۱۴۰۵ خرداد ۹, شنبه

زبان مادری و تأثیر آن بر هویت ملی

 

  زبان مادری یکی از ارکان اصلی هویت فردی و اجتماعی انسان است که ارتباط ناگسستنی با فرهنگ، تاریخ و هویت ملی جامعه دارد. سازمان ملل متحد برای حفظ زبان مادری، بویژە آن‌دسته از زبان‌هایی که در معرض تهدید و نابودی قرار دارند، روز ۲۱ فوریه را به‌عنوان "روز جهانی زبان مادری" تعیین کرده است

  در سال ۱۹۹۹، در کنفرانس عمومی یونسکو، این تصمیم با الهام از جنبش دانشجویی پاکستان شرقی (بنگلادش) اتخاذ گردید. دانشجویان در ۲۱ فوریه ۱۹۵۲ علیه تحمیل زبان اردو از سوی حکومت پاکستان به خیابان‌ها آمدند و بسیاری از آن‌ها با قساوت تمام کشته شدند. پیش از این رویداد نیز، جنبش‌های ملی-دموکراتیک در سراسر جهان برای دستیابی به حقوق ملی در جریان بودند، که از برجسته‌ترین نمونه‌های آن می‌توان به مبارزات و خیزش‌های آزادی‌خواهانه‌ی کوردها در تمام بخش‌های کوردستان اشاره کرد، که هنوز هم ادامه دارد. هرچند که اعتراضات دانشجویان بنگالی در نهایت منجر به فروپاشی سلطەی دولت پاکستان بر این سرزمین و استقلال آن در سال ١٩٧١ شد، سازمان ملل متحد به این باور رسید که باید تلاش‌های جدی‌تری برای حفظ زبان مادری و حق تحصیل و نوشتن به آن زبان انجام شود تا از محو تدریجی ملت‌ها جلوگیری شود.

آیا ایران و آمریکا توافق خواهند کرد؟ / چرا دسترسی آزاد و گسترده مردم به اینترنت مهم است؟ / چرا حل سریع مشکلات اقتصادی ضروری است؟

 


دسترسی آزاد و گسترده مردم به اینترنت یک ضرورت است، زیرا با مسدود کردن اینترنت لزوماً نمی‌توان امنیت ایجاد کرد.

حسین کنعانی‌مقدم، دبیرکل حزب سبز، و محسن جلیلوند، استاد دانشگاه، در مناظره‌ای در برنامه «کامنت» فرارو به بررسی وضعیت سیاست داخلی و خارجی کشور پرداخته‌اند. کنعانی‌مقدم معتقد است ایالات متحده در حوزه تصمیم‌گیری درباره ایران در وضعیت استیصال قرار دارد. او در عرصه آزادی‌های اجتماعی بر آزادسازی اینترنت بین‌الملل تأکید می‌کند و می‌گوید دسترسی آزاد و گسترده مردم به اینترنت یک ضرورت است، زیرا با مسدود کردن اینترنت لزوماً نمی‌توان امنیت ایجاد کرد.

به گزارش فرارو، در مقابل، جلیلوند بر این باور است که تا زمانی که اسرائیل برنامه هسته‌ای ایران را تهدیدی علیه امنیت ملی خود تلقی می‌کند، دستیابی به یک توافق پایدار ممکن نخواهد بود. او همچنین بر اهمیت توجه به تحولات اجتماعی تأکید دارد و هشدار می‌دهد اگر مشکلات موجود، به‌ویژه در حوزه اقتصاد، حل نشود، ممکن است رخدادهایی مشابه اعتراضات دی‌ماه در بازه زمانی کوتاه‌مدت تکرار شود؛ از این رو به اعتقاد او لازم است برای جلوگیری از سوءاستفاده و «نقشه» دشمن هرچه سریع‌تر چاره‌جویی و اقدام شود.

