۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه

تو اشتباه می کنی که طناب ما را سد می کنی!» وحشت اژه از متوقف کردن ماشین کشتار

  


صدای زندانیان ایرانی، پنج شنبه، ۳۰ اپریل ۲۰۲۶ – غلام حسین محسنی اژه ای، رهبر دستگاه سرکوب و اعدام رژیم، در پاسخ به موج رو به رشد انزجار جهانی از ماشین کشتار رژیم، نقاب خود را برداشت و با زبان تهدیدآمیز بر ادامه سیاست خونریزی و خفه کردن جامعه تأکید کرد.

در روز پنج شنبه، ۳۰ اپریل، رئیس قوه قضاییه دولت که بقای خود را به طناب دار گره زده است، با جسارت بی نظیر به منتقدان جهانی مجازات اعدام پاسخ داد و با همان زبان آشنای اوباش گفت: «شما اشتباه می کنید که می گویید جنایتکاری که دستانش به خون مردم آلوده است نباید اعدام شود.» این بزرگ ترین ماشین جرم و خونریزی در ایران است و دستان خود و دیگر مجرمان با خون هزاران بی گناه و معترض لکه دار شده است.

اژه که آشکارا از فروپاشی ترس در جامعه و فشارهای بین المللی ترسیده بود، نام رمز سرکوب جدید را «مجازات سریع و قاطع» صادر کرد. او آنان را «همکاران دشمن» نامید و به قضات دستور داد تا از دستوراتش پیروی کنند و در صدور حکم اعدام و زندان تردید نکنند. او نهادهای حقوق بشری را «متکبر و سخنگویان دشمن» خواند تا مشروعیت دادگاه های تفتیش عقاید جمهوری اسلامی را به دست آورد.

این سخنان دیوانه وار در زمانی مطرح می شود که روند در ایران چیزی جز یک نمایش امنیتی رکیک نیست. احکام اعدام در اتاق های بازجویی تاریک، تحت شکنجه های وحشیانه و بدون کوچک ترین دسترسی به وکیل مورد نظر صادر می شود. استفاده از اتهامات ساختگی و پیچیده مانند «دشمنی با خدا»، «شورش» و «همکاری با دولت های متخاصم» تنها ابزاری برای حذف فیزیکی مخالفان و انتقام از کسانی است که نمی خواهند کل این نظام فاسد را داشته باشند.

این واکنش های عصبی پس از آن شدت گرفت که گزارشگر ویژه سازمان ملل، مای ساتو، و کمیسر عالی حقوق بشر، فولکر ترک، بیانیه ای صادر کردند و خواستار توقف فوری دستگاه اعدام در ایران شدند.

در نهایت، اظهارات اخیر رئیس قوه قضائیه نباید نتیجه موقعیت قدرت تلقی شود، بلکه محصول ناامیدی مطلق رژیمی است که جز گلوله و طناب زبانی برای صحبت با شهروندانش ندارد. رژیمی که در گرداب بحران های حل نشده گرفتار شده، تنها راه تزریق ترس و برپا کردن دار در خیابان ها و زندان ها را می بیند.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۹, چهارشنبه

گنجاندن زنان در روایت‌های جنگ: تاریخ‌نگاری‌های پیش‌دستانه‌ی حکومت

 



فقدان بخش‌های وسیعی از داستان‌ها و تاریخ‌نگاریِ جنگ‌ تا مدت‌ها بعد از پایان یک جنگ بیش از آنکه استثناء باشد قاعده‌ی معمول است. طرفین درگیر جنگ معمولاً روایت‌ها را به شدت در کنترل خود داشته‌اند. حتی وقتی قدرت کشورها بر این روایت‌ها و تاریخ‌نویسی‌ها شروع به کاهش می‌کند عناصر دیگری ظهور روایت‌های جایگزین و تکثرگرایانه‌ای را که پیش از این غایب بوده‌‌اند با مانع مواجه می‌کند؛ عناصری همچون آسیب روانی، شرم، احساس گناه، انتظار عبور از جنگ و بازسازی آنچه تخریب شده و همچنین احساسات وطن‌دوستانه و ملی‌گرایانه. کمتر کسی است که زندگی‌اش از جنگ ایران و عراق به‌عنوان یکی از طولانی‌ترین و خون‌بارترین جنگ‌‌های میان‌کشوری در قرن بیستم متأثر نشده باشد.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۸, سه‌شنبه

موج رو به افزایش بیکاری، اخراج ها و اخراج کارگران در دوران پس از جنگ

 



یکی از بحران های مرکزی برای کارگران در ایران، موج عظیم بیکاری و اخراج ها است که از زمان آغاز جنگ در ۲۹ فوریه سال گذشته شدت بی سابقه ای یافته است.

این موج بیکاری و اخراج ها، البته، ناگهان ظاهر نشد. جنگ ضربه نهایی را وارد کرد، اما به جسدی که قبلاً زخمی شده بود. بازار کار ایران در حال فرسایش تحت فشار تورم، رکود، تعطیلی انرژی، اختلالات اینترنتی، تعویق دستمزدها، مدیریت قدیمی، بدهی شرکت ها و بسته شدن یا تعطیلی جزئی واحدهای تولیدی بود.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۷, دوشنبه

جنایات جنگی در غیاب حفاظت امنیتی و نقض مقررات بین المللی: ده ها کارگر ایرانی در جریان جنگ ۴۰ روزه کشته شدند!




