پس از سرکوب خونین اعتراضات دیماه، اکنون جمهوری اسلامی به شکلی بیسابقه به کنترل مدارس و ایجاد فضای امنیتی برای تفتیش عقاید دانشآموزان و خانوادههایشان روی آورده است. گفتوگو با اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان.
پس از سرکوب خونین موج اعتراضات سراسری در ایران، جو مدارس به شکلی کمسابقه امنیتی شده و حکومت با اعمال روشهایی تازه در پی تفتیش عقاید دانشآموزان و آگاهی از موضع آنان و خانوادههایشان نسبت به اعتراضات و حکومت است.
شورای تشکلهای صنفی فرهنگیان از کشته شدن ۲۲۰ دانشآموز در جریان سرکوب اعتراضات خبر داده است. شمار بسیاری از دانشآموزان بازداشت شدهاند و علیرغم ادعاهای قوه قضاییه مبنی بر آزادی آنان، همچنان تعدادی از دانشآموزان در بازداشت هستند که عمدتا ۱۶ تا ۱۸ سال دارند.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
در هفتههای اخیر گزارشهای متعددی مبنی بر بازرسی بدنی دانشآموزان در مدارس برای پیدا کردن رد گلولههای ساچمهای و اثبات شرکت آنان در اعتراضات، و ارعاب، تهدید و پرسشو پاسخ برای دریافتن عقاید سیاسی دانشآموزان و خانوادههایشان منتشر شده است.
اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان و دبیر پیشین کانون صنفی معلمان ایران، که اکنون ساکن آلمان است، به دویچه وله فارسی میگوید همزمان با گسترش اعتراضات، فضای برخی مدارس از محیطی آموزشی و تربیتی به فضایی آمیخته با نظارتهای امنیتی تغییر یافته است.
او در همین رابطه توضیح میدهد که در شماری از مدارس، افرادی زیر عنوان "مشاور" یا "روانشناس" با دانشآموزان گفتوگوهایی داشتهاند که محتوای آنها بیشتر به پرسشگری امنیتی شباهت داشته تا مشاوره حمایتی.
عبدی میافزاید: «پرسش درباره مشارکت در اعتراضات، فعالیت در شبکههای اجتماعی یا دیدگاههای خانوادهها، مصداق تفتیش عقیده است و با اصل ۲۳ قانون اساسی که تصریح میکند "تفتیش عقاید ممنوع است" تعارض دارد. همچنین اصول ۲۲ و ۲۵ قانون اساسی بر مصونیت حیثیت اشخاص و منع تجسس تأکید میکنند.»
او همچنین به تعهد ایران به اجرای کنوانسیون حقوق کودک اشاره میکند و میگوید: «مواد ۱۲، ۱۳، ۱۴ و ۱۶ این کنوانسیون بر آزادی بیان، آزادی اندیشه و منع مداخله در حریم خصوصی کودک تأکید دارند. پاسداشت این اصول نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک تعهد حقوقی و اخلاقی است.»
به گفته این فعال صنفی معلمان، در برخی مدارس دخترانه به دلیل نقش فعال دختران در عرصههای اجتماعی، حساسیتها و محدودیتها بیشتر بوده است؛ از سختگیری در پوشش تا کنترل تلفن همراه و وسایل شخصی و ضبط صدای دانشآموزان. در مدارس پسرانه نیز احضار، تهدید یا اخذ تعهد گزارش شده است. «با این حال، تجربه نشان داده است که هرجا آگاهی و همبستگی تقویت شده، فشارها کارآمدی خود را از دست دادهاند.»
وحشت حاکمیت و گسترش دامنه کنترل تا کلاس درس
به نظر میرسد شرکت نسل زد در اعتراضات ضد حکومتی، موجب ترس جمهوری اسلامی نسبت به از دست دادن احاطهاش بر جامعه شده که این چنین دست به امنیتیسازی فضای مدارس زده است.
اسماعیل عبدی معتقد است که مدرسه محل شکلگیری "آگاهی نسلی" است. به گفته او، دانشآموزان نهتنها آیندهسازان جامعه، بلکه شهروندان امروز آن هستند.
او وضعیت را اینگونه تشریح میکند: «هنگامی که نوجوانان پس از خیزش "زن زندگی آزادی" با همبستگی و جسارت نگاه پدرسالارانه حاکمان را به چالش کشیده و به مقابله با آموزههای ایدئولوژیک و اجباری از جمله حجاب برخاستند و وارد عرصه مطالبهگری شدند، طبیعی است که پرسشگری و گفتوگو افزایش یافت. پاسخ به این پویایی اجتماعی باید تربیتی و گفتوگومحور باشد، نه امنیتی. این فشار امنیتی برای تولید ترس در صفوف نوجوانان و خانواده هاست.»
بیشتر بخوانید: معترضان بازداشتی در معرض اتهامات سنگین امنیتی و مجازات اعدام
از نگاه این فعال صنفی معلمان، مدرسه نباید به ابزار کنترل اجتماعی بدل شود. عبدی با اشاره به مواد ۲۸ و ۲۹ کنوانسیون حقوق کودک، میگوید آموزش باید در جهت رشد شخصیت، تقویت احترام به حقوق بشر و آمادهسازی کودک برای زندگی مسئولانه در جامعهای آزاد باشد. آموزش زمانی ثمربخش است که مبتنی بر تنوع دیدگاهها، تفکر انتقادی و کرامت انسانی باشد.
اسماعیل عبدی میگوید: «ما باور داریم که آیندهای آزاد و عادلانه، از دل مدرسهای آزاد و انسانی شکل میگیرد؛ مدرسهای که به جای تحمیل روایت یکسویه، مهارت گفتوگو و مدارا را آموزش دهد.»
تاثیر فضای امنیتی بر روح و روان دانشآموزان
دبیر پیشین کانون صنفی معلمان ایران به ماده ۱۹ کنوانسیون حقوق کودک اشاره میکند که بر اساس آن دولتها موظف هستند کودکان را از هرگونه خشونت جسمی یا روانی محافظت کنند. به گفته او، فضای ارعاب و بدون خشونت فیزیکی، میتواند مصداق فشار روانی ساختاری باشد.
اسماعیل عبدی از افزایش اضطراب، احساس ناامنی و بیاعتمادی در بیشتر مدارس کشور میگوید: «وقتی دانشآموزان اخبار کشتار هموطنان خود در مدارس را میبینند دچار غم عمیق میشوند. اگر بچهای احساس کند هر سخن یا رفتارش ممکن است پیامد امنیتی داشته باشد، محیط یادگیری به محیط نگرانی تبدیل میشود و این امر میتواند بر کیفیت آموزش و رشد روانی او اثر بگذارد. متاسفانه بسیاری از دانشآموزان میل به مدرسه رفتن را از دست داده و دچار بیاشتهایی تحصیلی شدهاند و برخی خانوادهها ترجیح میدهند بچهها را به مدرسه نفرستند.»
او راهحل را حمایت همدلانه معلمان، گفتوگوی صادقانه با خانوادهها و ایجاد شبکههای حمایتی میداند که میتواند اثرات این فشارها را کاهش دهد. همبستگی حرفهای و انسانی درون مدرسه نخستین گام برای بازگرداندن حس امنیت و اعتماد است.