۱۴۰۵ خرداد ۸, جمعه

تعدیل نیرو، تورم و آسیب‌های پنهان روانی زنان

 


 

سلام و احترام

امروز می‌خواهم درباره بحرانی صحبت کنم که دیگر فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ بلکه به بحرانی اجتماعی، روانی و انسانی تبدیل شده است. موضوع سخنرانی من «تعدیل نیرو، تورم و آسیب‌های پنهان روانی زنان» است.

در سال‌های اخیر، ایران با موجی از تورم، رکود اقتصادی و بی‌ثباتی بازار کار مواجه شده است. گزارش خبرگزاری تسنیم با عنوان «تعدیل نیرو، روی دیگر مشکل تورم بالا» نشان می‌دهد که بسیاری از کارفرمایان برای کاهش هزینه‌ها، به اخراج و تعدیل کارکنان روی آورده‌اند و فشار اقتصادی، کارگران را حتی به چندشغله شدن وادار کرده است.

اما در این میان، زنان بیش از دیگران آسیب دیده‌اند.

گزارش «زنانه شدن بیکاری در ایران» توضیح می‌دهد که رکود اقتصادی، تبعیض ساختاری و حتی محدودیت اینترنت باعث شده زنان به‌تدریج از بازار کار حذف شوند. این گزارش هشدار می‌دهد که بسیاری از زنان، مخصوصاً در مشاغل خدماتی، آنلاین و غیررسمی، امنیت شغلی ندارند و نخستین قربانی بحران‌های اقتصادی هستند.

همچنین حذف زنان از بازار کار، خانواده‌ها را در معرض «فقر چندبعدی» قرار می‌دهد. یعنی بحران فقط درآمد نیست؛ بلکه سلامت، آموزش، امنیت روانی و آینده خانواده نیز آسیب می‌بیند.

اما مسئله مهم‌تر، آسیب‌های روانی پنهانی است که کمتر درباره آن صحبت می‌شود.

وقتی زنی شغل خود را از دست می‌دهد، فقط درآمدش قطع نمی‌شود؛ بلکه احساس استقلال، امنیت و ارزشمندی او نیز آسیب می‌بیند. بسیاری از زنان پس از بیکاری دچار اضطراب، بی‌خوابی، افسردگی و احساس ناامیدی می‌شوند. این فشار زمانی شدیدتر می‌شود که زن، مسئول تأمین بخشی از هزینه‌های خانواده نیز باشد.

درباره «پایگاه اجتماعی-اقتصادی زنان و بیماری‌های روانی» نشان می‌دهد که فقر، بیکاری و فشارهای اقتصادی رابطه مستقیمی با افسردگی و اضطراب زنان دارد. این پژوهش تأکید می‌کند که نابرابری اقتصادی و وابستگی مالی، فشار روانی زنان را افزایش می‌دهد..

امروز بسیاری از زنان برای کاهش هزینه‌ها:

  • درمان خود را به تعویق می‌اندازند
  • از نیازهای شخصی صرف‌نظر می‌کنند
  • چند شغل همزمان انجام می‌دهند
  • یا حتی دچار فرسودگی شدید روحی می‌شوند

فشار اقتصادی فقط بر جیب مردم اثر نمی‌گذارد؛ بلکه روابط خانوادگی، تربیت فرزندان و سلامت روان جامعه را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در پژوهشی درباره «پیامدهای اجتماعی و روانی فشار اقتصادی در ایران» آمده است که تورم، بیکاری و ضعف حمایت‌های اجتماعی می‌تواند باعث افزایش خشونت خانگی علیه زنان شود. این تحقیق توضیح می‌دهد که ناامنی اقتصادی و فشار روانی، تنش‌های خانوادگی را تشدید می‌کند و زنان را آسیب‌پذیرتر می‌سازد.

