۱۴۰۴ آذر ۲۹, شنبه

پوست‌اندازی ۴۰ ساله مخالفان جمهوری اسلامی

 ماهیت و ساختار و رفتار مخالفان جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه عمر این نظام ایدئولوژیک تغییراتی زیادی کرده و مناسبات این نظام با مخالفان خود را وارد فاز جدیدی کرده است.




ترکیب کلی معترضانی که بیش از ۳۰ روز است در خیابان‌ها و مدارس و دانشگاه‌های برخی از شهر‌های ایران مشغول سر دادن شعار علیه جمهوری اسلامی و ضرورت گذر از این نظام هستند، نمونه روشنی از این تغییر ماهوی است.

فصلنامه «جامعه‌شناسی سیاسی ایران» در یکی از تازه‌ترین شماره‌های خود تحقیقی با عنوان «بازشناسی مواجهه جمهوری اسلامی ایران و اپوزیسیون» منتشر و تلاش کرده تصویری کلان از ماهیت مخالفان قدیمی و جدید نظام مستقر در ایران ارائه کند.

۱۴۰۴ آذر ۲۸, جمعه

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل درباره افزایش خشونت و نقض حقوق بشر در مرزهای اروپایی هشدار داد

  عمیق خود را نسبت به افزایش حوادث خشونت آمیز و نقض های جدی حقوق بشر علیه پناهندگان و مهاجران در مرزهای مختلف اروپایی ابراز می کند که چندین مورد از آن ها منجر به از دست رفتن جانی های غم انگیز شده است.

۱۴۰۴ آذر ۲۷, پنجشنبه

متن کامل گزارش مقطعی گزارشگر ویژه سازمان ملل درمورد نقض حقوق بشر در ایران

 

  •  مقدمه:

۱ – گزارش حاضر بر طبق قطعنامه ۱۶/۹ شورای حقوق بشر ارائه می شود. این قطعنامه حکم گزارشگر ویژه در زمینه وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران را دایر کرد. این اولین حکم گزارشگر کشوری از سوی شورای حقوق بشر در مورد ایران می باشد. از زمانی که حکم قبلی که توسط کمیسیون حقوق بشر سابق ایجاد شده بود در سال ۲۰۰۲ خاتمه داده شد. این قطعنامه گزارشگر ویژه را موظف می سازد که (۱) گزارشی مقطعی به شصت وششمین مجمع عمومی ارائه کند و (۲) گزارشی به شورای حقوق بشر برای توجه این شورا در نوزدهمین نشست آن ارائه کند. این قطعنامه همچنین از دولت جمهوری اسلامی ایران می خواهد که به طور کامل با گزارشگر ویژه همکاری کند، به وی اجازه ورود و سفر به آن کشور دهد و همچنین تمامی اطلاعات مورد نیاز برای تحقق وظایف وی را ارائه دهد.

۱۴۰۴ آذر ۲۶, چهارشنبه

یک حالت در برابر یک انسان

 


 

جمهوری اسلامی ایران تنها یک دولت سیاسی نیست؛ بلکه ساختاری است که از ابتدا بر اساس ایدئولوژی دینی مطلق گرایانه شکل گرفته است—ایدئولوژی ای که نه با اراده آزاد مردم، بلکه با تفسیر خاصی از قدرت و اطاعت مشروعیت یافته است. در چنین ساختاری، انسان به عنوان موجودی مستقل با حق انتخاب دیده نمی شود، بلکه

این به عنوان تابعی از اطاعت تعریف می شود.

۱۴۰۴ آذر ۲۵, سه‌شنبه

پناهندگان، پناهجویان و مهاجران

 

هر روز در سراسر جهان، کسانی هستند که باید یکی از دشوارترین تصمیمات زندگی شان را بگیرند: ترک وطن خود برای جستجوی زندگی امن تر و بهتر.

اکثر مردم جهان تجربه ترک جایی که در آن بزرگ شده اند را داشته اند. بسیاری ممکن است در بهترین حالت به روستا یا شهر دیگری نقل مکان کنند. اما برخی افراد باید کاملاً کشور خود را ترک کنند، گاهی برای مدت کوتاهی و گاهی برای همیشه.

