۱۴۰۵ فروردین ۲۷, پنجشنبه
۱۴۰۵ فروردین ۲۶, چهارشنبه
” بیانیه نه به جنگ، نه به غنی سازی، نه به جمهوری اسلامی
بیانیه فعالان برابری خواه و فمینیست علیه مداخله نظامی و استبداد
در نیمه شب سیزدهم ژوئن ۲۰۲۵، دامنهی جنگافروزی و کشتار جمعی رژیم اسرائیل به داخل مرزهای ایران کشیده شد. اسرائیل که خود به پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای نپیوسته، پس از ماههای متمادی نسلکشی در غزه و نقض فاحش قوانین بینالمللی، هماکنون جنگی خانمانسوز را علیه ایران آغاز کرده است. از سویی دیگر جمهوری اسلامی بدون کمترین ملاحظه و تمهیدی برای حفاظت از جان شهروندان بر آتش جنگی میدمد که از پس دههها پافشاری بر غنیسازی اورانیوم، نتیجهای جز فقیرسازی گروههای مختلف مردم و سرکوب حداکثری آنان نداشته است.
امروز بیش از همیشه پیداست که نه نیروهایی که چشم امید به بمبافکنهای اسرائیلی دوختهاند و نه حامیان جمهوری اسلامی نسبتی با آبادانی و آزادی سرزمین ما ندارند. نهادها و اشخاصی که از اقتصاد جنگ ارتزاق میکنند، برضد صلح پایدار وشکلگیری گروههای مدنی بومی هستند. آنان با تمسک به قدرت رسانهای و پروپاگاندای فعال براین حقیقت که قربانیان نهایی این زورآزمایی نظامی، مردم بی دفاع هستند سرپوش میگذارند و با شعلهور کردن آتش جنگ، مبارزات خشونت پرهیز، پیوستگی مقاومت مردمی و پایداری جامعه مدنی را نشانه میگیرند.
در هنگامهای که دو حکومت جنگافروز و مردسالار، جان بیشمار غیرنظامی، به ویژه زنان و کودکان را گرو گرفتهاند ما جمعی از فعالان حقوق زنان ایران از یکایک هموطنان خود دعوت میکنیم تا برای تداوم مسیر «زن، زندگی و آزادی» همگرا شوند. جنگ حاصلی جز ویرانی ندارد. جنگ، کشتار و آسیبهای اقتصادی و اجتماعی فراوان به بار میآورد. جنگ تضعیف و سرکوب مضاعف فعالان سیاسی و مدنی را در پی خواهد داشت. ما بر خود میدانیم نهالهای جنبش زنان ایران را در کنار سایر جنبشهای مردمی بارور نگه داشته و بیش از پیش، برضد قدرتهای مردسالارو نظامیگری و ویرانی و سرکوب حاصل از آن، برهدفهای زن، زندگی و آزادی تاکید کنیم.
امضا کنند گان این بیانیه خواهان همگرایی پیرامون این سه محور هستند:
• محکومیت حملات نظامی اسرائیل به ایران
• فعالیت گسترده و مستمر علیه گسترش جنگ درخاورمیانه
• تقویت مقاومتهای مردمی در ایران برضد استبداد جمهوری اسلامی و جنگ
اسامی امضاکنندگان این بیانیه :
۱. آتفه چهارمحالیان
۲. آرتا داوری
۳. آزاده دواچی
۴. آسیه احمدی
۵. آناهیتا امینیان
۶. آیدا قجر
۷. احمد اهواز
۸. احمد پورمندی
۹. أرسلان زیازی
۱۰. ارغوان شمسآرا
۱۱. اسفندیار ایمانی
۱۲. اسفندیار کریمی
۱۳. اشرف میرهاشمی
۱۴. اصغرایزدی
۱۵. افسانه موسوی
