۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

نه می‌توان بخشید، نه می‌توان فراموش کرد: جاده‌صاف‌کنان جنگِ ارتجاعی و کشتار جمعی دی‌ماه پشت بلندگوهای تلویزیونی

 



ویدیو: ادوارد اسنودن، پیمانکار پیشین سازمان اطلاعاتی آمریکا، که در سال ۲۰۱۳ با انتشار اسناد محرمانه افشا کرد که آژانس امنیت ملی آمریکا به‌طور گسترده ارتباطات و داده‌های میلیون‌ها نفر در سراسر جهان را زیر نظر داشته و جمع‌آوری می‌کند.

توجیه عبارتی مانند “بازگرداندن ایران به عصر حجر” با الگوهایی شناخته‌شده در روانشناسی خشونت‌های جمعی همخوانی دارد. توجیه‌گران جنگ و “بازگرداندن ایران به عصر حجر” با علل ریشه‌ای فقر و رنج واقعی مردم، از زباله‌گردی و کارتن‌خوابی تا محرومیت‌های اقتصادی، بعنوان فاجعه‌ای انسانی و ساختاری بیگانه‌اند و با آن کاری ندارند؛ بلکه فقر را دلیلی برای توجیه تخریب بیشتر همان جامعه و ابزاری برای کسب قدرت مطرح میکنند.