بزرگ شدن در مبارزه با فقر و کرامت

 


بزرگ شدن در مبارزه با فقر و کرامت


رابطه جوانان فقیر ایرانی با جمهوری اسلامی چیست؟ آیا باید آن ها را نیرویی دانست که به دلیل محرومیت شان با سیاست های دولت مخالفت و مقاومت می کند، همان طور که برخی مورخان نشان داده اند؟ مناتا هاشمی، جامعه شناس، مردم شناس و استاد دانشگاه اوکلاهما، در کتاب خود «بزرگ شدن در ایران: فقر و مبارزه برای شرافت» (۲۰۲۰) که بر اساس تحقیقات انسان شناسی اش است، تلاش می کند نشان دهد که داستان پیچیده تر از این دو است.

هاشمی می گوید دلیل تمایل پژوهشگران به یکی از این دو تحلیل این است که آن ها بیشتر با طبقات متوسط و بالا مرتبط هستند. از دیدگاه هاشمی، این دسترسی باعث شده است که این پژوهشگران راوی «حذف» باشند: محرومیت زنان و مردان جوانی که به دلیل موانع ساختاری از موقعیت های زندگی مولد محروم شده اند و گذار آن ها از مرحله «انتظار» جوانی به استقلال بزرگسالی مختل می شود.

پژوهشگران این محرومیت را مقدمه ای برای شکل گیری فرهنگ مقاومت در میان جوانان ایرانی می دانند. آثار کمی به طور مستقیم تجربه جوانان ایرانی کم درآمد را بررسی می کنند و به همین دلیل بیشتر آن ها تجربه جوانان طبقه متوسط را تعمیم می دهند.

هاشمی به این تعمیم شک دارد و نشان می دهد که زندگی جوانان فقیر پیچیده تر است و نمی توان آن ها را به طور خلاصه ستمدید، محروم یا خصمانه نامید.

اما کدام توصیف برای آن ها درست تر است؟ بر اساس مطالعات قوم نگاری اش، او استدلال می کند که جوانان فقیر عمدتاً به ساختن زندگی «باوقار» در میان همسالان خود علاقه مند هستند و شخصیت اصلی شان «کرامت» است و می خواهند برای دیگران «خوب به نظر برسند». این ظاهر شدن در چشم دیگران، پایه فرهنگی را تشکیل می دهد که پذیرش هنجارهای اجتماعی غالب را تشکیل می دهد، نه مخالفت با آن ها.

به گفته هاشمی، قواعد اخلاقی «شرافت» نیازمند سازش با نظم اجتماعی است. این مصالحه به معنای کنار آمدن با نظمی است که جمهوری اسلامی برقرار کرده، اما در عین حال، پذیرش این نظم به جوانان فقیر امکان می دهد تا عاملیت بیابند و در محیط اجتماعی و اقتصادی فعال باشند.

هاشمی این جوانان و خانواده هایشان را افرادی یافته که «سعی می کنند با ثروت اندک خود تا حد امکان به دست آورند»، در حالی که خانه های ساده دارند و سعی می کنند آن ها را تا حد امکان تزئین کنند تا با دیگران «گرامی بدارند». گاهی ممکن است شام نخورند، اما سعی می کنند مطابق با آخرین مدها لباس بپوشند.

در این کتاب، هاشمی بین سال های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۸ با ۴۴ جوان در تهران و ساری مصاحبه کرد و در مصاحبه های رایگان درباره باورهای اخلاقی، معیشت و کارشان و تلاش هایشان برای کسب احترام پرسید.

جوانان (بین ۱۵ تا ۲۹ سال) متعلق به خانواده هایی بودند که درآمد ماهانه شان کمتر از حداقل دستمزد ماهانه آن سال بود. این جوانان که اغلب تحصیلات حداکثری در دبیرستان داشتند، خودشان در مشاغل کوچک مانند چراگاه سازی، سالن سازی، بازاریابی و موارد مشابه مشغول بودند.