از طرف دیگر، تورم طولانی‌مدت باعث فرسایش اعتماد اجتماعی و احساس ناامنی دائمی در جامعه شده است. گزارشی درباره «پنج دهه تورم و بی‌ثباتی در زندگی روزمره» توضیح می‌دهد که بحران اقتصادی در ایران، از مرز اقتصاد عبور کرده و به بحران روانی و اجتماعی تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، زنان اغلب به «قربانیان خاموش» تبدیل می‌شوند؛ افرادی که فشارهای اقتصادی و روانی را تحمل می‌کنند، اما کمتر دیده می‌شوند و کمتر درباره دردهایشان صحبت می‌شود.

بنابراین، حمایت از سلامت روان زنان باید به یک اولویت اجتماعی تبدیل شود. ایجاد امنیت شغلی، حمایت از زنان سرپرست خانوار، دسترسی آسان به خدمات روانشناسی و کاهش تبعیض‌های اقتصادی، تنها بخشی از اقداماتی است که می‌تواند از گسترش این بحران جلوگیری کند.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۳۱, پنجشنبه

گزارشی از روز جهانی زنان در بند زنان زندان اوین زنده باد صلح و جامعه دموکراتیک

 

روز جهانی زنان امسال یکی از متناقض‌ترین هشت مارس‌ها بود. در حالی که پیشاپیش امکان برگزاری برنامه‌های هرساله در این روز در مواجه با سرکوب و کشتار دی‌ماه پیچیده و تا حدی ناممکن شده بود، شروع جنگ و بمباران ممتد بسیاری از شهرها، در کنار قطعی اینترنت همین امکانات محدود را هم منتفی کرد. هشت مارس امسال، روزی بود که در آن مردم در تهران زیر باران اسیدی ناشی از بمباران به سختی امکان از خانه بیرون آمدن داشتند و حتی روایت کردن از همین شرایط هم بدون اینترنت چندان ممکن نشد. از این رو اغلب گروه‌ها و کنش‌گران فمینیستی این روز را هم مانند روزهای دیگر جنگ به تلاش برای حفظ ارتباط و شبکه‌های مراقبتی و بدون امکانی برای برنامه‌ریزی جمعی و حضور در این روز گذراندند. با این حال، بند سیاسی زنان در زندان اوین، در سایه بمباران، تشدید سرکوب و اعدام و امتناع حکومت از اجرای حق قانونی زندانیان برای بیرون آمدن در شرایط جنگی، همچنان بر سنت فمینیستی برای گرامیداشت هشت مارس با گفتگو، جمع شدن و کنشگری پافشاری کرده است. بنا بر گزارشی که به دست دیدبان رسید است در این بند برنامه‌هایی از جمله اجرای «سرود صلح زنان»، برگزاری تئاتری با موضوع «زنی در آینه تاریخ» و نیز شعرخوانی برگزار شده است. هم‌چنین زنان زندانی در این روز برنامه‌ای برای جمع‌خوانی مجموعه‌ای از مقالات با موضوعاتی مرتبط از جمله «زن در علم ژنولوژی»، «نه به خشونت علیه زنان»، «زن در شاهنامه»، «تجربه‌نگاری از موانع استقلال زن در ایران» و «روایت زنان از ستم‌های خانگی و خیابان» داشته‌اند. در کنار این برنامه‌ها، جمعی از زندانیان این بند بیانیه مشترکی نوشته‌اند که به دلیل قطعی اینترنت با تاخیر زیادی به دست دیده‌بان رسیده است. در این بیانیه  که متن کامل آن در ادامه می‌آید، آن‌ها علیه جنگ موضعی صریح گرفته‌اند، از همبستگی و هم‌سرنوشتی زنان و دیگر انسان‌های به حاشیه‌رانده‌شده در منطقه گفته‌اند و از ضرورت مخالفت تمام‌قد با همه عرصه‌های سرکوب و قدرت‌ورزی مردسالارانه نوشته‌اند. نویسندگان این بیانیه، به تاریخ مبارزه و سازماندهی برای دست‌یابی به «شیوه‌های مدیریتی زنان بر اساس اداره شورایی و قدرت دادن به طبقات محروم جامعه» بازگشته‌اند و در پایان دست تمام خواهران، سرکوب‌شدگان و هم‌سرنوشتان خود را در جغرافیای ایران ودیگر بخش‌های منطقه به گرمی فشرده‌اند تا این روزهای تاریک بگذرد.