بیش از یک ماه از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گذشته است و اکنون، در حاشیه اخبار مربوط به آتش بس شکننده و مذاکرات میان طرف های درگیر جنگ، ابعاد خسارات ناشی از حملات موشکی آمریکا و اسرائیل به ایران روشن تر می شود. در حالی که بر اساس سازمان پزشکی قانونی کشور، بیش از ۳۳۰۰ نفر در این جنگ کشته شده اند، بررسی برخی گزارش ها نشان می دهد که در میان کشته شدگان، ویژگی های کارگران برخی صنایع بزرگ و کوچک دیده می شود. با جستجوی اخبار منتشر شده در ۴۰ روز جنگ تحمیلی شده، «داوطلب» گزارش هایی از مرگ کارگران در برخی تأسیسات صنعتی و تولیدی مهم به دست آورده است که پیامدهای گسترده جنگ بر زندگی طبقه کارگر را نشان می دهد.

بیکاران در جنگ اخیر: از یک تا چهار میلیون

 


در حالی که آتش بس ادامه دارد، در مناطق صنعتی و سایت های ساختمانی گزارش هایی از بیکاری بی سابقه میلیون ها نفر، ارتشی از کارگران که در صف بیمه بیکاری و یارانه های اندک برای پرداخت هزینه جنگ ایستاده اند، وجود دارد. از کارگرانی که در صنایع مادر کار می کنند تا تعدیلات گسترده در پلتفرم های آنلاین، این روایت اقتصادی است که احتمالاً سال ها به عقب رانده شده است.

جنگ و طبقه کارگر

 



روزا لوکزامبورگ

ترجمه: کمال خسروی

 

به مناسبت روز جهانی کارگر در ۱ می

 

بخشی از روزا لوکزامبورگ درباره نظامی گری، جنگ و طبقه کارگر

حتی یک هفته هم نگذشته است از زمانی که منصوب نظامی آلمان، فالکنهاین، در رایشتاگ اعلام کرد که هر کسی که نتواند روی ارتش آلمان در آینده حساب کند، همان طور که همیشه در گذشته حساب می شد، بوی کل تمدن را نمی دهد. در این عبارت، جوهره نظامی گری امروز با دقت به تصویر کشیده شده است. و دادستان «عزیز» من [که روزا لوکزامبورگ را به خیانت متهم کرد] در فرانکفورت سخت ترین کلمه را انتخاب کرده است، وقتی می گوید: «یک سوسیال دموکرات که علیه نظامی گری تحریک می کند باید سال ها زندانی شود چون تلاش کرده دولت را خراب کند.

بنابراین، اطاعت کورکورانه از سربازان شریان دولت است، اما وقتی سرباز شروع به فکر کردن درباره هدف فرمان کند، به جای اینکه دست کور همه دستورات صادرشده توسط مافوق ها باشد، دیگر شریان دولت نخواهد بود و تمام شکوه و قدرت دولت نظامی امروز فرو خواهد ریخت. ارتش اطاعت بی قید و شرط و برده داری را شریان حیاتی دولت می داند. برعکس، آن ها نگران تأمین معیشت و غذای مردم گرسنه نیستند.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۵, شنبه

در افق و استراتژی چپ در برابر جنگ – نقدی بر یک دیدگاه

 