هاشمی می خواهد نشان دهد که جوانان فقیر ایرانی، که با محرومیت اقتصادی مداوم روبرو هستند، هم برای امرار معاش و هم برای معنا بخشیدن به این زندگی تحت محرومیت تلاش می کنند. این مسیری است که جوانان فقیر برای تبدیل شدن به نماینده، مورد احترام قرار گرفتن و مورد احترام قرار گرفتن طی می کنند.

 

جوانان ایران و دولت های پس از انقلاب

جوانانی که پس از انقلاب به دنیا آمده اند و هیچ خاطره ای از آن ندارند، ۲۵ درصد جمعیت کنونی ایران را تشکیل می دهند. این به دلیل رشد نرخ تولد در سال های جنگ، دهه ۱۹۸۰، است. اگرچه دوره هایی بود که دولت ها سیاست های رفاهی را اتخاذ کردند، اما این سیاست ها برای همگام شدن با این رشد جمعیت کافی نبوده اند و به همین دلیل بیکاری در میان افراد ۱۵ تا ۲۹ سال بالا است.

در سخنرانی پوپولیستی آیت الله خمینی، فقرا «ستمدیدگان» نامیده شدند و خمینی گفت که انقلاب برای آنان است و بسیاری از ناظران آن ها را ستون فقرات جمهوری اسلامی می دانستند.

افرادی که هاشمی مورد مطالعه قرار گرفت، جوانان فقیر دهه ۱۹۸۰ بودند. این جوانان که در جنگ های عراق و ایران به دنیا آمده بودند، همچنین باید یاد می گرفتند چگونه با آسیب و ویرانی جنگ کنار بیایند و پس از جنگ، شرایط بد و نابرابری اقتصادی فزاینده بخشی از زندگی روزمره شان شد.

اما چرا این فقیران شهری به عنوان حامیان انقلاب خمینی در نظر گرفته می شدند؟ هاشمی، مانند بسیاری از مورخان ایران معاصر، داستان را با «اصلاحات ارضی» در دوران حکومت محمدرضا پهلوی آغاز می کند. فرآیندی در دهه ۱۹۶۰ که در آن نظام مالکان لغو شد و مردم سهمی از مالک را برای خود دریافت کردند.

با این حال، بسیاری از روستاییان که زمین داشتند نتوانستند درآمد کافی کسب کنند و به شهرها، به ویژه به حومه شهرهای بزرگ مانند تهران مهاجرت کردند و به فقرای شهری پیوستند. برای حفظ انسجام با استان های دیگر، این جوامع روستایی به هر شهر، از جمله هر شهر، رفتند و هیئت های مذهبی خود را تشکیل دادند.

پس از رواج استفاده از ضبط صوت و نوارهای کاست، مرثیه های هیئت ها ضبط و پخش می شد. این ابزار به یکی از گردهمایی ها و محافل تبدیل شد که در آن نوارهای آیت الله خمینی را رد و بدل می کردند و سخنرانی های او علیه شاه و سیاست هایش را می شنیدند.

ماناتا هاشمی به تحقیقات آصف بیات در کتاب سیاست‌های خیابانی در زمینه‌ی سیاسی شدن فقرای شهری ارجاع می‌دهد که می‌گوید اینان تا آخرین ماه‌های انقلاب به آن نپیوستند و اگر هم مخالفتی با سیاست‌های شاه داشتند، ترجیح می‌دادند روش‌های محلی خود را پیش بگیرند و کاری با سیاست‌های پر هزینه‌ی مخالفان نداشتند.

مشی دوری جستن از روش‌های پرهزینه‌ی اعتراضی از نظر هاشمی پس از انقلاب هم در میان فقیران شهری تداوم داشته است و از عمده‌ترین دلایلی است که آنها تبدیل به نیروی مقاوم آشکار علیه حکومت نمی‌شوند و از هزینه‌های چنین مخالفت‌هایی پرهیز می‌کنند.

