۱۴۰۵ فروردین ۱۷, دوشنبه

مسیل‌ای بنام ایرانیان خارج از کشور

 



در طول ۴۷ سال نخستین پدیده بزرگ اجتماعی بنام مهاجرت بین‌مللی در تاریخ چند صد ساله اخیر ایران بوقوع پیوسته است. براساس آمارهای تخمینی قریب ده درصد از کل جمعیت کشور دز خارج از ایران زندگی می‌کنند. این خیل جمعیت در حدود بیش از ۵۰-۷۰ کشور دنیا پراکنده‌اند که بیشترین آنان در کشورهای اروپایی و امریکای شمالی ساکن هستند. 

واکنش ایرانیان در رویارویی با حکومت اسلامی ایران بویژه در طی سال‌های اخیر و با گرایش به پهلوی بعنوان نظام پیشین پادشاهی در ایران از یکسو و حمایت از حملات نظامی کشورهایی مانند ایالات متحده امریکا و اسراییل به ایران برای کمک به سرنگونی و تغییر رژیم ایران سبب شد که به مسیله اصلی این تحلیل بپردازم. 

چرا بخش وسیعی از ایرانیان خارج از کشور چنین گرایشی داشته و علیه کشور خود به تقاضای جنگ و حمله نظامی روی می‌آورند؟ چطور می‌شود که پرچم‌داری به یکی از مهم‌ترین نمادهای این گروه از ایرانیان پراکنده در خارج از کشور تبدیل می‌شود؟ آیا این بخش از ایرانیان فاقد عرق ملی و هویت ایرانی‌اند؟ 

پیش از پرداختن به این پرسش لازم است از منظر چند رویکرد نظری مختلف در زمینه جامعه‌شناسی مهاجرت به هویت ایرانیان خارج از کشور بپردازم. 

۱۴۰۵ فروردین ۱۶, یکشنبه

حمایت از جنگ محصول انتقام نه دلسوزی

 