۱۶. افسانه غزنچای
۱۷. اکبر کریمیان
۱۸. اکبر سیف
۱۹. اکبر مهدی
۲۰. اکرم موسوی
۲۱. امید اقدمی
۲۲. امیر سلطانپور
۲۳. امیرحسین بهبودی
۲۴. امیر ممبینی
۲۵. امین پوربرقی
۲۶. انجمن زنان ایرانی-آلمانی کلن
۲۷. ایرج نیری
۲۸. بابک جهانشاهی
۲۹. باربد گلشیری
۳۰. بتول هدایت
۳۱. بلقیس درانی
۳۲. بنفشه جمالی
۳۳. بهجت
۳۴. بهرخ
۳۵. بهیار قهرمانی
۳۶. بهروز فدائی
۳۷. بهروز خسروی
۳۸. بهروز ترابی
۳۹. بهمن محمدی
۴۰. بهناز بیات
۴۱. بیژن پیرزاده
۴۲. پرستو فروهر
۴۳. پروانه شهریاری
۴۴. پروانه قاسمیان
۴۵. پرویز نویدی
۴۶. پروین شهبازی
۴۷. پروین ضرابی
۴۸. پروین ملک
۴۹. پری برگر
۵۰. پریسا اعظمی
۵۱. پریسا سردشتی
۵۲. پریسا کرمانی
۵۳. پویان اصلانی
۵۴. پویان مقدسی
۵۵. پیروز فرهادی
۵۶. تارا حمسی
۵۷. تام تاری
۵۸. تهمینه رستمی
۵۹. توحید شقایی
۶۰. توران دانا
۶۱. تونیا ولی اوغلی
۶۲. توسکا مساوات
۶۳. جسی دوست
۶۴. جمشید خونجوش
۶۵. جمیله داودی
۶۶. جیران مقدم
۶۷. حجت نارنجی
۶۸. حسن جعفری
۶۹. حسن زهتاب
۷۰. حسن نایب هاشم
۷۱. حسین خانی
۷۲. حسین دهقان
۷۳. حمیدرضا حسینی
۷۴. حمیده صابری
۷۵. حمیلا نیسگیللی
۷۶. حنا پتکی
۷۷. خدیجه مقدم
۷۸. داوود احمدلو
۷۹. دلبرتوکلی
۸۰. ر. ک.
۸۱. راشین مختاری
۸۲. رزا روزبهان
۸۳. رضا علیجانی
۸۴. رعنا سلیمانی
۸۵. رقیه رضایی
۸۶. روجا بندری
۸۷. روجا فضائلی
۸۸. روجا کیا
۸۹. روح انگیز کراچی
۹۰. روحی شفیعی
۹۱. روحی شیرانپور
۹۲. روزبه سیدی
۹۳. روزبه شریعت پناهی
۹۴. رویا صحرائی
۹۵. رویا مکتبی
۹۶. زهرا مهریار
۹۷. زهرا باقری شاد
۹۸. زهره بختیارزادگان
۹۹. زهره عبداله خانی
۱۰۰. زرین شقاقی
۱۰۱. زیبا اعظمی
۱۰۲. زینت اسماعیل زاده
۱۰۳. ژانت آفاری
۱۰۴. ژیلا عمرانی
۱۰۵. ژیلا مکوندی
۱۰۶. ژیلا موحد شریعت پناهی
۱۰۷. سارا ارشدی
۱۰۸. سارا امینی
۱۰۹. سارا رهبر
۱۱۰. سارا گنجهای
۱۱۱. سامانتا راد
۱۱۲. ستاره نفیسی
۱۱۳. سرور علی محمدی
۱۱۴. سعید نیکنام
۱۱۵. سوسن رخش
۱۱۶. سوسن علیاکبری
۱۱۷. سیاوش کامکار
۱۱۸. سیروس عبدی
۱۱۹. سیف اهدائی
۱۲۰. سیما صاحبی
۱۲۱. سعید
۱۲۲. سعید رهنما
۱۲۳. سعید تبریزی
۱۲۴. سعید نیکنام
۱۲۵. سنا جاوید
۱۲۶. سودابه کسراییان
۱۲۷. سوزان کریمی
۱۲۸. سوسن رخش
۱۲۹. سودابه کسراییان
۱۳۰. سودابه مفرد
۱۳۱. سورا رستمی
۱۳۲. سونیا شریفی
۱۳۳. سیاوش کامکار
۱۳۴. سیروس عبدی
۱۳۵. سیف اهدائی
۱۳۶. سیما صاحبی
۱۳۷. سیمین اصفهانی
۱۳۸. سیمین جامپولاد
۱۳۹. سیمین فروهر
۱۴۰. سیمین کرامتی
۱۴۱. سیمین معتمدی
۱۴۲. سیروس کسراییان
۱۴۳. سینا بهمنش
۱۴۴. شاهین ضیائی
۱۴۵. شجاع شمسی
۱۴۶. شجاع شمسی زاده
۱۴۷. شراره نوری
۱۴۸. شعله زمینی
۱۴۹. شعله شاهرخی
۱۵۰. شهرزاد مسعودی
۱۵۱. شهره ایرانی
