۱۴۰۴ خرداد ۲۰, سه‌شنبه

راست افراطی در حقوق بین الملل و اروپا نوشته دکتر ناتالی آلکیویادو

 

 دکتر ناتالی آلکیویادو

در جدیدترین بخش نشریه جدید ما برای حقوق! دکتر ناتالی آلکیویادو درباره کتاب خود با عنوان «راست افراطی در حقوق بین الملل و اروپا» (راتلج ۲۰۱۹) صحبت می کند.

فرضیه کلی

«راست افراطی در حقوق بین الملل و اروپا» به این پرسش می پردازد که چه ابزارهایی در سطوح بین المللی (سازمان ملل متحد) و اروپا (شورای اروپا و اتحادیه اروپا) برای مقابله با راست افراطی و تجلیات آن به شکل سخنرانی و گروه ها وجود دارد. هدف این است که اهداف، دامنه و کمبودهای احتمالی در این سطوح را بررسی کنیم، با در نظر گرفتن اینکه آیا محدودیت حقوق و آزادی های بنیادین مانند بیان، انجمن و تجمع، چارچوب مؤثری برای مقابله با راست افراطی است یا خیر.

مشارکت در حقوق بشر

از زمان جنگ جهانی دوم، جامعه بین المللی تلاش کرده است تا از احیای نازیسم و فاشیسم جلوگیری کند، از جمله ایجاد سازمان ملل متحد و تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر. اقدامات متمرکزتر شامل ماده ۴ کنوانسیون بین المللی حذف همه اشکال تبعیض نژادی است که سخنان و احزاب نژادپرستانه را ممنوع می کند، و ماده ۲۰(۲) میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی که ترویج نفرت ملی، نژادی یا مذهبی را ممنوع می کند.

دادگاه اروپایی حقوق بشر (ECtHR) آنچه را که سخنان نفرت انگیز می داند (اما تعریف نمی کند) از حمایت کنوانسیون در پرونده هایی مانند نورود علیه بریتانیا حذف کرده است، در حالی که انجمن های نژادپرستانه نیز ممنوع شده اند، مانند پرونده وونا علیه مجارستان. با این حال، با وجود این اقدامات که از چارچوب نظری دموکراسی مبارز نشأت می گیرند، دهه گذشته با حضور احزاب راست افراطی مانند جبهه ملی فرانسه و حزب لیگای ایتالیا که در انتخابات اخیر اروپایی مقام اول را کسب کرده اند، مشخص شده است. کشورهایی مانند مجارستان و لهستان توسط احزاب پوپولیست راست گرا رهبری می شوند که موجب آشوب قانون اساسی شده و حاکمیت قانون را نقض می کنند. یونان یک دهه از ترور توسط حزب سیاسی خشونت طلب «سپیده دم طلایی» را پشت سر گذاشته است که رهبر و اعضای آن در حال حاضر به اتهام اداره یا مشارکت در یک سازمان جنایی محاکمه می شوند. در این زمینه، کتاب کمک می کند تا مشخص شود چه تدابیری برای مقابله با راست افراطی و مظاهر آن وجود دارد و مهم تر از همه، آیا این اقدامات واقعاً مؤثر هستند یا خیر.

یافته های کلیدی

این کتاب رویکرد ECtHR به آزادی بیان، تجمع و تجمع را در حوزه ای که به طور کلی به عنوان «نفرت» مفهوم می شود، نقد می کند و استدلال می کند که قضاوت های آن فراتر از بلاغت روایی مبارزات پس از ۱۹۴۵ نمی رود. در حالی که آمادگی در محدود کردن حقوق بنیادین، فاقد توجه کافی به پیامدهای جدی این موضوع بر سخنان نفرت انگیز و «اقلیت هایی» است که جامعه بین المللی در پی حفاظت از آن هاست. با آوردن فصلی درباره ایالات متحده، کتاب همچنین تفاوت چشمگیر رویکردهای نفرت به دلیل ایدئولوژی متمم اول را نشان می دهد. من معتقدم که در نهایت، نه رویکرد اروپایی/بین المللی (مبارزه) و نه همتای آمریکایی آن در مدیریت بیان و گروه بندی های راست افراطی مؤثر نیستند، زیرا این پدیده و جلوه های آن در اروپا و آمریکا رونق یافته اند.

