تعاریف
مجمع عمومی سازمان ملل متحد خشونت علیه زنان را «هرگونه عمل خشونتآمیز بر پایه جنسیت که بتواند منجر به آسیب فیزیکی (بدنی)، جنسی یا روانی زنان بشود» تعریف کردهاست که شامل «تهدید به این کارها، اعمال اجبار، یا سلب مستبدانه آزادی (چه در اجتماع و چه در زندگی شخصی)» می شود.
خشونت علیه زنان در ایران
در ایران نیز به رغم قوانین سختگیرانه و حمایتی که نهادهای قانونگذار برای افزایش امنیت زنان جامعه وضع کرده اند، هر از چندگاهی اخباری در سطح جامعه منتشر میشود که حکایت از وقوع خشونت علیه زنان دارد؛ واقعیتی که البته تمامی آنها رسانهای نمیشود و بخش زیادی از این موارد نیز ممکن است بدون انتشار و یا اعلام عمومی پایان یابد و یا استمرار داشته باشد.
لایحه تأمین امنیت زنان علیه خشونت در ایران
از آنجا که خشونت علیه زنان، نقض حقوق بشر تلقی میشود، لایحه تأمین امنیت زنان علیه خشونت در دستور کار دولت یازدهم قرار گرفت و جلسات متعدد و تدابیر بسیاری در این راستا لحاظ شدهاست. به علاوه با همکاری مرکز آمار ایران، شاخصهای بومی برای کمک به کاهش خشونتها در حال تدوین است.
انواع خشونت علیه زنان
همانطور که مشخص است، مفهوم خشونت علیه زنان مفهومی کلی است که بر پایه مصداقهای فراوانی شکل گرفته است؛ مصداقهایی که در اکثر جوامع جهانی نمود و بروز دارد و در کشور ایران نیز نمیتوان وقوع آن را منکرد شد. در ادامه به انواع خشونت علیه زنان اشاره میشود.
الف- خشونت و سوء استفاده از زنان در زندگی مشترک
این نوع از خشونت در زمانی روی میدهد که زن با فردی در رابطهای احساسی و شخصی باشد؛ رابطهای که یا منجر به ازدواج شده است و یا در دوران نامزدی و پیش از ازدواج قرار دارد و مرد در جریان این رابطه به زن آسیب بزند. این آسیب میتواند فیزیکی، جنسی، کلامی یا احساسی باشد و ممکن است زمانی روی دهد که زن عمیقا عاشق اوست.
سوء استفادۀ کلامی و احساسی میتواند به شکل فریاد زدن، قلدری کردن، نام زن را با تحقیر صدا زدن، توهین به زن مقابل دوستان و خانواده، گفتن اینکه او سزاوار آزار است باشد. گاه نیز پس از ارتکاب این آزارها، مرد سعی میکند با دادن هدایایی تخلف خود را حل و فصل کرده و وعده تغییر بدهد.
از جمله سوء استفادههای جنسی اینکه زن را مجبور به انجام رفتاری جنسی خلاف خواست او بکنند یا او را در زمانی که موافق نیست، مجبور به رابطۀ جنسی کنند.
از نمونههای سوء استفادههای فیزیکی نیز میتوان به زدن، هل دادن، لگد زدن، گاز گرفتن، پرت کردن اشیاء، خفه کردن یا هر نوع رفتار تهاجمی دیگر اشاره کرد. حتی مجبور کردن زن به باردار شدن برخلاف خواست او نیز نوعی از خشونت علیه زنان محسوب میشود.
ب- خشونت علیه زنان سالمند
خشونت علیه زنان سالمند زمانی روی میدهد که افرادی که از آنها مراقبت میکنند آگاهانه به آنها آسیب فیزیکی، احساسی و کلامی یا مالی بزنند. نادیده گرفتن سالمندان و نیازهایشان (مانند محروم کردن آنها از غذا و مراقبتهای بهداشتی) تا جایی که به آنها اسیب وارد شود نیز خشونت علیه آنها محسوب میشود.
