان اندیشه کردن و اندیشهورزی نداشتند سرنوشت خود را به "یک فرد" میسپردند! یکصد سال پیش نیز تهماندههای همین نگرش عقبمانده در اروپا ظهور کرد و فاشیستها توانستند سکان قدرت را در آلمان و ایتالیا به دست گیرند و با ایجاد جنگ جهانی دوم، میلیونها انسان را به کام مرگ و نابودی کشاندند و اگر برآمدن فاشیستها در یکصد سال پیش در اروپا بخش تراژدی تاریخ بود، هماینک بخش کمدی آن در میان سلطنتطلبان ایرانی رخ داد که سرانجام در کمتر از یک سال به دوران افول خود رسیدند!
به یقین، در آیندهای نزدیک جامعهشناسان و کارشناسان علوم سیاسی به بررسی رفتار و واکنش شبهفاشیستها خواهند پرداخت، اما هدف از این نوشتار، تلاشی است تا شاید بتوان اندکی به چرایی ظهور و افول این نوع شبهفاشیسم پرداخت و آن، چیزی نیست جز پراکندگی و ازهم گسستگی عناصر پویا و اندیشهورز جامعه که بخش مهم آن را خانوادهی چپ دربرمیگیرد. کسانی که در خارج از کشور تا این اندازه سقوط کردند و سرنوشت خود و کشور خود را به یک فرد گره زدند، نه تنها الفبای مبارزهی اجتماعی را نمیشناختند، بلکه ادبیات لمپنیسم و فحاشی و ناسزا را نیز ترویج و تبلیغ کردند و اگر این بیمایگان بیدرد مرفه، به این گستاخی دست یافتند که پا به سپهر سیاسی گذارند علتهای گوناگون داشت و دارد! ولی در میان این هیاهوها و جنجالهای ناهنجار میتوان به دو نتیجهی مشخص رسید:
یکم اینکه حاکمیت جمهوری اسلامی، هارتر و جنایتکارتر از پیش خواهد شد و خشنتر از پیش به سرکوب معترضان، کنشگران و مبارزان خواهد پرداخت!
دوم اینکه، ظهور فاشیسمی که جلوهی کمدی داشت میتواند تلنگری بر اهالی اندیشه، به ویژه تلنگری بر خانوادهی چپ باشد تا شاید به یک همبستگی پایدار دست یابند؛ ناگفته نماند که روند این همبستگی پایدار میسر نخواهد شد مگر اینکه چپ به نقد ریشهای و واقعی خود بپردازد و از سوی دیگر با چپنماها مرزبندی کند.
در نوشتار پسین، به سه شاخهی مهم چپنماها خواهیم پرداخت تا چپهای راستین به ویژه کمونیستهای انقلابی بتوانند به مبارزهی خویش و جایگاه خویش در پیشبرد مبارزهی طبقاتی جامعه، بیش از پیش پی ببرند.
جمعی از کمونیستهای مبارز
۹ فروردین ۱۴۰۵
۲۹ مارس ۲۰۲۶
دامنه درگیریها از خلیج فارس تا شرق مدیترانه گسترش یافته است

در سیودومین روز از آغاز جنگ میان ایران از یکسو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، دامنهی درگیریها بهطور کمسابقهای گسترش یافته است؛ از رهگیری موشکها در آسمان ترکیه تا حملات دریایی در خلیج فارس و افزایش تهدیدها علیه خطوط انرژی و کشتیرانی.
همزمان، مواضع سیاسی و نظامی طرفها نشاندهندهی ورود بحران به مرحلهای پیچیدهتر و چندلایه است.

منبع تصویر،Getty Images
یک ماه از آغاز حمله های آمریکا و اسرائیل به ایران میگذرد. در این یک ماه اینترنت ابتدا بسیار محدود شد و سپس کاملا قطع؛ به طوریکه حالا فقط ارتباط با خط ثابت از داخل ایران به خارج امکانپذیر است آنهم برای زمانی بسیار محدود. با این حال وضعیت مردم و شهرهای ایران به بیرون مخابره شده است؛ برخی با استارلینک، برخی با خرید کانفیگهای گران و برخی هم برای انتشار پروپاگاندای نظام با سیمکارتهای سفید که فقط در اختیار برخی قرار گرفته است.
میان دو گروه بزرگ مخالفان سیاسی کشور تفاوت اساسی است.
گروه نخست فقط مخالف حکومت ولایی فقاهت کنونی است که شامل اکثریت مخالفان از قبیل سلطنت، پادشاهی و مشروطه خواهان؛ مجاهدین خلق؛ جمهوریخواهان دمکرات، لیبرال، سوسیال و فدرال.