در افق و استراتژی چپ در مواجهه با جنگ

انتقاد از یک دیدگاه

نویسندهنیما سبوری

کارگاه دیالکتیک ۲۶ اپریل ۲۰۲۶

مقدمه

در یکی از برنامه های اخیر «موومنت تی وی»، سه فعال سیاسی از دیاسپورا (عاطفه رنگریز، سعید صالحینیه و حمید مافیدرباره مسئله جنگ بحث کردند/آنها بحث کردند.1با توجه به وضعیت وخیم کنونی و آینده، روشن است که مسئله این گفت وگو برای نیروهای چپ اهمیت حیاتی دارد، به ویژه که چپ (به ویژه چپ ایرانتاکنون با فاجعه جنگی بسیار پراکنده و بی وقفه روبرو بوده و خود وسیله ای برای درگیری و انشعاب بوده است. با توجه به این زمینه زنده و حالی، بهانه نوشتن این یادداشت نقد رویکرد یکی از شرکت کنندگان این مصاحبه (حمید مافی) است.است2چون این نمونه واضحی از رویکردی است که در پست قبلی ام درباره آن اتخاذ کردم (نه.)جنبش ضد جنگ3 من مورد انتقاد قرار گرفته ام.سؤال کلی این است که چگونه با وجود اشتراکات زیاد میان نیروهای چپ گرا در بنیان های فکری و دغدغه های بشردوستانه-سیاسی، سرانجام رویکردهای متفاوتی برای مقابله با این جنگ شکل گرفته است. علاوه بر آنچه در آن متن به تفصیل بیان کرده ام، در این یادداشت با اشاره به دیدگاه های مشخص بیان شده در این بحث (از طرف مافی سعی خواهم کرد به طور مختصر نشان دهم که چه تفاوت هایی در فرضیات و انتخاب های روش شناسی منجر به تفاوت در رویکردهای مقابله با جنگ شده استاز آنجا که حمید مافی به عنوان نماینده گرایش مورد انتقاد در آن متن، دیدگاه های خود را در عرصه عمومی توضیح داده است، نمی توان از تکرار نام او در این متن انتقادی فرار کردبا این حال، این عمل ناخوشایند به هیچ وجه شخصی نیست4بلکه صرفاً معیاری است برای تسهیل ارجاع به آن گرایش خاصراستی، چون برداشت من از کلمات مافی ممکن است نادرست (و در برخی موارد جانبدارانه) باشد، از خوانندگان این متن می خواهم قبل از ادامه خواندن، آن گفتگو را تماشا کنند.تا بتوانند قضاوت مستقل تر و عادلانه تری درباره رویکرد او و انتقاداتی که دروغ می گوید داشته باشنددر ادامه، از دیدگاه خودم، برخی از کاستی ها و تناقضات استدلال های مافی را در پاراگراف های جداگانه فهرست می کنم و آن ها را به کوره نقد واگذار می کنم:

۱۴۰۵ اردیبهشت ۴, جمعه

ایران پس از جنگ: فرسایش مشروعیت، شکاف در بالا، بازسازی از پایین

 



ایران پس از جنگ نه تکرار دهه ۱۹۸۰ است و نه شبیه نسخه های آماده مانند عراق و صربستان است. در مصاحبه ای با رادیو زمانه، علیرضا بهتویی توضیح داد که فرسایش مشروعیت، شکاف میان نخبگان، نقش چندلایه سپاه و بحران عمیق اقتصادی، جامعه را وارد مرحله ای جدید کرده است که نه فروپاشی آسان است و نه بازسازی آن غیرممکن است. سؤال اصلی این است: آیا جامعه مدنی می تواند نیرویی برای تغییر از قلب این ویرانی، با افق «عادی» و از پایین بسازد؟

 


من پشیمان نیستم

 من صلیب سرنوشتم را 

 بر فراز تپه‌های قتلگاه خویش بوسیدم

 من به این تسلیم می اندیشم 

 این تسلیم دردآلود


من پشیمان نیستم 

 قلب من گویی در آن سوی زمان جاریست 

 زندگی قلب مرا تکرار خواهد کرد

 و گل قاصد که بر دریاچه‌های باد میراند 

 او مرا تکرار خواهد کرد

 گوش کن 

 به صدای دوردست من 

 در مه سنگین اوراد سحرگاهی

 و مرا در ساکت آینه‌ها بنگر 

 که چگونه باز با ته مانده‌های دستهایم

 عمق تاریک تمام خوابها را لمس می سازم 

 و دلم را خالکوبی می کنم 

 چون لکه‌ای خونین 

 بر سعادتهای معصومانه هستی


 من پشیمان نیستم

 از من‌ای محجوب من با یک من دیگر 

 که تو او را در خیابانهای سرد شب 

 با همین چشمان عاشق باز خواهی یافت 

 گفتگو کن 

 و بیاد آور مرا در بوسه اندهگین او 

 بر خطوط مهربان زیر چشمانت


 من پشیمان نیستم

 من صلیب سرنوشتم را 

 بر فراز تپه‌های قتلگاه خویش بوسیدم


***

 شعری از فروغ فرخزاد که بیژن جزنی بارها در بند عمومی قزل قلعه فریاد کرد 

" در باره زندگی و آثار جزنی "

۱۴۰۵ اردیبهشت ۳, پنجشنبه

 


روزگار دیوانه

(سعید یوسف)

.

.

کدام سو بَرَدَم این قطارِ دیوانه

بر این خطوطِ نهان در غبارِ دیوانه


به جنگلی که پر از سایه است و زوزهٔ گرگ

و نعرهٔ دو سه شب زنده دارِ دیوانه


چه کس بجز من و تو راهیِ چنین سفری ست

به این ستارهٔ دنباله دارِ دیوانه


به سیمِ آخر اگر می‌زنی، بزن، که خوشیم

منِ خراب و می و این سه تارِ دیوانه


نه اعتماد به گوشی که ساز خویش زند

نه اعتماد به این چشم و چارِ دیوانه


کشیده باد به روی درخت‌ها شلّاق

به جرم کشف حجابِ بهارِ دیوانه


روانه کرده کماندارِ جاهلان تیری

به سوی دیدهٔ اسفندیارِ دیوانه


و شاخ گاو به ماتحت گاوبازی رفت

که رفت جانب این شاخدارِ دیوانه

.

.

گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی

  گزارش تحلیلی: جرم انگاری فناوری و فناوری اطلاعات: تشدید سرکوب سیستماتیک در کریدورهای قضایی و امنیتی ۲۴ اپریل ۲۰۲۶ مقدمه: انسداد مطلق اطلاع...