۱۵۲. شهزاده سمرقندی
۱۵۳. شهلا زندگانی
۱۵۴. شهلا حسنزاده
۱۵۵. شهلا فصبحی
۱۵۶. شهین خراسانی
۱۵۷. شهین شجاعی
۱۵۸. شهریر نواختر
۱۵۹. شیرین خیامباشی
۱۶۰. شیوا شفاهی
۱۶۱. شیوا نصرت
۱۶۲. شیلا خیامباشی
۱۶۳. صالح خلیلپور
۱۶۴. صبا قاضی
۱۶۵. صفا قاضی
۱۶۶. صدیقه فخرابادی
۱۶۷. عارفه زندیان
۱۶۸. عباس شکری
۱۶۹. عباس صادقی
۱۷۰. عباس مسرور
۱۷۱. عسل عباسیان
۱۷۲. عصمت بهرامی
۱۷۳. عفت ماهباز
۱۷۴. علی آشوری
۱۷۵. علی اصغر فرداد
۱۷۶. علی اکبر مهدی
۱۷۷. علی پرسان
۱۷۸. علی ستاری
۱۷۹. علی صمد
۱۸۰. علی فتوتی
۱۸۱. علی کارون
۱۸۲. علی نورالدینی
۱۸۳. عنایت فانی
۱۸۴. ف. بهرنگ
۱۸۵. فاطمه شمس
۱۸۶. فاطمه حقیقتجو
۱۸۷. فاطمه زارعی
۱۸۸. فرشته احمدی
۱۸۹. فرشته کیانارثی
۱۹۰. فرهاد داودی
۱۹۱. فرهاد خسروخاور
۱۹۲. فرهاد نعمانی
۱۹۳. فریدا رضوی
۱۹۴. فریدا آفاری
۱۹۵. فریده فریدنیا
۱۹۶. فریده محقق
۱۹۷. فریده خوشدل
۱۹۸. فرناز جعفریان
۱۹۹. فرزانه بذرپور
۲۰۰. فرزانه عظیمی
۲۰۱. فرزانه ضیاء فتحی
۲۰۲. فرح کمانگر
۲۰۳. فرح میرآغاسی
۲۰۴. فریدون کیانی
۲۰۵. فریدون روزبهانی
۲۰۶. فریدون سلطانی
۲۰۷. فرحناز محمدی
۲۰۸. فردوس جمشیدی رودباری
۲۰۹. فردوس دینی
۲۱۰. فروزان فرزانه
۲۱۱. کاظم علمداری
۲۱۲. کاظم کردوانی
۲۱۳. کاوه فرنام
۲۱۴. کتایون رهنوردی
۲۱۵. کتایون هودفر
۲۱۶. کلکتیو زنان عصیان
۲۱۷. کوروش پارسا
۲۱۸. کوهیار گودرزی
۲۱۹. گرچی مرزبان
۲۲۰. گلی خستو
۲۲۱. لادن طراوت نژاد
۲۲۲. لاله شیخانی
۲۲۳. لاله محمدی
۲۲۴. لعبت بهزادی
۲۲۵. لیدا درفشه
۲۲۶. لیلی دانشیان
۲۲۷. لیلا سیف اللهی
۲۲۸. لیلا فضائلی
۲۲۹. مارشا استانفیلد
۲۳۰. ماهرخ
۲۳۱. مائده سلطانی
۲۳۲. مجید مالکی
۲۳۳. محبوبه عباسقلیزاده
۲۳۴. محسن خوشبین
۲۳۵. محمد آزادگر
۲۳۶. محمد اعظمی
۲۳۷. محمد خاکساری
۲۳۸. محمد قاضی
۲۳۹. محمد مهدی محسنی
۲۴۰. محمدرضا سرداری
۲۴۱. محمود میرزایی
۲۴۲. مرسده هاشمی
۲۴۳. مریم اشرافی
۲۴۴. مریم اهری
۲۴۵. مریم پالیزبان
۲۴۶. مریم پورتنگستانی
۲۴۷. مریم دهکردی
۲۴۸. مریم رحمانی
۲۴۹. مریم رئیسدانا
۲۵۰. مریم سطوت
۲۵۱. مریم شیرینسخن
۲۵۲. مزدک لیماکشی
۲۵۳. مژگان عظیمی
۲۵۴. مسعود شبافروز
۲۵۵. مسعود فتحی
۲۵۶. ملیحه فرهنگ
۲۵۷. معصومه شاپوری
۲۵۸. منظرضرابی
۲۵۹. منوچهر گلشن
۲۶۰. منوچهر مختاری
۲۶۱. منصوره بهکیش
۲۶۲. منصوره خسروشاهی
۲۶۳. منصوره شجاعی
۲۶۴. منیره برادران
۲۶۵. مهدیه گلرو
۲۶۶. مهدی ابراهيم زاده
۲۶۷. مهدی فتاپور
۲۶۸. مهدی نخل احمدی
۲۶۹. مهرانگیز کار
۲۷۰. مهرداد درویشپور
۲۷۱. مهرداد وهابی
۲۷۲. مهناز قاسمی
۲۷۳. مهناز متین
۲۷۴. مهشید نجفی
۲۷۵. مهشید زمانی بزرگنیا
۲۷۶. مهین خدیوی
۲۷۷. میترا آزاد
۲۷۸. میترا دهقان
۲۷۹. میترا صفاری