اصلاحطلبان هم مخالف حکومت ولایی و نه اسلامی هستند که البته اخته سیاسی شدهاند .
گروه دوم مخالفان نظام سیاسی ولایی و مونارکی هستند که مبتنی بر ولایتعصر یا ولایتعهد و تکسالاری است. در این میان از مخالفان سیاسی فقط گروه بزرگ جمهوری خواهان بدنبال تغییر نظام سیاسی ولایی و یکتاپرست به حکومتی دمکرات هستند.
در این میان همین چند جریان اصلی مخالفان البته در دوقطبی هوادارن جنگ مخالفان آن تقلیل یافتهاند که نیازمند بررسی دقیقتر است.
زن ۲۰ سالهای اهل تهران گفت: «گاهی روزها که میتوانم، بیرون میروم. تهران در بهار این روزها دوستداشتنی است. کمکم دارم به جنگ عادت میکنم.»
افرادی که از داخل ایران با بیبیسی فارسی تماس گرفتهاند یا تجربیاتشان را در شبکههای اجتماعی نوشتهاند، علاوه بر اتفاقات روز، دیدگاههای خود را نیز بیان میکنند.
بیبیسی فارسی تلاش میکند بر اساس روایتهای افرادی که با روشهای مختلف موفق به اتصال به اینترنت جهانی شدهاند، تجربه زندگی در شرایط جنگی را گزارش کند. این روایتها طبیعتا بازتابدهنده طیف گسترده جامعه گسترده ایران نیست و تنها تجربه بخشی از افراد را منعکس میکند. با این حال، تا حدی تصویری از شرایط زندگی زیر سایه جنگ را منتقل میکند.
مردی دیگر میگوید که در آغاز سال جدید احساس متفاوتی دارد: «بهار در تهران همیشه زیبا بوده؛ همیشه عاشقش بودهام. هوا پاک است، درختان تازه و سبز هستند و شهر خلوت است. همیشه دلم میخواهد بیرون بروم و در شهر قدم بزنم، اما حالا همهچیز غمانگیز به نظر میرسد و با تمام خاطراتم فاصله زیادی دارد.»
زن دیگری از پایتخت ایران، نیز مثل او در روزهای آغازین سال چندان امیدوار نیست: «خسته و نگرانم. چند روز گذشته در تهران وحشتناک بوده است. موضوع فقط تعداد حملات نیست، حالا صداها برایم هولناکتر شده است.»
او میگوید که «مدام نگران» هدف قرار گرفتن زیرساختهای ایران است و سعی میکند گوشیاش را «کامل شارژ» نگه دارد، چون در روزهای اخیر برق در برخی مناطق شهر قطع شده است.
یک مرد ۲۰ سالهای اهل کرج گفت: «دارم امیدم را از دست میدهم، اما وضعیت همین است که هست. دیر یا زود این جنگ رخ میداد. سالها پیش فرصت داشتم از ایران بروم، اما تصمیم گرفتم بمانم و این روزها را تجربه کنم.»

منبع تصویر،Getty Images
شخص دیگری هم میگوید که از خودش فاصله گرفته و زندگی دیگر برایش معنایی ندارد. میدانم قرار است اوضاع بهتر شود؛ میدانم روزی بهتر خواهد شد، اما هنوز آن حس معناگرایی درون من وجود ندارد. نمیدانم چه کار باید بکنم، واقعا حس میکنم طوری تغییر کردهام که نمیتوانم توضیحش دهم.»
در تازهترین گزارش گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران که در شصتویکمین اجلاس شورای حقوق بشر ارائه شده، ابعاد گستردهای از نقض حقوق بشر در ایران مورد بررسی قرار گرفته است؛ گزارشی که با اتکا به منابع متعدد، از جمله گزارشها و مستندات «جمعیت حقوق بشر آذربایجان – ارک» (ARCDH)، تصویری مستند، چندلایه و نگرانکننده از وضعیت حقوق بشر در کشور ارائه میدهد.