در پژوهش‌های مربوط به نسل‌کشی، این نوع استدلال با مفاهیمی مانند “انسان‌زدایی” توصیف شده است؛ وضعیتی که در آن یک جمعیت نه بعنوان انسان‌هایی دارای کرامت، زندگی ارزشمند، خانواده و آینده، بلکه به‌صورت “باری بر شانه جامعه” یا جمعیتی کم‌اهمیت معرفی میشود و مرگ آنان برای رسیدن به هدفی والاتر موجه جلوه داده میشود.
انسان‌زدایی دقیقاً از همان لحظه‌ای آغاز میشود که رنج یک انسان دیگر نه بعنوان یک مصیبت انسانی، بلکه بعنوان امری قابل مهار یا هزینه‌ای قابل قبول در مسیر یک هدف سیاسی معرفی میشود.
در چنین چارچوبی، نه مرگ غیرنظامیان، به‌ویژه تهی‌دستان، فاجعه‌ای انسانی تلقی میشود و نه تخریب زیرساخت‌های حیاتی یک جامعه. برای مبلغان جنگ، این‌ها پیامدی قابل قبول و حتی “ضروری” جلوه داده میشوند. این منطق آن‌قدر شب و روز تکرار میشود تا در اذهانی که عادت به کنکاش ندارند و تنها در جست‌وجوی امیدند، بعنوان تنها راه‌حل ممکن جا بیفتد.
تاریخ نمونه‌های روشنی از اینگونه استدلال ها ارائه داده است؛ منطقی که در آن گروهی خود را محق میدانند تعیین کنند جان چه کسانی ارزشمندتر از جان دیگران است. 
برای مثال در آلمان نازی، در برنامهٔ کشتار بیماران و معلولان، هزاران نفر از افراد دارای معلولیت و بیماران روانی با این استدلال که “زندگی‌هایی فاقد ارزش” یا “باری بر جامعه” هستند به قتل رسیدند.
همین است که امروز بارها میشنویم چگونه حامیان جنگ، نشسته در امنیت خارج، از فقر نه بعنوان نشانه‌ای از بی‌عدالتی اجتماعی، که باید با حفظ جان مردمان تحت ستم و ارزش‌گذاری بر زندگی آنان برطرف شود، بلکه بعنوان بهانه‌ای برای بی‌ارزش جلوه دادن جان تهی‌دستان و عادی‌سازی یا اجتناب‌ناپذیر جلوه دادن مرگ آنان در جنگ استفاده میکنند تا جنگ‌طلبی خود و ویرانی‌های روزافزونِ به بار آمده را توجیه کنند.
رسانه‌ها در جا انداختن چنین گفتمانی سرآمدند و نقشی بسیار تعیین‌کننده دارند. هرچند رسانه‌های فارسی‌زبان، چه در داخل و چه در خارج از ایران، سال‌هاست که در فریب افکار عمومی جامعهٔ ایرانی از یکدیگر پیشی می‌گیرند، در این میان در خارج از کشور، جایزهٔ “بهترین اهرم تحمیق و تحقیر از طریق جنگ روانی” بی‌تردید به ایران اینترنشنال می‌رسد. مبارک باد!
تلویزیونی که هم در کشتار دی‌ماه با صداگذاری ویدیوها، حذف، تغییر و تحریف اخبار و پخش عامدانهٔ اخبار جعلی دربارهٔ وضعیت رژیم، همدست کشتار جمعی مردم شد و هم امروز، به‌جای برجسته کردن پیامدهای انسانی جنگ، به عادی‌سازی و توجیه جنگ میپردازد و بدین‌ترتیب همدستی در فاجعه‌ انسانیِ جدیدی را به کارنامهٔ خود افزوده است. 
امروز، این رسانه میکوشد تهدید “بازگرداندن یک کشور به عصر حجر” را با استدلال‌هایی مانند فقر موجود در جامعه توضیح یا توجیه کند و بدین‌ترتیب در ادامه بازتولید همین چارچوب غیرانسانی‌سازی سهیم میشود.
در چنین وضعیتی، رسانه دیگر صرفاً بازتاب‌دهندهٔ وقایع نیست، بلکه به سازندهٔ چارچوبی تبدیل میشود که در آن خشونت قابل تصور، قابل توجیه و در نهایت قابل پذیرش جلوه داده میشود. 
به این معنا که همان‌گونه که جمهوری اسلامی به جرم‌انگاری فقر میپردازد و ساختارش برای تنبیه تهی‌دستان و مردمان به حاشیه رانده شده  تنظیم شده است، ایران اینترنشنال نیز، در نقش دستگاه پروپاگاندای نظم مطلوب آینده خود، به عادی‌سازی و اجتناب‌ناپذیر جلوه دادن مرگ تهی‌دستان و طبقات محروم جامعه در جنگ دامن میزند، و در عمل، ماهیت و نگاه واقعی خود و نظم مطلوبش به طبقات محروم جامعه را آشکار میکند.
در مطالعات جنگ، خشونت و کشتار جمعی، بر ضرورت پاسخگوسازی کسانی تأکید میشود که در عادی‌سازی، توجیه یا مشروعیت‌بخشی به خشونت گسترده علیه یک جامعه نقش ایفا میکنند. تجربهٔ تاریخی نیز نشان داده است که جنگ‌ها تنها با سلاح آغاز نمی‌شوند؛ پیش از آن‌که بمبی فروریزد، انسان‌زدایی در زبان، روایت‌های توجیه‌گر و رسانه‌ها برای آن مشروعیت میسازند.
به همین دلیل، پاسخگوسازی افرادی که در رسانه‌ها بعنوان بلندگوی جنگ روانی و توجیه‌کنندهٔ چنین گفتمان‌هایی عمل میکنند، بخشی ضروری از دفاع از عدالت اجتماعی، انسانیت و کرامت مردم است.

از داوریِ تاریخ گریزی نیست!

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه

سکوت در تروماهای جمعی: میان فشار روانی، اجتناب و بقا

 


روی‌آوردن به سکوت در مواجهه با تجربه‌های آسیب‌زای مکرر و فشرده را نمیتوان صرفاً به ناتوانی در بیان این تجربیات، عادی سازی یا بی‌تفاوتی نسبت به آن‌ها تقلیل داد. این خاموشی بیان، نتیجه‌ یک فرایند واحد نیست، بلکه حاصل درهم‌تنیدگیِ پیچیده‌ چند فرایند روانی ست که میتوانند بصورت همزمان یا به‌دنبال هم در مواجهه با وقایع فاجعه بار فعال شوند.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۳, یکشنبه

وقتی جنگ سیگنال را قطع می‌کند، زنان کارگر معیشت خود را از دست می‌دهند

 



در سایه جنگ و خاموشی های طولانی اینترنت، بحران واقعی در سکوت خانه ها و مشاغل محروم در حال رخ دادن است، جایی که زنان شاغل نخستین قربانیان فروپاشی معیشت ها هستند. در این گزارش، عصل عباسیان نشان می دهد که چگونه اقتصاد دیجیتال ناپایدار کار داخلی و غیررسمی را به آستانه نابودی رسانده و شکاف های طبقاتی را عمیق تر ساخته است. از کارگران خانگی گرفته تا درمانگران و کسب وکارهای کوچک، روایت ها از یک نقطه مشترک سخن می گویند: کاهش درآمد به صفر در میان تورم و بی ثباتی. این فقط نتیجه جنگ نیست، بلکه نشانه ای از نظمی است که در آن آسیب پذیرترین ها همیشه بالاترین قیمت را می پردازند.