روایتگری در هجوم اخبار مرگ و خشونت خفقان و انکار مضاعف آزار؛ روایتگری در هجوم اخبار کشتار و جنگ

 


نویسنده: پگاه

«مردی معروف»، «شاعری محترم»، «اعتبار اجتماعی»، «شخصیتی شناخته‌شده»... برای همه‌ کسانی که با فراز و نشیب‌های جنبش می‌تو آشنا هستند، این ترکیب‌ها الگوی هولناک مشابهی را به یاد می‌آورند. حالا هم بار دیگر، و این‌بار در شرایطی که توان و عواطف عمومی، با پشت سر گذاشتن کشتار دی‌ماه، بیش از یک ماه بمباران و اخبار روزانه‌ اعدام، در یکی از فرسوده‌ترین وضعیت‌های خود قرار دارد، با روایت‌هایی هولناک از آزارگری یک «مرد معروف» روبه‌رو شده‌ایم. روایت‌ها، امتداد طولانی‌مدتی از تجاوز، آزار، تهدید و تخریب زندگی زنانی را آشکار می‌کنند که حالا با ایستادگی و شجاعت خود برای روایت کردن در برابر مردی ایستاده‌اند که همچنان بدون هیچ محدودیتی از جایگاه قدرت خود برای تخریب و تهدید آن‌ها استفاده می‌کند. هولناکی این وضعیت زمانی کامل‌تر می‌شود که این روایت‌ها را کنار پرونده هنوز ادامه‌دار پژمان جمشیدی، آمار رو‌به‌افزایش خشونت خانگی و آزار جنسی پس از کشتار، جنگ، و سرکوب مضاعف صدای زنان با قطعی اینترنت بگذاریم. تصویر وضعیت، در این کنار هم قرار گرفتن، کامل‌تر می‌شود: چندین نیرو در همدستی با یکدیگر، متحد در حذف، تهدید و آزار راویان و زنان هستند.

جنگ علیه زنان در سودان؛ بارداری‌ حاصل از تجاوز، مادری ناخواسته و طرد اجتماعی

 


یاسر نوزاد یکی از هزاران کودکی است که در طول سه سال درگیری میان ارتش سودان و نیروهای شبه‌نظامی پشتیبانی سریع (RSF)، از بازماندگان تجاوز جنسی متولد شده‌اند. نسما مادر او هنوز چهره متجاوزان را به خاطر دارد. خانواده نسما در روزهای آغازین جنگ از خارطوم گریختند، اما یک سال بعد او برای برداشتن گواهی‌های تولد، فارغ‌التحصیلی و ... به شهر بازگشت چون برای آغاز زندگی دوباره به این مدارک نیاز داشتند. نیروهای آراس‌اف اتوبوس او را در میان کارخانه‌های خارطوم شمالی متوقف کردند، به همه دستور دادند پیاده شوند و مردان را از زنان جدا کردند. نسما در حین تجاوز سومین مرد مسلح از هوش رفت: «وقتی به هوش آمدم، صبح شده بود. بیرون رفتم و دیدم یکی از مردهای داخل اتوبوس، تیرخورده روی زمین افتاده و جان باخته است.»