آزار زنان سالمند و سوء استفاده از آنها بسیار بیشتر از آزار مردان سالمند است. این آزار و اذیتها میتواند در خانه، در مراکز مراقبت از آنها یا در مکانهای عمومی انجام شود.
ج- سوء استفاده احساسی و کلامی
برخی فکر میکنند اگر از نظر جسمی به زنان آسیبی وارد نشود، خشونتی روی نداده است. درحالیکه خشونتهای احساسی و کلامی میتواند هم در کوتاه مدت و هم درازمدت، برای زنان پیامدهایی منفی و جدی به اندازۀ پیامدهای خشونتهای فیزیکی به همراه داشته باشد.
برخی از انواع خشونتهای کلامی و احساسی عبارتند از: توهین کردن، ترساندن، منزوی کردن، تلاش برای کنترل کردن، تکرار رفتارهای حسادت آمیز، محروم کردن زن از دیدن دوستان و اعضای خانوادۀ خود، تلاش برای محروم کردن زن از ادامۀ کار یا تحصیل، جلوگیری از رفتن زن به دکتر، تهدید کردن و تصمیم گرفتن به جای زن.
اینکه از زن بخواهند تمام کارهایی را که در طول روز انجام داده به اطلاع مرد برساند یا در تماس دائمی با او باشد، از او بخواهد رمز عبور شخصی خود در تلفن، ایمیل و شبکههای اجتماعی را در اختیار او بگذارد، همچنین عصبانی شدن بهگونهای که باعث ترس زن شود، کنترل وضعیت مالی زن و بازخواست چگونگی خرج کردن درآمدش نیز از دیگر انواع خشونتهای احساسی و کلامی است.
د- سوء استفاده مالی از زنان
سوء استفاده مالی زمانی اتفاق میافتد که فرد خاطی سعی دارد با کنترل امور مالی زن، او را کنترل کند و بر زن برتری یابد. در چنین وضعیتی افراد خاطی تمام پول و دارایی زن را کنترل میکنند و اطلاعات مالی زن را از او مخفی نگه میدارند. معمولا سوء استفادههای مالی در پی سوء استفادههای فیزیکی روی میدهد.
سوء استفاده مالی از زن باعث میشود که نتواند با وجود اینکه قربانی خشونت است، رابطۀ خود را با فرد خاطی قطع کند، زیرا زن همواره از این موضوع میترسد که نتواند به تنهایی هزینههای مالی خود و فرزندانش را تامین کند.
ه- آزار و اذیت زنان
آزار و اذیت شامل هرگونه رفتار ناخوشایند یا بیان سخنی ناخوشایند در مقابل زنان میشود. مزاحمت جنسی نیز در همین مجموعه قرار میگیرد و شامل هرگونه تماس یا رفتار ناخوشایند مبتنی بر جنسیت است که میتواند در محیط کار، خانه یا در دیگر اماکن عمومی روی دهد. آزار و اذیت جنسی هم شامل رفتارهای کلامی میشود و هم رفتارهای فیزیکی. این آزارها گاه با رفتارهای خصمانه، توهین و رفتارهای تهاجمی توام است.
آزار و اذیت مبتنی بر جنسیت میتواند از سوی هر کسی بر زنان تحمیل شود؛ از سوی مدیران، همکاران، صاحبخانه، معلمان یا دیگر دانشجویان. برخی کشورها این دست از آزار و اذیت زنان را غیرقانونی اعلام کرده اند.
و- قاچاق زنان
قاچاق زنان شکلی از بردگی است. در این حالت زنان مجبور میشوند و یا با فریب در شرایطی قرار میگیرند تا در محیطی خطرناک و غیرقانونی کار کنند یا برخلاف خواستشان با دیگران رابطه جنسی داشته باشند. قاچاقچیان، زنان برده را مجبور به مصرف مواد مخدر میکنند، آنها را محبوس میکنند، مورد ضرب و شتم قرار میدهند و گرسنه نگاه میدارند تا بتوانند روی آنها کنترل داشته و مجبور به کار کنند. زنان و دختران بیشترین قربانیان قاچاق جنسی هستند.