هاشمی می‌گوید جوانان فقیر شهری پس از انقلاب جذب نهادهایی مانند تعاونی‌ها شدند که اغلب در اداره روحانیان بود و به تأمین مایحتاج روزانه مردم می‌پرداخت؛ یعنی به تأمین کالاهای اساسی که به دلیل فروپاشی حکومت مرکزی باید از طریقی تأمین می‌شد. 

هاشمی البته راجع به عضوگیری دیگر نهادهای انقلابی، ماننده کمیته‌های انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران از میان این جوانان اظهار نظری نمی‌کند و به نقش داشتن یا نداشتن گروه‌هایی از آنها در درگیری‌های حیاتی ابتدای انقلاب نمی‌پردازد.

پس از انقلاب و در طول جنگ هشت ساله با عراق، حکومت خمینی اقتدارش را با گسترش نفوذ در میان فقرا تحکیم کرد. کاهش درآمدهای نفتی و افزایش هزینه‌های زمان جنگ، دولت را به سمت بالا بردن کسری بودجه راند که این به نوبه‌ی خود باعث افزایش نرخ تورم شد. 

حکومت در تلاش برای کاهش اثرات بحران اقتصادی بر فقرا که بیشتر از آن متأثر می‌شدند و در عین حال تکیه‌گاه حکومت در تأمین نیروی اعزامی به جبهه‌ها بودند، سیاست‌های حمایتی اقتصادی از فقیران را در پیش گرفت.

به این منظور حکومت به اقسامی از سیاست‌های حمایتی رو آورد: از فعالیت‌های جهاد سازندگی برای درست کردن زیرساخت‌های رفاهی در روستاها، از قبیل برق‌رسانی و احداث جاده، تا توزیع کوپن‌های ارزاق اساسی در مقیاس وسیع در بین جمعیت و اختصاص بخش بزرگی از بودجه دولت به تأمین یارانه‌ی ارزاق اساسی و آب و برق.

خمینی با فاصله‌ی کوتاهی پس از پایان جنگ مرد. در انتخابات بعدی ریاست جمهوری که پس از تغییر قانون اساسی برگزار شد، اکبر هاشمی رفسنجانی انتخاب شد و سیاست‌های حمایتی اقتصادی را رفته‌رفته حذف کرد و به توصیه‌ی صندوق بین‌المللی پول سیاست‌های موسوم به تعدیل ساختاری را برای «آزادسازی اقتصادی» در پیش گرفت.

از سال ۱۳۷۰ یعنی دومین سال ریاست جمهوری رفسنجانی اوضاع اقتصادی به وضوح رو به وخامت گذاشت. در این سال دولت ۵ میلیارد دلار در صنایع نفتی سرمایه‌گذاری کرد تا افزایش درآمد داشته باشد؛ اما ظرف دو سال پس از این سرمایه‌گذاری، درآمدهای نفتی ایران از ۱۶ میلیارد دلار به ۱۴ میلیارد دلار سقوط کرد.

واردات کالاهای غیرنفتی هم به‌شدت افزایش پیدا کرده بود. دولت رفسنجانی برای ایجاد موازنه میان درآمدها و مخارجش، شروع به حذف یارانه‌ها کرد. رشد سریع تورم به بالاترین نرخ پس از انقلاب تا آن زمان، و نیز کاهش یارانه‌های حمایتی زندگی طبقات فقیر را با دشواری‌های بی‌سابقه‌ای مواجه کرد.

ماناتا هاشمی می‌گوید در این دوره بسیاری از زنان طبقه کارگر برای نخستین بار به بازار کار وارد شدند تا به کسب درآمد بیشتر برای خانواده کمک کنند.

در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی علاوه بر شعارهای معطوف به تقویت جامعه مدنی، اقدامات قابل توجهی در جهت سیاست‌های رفاهی و برابری‌خواهانه طی شد: تا سال ۱۳۷۸ ۹۷ درصد جمعیت کشور باسواد بودند و ۶۴ درصد دانشجویان را زنان تشکیل می‌دادند. 