روایت او با شیوه عملکرد نیروهای آراس‌اف، که کارشناسان سازمان ملل آن‌ها را به ارتکاب خشونت جنسی سازمان‌یافته متهم کرده‌اند، مطابقت دارد. شدت آسیب روحی به حدی بود که نسما تازه پس از پنج ماه فهمید باردار است. او تا شب پیش از عمل سزارین مطمئن نبود که می‌خواهد بچه را نگه دارد یا نه. او در حالی که یاسر سرش را در گودی گردنش پنهان کرده بود، به خبرگزاری فرانسه گفت: «دیگر نتوانستم از او دل بکنم. تقصیر پسرم نیست، همان‌طور که تقصیر من هم نبود. نمی‌توانستم تحمل کنم که درد بکشد یا سر از جایی نامناسب دربیاورد.»

ژورنالیسم زیسته زنان در برابر جنگ، استعمار و مردسالاری

 




نگاهی به کتاب «زنان ما در میدان» اثر زهرا هانکر

 ژورنالیسم زیسته زنان در برابر جنگ، استعمار و مردسالاری

نویسنده: سوما نگهداری‌نیا

زهرا هانکر، روزنامه‌نگار و نویسنده لبنانی-بریتانیایی است که در حوزه مستندنگاری و ژورنالیسم خاورمیانه کار می‌کند و تمرکز اصلی‌اش بر تقاطع سیاست، فرهنگ و جوامع در حال گذار است. هانکر فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد در رشته روزنامه‌نگاری از دانشگاه کلمبیا است و به‌عنوان روزنامه‌نگار، تجربه‌ کار با رسانه‌هایی چون بلومبرگ، نیویورک تایمز، لس‌آنجلس تایمز و بی‌بی‌سی را داشته و پیش از آن‌‌که با کتاب «زنان ما در میدان» به شهرت برسد، به‌دلیل گزارش‌های تحقیقی‌اش درباره مسائل اقتصادی و اجتماعی جوامع عربی شناخته می‌شد.

با این حال در میان آثار هانکر، کتاب «زنان ما در میدان» جایگاهی نمادین و مرکزی دارد، و نقطه عطفی در کارنامه او محسوب می‌شود؛ زیرا هانکر در اینجا از نقش یک گزارشگر تک‌صدا فراتر رفت و در مقام یک «گردآورنده روایت» ظاهر شده است. او با این کتاب توانست جریانی را در ژورنالیسم جنگ نمایندگی کند که به جای نگاه از بیرون، بر «دانش بومی» و «تجربه زیسته» تأکید دارد و بسیاری از منتقدان این اثر را مانیفستِ نسل جدیدی از زنان روزنامه‌نگار عرب می‌دانند که آگاهانه علیه کلیشه‌های شرق‌شناسانه در ژورنالیسم شوریده‌اند.

کتاب «زنان ما در میدان»[1] نخستین‌بار در آگوست ۲۰۱۹ توسط انتشارات پنگوئن در ایالات متحده و انتشارات هارویل سکر[2] در بریتانیا منتشر شد. این اثر که بلافاصله مورد توجه محافل ادبی و خبری قرار گرفت، محصول دغدغه‌ زهرا هانکر برای گردآوری صداهایی بود که در دهه‌ پرآشوب پس از بهار عربی، از درونِ میدان گزارش می‌دادند. کتاب مجموعه‌ای از جستارهای ۱۹ روزنامه‌نگار و نویسنده زن عرب است که از نقاط مختلف خاورمیانه و شمال آفریقا روایت می‌کنند و در اصل، طیفی متنوع از تجربه‌های زیسته را دربر می‌گیرد؛ از خبرنگارانی که در بطن جوامع خود و در دل بحران‌ها باقی مانده‌اند تا روزنامه‌نگارانی در دیاسپورا که میان فضاهای رسانه‌ای غرب و زادگاه‌های درگیر جنگ در رفت‌وآمد بوده‌اند و این تنوع جغرافیایی و موقعیتی، بیش از آنکه صرفاً نقشه‌ای از بحران‌های منطقه ارائه دهد، نشان‌دهنده‌ تکثر موقعیت‌های معرفتی در روایت جنگ است. درنتیجه، کتاب نه به‌عنوان بازنمایی یک «خاورمیانه‌ واحد»، بلکه به‌عنوان مجموعه‌ای از صداهای ناهمگون و گاه متعارض عمل می‌کند که هر یک از زاویه‌ای متفاوت، تجربه‌ جنگ، انقلاب و فروپاشی را صورت‌بندی می‌کنند.