این گزارش که بازه زمانی ژانویه ۲۰۲۵ تا فوریه ۲۰۲۶ را پوشش میدهد، با تمرکز بر پیامدهای اعتراضات سراسری، نشان میدهد که چگونه نقض حقوق بنیادین شهروندان در ابعاد مختلف رخ داده و در عین حال تأکید میکند که مستندسازی حرفهای، پیوسته و مبتنی بر شواهد از سوی نهادهای مستقل، نقش تعیینکنندهای در انعکاس این موارد در سطح بینالمللی داشته است. در همین چارچوب، در بخشهای مختلف گزارش، بهطور مشخص به دادهها و مستندات ارائهشده از سوی جمعیت ارک استناد شده؛ موضوعی که بیانگر جایگاه تثبیتشده این نهاد در میان منابع مورد اعتماد سازوکارهای رسمی سازمان ملل است.
بر اساس این گزارش، یکی از مهمترین محورهای نقض حقوق بشر، حمله به مراکز درمانی و نقض اصل «بیطرفی پزشکی» بوده است. گزارشگر ویژه با استناد به اطلاعات و مستندات ارائهشده، از حملات نیروهای امنیتی به بیمارستانها در استانهایی از جمله اردبیل، آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و همچنین کادر پزشکی آذربایحانی در تهران و کرج خبر داده است. این اقدامات شامل ورود اجباری به بخشهای درمانی، ضرب و شتم کادر پزشکی، بازداشت معترضان زخمی، انجام بازرسیهای اتاقبهاتاق و حتی استفاده از گاز اشکآور در محیطهای درمانی بوده که در مجموع دسترسی مجروحان به خدمات درمانی را بهشدت محدود کرده است.
در کنار این موارد، گزارش بهطور ویژه به مستندات ارائهشده از سوی ارک درباره نقض حقوق آذربایجانیها در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ (دسامبر ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶) اشاره میکند. بر اساس این مستندات، الگوهایی از استفاده مفرط و بالقوه غیرقانونی از زور علیه غیرنظامیان، از جمله استفاده از مهمات جنگی علیه معترضان—حتی کودکان—ثبت شده است. همچنین موارد متعددی از بازداشتهای خودسرانه، نگهداری در بازداشتهای طولانیمدت بدون دسترسی به وکیل یا خانواده، شکنجه و بدرفتاری، و صدور احکام اعدام پس از محاکماتی فاقد استانداردهای دادرسی عادلانه گزارش شده است.
در این مستندسازی، بهطور خاص به هدف قرار گرفتن گروههای مشخصی از جمله دانشجویان، کادر درمانی و اعضای اقلیت مذهبی «اهل حق (یارسان)» اشاره شده که بهصورت نامتناسبی در معرض سرکوب قرار گرفتهاند. همچنین مواردی از آسیب به کودکان زیر ۱۸ سال، از جمله کشته شدن یا زخمی شدن آنان در اثر استفاده از گلولههای ساچمهای و سلاح گرم، در این گزارش ثبت شده است.
گزارش ارسالی ارک که در این سند مورد استفاده قرار گرفته، بر پایه مجموعهای از منابع معتبر شامل شهادتهای مستقیم خانوادهها، مشاهدات میدانی، اسناد پزشکی، مستندات تصویری، پایش محلی و منابع علنی تهیه شده است. با وجود محدودیتهای شدید امنیتی و دشواری دسترسی به اطلاعات مستقل در ایران، همپوشانی دادهها از منابع مختلف، وجود الگوهای منسجم و تکرارشونده از نقض حقوق بشر را نشان میدهد که به گفته گزارشگر ویژه، نیازمند بررسی و پیگیری بینالمللی است.
در بخش مربوط به اقلیتها، گزارش تأکید میکند که آذربایجانیها در ایران، در کنار سایر گروههای اتنیکی، با اشکال مستمر و چندلایهای از تبعیض سیستماتیک مواجه هستند. این تبعیضها شامل محدودیت در آموزش به زبان مادری، نابرابری در دسترسی به فرصتهای اقتصادی، سرکوب هویت فرهنگی و بازتولید کلیشههای تبعیضآمیز در رسانههای رسمی است.
گزارش همچنین به وضعیت زنان، از جمله زنان آذربایجانی، پرداخته و از تداوم تبعیض ساختاری در نظام حقوقی، افزایش خشونت مبتنی بر جنسیت، گسترش ازدواج کودکان و قتلهای موسوم به ناموسی خبر میدهد. این موارد بهعنوان نشانههایی از ضعف جدی در حمایتهای قانونی و ساختاری از زنان ارزیابی شدهاند.
در بخش دیگری از گزارش، وضعیت فضای مدنی در ایران بهشدت محدود توصیف شده و به بازداشت فعالان، محدودیت آزادی بیان، سرکوب تجمعات مسالمتآمیز و استفاده گسترده از قوانین امنیتی برای خاموش کردن صداهای منتقد اشاره شده است. همچنین گزارشگر ویژه تأکید میکند که چارچوبهای قانونی داخلی ایران با استانداردهای بینالمللی در حوزه آزادی تجمع و بیان همخوانی ندارد.
