‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخی. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۵ مرداد ۱۸, یکشنبه

رژیم حقوقی دریای خزر

 



رژیم حقوقی دریای خزر ، یکی از مهم‌ترین مسائل دریای خزر است که پس از فروپاشی شوروی، اهمیت بیشتری پیدا کرد.

عهدنامه وضعیت حقوقی دریای خزر
تاریخ امضا۱۲ اوت ۲۰۱۸
مکان امضاآق‌تاو، قزاقستان
شرط اجرا۵ تصویب
امضاکنندگان
ضامنجمهوری قزاقستان
زبان‌هافارسی، روسی، ترکمنی، قزاقی، آذری، انگلیسی

پیشینه موضوع

درابتدا، وضعیت حقوقی کشتی‌رانی در دریای خزر به وسیلهٔ معاهدات ۱۲۰۷ خورشیدی (۱۸۲۸میلادی)، با روسیهٔ تزاری و در هشتم اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی (۲۶ فوریهٔ ۱۹۲۱میلادی) و پانزدهم فروردین ۱۳۱۹ خورشیدی (پنجم آوریل ۱۹۴۰میلادی) میان ایران و شوروی سابق، مشخص شده بود. بدین گونه که ایران براساس قرارداد ترکمان چای در سال ۱۲۰۷خ (۱۸۲۸م) از داشتن نیروی دریایی و کشتی‌رانی در دریای خزر محروم شده بود. با انقلاب کمونیستی ۱۹۱۷ لنین شخصاً معاهدات تزاری با ایران را لغو کرد که منجر به قرارداد ۱۹۲۱ میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی شد و دوباره ایران در حق کشتی‌رانی در دریای خزر شریک شد[۱] و مطابق عهدنامهٔ مودت و دوستی (۱۳۰۰/ ۱۹۲۱)، به ایران و شوروی به تساوی حق کشتی‌رانی اعم از نظامی و غیر آن داده شده و در قرارداد بازرگانی و دریانوردی (۱۳۱۹ / ۱۹۴۰) جزئیات رژیم دریانوردی مشخص گردید.[۲] در این معاهدات، هیچ اشاره‌ای به چگونگی استفاده از منابع بستر و زیر بستر دریا نشده‌است. همچنین در این قرارداد مهم به تعیین دقیق مرزهای آبی دو کشور و تحدید حدود نشده‌است.[۳]

۱۴۰۵ مرداد ۱۲, دوشنبه

پس از ۱۴۰۰ سال بردگی، ما هنوز هم برده تازیانیم

 


پیش گفتار:

غربت خانگی بدین معناست که هم در جمع تنها باشی. هم در جمع آشنا تنها باشی،  و هم در فرهنگ و کشور خودت بیگانه تلقی شوی. اینست که با هم قهریم، تفاهم لازم را نداریم و گفتارمان پتک و دیوار و ویرانی است. هنوز و پس از ۱۴۰۰ سال… وقتی رسالت خردمند به دست آتش سپرده می شود، وقتی خون سیاوش جایش را به خون حسینی می سپارد که خودش  و تبارش از یورشگران، غارتگران، متجاوزان و دشمنان ایران و ایرانیند، و وقتی رنگ هوس بر دل ها نقش لاف عشق می زند، وقتی رژیم حاکم بر ایران و دجال دیکتاتور نخست آن، یادآور ضحاک تازی و قادسیه است…

خود را فریب دادن:

وقتی این همه درد تاریخی و اجتماعی و فرهنگی و… داریم، دردهای شخصیمان حکم دارو و تسکین پیدا می کنند !! پناه می بریم به همان هوس هایی که می دانیم عشق نیست. می دانیم و می کنیم و می دانیم که خود کرده را تدبیر نیست. این همه ستم را ما با خود می کنیم، بازیچه می شویم، خودمان را فریب می دهیم و از اینرو و به ناچار به همدیگر دروغ می گوییم. دردی است مشترک که فریاد کردنش هم جرم است، زندان و شکنجه و اعدام و تبعید و دربه دری دارد. اما… همیشه یک نفر باید به پا خیزد…