حمایت از جنگ محصول انتقام نه دلسوزی 

فرخ قهرمانی

چند روز پیش خبری به زبان آلمانی دیدم که برایم باورکردنی نبود. نوشته بود در هانوفر، گروهی از سلطنت‌طلبان زنجیرهٔ انسانی تشکیل داده‌اند و نه‌ تنها با آتش‌ بس مخالفت می‌کنند، بلکه فعالانه از ادامهٔ جنگ حمایت می‌کنند. شهری که همیشه نماد صلح بوده، حالا صحنهٔ چنین خواسته‌هایی شده است. خواندن این خبر برایم تکان‌دهنده بود چطور ممکن است پس از چهل روز بمباران، پس از پرپر شدن صدها کودک، کشته شدن هزاران انسان، ویرانی ده‌ها هزار خانه، بیمارستان، درمانگاه و زیر ساخت، هنوز کسانی باشند که ادامهٔ این ویرانی را راه‌ حل می‌دانند؟ در روزهای اول شاید می‌شد این مواضع را به ناآگاهی یا ساده‌لوحی نسبت داد. اما امروز، پس از هفته‌ها جنگ، وقتی حتی دولت‌های مهاجم به این نتیجه رسیده‌اند که ادامهٔ بمباران بی ‌فایده است و پای میز مذاکره نشسته‌اند، دیگر نمی‌توان گفت که این افراد «نفهمیده‌اند». واقعیت روشن است: با بمباران هیچ حکومتی سرنگون نمی‌شود و هیچ دموکراسی‌ ای از دل آوار متولد نمی‌گردد. و هیچ قدرت خارجی برای آزادی مردم کشور دیگری لشکرکشی نمی کند. لحظه‌ای با خود فکر کردم شاید این افراد اصلاً ایرانی نباشند. اما بلافاصله به یاد آوردم در حالی که بخشی از ایرانیان خارج ‌نشین همچنان ادامهٔ بمباران را «راه‌حل» می‌دانند بسیاری از شهروندان همان کشورهایی که در جنگ دخیل‌اند، علیه این جنگ اعتراض کرده‌اند و خواستار پایان آن شده‌اند پس مسئلهٔ اصلی نه ملیت است و نه جغرافیا ، سؤال اصلی این است: این افراد چه می‌خواهند؟ اگر دغدغه‌شان آزادی، رفاه، یا امنیت مردم بود، نمی‌توانستند نسبت به این حجم از رنج حاصل از بی خانمانی ، آوارگی ، بیکاری ، خرابی و ویرانی و از همه مهمتر کشتار کودکان ، زانان و مردم بیگناه بی‌ تفاوت بمانند. اگر دلشان برای زندانیان سیاسی می‌سوخت، نمی‌توانستند از جنگی حمایت کنند وقتی به وضوح می بینند که اعدام ها به مراتب بیشتر و شرایط زندانیان سیاسی به مراتب بدتر از قبل از جنک است و مهمتر از همه اگر هدفشان سرنگونی جمهوری اسلامی است چطور ممکن است چهل روز شدیدترین بمباران قویترین ارتش جهان به همراه متحدش کافی نبوده باشد تا چشم‌ ها یشان باز شود؟ که این جنگ نه ‌تنها چیزی را سرنگون نکرده، بلکه همان قدرتی را که خواهان سرنگونی اش هستند را در هاله‌ای از «خطر» و «بقا» سخت ‌تر و بسته ‌تر کرده ، چطور نمی‌بینند که هر بمب، هر موشک نه فقط دیواری را فرو می‌ ریزد بلکه دیوار تازه ای هم دور حکومت می‌کشد و نهایتاً چطور نمی بینند که حتی خود جنگ افروزان هم آشکارا اذعان میدراند که هدفشان از جنگ براندازی جمهوری اسلامی نیست ، چطور با این که *آفتاب آمد دلیل آفتاب * اینان نفهمیده اند که این جنگ، جنگ دولت‌هاست؛ تصمیماتش در اتاق‌های قدرت گرفته می‌شود و منافعش به جیب دولت ‌ها و سرمایه ‌داران می‌رود و مردم، چه در ایران و چه در کشورهای مهاجم، سهمی از این منافع ندارند. با کمی تامل به این نتیجه رسیدم که اینها هم هرآنچه را که مخالفین جنگ می بینند را میدانند و می بینند اما مشکل اینها در جائی دیگر است اینان اغلب حامیان و پیروان کورکورانه جماعتی هستند که سال‌ها پیش قبل از  انقلاب یا روزهای نخست پس از آن با چمدان‌هایی پر از پول و خاطره یا خشم از مردمی که انقلاب کردند خاک ایران را ترک کرده اند و این جماعت خشمگین از مردم ایران امروز توانسته اند تعدای از جوانان را به خصوص در خارج از کشور با ابزارهائی که در اختیار دارند به خود جذب نموده و در حقیقت این جنگ هم برای آنان به مثابه نوعی انتقام از مردمی است که عامل آن انقلاب بوده اند.

۱۴۰۵ فروردین ۱۵, شنبه

چوب در دست جلاد

 



همان «ژنرال محترم» که خامنه ای سال ها از او محافظت کرد. مردی که سابقه اش پر از خون، میلیاردها دالر، اجاره و جرم است، از باشگاه در دهه ۱۹۸۰ تا فرمانده نیروی پلیس، شهردار نجومی تهران و اکنون رئیس مجلس. نه یک سیاستمدار عادی، بلکه یک فاسد اقتصادی درجه یک و سرکوبگر حرفه ای است که با افتخار درباره زدن سر دانشجویان و جارو کردن خیابان ها صحبت می کند و حتی در سخنرانی هایش به آن افتخار می کند.

۱۴۰۵ فروردین ۱۴, جمعه

نوشته هایی درباره تاریخ و تمدن کشور عزیزمان ایران بدون تعصب

 

 

کوروش کبیر را می توان نخستین و یکی از بزرگ ترین فرمانروایان آشتی جوی جهان دانست. چون تا آن زمان، هرگز چنین فکر انسان دوستانه ای در هیچ جای دنیا وجود نداشت.