کتاب «زنان ما در میدان» فراتر از یک آنتولوژی مطبوعاتی، مانیفستی در باب بازپس‌گیری روایت در جغرافیایی است که همواره سوژه نگاه شرق‌شناسانه و تقلیل‌گرایانه‌ غرب از شرق بوده است. هانکر در این اثر، ۱۹ روزنامه‌نگار و نویسنده زن عرب را گرد هم آورده تا به پرسشی بنیادین پاسخ دهند: وقتی نیمی از بدنه جامعه که بیشترین آسیب را از جنگ می‌بیند، خود راوی صریح آن می‌شود، چه تغییری در درک ما از حقیقت رخ می‌دهد؟ اهمیت این نگاه در ژورنالیسم جنگ نه‌تنها در تغییر سوژه، بلکه در تخریب ساختار قدرت رسانه‌های جریان اصلی نیز نهفته است. هانکر معتقد است که حضور زنان بومی در خط مقدم، نگاه را از «استراتژی‌های نظامی مردانه» به «پیامدهای انسانی ماندگار» تغییر می‌دهد، چرا که در ژورنالیسم کلاسیک غربی، جنگ اغلب در تعداد کشته‌ها و پیشروی تاکتیک‌های نظامی صورت‌بندی می‌شود، اما در این کتاب، جنگ یک پدیده اجتماعی، درونی و درگیر با زندگی است. این زنان در میدان‌های جنگ، لایه‌هایی از واقعیت را گزارش می‌دهند که به دلیل تفکیک جنسیتی در جوامع سنتی، از دید خبرنگاران مرد پنهان می‌ماند؛ آن‌ها به «اندرونی»ها دسترسی دارند، جایی که تاریخ واقعی جنگ در میان اضطراب‌های بی‌پایان برای حفظ جان و کرامت انسانی روایت می‌شود.

هانکر در تنظیم این مجموعه، جستارها را در قالب بخش‌هایی موضوعی سامان داده است که می‌توان آن‌ها را به‌مثابه نوعی مسیر مفهومی برای درک تجربه‌ جنگ و پیامدهای آن خواند. این بخش‌ها را که در ساختار رسمی کتاب با عناوینی چون «تغییر»، «بازپس‌گیری»، «شورش»، «تبعید»، و «انتقال» مشخص شده‌اند می‌توان به‌صورت تحلیلی، همچون مراحلی در گذار از مواجهه اولیه با بحران تا بازسازی هویت در نظر گرفت. در این خوانش، جستارها از لحظه‌ فروپاشی نظم پیشین و مواجهه با واقعیت جدید آغاز می‌شوند، کم‌‌کم به تلاش برای بازپس‌گیری صدا و فضاهای اجتماعی توسط این زنان می‌رسند، و سپس به رویارویی مستقیم با اشکال مختلف قدرت، سیاسی، نظامی یا ایدئولوژیک می‌پردازند. در ادامه، تجربه‌ تبعید و گسست از وطن به‌عنوان یکی از پیامدهای بنیادین جنگ مطرح می‌شود و در نهایت، وضعیت تعلیق و «انتقال» به‌عنوان مرحله‌ای ناتمام و گشوده به آینده ظاهر می‌شود.