۱۴۰۵ مرداد ۳, شنبه

زندگینامه یوهان ولفگانگ فون گوته، نویسنده بزرگ آلمانی

 

یوهان ولفگانگ فون گوته (1749-1832) یکی از برجسته ترین و تأثیرگذارترین نویسندگان تاریخ ادبیات آلمان و جهان است. آثار او از جمله رمان ها، شعرها و نمایشنامه ها، نشان دهنده ی تفکرات عمیق او در مورد زندگی، عشق و انسانیت است. گوته با تأسیس و توسعه ی سبک های ادبی مانند Sturm und Drang و کلاسیک گرایی ویما، نه تنها بر ادبیات آلمان بلکه بر فرهنگ و هنر اروپا نیز تأثیر گذاشت. این مقاله به بررسی زندگی، تحصیلات، آثار و میراث فرهنگی او می پردازد و نقشی را که او در شکل گیری ادبیات مدرن ایفا کرد، تحلیل می کند.

زندگی و تحصیلات اولیه

یوهان ولفگانگ فون گوته در تاریخ 28 آگوست 1749 در فرانکفورت، آلمان، به دنیا آمد. او در یک خانواده ی مرفه و بورژوا بزرگ شد. پدرش، یوهان کاسپار گوته، مردی آرام و ثروتمند بود که ثروت را از پدرش به ارث برده بود و مادرش، کاتارینا الیزابت، دختری از برجسته ترین مقام های فرانکفورت بود. گوته دارای هفت خواهر و برادر بود، اما تنها او و خواهرش، کُرنلیا، به سن بزرگسالی رسیدند.

حماسه ها و افسانه های ترکان

 Türklerin Destanları ve Masalları



ترکان به دلیل گستردگی سرزمین ها و تاریخ دراز و غیرت ها و دلاوری ها ، صاحب ادبیات حماسه ای بسیار غنی هستند ؛ بطوری که به جرات می توان ادبیات حماسی ترکی را غنی ترین نوع ادبیات جهان دانست.حماسه عظیم ماناس برای اثبات این ادعا کافیست.

اسطوره‌شناسی ترکی

 



اسطوره‌شناسی ترکی اسطوره‌ها و افسانه‌هایی است، که مردم ترک در گذشته به آن باور داشته و امروزه گروهی به آن باور دارند. این افکار اعتقادهای تنگریستی و شمنیستی، به‌همراه بسیاری از ساختارهای اجتماعی و فرهنگی دیگر مربوط به شیوه زندگی کوچ‌نشینی و جنگجویی مردمان ترک و مغول در دوران باستان را نشان می‌دهد.[۱][۲][۳]

اسطوره‌های ترکی نیز تحت تأثیر دیگر اسطوره‌های بومی آسیا و اوراسیا قرار گرفته‌است. برای مثال، در اسطوره‌های تاتار، عناصر اسطوره‌های فنلاندی و هندواروپایی با هم وجود دارند. موجوداتی از اساطیر تاتار عبارتند از Äbädä، Alara، Şüräle , Shekä، Pitsen , Tulpar و Zilant، اغلب این باورها دیگر از طریق تلفیق در سنت اسطوره‌ای و جهان بینی بومی غالب خود ادغام می‌شدند.

خدایان در اساطیر ترکی

نوشتار اصلی: تنگری‌باوری

کایرا[۴]

İye ارواح نگهبان هستند که مسئول عناصر طبیعی خاص هستند. آنها اغلب فاقد ویژگی‌های شخصی هستند زیرا تعدادشان زیاد است. اگرچه بیشتر موجودات را می‌توان به عنوان خدایان یا İye شناسایی کرد، موجودات دیگری مانند Genien (Çor) و شیاطین (Abasi) وجود دارند.