۲۸۰. منیژه قدرتیپور
۲۸۱. منیژه تام
۲۸۲. منیژه صبا
۲۸۳. منوچهر گلشن
۲۸۴. منوچهر مختاری
۲۸۵. منیره برادران
۲۸۶. مونا آفاری
۲۸۷. مونا تجلی
۲۸۸. مهآفرید منصوریان
۲۸۹. مهین خدیوی
۲۹۰. مینو خدیوی
۲۹۱. میهن جزنی
۲۹۲. میهن روستا
۲۹۳. نادر عصاره
۲۹۴. نازآفرین پیشکوهی
۲۹۵. ناصر زراعتی
۲۹۶. ناصر شریعت
۲۹۷. ناصر مهاجر
۲۹۸. ناهید امیری
۲۹۹. ناهید سنجری
۳۰۰. ناهید قجر
۳۰۱. ناهید ناظمی
۳۰۲. ناهید وحدانی
۳۰۳. نداصادقیان پلار
۳۰۴. نرگس ا م ا
۳۰۵. نسرین ازاد
۳۰۶. نسرین اسدیان
۳۰۷. نسرین بصیری
۳۰۸. نسرین ازاد
۳۰۹. نسرین مقدم
۳۱۰. نسیم مقرب
۳۱۱. نسیم نواب
۳۱۲. نفیسه پتکی
۳۱۳. نگین شیرآقایی
۳۱۴. نورا بیانی
۳۱۵. نوشین دادور
۳۱۶. نوشین کشاورزنیا
۳۱۷. نوید بهرامی
۳۱۸. نیاز سلیمی
۳۱۹. نیره توحیدی
۳۲۰. نیلوفر جمالی
۳۲۱. نیکو رامین
۳۲۲. وحید بدیعی
۳۲۳. ویانا سلیمانی
۳۲۴. ویدا فرهودی
۳۲۵. هایده مغیثی
۳۲۶. هشتم میترا
۳۲۷. هما مرادی
۳۲۸. هما هودفر
۳۲۹. هلن نصرت
۳۳۰. هما مرادی
۳۳۱. هنگامه فلاح
۳۳۲. هیرش خیر
۳۳۳. هێمن خاستان
۳۳۴. یاسمین قاسمی
۳۳۵. یعقوب شجاعی
۳۳۶. یوسف تیموری
۳۳۷. یوسف قهرمانی
۳۳۸. یوسف کاظمی
۳۳۹. یوسف محمدی
۳۴۰. یوسف پارسا
نه جنگ، نه مرگ؛ ما از زندگی میگوییم
جنگ شاید برای لحظهای خاموش شده باشد، اما آتش آن هنوز در زندگی مردم زبانه میکشد. سکوتی که بر آسمان ایران نشسته، سکوتی آرام بخش نیست؛ بیشتر شبیه مکثی سنگین است میان دو ضربه، مردم هنوز از زیر آوار ترس بیرون نیامده اند که پس لرزهها آغاز شده است؛ پس لرزههایی که این بار نه از آسمان، بلکه از دل سیاست و امنیت بر جان جامعه فرود میآید. به برکت اتخاذ سیاستهای کاملاً منفعت طلبانه رضا پهلوی و هواداری کورکورانه مشتی انسانهای ناآگاه خارج نشین همراه با بزرگ نمائی رسانه های وابسته و واکنشهایی که در روزهای جنگ برانگیخته شد، اکنون بهانه های تازهای در دست حکومت قرار گرفته است. اتهاماتی که روزگاری پراکنده و محدود بود، امروز به فهرستی بلندبالا تبدیل شده: «جاسوسی برای اسرائیل»، «ارتباط با رسانههای خارجی»، «اقدامات خرابکارانه»، «ارسال فیلم و خبر به خارج» و دهها عنوان دیگر که هرکدام میتواند سرنوشت انسانی را به تاریکی زندان بسپارد ، این اتهامات، همچون تورهایی گسترده، بر سر مردم فرود میآید؛ مردمی که تنها جرمشان زیستن در سرزمینی است که هر بحران، بهانهای تازه برای سرکوب میآفریند پیش تر نیز گفته بودم و باز هم میگویم: جنگ، از نخستین روزهای به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، در روایت رسمی حکومت «نعمت» بوده است؛ نعمتی برای بقا، برای توجیه، برای خاموشکردن صداها. امروز نیز همان روایت