تصویر کوروش کبیر در قرن گذشته از حکاکی مردی بالدار در پاسارگاد کشیده شده است (که در آن زمان سالم تر از امروز بود)

تولد و کودکی: کوروش در هر دو طرف شاهزاده بود. هم از مادر (ماندانا، دختر اشتیاگ، پادشاه مادی) و هم از پدر (کمبوج، پادشاه ایران). این واقعیت که هم خون مادها و هم خون ایرانیان در رگ هایش بود، در نهایت منجر به اتحاد دو قبیله بزرگ آریایی شد که سال ها به وحدت نرسیده بودند

بر اساس گفته هرودوت، در زمان تولد کوروش، پادشاهی ایران خراج ماد بود. حاکم ظالم مادها، آشتیاگ، خوابی درباره دخترش ماندانا می بیند که او را وحشت زده می کند. کاهنان خواب را این گونه تفسیر کردند که ماندانا پسری به دنیا خواهد آورد که تاج و تخت را از او خواهد گرفت. در همین جا بود که آستیاگ، به محض تولد نوزاد، او را به وزیرش سپرد تا او را بکشد. وزیر به کابوی پادشاه دستور می دهد که کودک را در کوه ها رها کند تا بمیرد. طبق فرمان سرنوشت، کابوی در آن روزها کودکی مرده به دنیا می آورد و مرد کابوی کوروش را نزد خود نگه می دارد و جسد فرزندش را به وزیر می دهد به جای کوروس. پس از رسیدن سایرس به ده سالگی، در جریان مجموعه ای از رویدادها، آشتیاگ متوجه می شود که سایرس زنده است، اما این بار با مشورت مگان فکر می کند که دیگر خطری برای او نیست. اگرچه روایت هرودوت بیشتر شبیه یک افسانه است تا واقعیت، اما می توان آن را به یک اسطوره باستانی ایرانی مرتبط دانست

۱۴۰۵ فروردین ۱۳, پنجشنبه

جایی که زنان به خواهران یکدیگر تبدیل می شوند

 


ایلاریا لونیگروماسیمو پارادیزو داستان زنان جوانی را روایت می کند که به دلیل مخالفت با محمود احمدی نژاد در زندان اوین زندانی شده اند. این کتاب شامل روایت ۳۰ زندانی است که در سلول های تاریک اوین زندانی شده اند.

۱۴۰۵ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

سیاست خارجی ترامپ؛ آزمونی تازه در خاورمیانه برای دولت آمریکا

 

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در بحبوحه تنش‌های خاورمیانه و حملات هوایی به ایران، سیاست خارجی خود را در یکی از بزرگ‌ترین آزمون‌های دوران ریاست‌جمهوری‌اش قرار داده است؛ آن هم در شرایطی که منتقدان می‌گویند هنوز دکترین سیاست خارجی این دولت تعریف نشده است.

سمافور در تحلیلی به بررسی سیاست خارجی ترامپ در خاورمیانه پرداخته است و با اشاره به این‌که کاخ سفید، رویکرد ترامپ را با شعار معروف رونالد ریگان، رییس‌جمهوری پیشین آمریکا، «صلح از مسیر قدرت»، توصیف می‌کند، نوشته این شعاری یکی از ارکان ایدئولوژی حزب جمهوری‌خواه است.

به نوشته سمافور در حالی که بخشی از جمهوری‌خواهان غیرمداخله‌گرا از چرخش ترامپ به سوی دیپلماسی پس از بمباران ایران حمایت می‌کنند، جناح تندرو حزب همچنان در حال ارزیابی است که آیا ترامپ به اندازه کافی سختگیرانه عمل کرده است یا خیر

چرا ترامپ به جزیره خارگ چشم دوخته است؟

 

جزیره خارگ

منبع تصویر،Getty Images

توضیح تصویر،خارگ جزیره صخره‌ای کوچک است که فقط ۲۴ کیلومتر با ساحل ایران فاصله دارد
    • نویسنده,رابرت گرینال، آلیس دیویس و فرانک گاردنر
    • شغل

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره احتمال اقدامات بیشتر علیه جزیره‌ خارگ در خلیج فارس هشدار داده است؛ جزیره‌ای که میزبان یک پایانه بزرگ نفتی است و شریان حیاتی اقتصاد ایران به شمار می‌رود.