سیاست‌های رفاهی و بیمه‌های دوران خاتمی برای بسیاری مایه آسودگی بیشتر را فراهم کرد ولی این سیاست‌ها فقط شامل کسانی می‌شد که در بازارهای رسمی کار اشتغال داشتند. از این گذشته گروه اقتصادی خاتمی همچنان پیگیر بخش عمده‌ای از سیاست‌ها آزادسازی دوران رفسنجانی بود.

در دوران خاتمی هم رشد اقتصادی افزایش داشت و هم تولید سرانه ملی؛ با وجود این نابرابری و شکاف اقتصادی دوام آورد و نرخ بیکاری هم پایین نبود. این هر دو در کنار افزایش مطالبات اقتصادی مردم زمینه‌ساز ظهور محمود احمدی‌نژاد شد.

احمدی‌نژاد با شعارهای اقتصادی عوام‌گرایانه روی کار آمد. و در دوره او قیمت جهانی نفت به اوج رسید. با وجود این در پایان دور اول ریاست او تورم در بالاترین میزان پس از انقلاب، حتی بالاتر از دوران رفسنجانی بود و نرخ بیکاری، خصوصاً در بین جوانان، هم بسیار زیاد بود.

دولت احمدی‌نژاد در دور دوم خود به قطع یارانه‌ها روی آورد و در عوض اقدام به پرداخت مستقیم یارانه به مردم به مبلغ ماهیانه ۴۵ هزار تومان کرد که در آن زمان حدود ۴۰ دلار می‌شد. پرداخت این یارانه‌ی مستقیم ابتدا قرار بود به طبقات کم درآمد منحصر باشد، اما پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ به نتایج انتخابات، دولت احمدی‌نژاد ظاهراً برای خریدن رضایت طبقه متوسط تصمیم گرفت رایانه را به عموم بپردازد. هاشمی می‌گوید خانواده‌های فقیری که با آنها مصاحبه کرده گفته‌اند این مبلغ برایشان مفیدست ولی کافی نیست.

پرداخت یارانه‌ها در دوران حسن روحانی هم ادامه یافت؛ هر چند شمار زیادی از خانواده‌ها از شمول دریافت آن خارج شدند و از آن مهمتر با افت ارزش ریال در نتیجه تحریم‌ها و دیگر سیاست‌ها یارانه نقدی بیش از پیش بی‌ارزش شد.

 

«تحرک‌های جزئی» و تلاش برای آبروداری

هاشمی می‌گوید نظریه‌هایی که تلاش فقیران برای ارتقای اجتماعی را بیشتر از راه به دست آوردن مشاغل مهمتر تبیین می‌کنند، لزوماً در خصوص وضع فعلی جوانان فقیر ایرانی کاربرد نمی‌یابند. 

هاشمی تلاش جوانان فقیر ایرانی را بر اساس الگویی تبیین می‌کند که آن را «تحرک‌های جزئی» (incremental mobility) می خواند: «تغییرات خُرد اما مهم در جهت ارتقای وضع زندگی شخص، که آن را تحرک‌های جزئی می نامم، سلسله مراتب موقعیت‌های متنوعی میان فرد و همتایانش پدید می‌آورند که به این وسیله خود را هویت‌یابی می‌کند و وضعش را بهبود می‌بخشد. این تحرک‌ها می‌توانند تأثیرات مهمی بر رفتار و ارزش‌های شخصی فرد داشته باشند.»

تحرک جزئی در فضاهایی مانند ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه معنا و اهمیت پیدا می کند، جایی که امکان جابجایی و بهبود شرایط زندگی بسیار محدود است. در ایران، با فرهنگ غالب، داشتن ظاهر و کرامت موجه بسیار مهم است و برای پذیرفته شدن در چارچوب اجتماعی، فرد تلاش می کند راه هایی برای تحرک انتخاب کند که به حفظ شهرت و بهبود ظاهرش منجر شود.

هاشمی می گوید جوانانی نیز هستند که شورش می کنند و از پذیرش قواعد شرافت خودداری می کنند، اما در نهایت اکثریت به این هنجارها تن می دهند و در همان چارچوب حرکت می کنند.