بابک خرمدین که بود؟

 


بابک خرمدین که بود؟

بابک خرمدین

 



بابک خرمدین
بابک سوار بر فیل هنگام ورود به سامرا، مینیاتور ایرانی خلق‌شده در قرن شانزدهم ایران صفوی، از روی نسخه‌ای از تاریخ‌نامه ابوعلی بلعمی مربوط به قرن دهم.
زادهٔ۷۹۵ یا ۷۹۸ م.
درگذشت۷ ژانویهٔ ۸۳۸ م. (۴۰ یا ۴۳ سال)
علت مرگاعدام
ملیتایرانی[۲][۳][۴]
شناخته‌شده
برای
رهبری مبارزه با خلافت عباسی
جنبشجنبش خرمدینان
مخالفخلافت عباسی
والدین
  • مرداس[۵] یا عبدالله یا عامر بن عبدالله یا عامر بن احد[۶] (پدر)
  • ماه‌رو[۷][۸] (مادر)

بابک خُرَّمدین (۷۹۵ یا ۷۹۸ میلادی – صفر ۲۲۳ / ژانویهٔ ۸۳۸[۹]) رهبر اصلی مبارزان ایرانی علیه سلطهٔ خلافت عباسی و رهبر جنبش خرّم‌دینان بود که پس از مرگ ابومسلم خراسانی، بر خلافت عباسی شورید.[۱۰] خیزش بابک خرمدین خواستار بازگشت عزت و شکوه گذشته ایرانیان بود و به غرب و مرکز ایران سرایت نموده و پس از بیست سال با خیانت شکست خورد. این خیزش نشانگر تداوم احساسات و دلبستگی ایرانیان نسبت به سرزمین و نیاکان خود بود.[۱۱][۱۲]

خرم‌دینان، مرگ ابومسلم را انکار کردند و معتقد بودند که او باز خواهد گشت تا عدالت را در جهان، برقرار کند.[۱۳] در دوران خلافت عباسیان، آذربایجان، کانون مقاومت طولانی‌مدت و خطرناک علیه خلافت بود که توسط بابک خرمدین، رهبری می‌شد و بر شمال غربی ایران، تأثیر گذاشته بود و بیش از ۲۰ سال — از ۲۰۱ ه‍.ق / ۸۱۶ م تا ۲۲۲ ه‍.ق /۸۳۷ م — طول کشید. از نگاه کلیفورد ادموند باسورث، این مقاومت قطعاً پایه‌های دینی داشت اما ممکن است که پایه‌های سیاسی-اجتماعی نیز داشته باشد. شورش او به روشنی از حس ضدِعربی ایرانیان در آذربایجان بهره می‌برده است.[۱۴] تعداد نیروهای لشکر بابک را در بیان‌الادیان ابوالمعالی حدود ۱۰۰ هزار نفر،[۱۵][۱۶] در تنبیه الاشراف مسعودی ۲۰۰ هزار نفر،[۱۷] در تاریخ بغدادی ۳۰۰ هزار نفر[۱۸] یا بی‌شمار[۱۹] و در تبصرة العوام بیشمار ذکر کرده‌اند[۲۰] که بی‌شک مبالغه‌آمیز است ولی حداقل دلالت بر بزرگ بودن لشکر آن دارد.[۲۱][۲۲]

بابک خرمدین زندگی گمنامی در آذربایجان داشت تا اینکه مورد توجه جاویدان بن سهل، رهبر جنبش خرمدینان (که مدت کوتاهی بعد درگذشت) قرار گرفت. بابک ادعا کرد که روح جاویدان در کالبد او وارد شده و تحریک ساکنان بذ را آغاز کرد. او قدرت جدیدی به جنبش دینی-اجتماعی که ریشه در مذهب مزدک داشت، بخشید و از روش‌های خشونت‌آمیزِ ویژه‌ای بهره گرفت. به نظر می‌رسد که قیام او از ۲۰۱ ه‍.ق / ۸۱۶ م آغاز و با نقشهٔ حاتم پسر هرثمه، یاری شده بود و با مشکلات گوناگونی در استان‌های شرقی که به دنبال آن مأمون به بغداد بازگشت، آسان گشته بود.[۲۳]