محورهای پیشنهادی برای اتحاد در عمل نیروهای مترقی در راه صلح و علیه جنگ و نظامی‌گری


 زمینه:

نظر به

♦️‏پیوستگی حکومت آپارتاید اسرائیل و رژیم جمهوری اسلامی در چرخه و سازوکاری بزرگ‌تر تحت عنوان «رژیم ‏جهانی جنگ»‏؛ 

♦️‏تجاوز نظامی رژیم آپارتایدی اسرائیل و آمریکا به ایران در خرداد ۱۴۰۴ (ژوئن ۲۰۲۵)؛ و در اسفند ۱۴۰۴ (فوریه ـ مارس ۲۰۲۶)؛

♦️‌‌‏پشتیبانی ناتو از اسرائیل و آمریکا در تهاجم نظامی به ایران؛

♦️‏ اقدام‌های جنگ‌افروزانه‌ی جمهوری اسلامی؛ 

♦️‏ جنایت‌های ضدبشری جمهوری اسلامی، ازجمله کشتارهای دهه‌ی ۱۳۶۰، ۱۳۹۶، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱، و به‌ویژه کشتار بی‌سابقه‌ی دی‌ماه ۱۴۰۴؛ 

♦️‏چندین دهه نسل‌کشی و پاک‌سازی قومی در فلسطین و کشتار فلسطینیان در غزه؛

♦️‏جنگ‌هایی که آمریکا در دو دهه‌ی اخیر به‌راه انداخته یا در آن‌ها نقش داشته: ازجمله افغانستان، عراق، سودان، لیبی، سوریه، لبنان، سومالی؛ 

♦️‏و جنگ‌افروزی دائمی در آفریقا، آسیا و اروپا؛  

                                         و 

♦️‏برای همبستگی با مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی مردم در سراسر جهان؛

♦️‏برای دفاع قاطع از مبارزات مردم فلسطین علیه اشغالگران اسرائیلی، و مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی مردم در دیگر کشورهای منطقه؛

♦️‏برای دفاع بی‌قیدوشرط از مبارزات مردم در سراسر ایران، در جنبش‌های کارگری، زنان، ملی، ضداعدام ... علیه حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی در راه رسیدن به جامعه‌ای آزاد و دمکراتیک؛  

 

تمام نیروهای مترقی را به اتحاد عمل مبارزاتی گردِ این محورها:

🔷 آری به صلح! 

🔷 نه به جنگ، تجاوز و سیاست‌های جنگ‌افروزانه!

🔷 نه به ناتو، و دیگر پیمان‌های نظامی بین‌المللی و منطقه‌ای در سراسر جهان‌!

🔷 نه به نظامی‌گری، صنایع اسلحه‌سازی و انحصارات نظامی!

🔷 نه به نسل‌کشی و پاک‌سازی قومی در فلسطین!

🔷 نه به «رژیم چنج» و دخالت قدرت‌ها در امور داخلی کشورها!

🔷 نه به جمهوری اسلامی!

🔷 آری به آتش‌بس در خاورمیانه!

فرا می‌خوانیم.


پیشنهاد ما «تشکیل کمیته‌های مشترک بین‌المللی اتحاد عمل ضد جنگ و نظامی‌گری» گرد محورهای بالا در شهرها و کشورهای مختلف، بدون حضور حکومت‌ها و پرچم‌های‌شان؛ لابی‌های جنگ‌افروز؛ نیروهای فاشیست، راست افراطی و نژادپرست؛ ناسیونالیست‌ها و بنیادگرایان افراطی؛ و وابستگان به بودجه‌های بنیادها و نهادهای امپریالیستی است. 