قاچاقچیان همچنین از شیوههای تهدید آمیز نیز برای سوء استفاده از زنان بهره میبرند. مثلا آنها را تهدید میکنند که به خانوادههایشان آسیب میزنند، زنان مهاجر غیرقانونی را به دولت گزارش میدهند تا از کشور اخراج شوند، همچنین گذرنامه و دیگر مدارک شناسایی آنها را میگیرند. علاوه بر بهره کشی جنسی، از این دست زنان برای کار در مزارع، کارهای نظافتی، مراقبت از کودکان و ... استفاده میشود.
راههایی برای کاهش خشونتها علیه زنان
به رغم دامنههای گسترده مصداقهای خشونت علیه زنان، راهکارهایی برای کاهش این پدیده وجود دارد که
مهمترین راه کمک به زنان در مقابل خشونت و سوء استفاده جنسی، افزایش حمایتهای قانونی از آنها است. اما در کنار این راه موثر، شیوههای دیگری نیز برای بهبود وضعیت آنها در جامعه وجود دارد که در ادامه و به اختصار مورد اشاره قرار میگیرد.
۱- افزایش آگاهیهای خانوادهها به ویژه در مناطق محروم
افزایش آگاهیهای خانوادهها بهویژه در جوامع روستایی و شهرهای کوچک دربارۀ چگونگی رفتار با زنان و دختران و محافظت از آنها و دادن اطلاعات حیاتی به خانوادهها دربارۀ خطراتی که زنان و دختران را تهدید میکند، از اهمیت بالایی برخوردار است.
۲- مبارزه با خشونت علیه دختران در مدارس؛ پیگیری خانوادهها و گروههای مدافع حقوق بشر
بر اساس برآوردها، سالانه ۲۴۶ دانشآموز دختر و پسر در مسیر مدرسه یا در داخل مدرسه مورد آزار و سوء استفاده قرار میگیرند و دختران در این موضوع بیش از پسران قربانی بودهاند.
برگزاری پیوستۀ جلسات مشاوره در مدارس برای کمک به دانشآموزان، شنیدن مشکلات آنها و افزایش اعتماد به نفس آنها از اهمیت بالایی برخوردار است.
۳- کمک به زنان و دختران برای گزارش دادن خشونتهای خانگی
باید این اطمینان به زنان و دختران داده شود که در صورتی که در داخل خانه با سوء استفاده و خشونت دست به گریبانند، آن را تحمل نکرده و به پلیس یا دیگر مراکز مسئول گزارش دهند.
در ایران، اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی کشور از مردم خواسته است تا خشونتهای خانگی به ویژه کودک آزاری و همسر آزاری را با مرکز اورژانس اجتماعی یا شماره تلفن ۱۲۳ درمیان بگذارند.سازمان بهزیستی از سال ۱۳۹۳ خانههای امن را برای زنان و دخترانی که در معرض خشونتهای خانگی قرار دارند، راه اندازی کرده است. بنا بر اعلام معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی در گفتگو با افکار نیوز، خانههای امن مکانهایی هستند که از زنان در معرض خشونت حمایت میکنند و زنان و دخترانی که ممکن است به هر دلیلی شب از خانه رانده شوند یا در خانه خودشان از نظر خشونت در معرض خطر باشند در خانههای امن اسکان داده میشوند. آدرسهای خانههای امن مخفی است و زنان از طریق تماس تلفنی میتوانند با این خانهها ارتباط برقرار کنند. زنان میتوانند کودکان خود را نیز به این خانهها ببرند. در خانههای امن علاوه بر اسکان افراد، به آنها خدمات دیگری مانند خدمات روانشناختی و مشاوره، خدمات مددکاری، خدمات حقوقی، خدمات پزشکی و بهداشتی ارایه میشود.
