۱۴۰۵ فروردین ۱۶, یکشنبه

حمایت از جنگ محصول انتقام نه دلسوزی

 


حمایت از جنگ محصول انتقام نه دلسوزی 

فرخ قهرمانی

چند روز پیش خبری به زبان آلمانی دیدم که برایم باورکردنی نبود. نوشته بود در هانوفر، گروهی از سلطنت‌طلبان زنجیرهٔ انسانی تشکیل داده‌اند و نه‌ تنها با آتش‌ بس مخالفت می‌کنند، بلکه فعالانه از ادامهٔ جنگ حمایت می‌کنند. شهری که همیشه نماد صلح بوده، حالا صحنهٔ چنین خواسته‌هایی شده است. خواندن این خبر برایم تکان‌دهنده بود چطور ممکن است پس از چهل روز بمباران، پس از پرپر شدن صدها کودک، کشته شدن هزاران انسان، ویرانی ده‌ها هزار خانه، بیمارستان، درمانگاه و زیر ساخت، هنوز کسانی باشند که ادامهٔ این ویرانی را راه‌ حل می‌دانند؟ در روزهای اول شاید می‌شد این مواضع را به ناآگاهی یا ساده‌لوحی نسبت داد. اما امروز، پس از هفته‌ها جنگ، وقتی حتی دولت‌های مهاجم به این نتیجه رسیده‌اند که ادامهٔ بمباران بی ‌فایده است و پای میز مذاکره نشسته‌اند، دیگر نمی‌توان گفت که این افراد «نفهمیده‌اند». واقعیت روشن است: با بمباران هیچ حکومتی سرنگون نمی‌شود و هیچ دموکراسی‌ ای از دل آوار متولد نمی‌گردد. و هیچ قدرت خارجی برای آزادی مردم کشور دیگری لشکرکشی نمی کند. لحظه‌ای با خود فکر کردم شاید این افراد اصلاً ایرانی نباشند. اما بلافاصله به یاد آوردم در حالی که بخشی از ایرانیان خارج ‌نشین همچنان ادامهٔ بمباران را «راه‌حل» می‌دانند بسیاری از شهروندان همان کشورهایی که در جنگ دخیل‌اند، علیه این جنگ اعتراض کرده‌اند و خواستار پایان آن شده‌اند پس مسئلهٔ اصلی نه ملیت است و نه جغرافیا ، سؤال اصلی این است: این افراد چه می‌خواهند؟ اگر دغدغه‌شان آزادی، رفاه، یا امنیت مردم بود، نمی‌توانستند نسبت به این حجم از رنج حاصل از بی خانمانی ، آوارگی ، بیکاری ، خرابی و ویرانی و از همه مهمتر کشتار کودکان ، زانان و مردم بیگناه بی‌ تفاوت بمانند. اگر دلشان برای زندانیان سیاسی می‌سوخت، نمی‌توانستند از جنگی حمایت کنند وقتی به وضوح می بینند که اعدام ها به مراتب بیشتر و شرایط زندانیان سیاسی به مراتب بدتر از قبل از جنک است و مهمتر از همه اگر هدفشان سرنگونی جمهوری اسلامی است چطور ممکن است چهل روز شدیدترین بمباران قویترین ارتش جهان به همراه متحدش کافی نبوده باشد تا چشم‌ ها یشان باز شود؟ که این جنگ نه ‌تنها چیزی را سرنگون نکرده، بلکه همان قدرتی را که خواهان سرنگونی اش هستند را در هاله‌ای از «خطر» و «بقا» سخت ‌تر و بسته ‌تر کرده ، چطور نمی‌بینند که هر بمب، هر موشک نه فقط دیواری را فرو می‌ ریزد بلکه دیوار تازه ای هم دور حکومت می‌کشد و نهایتاً چطور نمی بینند که حتی خود جنگ افروزان هم آشکارا اذعان میدراند که هدفشان از جنگ براندازی جمهوری اسلامی نیست ، چطور با این که *آفتاب آمد دلیل آفتاب * اینان نفهمیده اند که این جنگ، جنگ دولت‌هاست؛ تصمیماتش در اتاق‌های قدرت گرفته می‌شود و منافعش به جیب دولت ‌ها و سرمایه ‌داران می‌رود و مردم، چه در ایران و چه در کشورهای مهاجم، سهمی از این منافع ندارند. با کمی تامل به این نتیجه رسیدم که اینها هم هرآنچه را که مخالفین جنگ می بینند را میدانند و می بینند اما مشکل اینها در جائی دیگر است اینان اغلب حامیان و پیروان کورکورانه جماعتی هستند که سال‌ها پیش قبل از  انقلاب یا روزهای نخست پس از آن با چمدان‌هایی پر از پول و خاطره یا خشم از مردمی که انقلاب کردند خاک ایران را ترک کرده اند و این جماعت خشمگین از مردم ایران امروز توانسته اند تعدای از جوانان را به خصوص در خارج از کشور با ابزارهائی که در اختیار دارند به خود جذب نموده و در حقیقت این جنگ هم برای آنان به مثابه نوعی انتقام از مردمی است که عامل آن انقلاب بوده اند.

گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی

  گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی ۲۴ اپریل ۲۰۲۶ مقدمه: انسداد مطلق اطلاع...