علاوه بر این، گزارش به پیامدهای قطع گسترده اینترنت، حملات به زیرساختهای غیرنظامی، و وضعیت بحرانی زندانها از جمله کمبود غذا، آب و خدمات درمانی برای زندانیان اشاره کرده و این شرایط را نگرانکننده توصیف میکند.
ژاله تبریزی، مدیر و از بنیانگذاران «جمعیت حقوق بشر آذربایجان – ارک»، در کنگره ایران آزاد در لندن با تأکید بر تجربه زیسته خود، از وجود تبعیضهای ساختاری و چندلایه علیه آذربایجانیها، بهویژه زنان، در ایران سخن گفت.
وی در سخنان خود تأکید کرد که زنان آذربایجانی نهتنها با محدودیتهای مبتنی بر جنسیت در چارچوب قوانین حاکم مواجهاند، بلکه همزمان با تبعیضهای اتنیکی، زبانی و مذهبی نیز روبهرو هستند؛ شرایطی که آنان را عملاً در موقعیت شهروندان درجه دو قرار میدهد.
تبریزی با اشاره به مفهوم «تبعیض ساختاری» توضیح داد که این نوع تبعیض در قالب قوانین، سیاستها و رویههای نهادینهشده عمل میکند و بهصورت سیستماتیک نابرابری را بازتولید میکند. به گفته او، آذربایجانیها در ایران با مجموعهای از محدودیتها از جمله محرومیت از آموزش به زبان مادری، سرکوب فرهنگی، تبعیض اقتصادی، محدودیت در مشارکت سیاسی و مشکلات زیستمحیطی مواجه هستند.
وی همچنین به وضعیت زنان اشاره کرد و گفت زنان آذربایجانی علاوه بر تبعیضهای عمومی علیه زنان در ایران، با فشارهای مضاعف ناشی از سنتهای اجتماعی و محدودیتهای فرهنگی درون جامعه خود نیز مواجهاند و این امر مسیر رشد و توانمندسازی آنان را با چالشهای جدی روبهرو کرده است.
تبریزی در ادامه، نبود آموزش به زبان مادری را یکی از عوامل مهم نابرابری دانست و تأکید کرد که این مسئله نهتنها بر کیفیت آموزش تأثیر منفی میگذارد، بلکه از همان دوران کودکی احساس تبعیض و نابرابری را در میان کودکان تقویت میکند.
او همچنین به نقش کلیشهها و گفتمانهای تحقیرآمیز در فضای عمومی و رسانهها اشاره کرد و آنها را عاملی در تضعیف کرامت انسانی و تشدید شکافهای اجتماعی دانست. به گفته وی، این نوع بازنماییها در مواردی به اعتراضات گسترده اجتماعی نیز منجر شده است.
در بخش دیگری از سخنان خود، تبریزی به تمرکزگرایی در ساختارهای سیاسی و اقتصادی اشاره کرد و آن را از عوامل اصلی تشدید نابرابریهای منطقهای دانست. به گفته او، مناطق آذربایجانی نشین با چالشهای جدی در حوزه توسعه، زیرساخت و جذب سرمایهگذاری مواجهاند.
وی در ادامه با تأکید بر اهمیت اسناد بینالمللی حقوق بشر، از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای بینالمللی، خواستار بهرسمیت شناختن حقوق اقلیتهای ملی، از جمله حق آموزش به زبان مادری و مشارکت برابر در تمامی عرصهها شد.
تبریزی در بخش پایانی سخنان خود تصریح کرد که مطالبات بنیادین آذربایجانیها در چارچوب یک دموکراسی صرفاً مبتنی بر حقوق فردی قابل تحقق نیست و تحقق دموکراسی پایدار در ایران مستلزم توجه جدی به این مطالبات و بهرسمیت شناختن آنهاست.
او تأکید کرد که بیتوجهی به این خواستهها میتواند به تداوم نارضایتیها منجر شود، در حالی که پاسخگویی عادلانه به آنها زمینهساز همبستگی اجتماعی و ثبات خواهد بود. به گفته وی، بدون تحقق برابری، عدالت شکل نخواهد گرفت و بدون عدالت نیز هیچ جامعهای به پایداری دست نخواهد یافت.
گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی ۲۴ اپریل ۲۰۲۶ مقدمه: انسداد مطلق اطلاع...