ادامه دارد. جنگی که از بیرون بر کشور تحمیل شد، در درون به ابزاری برای تحکیم قدرت بدل شده است حکومت، در سایهٔ این بحران، توانسته است مردم را خانهنشین کند؛ خیابانها را خاموش، شهرها را سنگین، و ایران را به حالتی شبیه یک «حکومت نظامی اعلامنشده» بکشاند ، در چنین فضایی، هر درِ بسته ای، هر گوشی خاموشی، هر پیام کوتاهی میتواند بهانهای برای بازداشت باشد. بدیهی است اگر جمهوری اسلامی بخواهد برای دوام و بقای چند صباحی بیشتر، بستر چنین جنگهایی را فراهم کند، این رفتار از سر اتفاق نیست. در تمام چهلوهفت سال گذشته، این حاکمیت جز به بقای خود نیندیشیده و هیچگاه رفاه، امنیت یا آرامش مردم را در شمار اولویتهایش قرار نداده است. برای چنین نظامی، بحران نه تهدید، که فرصتی برای محکم تر کردن دیوارهای قدرت است؛ و جنگ، پردهای ضخیم که میتواند صدای جامعه را خاموشتر و سایهٔ سرکوب را گسترده تر کند ، اما با همهٔ اینها، یک حقیقت روشن و خدشه ناپذیر باقی میماند: هیچ یک از این واقعیت ها، هیچ یک از خطاها یا سیاستهای حکومت، به هیچ کشور یا قدرت خارجی مجوز تجاوز، بمباران و کشتار مردم ایران را نمیدهد. رنج مردم، ملک مشاع هیچ قدرتی نیست و هیچ ارتشی حق ندارد به نام «نجات» یا «تنبیه»، خاک و جان یک ملت را هدف بگیرد. سرنوشت ایران، هرچه باشد و هرکه آن را رقم بزند، باید از دل مردمش برخیزد، نه از آتش هواپیماهای جنگی و نه از تصمیم اتاقهای قدرت در سرزمینهای دور. جنگ امروز شاید در مرزها متوقف شده باشد، اما در زندگی مردم ادامه دارد؛ در نگاه های نگران، در سکوت شبانهٔ شهرها، در ترسی که هنوز از دل ها بیرون نرفته مردم ایران، پس از چهل روز آتش و دود، اکنون با موج تازهای از فشار رو به رو هستند؛ موجی که نه از بیرون، بلکه از درون میآید در این روزها، هر سطر نوشته نشده، هر تماس نگرفته، هر سکوتی میتواند به «اتهام» بدل شود. زندانیان سیاسی، که سالهاست زیر بار فشار، بازجویی و محرومیت ایستادهاند، اکنون با موج تازهای از تهدیدها روبه رو هستند، اعدام ها همچون تیغی که هر روز بر سر جامعه آویزان است، در این روزهای پس از جنگ تندتر و بی رحمانه تر فرود میآید. هر صبحی که آغاز میشود، بیم آن می رود که نامی تازه، جوانی تازه، انسانی تازه از میان ما برداشته شده باشد، در چنین فضایی، زندانی سیاسی تنها یک فرد نیست؛ نماد امیدی است که حکومت میکوشد خاموشش کند و هر اعدام، نه پایان یک زندگی، که زخمی تازه بر پیکر جامعه است؛ زخمی که با هیچ مرحمی التیام نمی یابد و این همان تراژدی بزرگ است: جنگی که از آسمان آغاز شد، اکنون در زمین ادامه پیدا کرده؛ در خانهها، در خیابانها، در زندان ها و نهایتاً در ذهن و جان مردم بی گناه.