با تاکید بر پیشنهادی‌بودن محورهای بالا، روشن است که کمیته‌های شهری و کشوری بر پایه‌ی شرایط محلی مستقل اقدام خواهند کرد.


اقدام ضدجنگ و نظامی‌گری ـ ایران

اسفند ۱۴۰۴ (مارس ۲۰۲۶)


تاملی بر جلوه‌ی کمدی فاشیسم!

 





در دهه‌ی سوم قرن بیست و یکم، آنگاه که هشت میلیون آمریکایی در پنجاه ایالت آمریکا برای "نجات دمکراسی" در سومین دور تظاهرات سراسری علیه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا به خیابان‌ها آمدند و شعار "نه به پادشاهی" یا به زبان خودشان "No King" سر دادند، در کانادا و در برخی کشورهای اروپایی نیز کنشگران اجتماعی گردهم آمدند و تظاهرات اعتراضی علیه ترامپ و ترامپیسم برپا کردند، اما در تاریخ خواهند نوشت که همزمان با این رخدادهای اجتماعی، برخی با اینکه تعداد آنها کم بود و قابل مقایسه با هشت میلیون نبود، اما برای نخستین‌ بار در تاریخ، ایرانیانی یافت شدند و پرچم یک کشور دیگر را برافراشتند و در دفاع از نظام پادشاهی، شعار "کینگ رضا پهلوی" سردادند!

این عده‌ی قلیل، اما پرهیاهو که با فحاشی و تهدید دگراندیشان، وارد عرصه‌ی سیاسی شدند کسانی بودند که خواندن کتاب یا خواندن تاریخ پیشکش، حتا حاضر نبودند یک مقاله‌ی کوتاه در مورد سرنوشت کشور خود بخوانند تا اندکی به هزارتوی روابط اجتماعی و سیاسی کشور ایران پی ببرند! آنها سالیان دراز خود را غیرسیاسی معرفی می‌کردند و در هیچ تظاهراتی علیه نظام جنایتکار جمهوری اسلامی شرکت نمی‌کردند! سراسر زندگی آنها در اروپا و آمریکا به روزمرگی خلاصه می‌شد، دایره‌ی واژگانی آنها به اندازه‌ای کوچک بود که پس از ورود به سپهر سیاسی، چاره‌ای جز فحاشی و انگ زدن و تهدید، نداشتند!

اگرچه این تعارض شگفت، در دهه‌ی سوم قرن بیست و یکم، جامعه‌شناسان و روان‌شناسان اجتماعی را در جهان انگشت به دهان گذاشت، اما یک بار دیگر ثابت شد که هیچ جامعه‌ای را نمی‌توان به طور مطلق باهوش یا بی‌فرهنگ ارزیابی کرد، چراکه هوشمندی یک جامعه به درک و اثرگذاری عناصر جامعه در جهت دادن به رویدادهای اجتماعی بستگی دارد، عناصر عقب‌مانده‌ای که سرنوشت خود را به "ولی فقیه" به عنوان رهبر و یا سرنوشت خود را به فردی به عنوان "پادشاه" می‌سپارند به یقین هیچ جایگاهی به خویشتن خویش در تغییر پیرامون خویش قائل نیستند!

در روزگاری که انفجار اطلاعات و هوش مصنوعی، زندگی انسان‌ها را تحت تاثیر قرار داده، رفتار آنهایی که برای سرنوشت ۹۰ میلیون انسان و آینده‌ی کشور پهناوری چون ایران، "یک فرد" را به عنوان "ولی فقیه" یا "شاه" برمی‌گزینند، انسان‌های دوران قرون وسطا را تداعی می‌کنند که چون توان اندیشه کردن و اندیشه‌ورزی نداشتند سرنوشت خود را به "یک فرد" می‌سپردند! یکصد سال پیش نیز ته‌مانده‌های همین نگرش عقب‌مانده در اروپا ظهور کرد و فاشیست‌ها توانستند سکان قدرت را در آلمان و ایتالیا به دست گیرند و با ایجاد جنگ جهانی دوم، میلیون‌ها انسان را به کام مرگ و نابودی کشاندند و اگر برآمدن فاشیست‌ها در یکصد سال پیش در اروپا بخش تراژدی تاریخ بود، هم‌اینک بخش کمدی آن در میان سلطنت‌طلبان ایرانی رخ داد که سرانجام در کمتر از یک سال به دوران افول خود رسیدند!