آتش‌بس، آغاز مواجهه با ‌ آسیب روانی

 



با اینکه بسیاری از ایرانیان ‌ تجربیات آسیب‌زای جمعی، از جمله کشتار دی‌ماه و پیش از آن، سرکوب، فشار و فقر گسترده طی بیش از چهار دهه، را از سر گذرانده‌اند، پرداختن به مسئله آسیب‌دیدگی پس از آتش‌بس، لایه‌ای دیگر از این تجربه‌های سهمگین را آشکار میکند.

تحقیقات روانشناسی نشان میدهند که توقف درگیری‌های نظامی، برخلاف تصور رایج، لزوماً به بهبود فوری سلامت روان منجر نمیشود. در بسیاری از موارد، پایان جنگ نه‌تنها با کاهش رنج روانی همراه نیست، بلکه میتواند به افزایش یا بروز تأخیریِ نشانه‌های آسیب روانی بینجامد. از این منظر، آتش‌بس را نمیتوان نقطه پایان آسیب‌دیدگی روانی دانست، بلکه باید آن را آغاز مرحله‌ای تازه در مواجهه ذهنی با تجربه‌های جنگ در نظر گرفت.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۲, شنبه

عمو زنجیر باف عنکبوت بی‌ انصاف



عمو زنجیر باف عنکبوت بی‌ انصاف

هر کی‌ که با تو بد شد براش یه پاپوش نباف

که روش یه کاسه آشه روغن برّه باشه

وجب وجب جنازه تو کوچه فرش ما شه

نیمهٔ شب ۳تا زن تو کوچه راه میفتن

روی جنازه‌های غریبه‌ها می‌‌خزن

چادرایه سیاشون قرمزی لباشون

آره آدمو میترسونه رقصای سایه هاشون

خبر میارن برات قربونین پیش پات

رو تخت تو میخوابن

لابد خون میخورن از لبات

کی‌ گفته دنیا روی دستهای تو میگرده

هر کی‌ تنش سیاهه واست باشه یه برده

با مهره های خسته لنگو کجو شلخته

آخر بازی روشه تاس سیاه تخته

عقب میمونی از ما

شکل ما نیستی‌ اصلا

بد میاری خیلی‌ بد می‌‌بازی مطمئنا

عمو زنجیر باف زنجیرارو بافتی

لقمه‌های حروم رو تو سفرت انداختی

از ما که بد ندیدی

خطو نشون کشیدی

مگه نگفتی دیشب تو خواب خدا رو دیدی

میگن خدا تو خواب نازه

یه روزی بی‌ اجازه میدم یه بنای خوب واسم خدا بسازه

یه لات بی‌ سر و پابا قد و چشم سیاه

یه کسی‌ که بتونه کارتو خوب بسازه

عمو زنجیر بر یه روزی از پشت در

گورشو گم می‌کنه یواشکی بیخبر

دور می‌شه از نگامون شاد می‌شه باز دلامون

میرسه اون روزی که سایه می‌شه برامون

عمو زنجیر باف عنکبوت بی‌ انصاف

هرکی‌ که با تو بد شد براش یه پاپوش نباف

نه می‌توان بخشید، نه می‌توان فراموش کرد: جاده‌صاف‌کنان جنگِ ارتجاعی و کشتار جمعی دی‌ماه پشت بلندگوهای تلویزیونی

  ویدیو: ادوارد اسنودن، پیمانکار پیشین سازمان اطلاعاتی آمریکا، که در سال ۲۰۱۳ با انتشار اسناد محرمانه افشا کرد که آژانس امنیت ملی آمریکا به‌...