در ۲۰۴ ه‍.ق/ ۸۱۹–۸۲۰ م مأمون، یحیی بن معاذ را به سوی بابک فرستاد که با درگیری بی‌نتیجه در موقعیت‌های مختلف (جنگی) همراه بود؛ همان‌طور که تلاش دیگر فرماندهان خلافت، شانس بهتری نداشتند. در پایان خلافت مأمون شورش تا ناحیه جبال هم کشیده شد، که این باعث نخستین نگرانی خلیفه معتصم گردید و باعث شد تا او شورش این ناحیه را ریشه‌کن کند. در ۲۲۰ ه‍.ق / ۸۳۵ م معتصم افشین را مأمور سرکوب بابک کرد. این فرمانده قلعه‌های جادهٔ بذ را که بابک ویران کرده‌بود را تعمیر کرد و علی‌رغم شکست بغای کبیر در هشتادسر، توانست طرخان، یکی از فرماندهان شورشی را غافلگیر کند. سپس با نیروهای تحت فرماندهی جعفر خیاط و داوطلبان ابودلف تجدید قوا کرد و در ۲۲۲ ه‍.ق /۸۳۷ م اردوگاهی را تحت حفاظت دیده‌بان‌ها برپا کرد. (چرا که مکرراً از بذ مورد هجوم واقع شده‌بود) بعد از حملهٔ ناموفق داوطلبان، بذ در ۹ رمضان ۲۲۲ ه‍.ق/۱۵ اوت ۸۳۷ م توسط نیروهای فرغانه‌ای فتح و غارت شد. بابک فرار کرد ولی توسط بزرگ ارمنستانی - سهل بن سنباط - که به او پناه داده‌بود، دستگیر شد و به افشین تحویل داده‌شد. او به سامرا فرستاده شد و در ۳ صفر ۲۲۳ / ۴ ژانویه ۸۳۸ به سامرا رسید. معتصم او را سوار بر فیل به معرض نمایش گذاشت و با بی‌رحمی زیاد او را اعدام کرد. جنازهٔ او بر چوبهٔ دارش باقی‌ماند و منجر شد تا نامش به این منطقهٔ شهر اطلاق گردد.[۲۴]

دستگیری و اعدام بابک پایان جنبش خرمدینان نبود و آن‌ها ادامه حیات دادند تا مدرکی گواه بر حیاتشان در سده ۳ ه‍.ق/۹ م باشند. داوطلبان شورش گذشته، که خود را بابکیه نام نهادند، در بذ تا سده ۵ ه‍.ق / ۱۱ م ادامه حیات دادند و به انتظار او ماندند و آیین خاصی انجام می‌دادند.[۲۵]

منابع برای تاریخ‌نگاری زندگی بابک خرمدین

منظرهٔ قلعه بابک، از بالای قلعه

نخستین گزارش زندگانی بابک توسط واقدی، در «اخبار بابک» نوشته شده بود که اکنون در دست نیست. این نوشتار توسط ابن ندیم در کتاب الفهرست هم نقل شده است و احتمالاً توسط مقدسی مورد استفاده قرار گرفته است.[۲۶][۲۷][۲۸] بقیهٔ منابع کمتر در این باره توضیح داده‌اند و میانشان اختلاف‌هایی وجود دارد.[۲۹]

جدای از ملل و نحل نویسان، متونی که بیش از همه جنبش خرمدینی را یاد می‌کند آثار ابن ندیم، طبری —به ویژه در مورد قیام بابک— و خواجه نظام الملک است. اخباری که نظام الملک و طبری —مخصوصاً در مورد دستگیری و اعدام بابک— روایت می‌کنند، اختلاف کمی با یکدیگر دارند.[۳۰] علی بهرامیان معتقد است که با وجود شهرت بابک، آنچه به خانواده و تبار و عقاید و اهداف او مربوط می‌شود، در مأخذ کهن بسیار اندک است و در مجموع نمی‌توان به نتیجه قانع کننده‌ای دست یافت. گو اینکه هر یک از روایت‌ها به نحوی بخشی باور عمومی را از موضوع باز می‌تاباند.[۳۱]

جزئیات جنگ‌های بیشماری که بین مردان بابک و نیروهای افشین پیش از سقوط «بذ» توسط طبری و ابن اثیر نقل شده‌اند، توسط نفیسی در کتابش گردآوری شده است.[۳۲] غلامحسین صدیقی در کتاب خود زیر عنوان «جنبش‌های مذهبی ایران در سده دوم و سوم هجری» در مورد تاریخ خرمیان و شورش‌های آنان نیز سخن به میان آورده است.[۳۳]

