۱۴۰۵ اردیبهشت ۴, جمعه

 


من پشیمان نیستم

 من صلیب سرنوشتم را 

 بر فراز تپه‌های قتلگاه خویش بوسیدم

 من به این تسلیم می اندیشم 

 این تسلیم دردآلود


من پشیمان نیستم 

 قلب من گویی در آن سوی زمان جاریست 

 زندگی قلب مرا تکرار خواهد کرد

 و گل قاصد که بر دریاچه‌های باد میراند 

 او مرا تکرار خواهد کرد

 گوش کن 

 به صدای دوردست من 

 در مه سنگین اوراد سحرگاهی

 و مرا در ساکت آینه‌ها بنگر 

 که چگونه باز با ته مانده‌های دستهایم

 عمق تاریک تمام خوابها را لمس می سازم 

 و دلم را خالکوبی می کنم 

 چون لکه‌ای خونین 

 بر سعادتهای معصومانه هستی


 من پشیمان نیستم

 از من‌ای محجوب من با یک من دیگر 

 که تو او را در خیابانهای سرد شب 

 با همین چشمان عاشق باز خواهی یافت 

 گفتگو کن 

 و بیاد آور مرا در بوسه اندهگین او 

 بر خطوط مهربان زیر چشمانت


 من پشیمان نیستم

 من صلیب سرنوشتم را 

 بر فراز تپه‌های قتلگاه خویش بوسیدم


***

 شعری از فروغ فرخزاد که بیژن جزنی بارها در بند عمومی قزل قلعه فریاد کرد 

" در باره زندگی و آثار جزنی "

گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی

  گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی ۲۴ اپریل ۲۰۲۶ مقدمه: انسداد مطلق اطلاع...