به یقین، در آینده‌ای نزدیک جامعه‌شناسان و کارشناسان علوم سیاسی به بررسی رفتار و واکنش شبه‌فاشیست‌ها خواهند پرداخت، اما هدف از این نوشتار، تلاشی است تا شاید بتوان اندکی به چرایی ظهور و افول این نوع شبه‌فاشیسم پرداخت و آن، چیزی نیست جز پراکندگی و ازهم گسستگی عناصر پویا و اندیشه‌ورز جامعه که بخش مهم آن را خانواده‌ی چپ‌ دربرمی‌گیرد. کسانی که در خارج از کشور تا این اندازه سقوط کردند و سرنوشت خود و کشور خود را به یک فرد گره زدند، نه تنها الفبای مبارزه‌ی اجتماعی را نمی‌شناختند، بلکه ادبیات لمپنیسم و فحاشی و ناسزا را نیز ترویج و تبلیغ کردند و اگر این بی‌مایگان بی‌درد مرفه، به این گستاخی دست یافتند که پا به سپهر سیاسی گذارند علت‌های گوناگون داشت و دارد! ولی در میان این هیاهوها و جنجال‌های ناهنجار می‌توان به دو نتیجه‌ی مشخص رسید:


یکم اینکه حاکمیت جمهوری اسلامی، هارتر و جنایتکارتر از پیش خواهد شد و خشن‌تر از پیش به سرکوب معترضان، کنشگران و مبارزان خواهد پرداخت!

دوم اینکه، ظهور فاشیسمی که جلوه‌ی کمدی داشت می‌تواند تلنگری بر اهالی اندیشه‌، به ویژه تلنگری بر خانواده‌ی چپ باشد تا شاید به یک همبستگی پایدار دست یابند؛ ناگفته نماند که روند این همبستگی پایدار میسر نخواهد شد مگر اینکه چپ به نقد ریشه‌ای و واقعی خود بپردازد و از سوی دیگر با چپ‌نماها مرزبندی کند.


در نوشتار پسین، به سه شاخه‌ی مهم چپ‌نماها خواهیم پرداخت تا چپ‌های راستین به ویژه کمونیست‌های انقلابی بتوانند به مبارزه‌‌ی خویش و جایگاه خویش در پیشبرد مبارزه‌ی طبقاتی جامعه، بیش از پیش پی ببرند.


جمعی از کمونیست‌های مبارز

۹ فروردین ۱۴۰۵

۲۹ مارس ۲۰۲۶



۱۴۰۵ فروردین ۸, شنبه

ورود جنگ ایران و آمریکا–اسرائیل به روز سی‌ودوم

 دامنه درگیری‌ها از خلیج فارس تا شرق مدیترانه  گسترش یافته است

در سی‌ودومین روز از آغاز جنگ میان ایران از یک‌سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر، دامنه‌ی درگیری‌ها به‌طور کم‌سابقه‌ای گسترش یافته است؛ از رهگیری موشک‌ها در آسمان ترکیه تا حملات دریایی در خلیج فارس و افزایش تهدیدها علیه خطوط انرژی و کشتیرانی. 

هم‌زمان، مواضع سیاسی و نظامی طرف‌ها نشان‌دهنده‌ی ورود بحران به مرحله‌ای پیچیده‌تر و چندلایه است. 

گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی

  گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی ۲۴ اپریل ۲۰۲۶ مقدمه: انسداد مطلق اطلاع...