بله، ما هنوز به روز جهانی حذف خشونت علیه زنان نیاز داریم
الِترا رپتو

قبل از سال ۱۹۸۱، مردان در ایتالیا هر بار که همسران، دختران یا خواهران خود را می کشتند، مجازات شان کاهش می یافت تا از آبروی نام یا خانواده شان محافظت شود.
امروز، اوضاع و قوانین به طور چشمگیری تغییر کرده است، هم در داخل و هم در سطح بین المللی. خشونت علیه زنان را جرمی وحشتناک برای محکوم کردن می داند. در سطح جهانی، اعلامیه حذف خشونت علیه زنان و کنوانسیون حذف همه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW) تبعیض و خشونت علیه زنان را محکوم می کنند، اگرچه تنها با نظرات عمومی ۱۲، ۱۹، ۳۵ بود که خشونت مبتنی بر جنسیت توسط کنوانسیون ممنوع شده است.

حتی در اروپا، شورای اروپا گام های مهمی برای ممنوعیت خشونت و حمایت از زنان برداشته است، به ویژه با امضای کنوانسیون استانبول. با این حال، هنوز مسائل زیادی وجود دارد و بسیاری از زنان قربانی آزار و اذیت یا اشکال دیگر خشونت در جهان هستند. اگرچه نشانه های زیادی از پیشرفت حاصل شده است، ابزارهای قانونی برای حمایت از زنان هنوز در بسیاری از کشورها ناکافی است و انگ اجتماعی که به قربانیان خشونت زده می شود، همچنان آسیب را به آسیب می افزاید. با وجود تلاش های حقوقی، داده ها ناامیدکننده اند.
همان طور که سازمان ملل به ما یادآوری می کند، ۳۰٪ زنان جهان در طول زندگی خود «خشونت جسمی یا جنسی» را از سوی شریک های خود تجربه می کنند و تعداد نگران کننده ای از آن ها کشته می شوند. این ارقام شگفت انگیز بستگی به راه های مختلفی دارد که خشونت بروز می کند. در واقع، در حالی که بسیاری معتقدند خشونت جنسیتی فقط شامل ضرب و شتم و سوءاستفاده جنسی می شود، اشکال مختلف بدرفتاری ها متفاوت است و از ضرب و شتم و تجاوز تا سوءاستفاده روانی، آزار، قاچاق انسان، خشونت سایبری، ختنه زنان و ازدواج کودکان را در بر می گیرد.
بر اساس سازمان ملل «تقریباً ۷۵۰ میلیون زن و دختر زنده امروز قبل از ۱۸ سالگی ازدواج کرده اند؛ در حالی که ۲۰۰ میلیون زن و دختر تحت ختنه زنان (FGM) قرار گرفته اند.» به طور شگفت آوری، در سال ۲۰۱۷، ۱ نفر از هر ۲ زن کشته شده در سراسر جهان توسط شریک زندگی یا یکی از اعضای خانواده شان کشته شد. اگر شرایط قتل ها متفاوت باشد، نگران کننده است که برخی زنان، همان طور که در جعبه زیر می بینیم، هنوز به خاطر اتهامات جادوگری کشته می شوند.

قاچاق انسان نیز بیان دیگری از خشونت است. برآوردها نشان می دهد که قربانیان قاچاق انسان هر سال به صدها هزار نفر در سراسر جهان می رسند، که ۱۵۰۰۰ نفر از آن ها در اتحادیه اروپا گزارش شده اند که ۷۱٪ آن ها زنان مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته اند.
راه حذف خشونت مبتنی بر جنسیت هنوز دشوار است و در این روزهای همه گیری بسیار دشوارتر شده است. گروه های خاصی از زنان به ویژه آسیب پذیر هستند؛ زنان جوان، مهاجر و زنانی از طبقات پایین که صدایشان به دلیل کمبود وسایل و بی عدالتی ساختاری دشوارتر شنیده می شود.