۱۴۰۵ فروردین ۲۵, سهشنبه
وحشت جنگ و کابوس بقای استبداد؛ چرا نه گفتن به جنگ همیشه انتخابی اخلاقی نیست؟

اگرچه مخالفت با جنگ بهطور کلی کنشی اخلاقی است، اما من در این یادداشت استدلال میکنم در جنگ فعلی و در میانه ضرورت فلج کردن ساختار سرکوب، اگرچه توام با فاجعه غیرقابل توجیه مرگ غیرنظامیان، شعار بیقیدوشرط «نه به جنگ» بدون پایان یافتن جمهوری اسلامی دیگر شعاری مسئولانه و اخلاقی نیست.
در بحث جنگ، معمولا افکار عمومی میان دو قطب سادهسازیشده گرفتار میشود: یا باید بیقید و شرط با جنگی که در جریان است همراه شد، یا باید بیقید و شرط خواهان توقف فوری آن شد. اما موقعیت در برخی موارد تراژیکتر از آن است که بشود با سادهسازی با آن برخورد کرد.
اینجا تراژدی صحبت درباره جنگ فعلی جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل در این است که هیچ یک از این دو پاسخ ساده، بهتنهایی قادر به توصیف ابعاد فاجعهای نیست که در جریان است، چرا که مساله ایران فقط جنگ نیست؛ مساله، نسبت جنگ با حکومتی است که پیشتر نشان داده در شرایط احساس خطر، آمادگی دارد جامعه را با ابعادی بیسابقه سرکوب کند.
ضرورتی ندارد حتی وقتی موافق جنگ هستیم آن را رمانتیک ببینیم، جنگ حتی وقتی با شعار آزادی آغاز میشود، بوی مرگ، ویرانی و بیثباتی میدهد. من پیش از این بارها در مخالفت با جنگ و آنچه «دموکراسی بمبارانی» خوانده میشود، نوشتهام. با این حال معتقدم درباره جنگ فعلی مساله به این سادگی نیست که با گفتن «جنگ بد است» بتوان خیال خود را راحت کرد.
پایان مشروعیت اخلاقی؛ وقتی حکومت به ماشین کشتار بدل میشود
در بسیاری از کشورها، مخالفت با جنگ بهطور طبیعی به معنای دفاع از جان، مال، آزادی و آرامش مردم است، اما به جمهوری اسلامی که میرسد مساله به این سادگی نیست.
حکومت ایران سالهاست بزرگترین تهدید علیه جان مردم است. وقتی حکومت نه حافظ جان و امنیت و آزادی شهروندان بلکه عامل مستقیم کشتار آنان باشد، نمیتوان با دستگاهها و چارچوبهای متعارف اخلاقی و سیاسی درباره جنگ و صلح قضاوت کرد.
دفاع از جنگی علیه جمهوریاسلامی که نتیجه آن میتواند همارز مداخله بشردوستانه باشد، نه از سر شیفتگی به قدرتهای خارجی است و نه از سر توهم درباره نیتهای آنها.
حکومتی که در واکنش به حضور اعتراضی نزدیک به هفت میلیون نفر از مردم در خیابانهای ایران در تنها دو شب، به جای عقبنشینی یا دستکم سرکوب با کمترین هزینه جانی، دست به کشتار بیرحمانه زد و نزدیک به ۴۰ هزار معترض بیسلاح را قتلعام کرد، خود را از دایره هر ادعای مشروعیت اخلاقی بیرون انداخته است.
اینجا دیگر با «سرکوب داخلی» در معنای رایج یا حتی «اختلاف سیاسی» حاد در یک نظام سیاسی غیردموکراتیک مواجه نیستیم. آنچه رخ داد جنایت علیه بشریت بود.