کرامت به فرد اجازه می دهد در شرایط اقتصادی بد عزت نفس خود را حفظ کند، در حالی که همزمان خود را با دیگران مقایسه می کند و باعث می شود دیگران او را به خوبی قضاوت کنند.

به این ترتیب، کرامت به فرد اجازه می دهد که کم کم در سلسله مراتب اجتماعی تثبیت شده اطرافش صعود کند، در حالی که کسانی که شرافتمند نیستند از این امکان محروم می شوند.

کرامت نیازمند پایبندی به هنجارهای اخلاقی جامعه است، بنابراین پایبندی به اخلاق جامعه، به گفته پیر بوردیو، «سرمایه اخلاقی» می شود و سرمایه اخلاقی می تواند به سرمایه های مادی و معنوی دیگر تبدیل گردد.

به این ترتیب، تحرک جزئی نتیجه فرآیندی است که بر اساس الگوهای ساختاری عمیق جامعه شکل می گیرد و بازی حفظ ظاهر را بر کسب منابع محدود اجتماعی تعریف می کند. بازی ای که روند زندگی روزمره افراد درگیر را پیش می برد.

هاشمی در کتابش نشان می دهد که چگونه جوانان می توانند سرمایه اخلاقی خود را با پیروی از مسیر کرامت در حالی که هنجارهای اجتماعی را حفظ می کنند، افزایش دهند و جامعه اطراف خود را قانع کنند که انسان های اخلاقی هستند و به تدریج سرمایه اخلاقی خود را با فرصت های اجتماعی و اقتصادی مبادله کرده و به تدریج پیشرفت کنند.

البته، هاشمی نشان می دهد که این پیشرفت، هرچند برای چنین جوانانی تا حدی رضایت بخش است، اما اغلب از نوع تحرک طبقاتی عمودی نیست و منجر به بهبود جدی در وضعیت طبقاتی آن ها نمی شود.

جوانانی که هاشمی با آن ها مصاحبه کرد، عمدتاً «در دهه ۶۰ زندگی» هستند و هاشمی می گوید آن ها نمی خواهند فرزندانشان همان تراژدی هایی را که خودشان تجربه کرده اند، تجربه کنند.

اما هاشمی نشان می دهد که در این مبارزه دشوار برای افتخار، بسیاری نیز شکست می خورند. نه تنها همه جوانان فقیر این مسیر را طی نمی کنند، بلکه بسیاری از آن ها در مسیر رسیدن به کرامت به نتایج نمی رسند، اعتبار خود را از دست می دهند و حتی کوچک ترین بهبودی در شرایط زندگی شان به دست نمی آورند.

 

خلاصه و گزارش از نوع دوستی شهرزاد

ماناتا هاشمی جامعه شناس، انسان شناس و استاد دانشگاه اوکلاهما است. این یک مرور کوتاه از منبع زیر است:

هاشمی، ماناتا. بلوغ در ایران: فقر و مبارزه برای کرامت. انتشارات دانشگاه نیویورک، ۲۰۲۰


قانون، تبعیض و بدن زنانه در جمهوری اسلامی ایران

  در جمهوری اسلامی ایران، بدن زن مسئله شخصی نیست،

بلکه مسئله کنترل دولت است. مجموعه ای از قوانین و سیاست ها قدرت زن بر بدن، زندگی و انتخاب هایش را محدود کرده اند و او را موضوع نظارت، مجازات و مجازات قرار داده اند.