زنان مهاجر و پناهندگان
پرداختن به خشونت مبتنی بر جنسیت و مهاجرت اغلب به معنای پرداختن به همان دلایلی است: تجاوز، ازدواج اجباری، خشونت خانگی که باعث شده فرد کشور مبدأ خود را ترک کند. گزارش سازمان جهانی صحت: «اگرچه داده ها کم است، ما می دانیم که در محیط های بشردوستانه و اضطراری، مرتبط با افزایش بازیگران مسلح و کاهش امنیت به دلیل شبکه های اجتماعی و حفاظتی شکسته، خطر اشکال مختلف خشونت برای زنان حتی بیشتر است.» سوءاستفاده ها با رفتن آن ها پایان نمی یابد، زیرا در راه بسیاری از زنان مورد تجاوز قرار می گیرند یا مجبور به فحشا می شوند. با این حال، مهم است به یاد داشته باشیم که زنان مهاجر، پناهندگان یا پناهجویان نیز در کشورهای خود مورد خشونت مبتنی بر جنسیت قرار می گیرند، زیرا وضعیت قانونی شان مشخص نیست و توانایی مالی شان محدود است. مهاجران، به ویژه مهاجران بدون مدرک، همچنان از آسیب پذیرترین افراد جامعه هستند و اغلب در درخواست و دریافت کمک مشکل دارند. زنان خود را در شرایط اقتصادی دشوار می یابند که مانع فرار از شریک آزارگر خود یا یافتن جای دیگری برای اقامت می شود. برخی زنان مهاجر در بیان خود به زبانی که متعلق به خودشان نیست مشکل دارند و در عبور از سیستم حقوقی که هیچ اطلاعی از آن نداشته اند و درک حقوقی که به آن ها می دهد، دچار مشکل می شوند. همچنین، زنان ممکن است در گزارش پرونده خود نزد افسران مرد ناراحت کننده باشند و نبود نیروی پلیس متوازن تر ممکن است باعث شود که از این کار دست بکشند.
مهاجران و پناهندگان همچنین به دلیل عدم اعتماد به مقامات و ترس از آن ها، که اغلب در معرض سوءاستفاده گشت های کنترل مرزی قرار گرفته اند، تمایلی به گزارش جرایم ندارند. بدون مدارک یا اجازه اقامت موقت، این افراد در معرض سوءاستفاده گران و مرتکبان قرار دارند و از اخراج شدن می ترسند. حقوق زنان نباید وابسته به وضعیت عضویت فرد باشد و نیازمند اجرای جدی توسط کشور میزبان است که سازوکارهایی برای استقبال از زنان و زنان بدون مدرک ایجاد کند تا به آن ها در گزارش دهی و یافتن عدالت کمک کند. گروه کارشناسان شورای اروپا برای اقدام علیه خشونت علیه زنان و خشونت خانگی GREVIO تأکید کرد که «کمبود سیاست ها و روند مهاجرت و پناهندگی حساس به جنسیت» وجود دارد که باید هرچه زودتر رسیدگی شود. IOM قبلاً تلاش کرده است برخی از مسائل مربوط به مهاجرت و خشونت را با توسعه PROTECT حل کند. هدف این پروژه جلوگیری از خشونت جنسی و مبتنی بر جنسیت علیه مهاجران و تقویت حمایت از قربانیان از طریق فراهم کردن ابزارهایی برای مقابله با خشونت علیه زنان به مهاجران است. این ها گام های حقوقی مهمی هستند که باید با زنان مهاجر با احترام رفتار شود و همچنین باید نحوه دیده شدن و رفتار با زنان مهاجر در جامعه را در تعاملات روزمره شان شکل دهد.

فناوری و خشونت مبتنی بر جنسیت
امروزه، مبارزه با آزار و اذیت به ویژه سخت به نظر می رسد با توجه به مکان های جدیدی که زنان می توانند تهدید شوند. در واقع، در حالی که پیشرفت های تکنولوژیکی به بهبود زندگی و کنترل حقوق بشر کمک می کند، از آن ها برای تعقیب، کنترل و سوءاستفاده از آن ها نیز استفاده می شود؛ پورنوگرافی انتقامی تنها یک نمونه از بسیاری از اشکال جدید خشونت است. در اتحادیه اروپا، ۱ نفر از هر ۱۰ زن از سن ۱۵ سالگی خشونت جنسیتی آنلاین را گزارش داده است که این درصد افزایش یافته است، ۱ نفر از هر ۵ نفر، در میان تمام جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال. فضای مجازی همچنین حوزه جدید جذب برای قاچاق انسان است، همان طور که در CEDAW/C/GC/38 بیان شده است، بنابراین اکنون شاهد «افزایش جذب برای بهره کشی جنسی به صورت آنلاین، افزایش تقاضا برای مواد سوءاستفاده جنسی از کودکان» هستیم. این امکان پذیر است چون وب نسبت به دنیای آفلاین درجه بالاتری از ناشناسی را فراهم می کند. ارزهای الکترونیکی برای اجتناب آسان از افشای اطلاعات شخصی یا هدف پرداخت استفاده می شوند، همراه با دسترسی پلتفرم های رسانه های اجتماعی به همه، ارتباط متجاوزان جنسی با قربانیان احتمالی را آسان تر می سازد.