۴- گوش دادن به سخنان زنان و دختران قربانی خشونتهای جنسی
به زنان و دختران فرصت و شجاعت دهید تا دربارۀ خشونتهایی که علیه آنها به کار رفته صحبت کنند. برگزاری کارگاههای آموزشی دربارۀ بهرهکشی جنسی، حقوق دختران و حمایت از کودکان موثر خواهد بود. اگر افرادی در این کارگاهها داوطلبانه تجربههای تلخ خود از خشونتها را شرح دهند، به تدریج دیگر زنان و دختران نیز تشویق به سخن گفتن خواهند شد.
۵- تلاش برای امن کردن مسیر رفت و آمد دختران به مدرسه
همکاری خانوادهها و مسئولان مدرسه و گفتگو با مسئولان منطقهای در این زمینه بسیار مهم است.
۶- تبدیل کردن پسران و مردان جوان به عاملان تغییر
میتوان با آموزش درست پسران، آنها را به مدافعان دیدگاههای برابری جنسیتی کرد و نگرشهایی را که در آنها منجر به بروز خشونت علیه زنان و دختران میشود، تغییر داد.
اشاعه خشونت علیه زنان به هیچ وجه قابل قبول نیست
بهمن کشاورز حقوقدان در گفتوگو با «ایران» معتقد است، به موجب قانون مدنی، عرف جاری شناخته شده و اصول اخلاقی حاکم بر جامعه زوجین مکلف به حسن رفتار با یکدیگر هستند و تعریف این حسن رفتار البته در طبقات مختلف اجتماعی و اقوام و گونههای مختلف قومی متفاوت است اما مطمئناً این تعریف قدر متقنی دارد.
این حقوقدان میگوید: تردیدی نیست که بدزبانی و اعمال خشونت لفظی و حرکات و اعمال بیادبانه و به طریق اولی تعرضات جسمی و بدنی و کتک زدن، سوء رفتار است و نه قابل دفاع است و نه قابل توجیه. وی تأکید میکند: سوء رفتار از موجبات طلاق و جدایی است و در عین حال اگر به حد فحاشی و کتک زدن برسد، حسب مورد میتواند موجب مجازات تعزیری و دیه باشد. این بیان که «ممکن است از این قبیل اتفاقات بین زن و شوهر بیفتد و اینکه شوهر زنش را گاهی کتک بزند طبیعی است و اشکالی ندارد» و مانند اینها گفتههایی سخیف است وحداقل درجامعه ایرانی جایی ندارد یا نباید داشته باشد. این حقوقدان با اشاره به اینکه عوامل مختلفی باعث ماندن در رابطهای همراه با خشونت است، میافزاید: ممکن است خانمهایی به چنین روابطی تن دردهند که تحت سلطه اقتصادی شوهر باشند که در این صورت این موضوع باعث نهایت تأسف خواهد بود و مسألهای است که باید حکومت با برقراری نهادی نظیر بیمه زنان خانه دار آن را حل کند. از سوی دیگر اما تحمل خشونت و کتک خوردن در زندگی زناشویی میتواند حاصل ضعف شخصیت و احساس حقارت چنین خانمی باشد که این مورد نیز باعث تأسف است. اما گاهی هم ماندن در چنین زندگیهایی میتواند نتیجه ابتلای خانم به مازوخیسم (جنون خودآزاری) باشد که چنین افرادی را باید درمان کرد. درعین حال مردی هم که زن خود را کتک میزند احتمالاً به سطوح مختلفی از اشکال روانی مبتلا است که میتواند تا حد سادیسم پیش رفته باشد و اینگونه افراد برای جامعه هم خطرناک هستند. اما در شرایطی که همه جهان در تلاشند تا خشونت علیه زنان و دختران از بین برود و با شعارهایی نظیر جهان را نارنجی کنید تا دیگر در گوشه و کنار این جهان هیچ دختری مورد آزار و اذیت قرار نگیرد سعی میکنند آسیب دیدگان این معضل اجتماعی را تحت حمایت قرار دهند. بهمن کشاورز در پاسخ به این سوال رسانه ملی کشوری که مسئولان آن نیز با ارسال لایحه منع خشونت علیه زنان به نهاد قانونگذاری تلاش میکنند زنان و دختران کشورش را به ساحل امنیت اجتماعی برسانند کاری درست انجام داده است میگوید: آنچه مسلم است اشاعه این قبیل مسائل از رسانههای عمومی آن هم به نوعی در مقام دفاع یا توجیه باشد به هیچ وجه قابل قبول نیست. اینکه گفته میشود باید خانواده را به هر شکلی حفظ کرد و این تصور که جدایی باعث لطمه خوردن به فرزندان خواهد شد ممکن است در مورد بروز اختلاف سلیقه جزئی بین زن و شوهر قابل قبول باشد اما ادامه زندگی زن و شوهری که برخورد و ارتباط نامعقول و ناسالمی نظیر آنچه گفته شد دارند از هر سمی برای فرزندانشان بدتر و خطرناکتر است. وی تأکید میکند: بنابراین رسانههای عمومی که با پول مردم اداره میشوند نباید به خود اجازه دهند که ثروت ملی را در این مسیرها تلف کنند و رسانههای خصوصی نیز شرعاً و اخلاقاً باید از اشاعه این گونه موارد و بویژه دفاع از آن خودداری کنند.