از حجاب اجباری گرفته تا محدودیت های طلاق، حضانت، سفر، اشتغال و تصمیمات مربوط به زندگی شخصی، قانون جمهوری اسلامی ایران به جای حفاظت از کرامت زنان، نابرابری و تبعیض را تأیید کرده است. در این چارچوب، زن شهروند برابر نیست، بلکه فردی تحت قیمومیت است.
این تبعیض قانونی اساس خشونت است.
وقتی قانون در جمهوری اسلامی ایران زنان را از اقتدار و برابری شان محروم می کند،
خشونت خانگی عادی می شود،
قتل های ناموسی ناچیز است،
و نقض حق زندگی و امنیت توجیه پذیر است.
از دیدگاه حقوق بشر، کنترل بدن زنان و محروم کردن آن ها از حق انتخاب، نقض آشکار حق کرامت، آزادی و برابری است. با اجرای سیستماتیک این قوانین، دولت جمهوری اسلامی ایران نه تنها مسئول خشونت است، بلکه نقش مستقیمی در تولید و تداوم آن دارد.
تا زمانی که قانون جمهوری اسلامی ایران تبعیض را تأمین کند،
امنیت برای زنان یک وعده توخالی است.
و تا زمانی که بدن زنانه عرصه اعمال قدرت دولت باشد،
صحبت درباره عدالت بی معنی است.

رایت واچ: علیه تبعیض، برای حق زنان به خودمختاری و کرامت

۱۴۰۴ آذر ۲۲, شنبه

زنکشی؛ گزارشی از قتل زینب حاتمی به دلیل رد درخواست ازدواج مقابل دیدگان فرزندش در یاسوج

 

زنکشی؛ گزارشی از قتل زینب حاتمی به دلیل رد درخواست ازدواج مقابل دیدگان فرزندش در یاسوج

۲۰ آذرماه ۱۴۰۴-هه نگاو

یک زن جوان با هویت زینب حاتمی در یاسوج از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد توسط پسر عمە خود با بکارگیری سلاح سرد به قتل رسید. انگیزه قاتل از انجام این جنایت، رد درخواست پیشنهاد ازدواج عنوان شده است.

۳۸ هزار سند و ۲۸۵ شاهد؛ تایید دوباره «جنایت علیه بشریت» در سرکوب جنبش زن،زندگی،آزادی

 

۳۸ هزار سند و ۲۸۵ شاهد؛ تایید دوباره «جنایت علیه بشریت» در سرکوب جنبش زن،زندگی،آزادی

کمیته حقیقت‌یاب شورای حقوق بشر سازمان ملل در دومین گزارش ویژه خود بار دیگر تایید کرده است که نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در سرکوب خونین اعتراض‌های مسالمت‌آمیز «زن، زندگی، آزادی» مرتکب «جنایت علیه بشریت» شده‌اند. این ارزیابی دقیق کمیته، که راه را برای تشکیل پرونده‌های قضایی علیه عاملان سرکوب‌‌ها هموار می‌کند، بر پایه بررسی و راستی‌آزمایی بیش از ۳۸ هزار سند و مصاحبه با ۲۸۵ شاهد، قربانی و سایر افراد مطلع انجام شده است.

۱۴۰۴ آذر ۲۱, جمعه

نگاهی متفاوت به «انقلاب اسلامی» (بخش ۱)

 نگاهی متفاوت به «انقلاب اسلامی» (بخش ۱)

علی میرفطروس

* در زمان شاه اسلام به عنوان یک «آرمان حکومتی» بسیار ضعیف و ناتوان بود چندانکه علی شریعتی و مرتضی مطهری از«حالت نیمه مُرده و نیمه زندۀ دین و وضعیّت بسیار بسیار خطرناک آن»سخن می گفتند.
* طرح سرنگونی شاه، ۵ سال پیش از وقایع ۵۷ (یعنی در سال ۱۳۵۳= ۱۹۷۴) کلید خورده بود.
* انتشار کتاب «سقوط ۷۹» در سال ۱۹۷۶، اختلافات شدید شاه با کمپانی‌های بزرگ نفتی، سخنرانی‌های تُند و اغراق آمیز رضا براهنی در رسانه‌های آمریکائی، سفر شاه به آمریکا در آبان ۱۳۵۶ و حملۀ چماقداران «سازمان احیا» به وی در محوطۀ کاخ سفید نشانه‌های سرنگونی قریب الوقوع شاه بود.
1.jpg

گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی

  گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی ۲۴ اپریل ۲۰۲۶ مقدمه: انسداد مطلق اطلاع...