رسانه های اجتماعی ابزارهای استثنایی برای اشتراک گذاری هستند و البته این یک شمشیر دو لبه است، زیرا می توانند ابزارهای عالی برای نظارت بر افراد و به اشتراک گذاشتن تصاویر یا ویدیوهای خصوصی از معشوق سابق نیز باشند. متأسفانه پورن انتقام جویانه به روشی روزافزون برای آزار زنان تبدیل شده است، داده ها نشان می دهد که ۹۰٪ قربانیان واقعاً زن هستند، نوعی خشونت که در دوران همه گیری افزایش جمعیت آن را تجربه کرد. پورن انتقام می تواند باعث مشکلات جدی روانی، اضطراب و از دست دادن عزت نفس شود، به علاوه حس تنهایی و ناتوانی که ایجاد می کند. برخی ایالت ها قبلاً گام های مثبتی برای حل این مشکل برداشته اند، به ویژه بریتانیا و سنگاپور، جایی که ممکن است برای توزیع تصاویر خصوصی تا ۵ سال زندان محکوم شوید. با این حال، مرتکبان راه های جدیدی برای ادامه سوءاستفاده پیدا می کنند، به ویژه اکنون که ابزارهای کنفرانس آنلاین بسیار رایج شده اند. غم انگیزترین نکته این است که در این موارد، بسیاری از قربانیان خود را رها شده و با توهین هایی مواجه می شوند، با احساسی از شرم که دیگران به آن ها القا می کنند. این نشان می دهد که در حالی که فناوری باید به روز باشد تا از کاربران محافظت کند، برخی از آن ها هنوز خردسال هستند، ما به تغییر فرهنگی نیاز داریم تا قربانیان احساس امنیت کنند و از سوی جامعه حمایت شوند، در حالی که عاملان به شدت و به شدت مقصر شناخته می شوند.
COVID19 و موج خشونت خانگی
وضعیت کنونی که تمام جهان با آن روبرو است، فراتر از تهدید ویروس ترسناک است، زیرا سیاست های ماندن در خانه امکان خشونت پشت درهای بسته را فراهم می کند. داده های ایتالیا نشان می دهد که در طول ۸۷ روز قرنطینه اوایل امسال، هر دو روز یک زن کشته شده است. همان طور که اولیوین رگنر اشاره کرده است: «زنان در روابط خشونت آمیز در خانه گیر می افتند و برای مدت طولانی تری در معرض آزارگر خود قرار می گیرند. این موضوع تماس با خطوط کمک را برای آن ها بسیار دشوار می سازد، زیرا مجرم همیشه حضور دارد.» در واقع، عوامل متعددی قرنطینه ها را برای افزایش خشونت علیه زنان مناسب می سازد. ناامنی اقتصادی گسترده یکی از آن هاست، همراه با انزوای اجتماعی. این عناصر مشکلات روانی را تشدید یا ایجاد می کنند و قربانیان را از کمک کنندگان احتمالی جدا می سازند و آن ها را در معرض خشونت روزانه قرار می دهند.
چه کاری می توان انجام داد تا روشن شود که جان زنان اهمیت دارد؟
زندگی زنان اهمیت دارد
اول، کشورهای سراسر جهان باید به وظایفی که با امضای CEDAW و همچنین برای اعضای COE کنوانسیون استانبول پذیرفته اند، پایبند باشند. این به معنای تعهد به:
- نظارت بر خشونت علیه زنان؛
- خدمات تأمین شده مناسب (پناهگاه ها، مراکز حمایتی، خطوط کمک) برای حمایت از زنان؛
- داشتن مترجمان و میانجی های فرهنگی برای کمک به زنان مهاجر در گزارش سوءاستفاده هایشان؛
- اطمینان از قطعیت مجازات؛
- اطمینان از تحقیقات مؤثر پلیس؛
- محافظت از زنان در برابر آزاردهندگان شان، به سرعت و به طور مؤثر.