60 درصد زنان خشونت را تجربه کردند
اما در حالی که آمارهای جهانی نشان میدهد از هر 3 زن یک نفر در طول زندگی خود خشونت را تجربه کرده، کافی است دامنه دادهها را کوچک کنید تا به آماری تکان دهندهتر در ایران برسید. رئیس مرکز فوریتهای اجتماعی سازمان بهزیستی کشور چندی پیش در حالی از آمار 20 درصدی همسر آزاری در میان خشونتهای خانگی خبر داد که نتایج پژوهشهای انجام شده در 28 استان کشور نیز نشان میداد که حدود 60 درصد از زنان ایرانی در زندگی زناشویی خود حداقل یک بار خشونت را تجربه کردهاند در چینی شرایطی آیا پخش چنین برنامههایی از صدا و سیما میتواند به کاهش خشونت علیه زنان کمک کند یا اینکه فرهنگ پذیرش خشونت و تحقیر از سوی زنان و بالا بردن پرچم سفید برای مردان را نهادینه خواهد کرد؟
رفتار ناشیانه صداو سیما قابل تحلیل است
مریم یوسفی جامعه شناس در این باره به «ایران» میگوید: رفتار ناشیانه صدا و سیما را باید با مکثی بلند مدت تجزیه و تحلیل کرد. چرا که ما در قرنی زندگی میکنیم که اخلاقیات و انسانیت حرف اول را میزند. این برنامه انسان عاقل را به فکر فرو میبرد که یک زن چگونه میتواند 27 بار خشونت کلامی و حتی جسمی را تحمل کند اما در فاصله بین دو جلسه دادگاه همه چیز را فراموش کند و دوباره آشتی کند. شاید این خانم به دلایل مختلفی مانند مشکلات اقتصادی یا حضور فرزند از حق قطعی خود گذشته باشد اما صدا و سیما با به تصویر کشیدن موضوعاتی از این دست به نوعی به ترویج و تشویق فرهنگ پذیرش خشونت کلامی و فیزیکی از سوی همسر در میان زنان میپردازد به این معنا که خانمها اگر مورد خشونت قرار میگیرید هم این خانم را الگوی خود قرار دهید و به زندگی خود ادامه دهید.
وی تأکید میکند: اگرچه ممکن است هدف صدا و سیما از پخش این برنامه تشویق برای کاهش طلاق و بهدنبال آن کاهش تعداد کودکان طلاق و فرزندان بدسرپرست است اما نوع نگاه به این موضوع بسیار نادرست است. درست است که تعداد زیادی از افراد جامعه با یک بار خشونت با تصور اینکه این رفتار ممکن است دوباره تکرار شود از زندگی خارج میشوند و فرزندان را در معرض مشکلات بسیار قرار میدهند اما باید بدانیم که تحمل خشونت در چنین سطحی زندگی فرزند یا فرزندان را با مخاطرات بسیار مواجه میکند چراکه تأثیری ناخوشایند بر شخصیت آنها خواهد گذاشت.