۱۴۰۵ تیر ۳۱, چهارشنبه

 


کتاب یادداشت‌های هوشنگ سیحون که به تازگی انتشارات رهسپاران منتشر کرده، دیدگاه‌ها و نظرات یکی از مهم‌ترین و اثرگذاراترین معماران معاصر و صاحب سبک ایران است که دوازده سال پیش در خرداد ۱۳۹۳ در ونکوور در غربت تبعید درگذشت.

سیحون در مقدمه‌ی کتاب می‌گوید که دلیل چاپ این یادداشت‌ها «ارائه‌ی یک قسمت از ناشناخته‌هایی از تاریخ معماری» بوده است، و بخشی از کتاب «توضیحاتی در باب بعضی از کارهای خودم برای پژوهشگران و دانشجویان جوان رشته‌ی معماری است که اغلب سؤالاتی در این موارد دارند.»

بخش اول کتاب، نگاه سیحون به معماری ساسانی و تأثیر آن بر معماری غرب است و بخش دوم شرحی است بر پنج اثر ماندگار او در ایران یعنی آرامگاه ابوعلی سینا، نادرشاه، خیام، کمال‌الملک و فردوسی.

سیحون می‌نویسد: «ایران ما کشوری است مقدس و دربرگیرنده‌ی گنجینه‌ای پرارزش و بی‌همتا از فرهنگ و ادب و هنر. ایران گوهری است تابناک که در تاریکی‌های اعماق قرون اطراف خود را روشن کرده و سرمشق‌ها و رهنمودهای پرارزشی به سرزمین‌ها و مردمان دیگر عرضه داشته است. به طوری‌که تاریخ مدون فرهنگ‌ها پیوسته با احترام و افتخار از آن یاد می‌کند. متأسفانه این گنجینه و میراث پرارزش به دست ما میراث‌خوارانی رسیده است که از اهمیت و قدر و قیمت آن بی‌خبریم و در نگهداری‌اش بی‌اندازه کوتاهی و سستی کرده و می‌کنیم.»

سیحون ایران را موزه‌ای می‌داند که «پر از شاهکارها و آثار معماری عمومی و خصوصی، شهری و روستایی، که تماماً چه از دید ایرانی‌های اهل فن و مطلع و چه از نظر خارجیان نمونه‌هایی جالب‌توجه و باارزش‌اند که هم‌وطنان ما با بی‌تفاوتی از کنار آن‌ها می‌گذرند و کوچک‌ترین فکری برای حفظ و نگهداری آن‌ها ندارند.»

سیحون در یادداشت‌های خود معماری ایران را به دوره‌ی ساسانی پیوند می‌دهد و این که چطور چهار قرن پیش از اسلام، ساسانیان با ساختن کاخ تیسفون یا طاق کسری، که بقایای آن در سی کیلومتری بغداد قرار دارد، نمادی از معماری را می‌سازند و بعدها همین معماری ساسانی به کشورهای دیگر از طریق آسیای صغیر و کنستانتینوپل (قسطنطینه)؛ ارمنستان و قفقاز و سوریه و سواحل مدیترانه به غرب می‌رود.

از نظر سیحون، معماری رومی و یونانی و ایرانی کم‌کم با هم در هم می‌آمیزند و «از این در هم جوشی معماری بیزانس پا به عرصه‌ی وجود می‌گذارد (معبد ایاصوفیه).» و این معماری از طریق معبد ایاصوفیه «نه تنها به امپراتوری شرق، بلکه به سرزمین‌های غرب نیز انتقال داده می‌شود.»

عهدنامه ترکمانچای

  عهدنامهٔ ترکمانچای ، پیمانی است که در روز پنجشنبه، ۱ اسفند ۱۲۰۶ خورشیدی (۵ شعبان ۱۲۴۳ قمری) مطابق با ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ میلادی در پی جنگ‌های ا...