نقد رهبری جمهوری اسلامی ایران مجموعه انتقاداتی است که نسبت به بالاترین مقام نظام جمهوری اسلامی ایران، یعنی ولی مطلقهٔ فقیه و سازمانها و نهادهای زیر نظرِ او مطرح میشوند؛ با این حال، انتقاد از عملکرد رهبری در زمان سید روحالله خمینی و سید علی خامنهای و نیز انتقاد از نهادهای تابعهاش همچنان یکی از خطِ قرمزهای رسانههای ایران است و نزدیک شدن به این محدوده میتواند برای صاحبان این رسانهها خطرآفرین باشد.[۱][۲] برای نقد رهبری باید در ابتدا از وظایف و قدرت رسمی و غیررسمی این «بلندپایهترین مقام رسمی» کشور، اطلاع داشت.[پانویس ۱]
رهبر در جمهوری اسلامی ایران، براساس قانون اساسی، به عنوان «عالیترین مقام رسمی کشور» و «ولی فقیه» بر مردم ولایت مطلق دارد. از اختیارات قانونی وی میتوان به تدوین سیاستهای کلیِ نظام، نظارت بر اجرای آن و همچنین نصب و عزل برخی از مسئولان بلندپایهٔ کشوری و لشکری، همچون ریاست قوه قضائیه، صدا و سیما، مجمع تشخیص مصلحت نظام، بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام و نیروهای مسلح از جمله سپاه پاسداران را نام برد؛ خود رهبر در مواجه با انتقادات انگشتشماری که بیشتر در دیدار با دانشجویان در بیت رهبری، انجام میشود، انتخاب مدیران نهادهای حساس حکومتی را به معنای نظارت بر آنها ندانسته و تأکید میکند که خود نیز به برخی از آنها همانند صدا و سیما منتقد است. وی در بیشتر مواقع، از خود سلب مسئولیت میکند و انتخاب رئیسهای نهادهای گوناگون را به معنای مدیریت آنها نمیداند و از مسئولیتپذیری نسبت به عملکرد زیرمجموعههای خود، پرهیز میکند.[۳] شواهد نشان میدهد که نهادهای زیر نظر رهبری، همگی به صورت کاملاً هماهنگ با نهاد رهبری، عمل میکنند و انتقاد شخص رهبر از این نهادها (همانطور که در دیدارهای گوناگونش گفته) بیشتر دربارهٔ عملکرد مسئولان سازمان صدا و سیما است و از نظر وی، دستگاههای دیگر بهویژه سپاه پاسداران، به درستی، عمل میکنند. نقد خامنهای به صدا و سیما نیز در اصل و به گفتهٔ خودش به دلیل نبودن «عناصر جوان و مؤمن و پُرانگیزه و انقلابی در بدنهٔ این دستگاههاست» که باعث میشود «رسانهٔ ملی» در برخی از مواقع، خارج از مسیر اصلی «انقلاب»، حرکت کند.