سلام و
احترام
امروز
میخواهم درباره بحرانی صحبت کنم که دیگر فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه به
بحرانی اجتماعی، روانی و انسانی تبدیل شده است. موضوع سخنرانی من «تعدیل نیرو،
تورم و آسیبهای پنهان روانی زنان» است.
در سالهای
اخیر، ایران با موجی از تورم، رکود اقتصادی و بیثباتی بازار کار مواجه شده است.
گزارش خبرگزاری تسنیم با عنوان «تعدیل نیرو، روی دیگر مشکل تورم بالا» نشان میدهد
که بسیاری از کارفرمایان برای کاهش هزینهها، به اخراج و تعدیل کارکنان روی آوردهاند
و فشار اقتصادی، کارگران را حتی به چندشغله شدن وادار کرده است.
اما در
این میان، زنان بیش از دیگران آسیب دیدهاند.
گزارش
«زنانه شدن بیکاری در ایران» توضیح میدهد که رکود اقتصادی، تبعیض ساختاری و حتی
محدودیت اینترنت باعث شده زنان بهتدریج از بازار کار حذف شوند. این گزارش هشدار
میدهد که بسیاری از زنان، مخصوصاً در مشاغل خدماتی، آنلاین و غیررسمی، امنیت شغلی
ندارند و نخستین قربانی بحرانهای اقتصادی هستند.
همچنین
حذف زنان از بازار کار، خانوادهها را در معرض «فقر چندبعدی» قرار میدهد. یعنی
بحران فقط درآمد نیست؛ بلکه سلامت، آموزش، امنیت روانی و آینده خانواده نیز آسیب
میبیند.
اما
مسئله مهمتر، آسیبهای روانی پنهانی است که کمتر درباره آن صحبت میشود.
وقتی
زنی شغل خود را از دست میدهد، فقط درآمدش قطع نمیشود؛ بلکه احساس استقلال، امنیت
و ارزشمندی او نیز آسیب میبیند. بسیاری از زنان پس از بیکاری دچار اضطراب، بیخوابی،
افسردگی و احساس ناامیدی میشوند. این فشار زمانی شدیدتر میشود که زن، مسئول
تأمین بخشی از هزینههای خانواده نیز باشد.
درباره
«پایگاه اجتماعی-اقتصادی زنان و بیماریهای روانی» نشان میدهد که فقر، بیکاری و
فشارهای اقتصادی رابطه مستقیمی با افسردگی و اضطراب زنان دارد. این پژوهش تأکید میکند
که نابرابری اقتصادی و وابستگی مالی، فشار روانی زنان را افزایش میدهد..
امروز
بسیاری از زنان برای کاهش هزینهها:
- درمان خود
را به تعویق میاندازند
- از
نیازهای شخصی صرفنظر میکنند
- چند شغل
همزمان انجام میدهند
- یا حتی
دچار فرسودگی شدید روحی میشوند
فشار
اقتصادی فقط بر جیب مردم اثر نمیگذارد؛ بلکه روابط خانوادگی، تربیت فرزندان و
سلامت روان جامعه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
در
پژوهشی درباره «پیامدهای اجتماعی و روانی فشار اقتصادی در ایران» آمده است که
تورم، بیکاری و ضعف حمایتهای اجتماعی میتواند باعث افزایش خشونت خانگی علیه زنان
شود. این تحقیق توضیح میدهد که ناامنی اقتصادی و فشار روانی، تنشهای خانوادگی را
تشدید میکند و زنان را آسیبپذیرتر میسازد.
از طرف
دیگر، تورم طولانیمدت باعث فرسایش اعتماد اجتماعی و احساس ناامنی دائمی در جامعه
شده است. گزارشی درباره «پنج دهه تورم و بیثباتی در زندگی روزمره» توضیح میدهد
که بحران اقتصادی در ایران، از مرز اقتصاد عبور کرده و به بحران روانی و اجتماعی
تبدیل شده است.
در
چنین شرایطی، زنان اغلب به «قربانیان خاموش» تبدیل میشوند؛ افرادی که فشارهای
اقتصادی و روانی را تحمل میکنند، اما کمتر دیده میشوند و کمتر درباره دردهایشان
صحبت میشود.
بنابراین،
حمایت از سلامت روان زنان باید به یک اولویت اجتماعی تبدیل شود. ایجاد امنیت شغلی،
حمایت از زنان سرپرست خانوار، دسترسی آسان به خدمات روانشناسی و کاهش تبعیضهای
اقتصادی، تنها بخشی از اقداماتی است که میتواند از گسترش این بحران جلوگیری کند.