این ساختار، بیش از آنکه صرفاً تقسیم‌بندی موضوعی باشد، نشان می‌دهد که برای این نویسندگان، روزنامه‌نگاری نه یک کنش صرفاً حرفه‌ای، بلکه فرآیندی زیستی، عاطفی و در حال تحول است که با تجربه‌ شخصی آن‌ها از جنگ، مهاجرت و بازتعریف هویت درهم‌تنیده است. در میان جستارهای این مجموعه، روایت‌های فردی نویسندگان، یکی از مهم‌ترین نقاط قوت کتاب به شمار می‌آید؛ با این حال، آنچه این روایت‌ها را از گزارش‌های صرفاً خبری متمایز می‌کند، نه‌تنها موضوع آن‌ها، بلکه نحوه‌ صورت‌بندی تجربه نیز هست.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۹, سه‌شنبه

روز جهانی پناهندگان؛ یک درصد مردم جهان آواره‌اند

 




مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۱ با قطعنامه ۷۶/۵۵، بیستم ژوئن هر سال را روز جهانی پناهندگان اعلام کرد. سازمان ملل با این اقدام می‌خواست در وهله نخست پنجاهمین سالگرد امضای توافقنامه موسوم به "کنوانسیون ژنو" را گرامی دارد که سندی راهنما برای فعالیت "کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان" (UNHCR) است. امسال این روز برای بیستمین بار برگزار می‌شود.

"کنوانسیون ژنو" در ادامه سنت اعلامیه جهانی حقوق بشر تصویب شد که پس از جنگ جهانی دوم حفاظت از فرد و وظایف جهانشمول در این زمینه را توضیح می‌دهد. این کنوانسیون در سال ۱۹۵۱ در یک کنفرانس ویژه سازمان ملل متحد به تصویب رسید و دربرگیرنده تعریف مفهوم "پناهنده" و اصل‌هایی است که اخراج یا بازگرداندن چنین انسانی را ممنوع می‌کند. برای نمونه ماده ۳۳ این کنوانسیون تصریح می‌کند که هیچ پناهنده‌ای را نمی‌توان به منطقه‌ای بازگرداند که زندگی یا آزادی او را تهدید می‌کند.

این سند به طور همزمان حقوق پناهندگان را تعریف می‌کند، برای نمونه حق برخورداری از شغل را. اما این سند همچنین اشخاص و گروه‌های معینی را از دایره شمول مفهوم "پناهنده" بیرون می‌داند، برای نمونه جنایتکاران جنگی را.

چیزی تقریباً شبیه اندوه

 






چیزی تقریباً شبیه اندوه

در جهانی که انسان هر روز با تصاویر جنگ، سرکوب، فقر، تبعیض و فرسودگی روانی مواجه است، امید گاهی به مفهومی دور، شکننده یا حتی غیرواقعی تبدیل میشود. بسیاری از انسان‌ها نه فقط از نظر اقتصادی یا سیاسی، بلکه در سطحی عمیق‌تر، از نظر روانی نیز درگیر نوعی خستگی و ناامیدی جمعی‌اند؛ خستگی‌ای که به‌تدریج توانِ رؤیا بافتن، اعتماد کردن و تصور آینده ای بهتر را سخت میکند. در چنین جهانی، برخی گاه در مرزِ میان اندوه و بی‌حسی و گسست اجتماعی زندگی میکنند؛ جایی که رنج آن‌قدر تکرار میشود که حتی توانِ سوگواری و همدلی، حتی با خویشتن، از انسان گرفته میشود.

پذیرش ظلم و استبداد

 







🤦🏻‍♂️نمايش بيعرضه از چخوف، نمايش پذيرش ستم، قبول گزينه هاي بد بجاي بدتر و درنهايت فروكوفتن صداي اعتراض است.

پذيرش سركوب و ظلم، رويه ديگربازتوليد ساختار ستم است. 

چریکه‌ی تارا از زبان «زن، زندگی، آزادی»

  منصوره شجاعی روزهایی که بهرام بیضائی فیلم «چریکه‌ی تارا» را می‌ساخت ، روزهایِ رؤیازاییِ مردمان ایران بود. و او از معدود هنرمندان و روشنفک...