تحلیل
آیا شواهدی از نسلکشی جمهوری اسلامی در ایران دیده میشود؟
کشتهشدن دهها هزار ایرانی طی دو شب، حاکی از ارتکاب جنایتی سنگین علیه بشریت است؛ سطحی از خشونت که برخی ناظران و تحلیلگران را به طرح این پرسش واداشته است که آیا میتوان از عناصر نسلکشی در رفتار جمهوری اسلامی سخن گفت؟
حقوقدانان در بهکارگیری این واژه احتیاط فراوان به خرج میدهند. علت این احتیاط، تعریف دقیق و محدود نسلکشی در حقوق بینالملل است؛ در این چارچوب نسلکشی به اعمالی اطلاق میشود که با قصد نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی انجام میشود.
برخی حقوقدانان استدلال میکنند که معترضان این خیزش، در معنای کلاسیک حقوقی، لزوماً ذیل یکی از این گروهها تعریف نمیشوند و به همین دلیل از اطلاق قطعی واژه «نسلکشی» به این جنایت فجیع خودداری میکنند
. با این حال، برای بسیاری از افرادی که جمهوری اسلامی را از بدو شکلگیری آن میشناسند یا بخش قابلتوجهی از زیست خود را زیر سلطه این نظام گذراندهاند، مفهوم نسلکشی به شکلی دیگر و ملموستر معنا مییابد.