اینجا بحث بر سر یک ماشین سرکوب است که بقای خود را بر خون مردم بنا کرده است. به این ترتیب، در برابر حکومتی که به شکلی ساختاری و تصاعدی از خشونت مرگبار بیسابقه در مقیاس تاریخی علیه شهروندان استفاده میکند، نمیتوان صرفا با زبان بیطرفی سیاسی حرف زد و در چارچوب دستگاههای مفهومی معمول استدلال کرد.
در چنین وضعیتی، دفاع از «مداخله» نه از سر علاقه به جنگ، بلکه از دل بنبستی تاریخی سر برمیآورد که در آن مردم از همه مسیرهای عادی برای تغییر محروم شدهاند.
وقتی اعتراض مدنی به شکلی مطلقا بیسابقه و خونین سرکوب شده و هر شکل از مطالبهگری با زندان، شکنجه و اعدام روبهرو شده است، طبیعی است که بخشی چشمگیر و موثر از جامعه به این نتیجه برسد که بدون تضعیف قهرآمیز ماشین سرکوب با مداخله یک قدرت نظامی خارجی، امکان نجاتی وجود ندارد.
۱۴۰۵ فروردین ۲۴, دوشنبه
آیا شواهدی از نسلکشی جمهوری اسلامی در ایران دیده میشود؟
تحلیل
آیا شواهدی از نسلکشی جمهوری اسلامی در ایران دیده میشود؟
روزنامهنگار

کشتهشدن دهها هزار ایرانی طی دو شب، حاکی از ارتکاب جنایتی سنگین علیه بشریت است؛ سطحی از خشونت که برخی ناظران و تحلیلگران را به طرح این پرسش واداشته است که آیا میتوان از عناصر نسلکشی در رفتار جمهوری اسلامی سخن گفت؟
حقوقدانان در بهکارگیری این واژه احتیاط فراوان به خرج میدهند. علت این احتیاط، تعریف دقیق و محدود نسلکشی در حقوق بینالملل است؛ در این چارچوب نسلکشی به اعمالی اطلاق میشود که با قصد نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی انجام میشود.
برخی حقوقدانان استدلال میکنند که معترضان این خیزش، در معنای کلاسیک حقوقی، لزوماً ذیل یکی از این گروهها تعریف نمیشوند و به همین دلیل از اطلاق قطعی واژه «نسلکشی» به این جنایت فجیع خودداری میکنند
. با این حال، برای بسیاری از افرادی که جمهوری اسلامی را از بدو شکلگیری آن میشناسند یا بخش قابلتوجهی از زیست خود را زیر سلطه این نظام گذراندهاند، مفهوم نسلکشی به شکلی دیگر و ملموستر معنا مییابد.
۱۴۰۵ فروردین ۲۳, یکشنبه
نه پایان جنگ و نه آرامش زندگی؛ روایتهایی از شهروندان ایران
سارا مجیدی
۱۴۰۵/۱/۲۶۱۴۰۵ فروردین ۲۶,
چهارشنبه
روایتها از ایران در میانه آتشبس تصویری از روزمرگی فرسوده مردم را نشان میدهد. اینترنت قطع است، کارها متوقف شده و مردم بین بیکاری، گرانی و نااطمینانی فقط برای "امروز" زندگی میکنند. روایت چند شهروند از ایران را بخوانید.
تصویری از دو پسر نوجوان در ایران در
کنار خرابیهای ناشی از جنگ
در حالی که سایه ازسرگیری جنگ همچنان بر سر کشور سنگینی میکند، آنچه از دل روایتهای روزمره مردم به گوش میرسد، از بحرانی عمیق حکایت داردعکس:
تقریبا نیمی از آتشبس دو هفتهای در ایران گذشته است و در حالی که سایه ازسرگیری جنگ همچنان بر سر کشور سنگینی میکند، آنچه از دل روایتهای روزمره مردم به گوش میرسد، از بحرانی عمیق حکایت دارد که هنوز هیچ برآورد دقیقی از ابعاد واقعی آن در دست نیست.
۱۴۰۵ فروردین ۲۱, جمعه
طرح روز
جهان روی نقشهای کوچکتر شده، اما طمع، جنگ و قدرتطلبی مرزها را بزرگتر کردهاند؛
وقتی سیاستمداران بازی میکنند، این مردماند که زیر دستوپا له میشوند.
ماشین اعدام باید متوقف شود
ماشین اعدام باید متوقف شود
علی طایفی
بیش از پنجاه سال اعدام و کشتارخیابانی از رسوم اصلی نظام استبداد دینی بوده و هست. حکومت اسلامی با مرگ بدنیا آماده و با مرگ نیز از بین خواهد رفت.