روش و دامنه جغرافیایی

در پس زمینه ای هنجاری از دموکراسی نظامی و نظریه انتقادی نژاد، کتاب به سه سطح می پردازد: سازمان ملل متحد (UN)، شورای اروپا و اتحادیه اروپا (EU). این مقاله بررسی می کند که چگونه حقوق بین الملل و اروپایی آزادی های مرکزی را که توسط راست افراطی (بیان، انجمن و تجمع) استفاده می شود، تعریف و محافظت می کند و همچنین بررسی می کند که چگونه حقوق بین الملل و اروپایی به طور مستقیم یا غیرمستقیم راست افراطی را به چالش می کشد. از طریق این ارزیابی، اهداف، دامنه و کاستی های احتمالی در این حوزه را بررسی می کند. با نگاه به هر دو شورای اروپا و اتحادیه اروپا، ابزارهای موجود را بررسی می کند و تحلیل می کند که آیا محدود کردن حقوق و آزادی های بنیادین مانند بیان، تجمع و تجمع، چارچوب مؤثری برای مقابله با راست افراطی است یا خیر. با گنجاندن ارزیابی رویه های کلیدی حقوق ایالات متحده مرتبط با نفرت راست افراطی (مانند سوزاندن صلیب و کلوکس کلان)، به این پرسش می پردازد که آیا حقوق باید محدود شوند یا خیر. این به من اجازه می دهد تفاوت آشکار بین مفهوم اروپایی/سازمان ملل و ایالات متحده درباره آزادی ها (به ویژه آزادی بیان) در چارچوب ایدئولوژی راست افراطی را نشان دهم. در نهایت، هیچ یک از رویکردها برای مدیریت بیان و گروه بندی راست افراطی را نمی توان مؤثرتر از دیگری تعریف کرد، زیرا راست افراطی در هر دو محیط شکوفا شده است.

نتیجه گیری ها و توصیه ها

این کتاب کاستی های ابزارهای موجود در سطوح منطقه ای، ملی و بین المللی را نشان می دهد، با استدلال اصلی که محدودیت آزادی های بنیادین به هدف بزرگ تر، یعنی به چالش کشیدن مؤثر راست افراطی، کمک نکرده است. با نگاه به ایالات متحده، کتاب دیدگاهی متضاد درباره نحوه برخورد با نفرت ارائه می دهد. از آنجا که هیچ یک از این راه حل ها و رویکردها نتایج کیفی یا کمی بهتری در پرتو وجود و رشد راست افراطی در سطح جهانی به همراه نداشته اند، من معتقدم جامعه بین المللی باید ریشه های نئولیبرال افراط گرایی راست افراطی را بررسی کند و تلاش صادقانه ای برای مقابله با نابرابری های اجتماعی-اقتصادی، ساختارهای بومی گرایانه هویت ها و عادی سازی رویکردهای طردکننده نسبت به گروه های آسیب پذیر انجام دهد.

دکتر ناتالی آلکیویادو پژوهشگر ارشد در Justitia است و روی پروژه آینده آزادی بیان کار می کند. تحقیقات او بر آزادی بیان، «سخنان نفرت انگیز» و راست افراطی متمرکز است. علاوه بر «راست افراطی در حقوق بین الملل و اروپا» (روتلج ۲۰۱۹)، دومین تک نگاری او با عنوان «چالش های حقوقی به راست افراطی: درس هایی از انگلستان و ولز» در دسامبر ۲۰۱۹ توسط انتشارات روتلج منتشر شد. او چندین مقاله در مجموعه ای گسترده از مجلات داوری شده دارد. دنبالش @NatalieAlk

گزارش مستند از دوازدهمین روز جنگ؛ گسترش جنگ در خلیج فارس، هشدار درباره استفاده نظامی از بنادر غیرنظامی و تشدید حملات در ایران

  گزارش مستند از دوازدهمین روز جنگ؛ گسترش جنگ در خلیج فارس، هشدار درباره استفاده نظامی از بنادر غیرنظامی و تشدید حملات در ایران گزارشی مستند...