برای آینده ای با تعداد کمتر قربانیان، ما همچنین به دولت ها نیاز داریم که از وقوع این جرایم جلوگیری کنند و تصویری از زنان را ترویج دهند که با کلیشه های پدرسالارانه در تضاد باشد.
زیرساخت ها نیز باید بهبود یابند، مراکز صحت روانی باید بودجه بیشتری دریافت کنند و شهرها باید ایمن تر باشند، با تضمین حمل و نقل عمومی در سراسر محله ها، به ویژه در شب ها. مهم تر از همه، یک تغییر فرهنگی عمیق لازم است. ما به کودکان پسر جوان نیاز داریم تا ارزش دوستان زن خود را درک کنند و به آن ها احترام بگذارند، و زنان جوان باید در درخواست برای موقعیت های اپیکال در سیاست، علم، اقتصاد و فراتر از آن تشویق شوند. هزینه سیاست برای زنان هنوز خیلی بالاست. خشونت سیاسی، به اشکال خشونت جنسی، از جمله خشونت جمعی، آدم ربایی و ناپدید شدن های اجباری، هنوز هم مانعی جدی برای مشارکت زنان در بسیاری از کشورها، به ویژه در آفریقای جنوب صحرا، جنوب و جنوب شرق آسیا، خاورمیانه و شمال آفریقا، و بخش هایی از اروپای شرقی و مرکزی و آسیای مرکزی است.
علاوه بر این، تنوع باید ما را احاطه کند نه کلیشه ها. دیدن زنان مختلف، زنانی که از الگوهای زیبایی شناسی تحمیلی پیروی نمی کنند، زنان رنگین پوست، زنان سیاه پوست، زنان بومی، زنان مهاجر، لزبین ها، زنان ترنس در رسانه ها و موقعیت های قدرت ضروری است. در نهایت، باید انگ منفی پیرامون قربانیان خشونت را از بین ببریم. برای این کار زنان به مردان نیاز دارند، اما همچنین به زنان دیگر به عنوان متحدان خود نیاز دارند.
همبستگی کلید است. جامعه نمی تواند خشونت علیه زنان را تحمل کند یا آن را بپذیرد. هرچه میزان پذیرش خشونت بالاتر باشد، وقوع آن بیشتر است. مردان و زنان باید تشویق شوند که خشونت به طور کلی و خشونت علیه زنان به طور خاص را غیرمجاز بدانند و گزارش شوند. قربانیان نباید با وعده های پوچ کمک یا حس شرم تنها بمانند. شرم باید برای مرتکبان، به کسانی که مداخله نمی کنند یا کسانی که رویدادها را کوچک می شمارند و زنان را تحقیر می کنند، محفوظ باشد.
به رسمیت شناختن اشکال مختلف و وحشیانه بدرفتاری به عنوان نقض های جدی حقوق بنیادین، گامی اساسی است که جامعه باید بردارد. این امر برای اعطای حمایت و جبران خسارت به قربانیان ضروری است، بلکه زندگی شایسته ای برای زندگی فراهم می کند و آن انگ و انگ را که اغلب هنوز به قربانیان خشونت نسبت داده می شود، از بین می برد.
تغییر فرهنگی که نیاز داریم، اکنون نیازمند تلاش جمعی است.
اگر شما یا کسی که می شناسید قربانی خشونت شده است، تردید نکنید و به دنبال کمک باشید. در اینجا فهرستی از خطوط کمک در اروپا آمده است.
الیترا رپتو دانشجوی دکترا در دانشگاه اروپای مرکزی است. او عضو هیئت تحریریه مجله Rights! است. و یک نظریه پرداز سیاسی که درباره نافرمانی مدنی فراملی می نویسد، با علاقه مندی های پژوهشی اضافی در مهاجرت و تغییرات اقلیمی. او هماهنگ کننده پیشین گروه تحقیقات مهاجرت در CEU بوده و به عنوان پژوهشگر در خانه تلوراید، دانشگاه کرنل (نیویورک) فعالیت داشته است. الیترا با سازمان های غیردولتی که با پناهجویان و پناهندگان در ایتالیا و یونان کار می کنند همکاری کرده و تجربه قابل توجهی به عنوان فعال محیط زیست کسب کرده است. علاوه بر E.MA (۲۰۱۴-۲۰۱۵)، او دارای مدرک کارشناسی ارشد فلسفه از دانشگاه پاویا است. دنبالش @_ElektraR