سروش نماینده ناسازه یا تناقضهای نواندیشیدینی در تاریخ اندیشهورزی در ایران معاصر است. او سکولاری شرمگین، مومنی در تناقض، نوستیزی با نقاب مدرنیزمِ بومیگرا و سنتگرایی غرق در امبیولنسی یا بلاتکلیفی است. این خصایص از ویژگیهای روشنگری دینی در ایران معاصر است.
نگاهی به نواندیشی دینی در تاریخ معاصر از عصر مشروطیت تا پس از تاسیس حکومت دینی در کشور نشان از این دارد که زهدان اندیشه دینی تاب جنینِ نوزایی یا نوآفرینیِ دینی را نداشته و این جنین همواره یا ساقط شده یا با تولدی ناقص به دنیای زیست فکری وارد شده است. اختلاط مفاهیم دینی و سنتی با مفاهیم، نمادها و نهادهای مدرن در دنیای پس از مدرنیزم چنان ناشیانه، سودخواهانه و محافظهکارانه دخل و تصرف شده است که صاحبان این نظرات و شبهنظریههای نواندیشی دینی دستاوردی جز بازتولید فقاهت سنتی و اورینتالیزم افراطی نداشتهاند.