برای توقف اعدامها از هم اینک باید از شعار مرگ فاصله کرفت.
۱۴۰۵ فروردین ۲۰, پنجشنبه
مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین، امروز چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، سرانجام آزاد شد.
مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین، امروز چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۵، سرانجام آزاد شد.
مریم اکبری منفرد، مادر سه دختر، پس از تحمل ۱۵ سال زندان در تبعید، در اول آبان ۱۴۰۳ از زندان سمنان به زندان قرچک منتقل شده بود تا حکم دو سال حبس تازهاش نیز به اجرا گذاشته شود. این پروندهی جدید با اتهامهای واهی "نشر اکاذیب" و "تبلیغ علیه نظام" تشکیل شده بود.
او نخستین بار در دیماه ۱۳۸۸، پس از رویدادهای ۸۸، بازداشت شد و در خرداد ۱۳۸۹ شعبهی ۱۵ دادگاه انقلاب تهران او را به ۱۵ سال زندان محکوم کرد. مریم اکبری منفرد در اسفند ۱۳۹۹ از زندان اوین به زندان سمنان تبعید شد و در تیرماه ۱۴۰۲ با دو پروندهی تازه در دادسرای اوین و سمنان مواجه شد؛ پروندههایی که در نهایت به صدور دو سال حبس دیگر برای او انجامید.
خانوادهی مریم اکبری منفرد نیز از قربانیان سرکوب دههی ۶۰ بودهاند. دو برادر او در سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۶۳ اعدام شدند و خواهر و برادر کوچکترش نیز در تابستان ۱۳۶۷ در کشتار دستهجمعی به دستور خمینی جلاد جان باختند.
۱۴۰۵ فروردین ۱۹, چهارشنبه
نه به جنگ» فراتر از یک موضع اخلاقی وقتی جنگ به کمک جمهوری اسلامی می رسد
متن چند ساعت پیش از اعلام آتش بس پایان یافت، یک روز پس از آنکه ترامپ از «مرگ یک تمدن» با تهدید استعماری سخن گفت که به طور ضمنی شامل استفاده از بمب اتمی یا قتل عام مردم ساکن جغرافیای ایران و تخریب زیرساخت های حیاتی آن بود. این متن بدون تغییر منتشر می شود.
در کنفرانس مطبوعاتی ۶ اپریل ۲۰۲۶، زمانی که یک خبرنگار از ترامپ درباره تهدید بمباران زیرساخت های حیاتی و مجازات گسترده مردم پرسید، او پاسخ داد: «مردم ایران حاضرند برای آزادی رنج بکشند؛ آن ها می گویند: 'به بمباران ادامه دهید!'»
اظهارات ترامپ که «جنایات جنگی» را به طور خاص با اشاره به «اراده» مردم ایران مشروعیت می بخشد و توجیه می کند، به وضوح نشان می دهد که چقدر مهم است موضع ضدجنگ بگیریم و حملات نظامی اسرائیل و آمریکا را بدون لکنت محکوم کنیم. سکوت در برابر جنگ یا نبود تلاش های فعال برای «آتش بس» نه تنها چرخ دنده های ماشین جنگی را صیقل می دهد، بلکه به تداوم جنگی کمک کرده است که به طرز طنزآمیزی جمهوری اسلامی را از نظر اجتماعی، سیاسی و ژئوپولیتیکی تقویت و بازسازی کرده است.
«نه به جنگ» فراتر از یک موضع اخلاقی
گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی
گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی ۲۴ اپریل ۲۰۲۶ مقدمه: انسداد مطلق اطلاع...
-
مهاجرت چمدانهایمان را نبستیم برای سفر؛ چمدانها را بستند به جای ما. دستهایی که باید در آغوش میگرفتند، دستهایی را رها کردند؛ خانههایی ...
-
فریبا حسینی، شهروند ساکن شیراز، با حکم دادگاه تجدیدنظر استان فارس به یک سال حبس تحت نظارت سامانه الکترونیکی، دو سال منع فعالیت در فضای مجازی...
-
ا قلیتها و زندانیان سیاسی در معرض اعدام پس از نقضهای مداوم دادرسی عادلانه دیدهبان حقوق بشر امروز گفت مقامات ایران در هفتههای ...