۱۴۰۵ تیر ۲۷, شنبه

سانسور اینترنت در ایران

 


سانسور اینترنت در ایران که تحت نام فیلترینگ اینترنت در ایران نیز شناخته می‌شود، مجموعه‌ای از اقدامات برای اعمال سانسور، محدودیت و نظارت سازمان‌یافته و هدف‌دار بر دسترسی به محتوای وبگاه‌ها و استفاده از خدمات اینترنتی برای کاربران ایرانی است که توسط نظام اسلامی حاکم بر این کشور صورت می‌پذیرد. سانسور اینترنت در ایران از گذشته رو به افزایش بوده و در چند سال ابتدایی قرن ۲۱ میلادی، ایران موج بزرگی را در استفاده از اینترنت تجربه کرد. در ۲۰۱۸ میلادی، ایران نرخ تقریبی نفوذ اینترنت بین ۶۴٪ الی ۶۹٫۱٪ را برای جمعیتی تقریباً ۸۶ میلیون نفره داشته است.[۱][۲] پس از سانسور یوتیوب در ایران،[۳] سرویس اشتراک ویدئو آپارات در ایران بنیان‌گذاری شد.[۴] اما در آبان ۱۳۹۹، به دلیل فعالیت یکی از کاربران در آپارات، مدیرعامل آن به ۱۰ سال زندان محکوم شد.[۵][۶] همچنین در سال ۱۳۹۹ سایت کوتاه‌کننده لینک بیت‌لی (Bitly) فیلتر شد.[۷]

فیلترینگ در ایران بر اساس قوانین مصوب در شورای عالی فضای مجازی و مجلس شورای اسلامی اعمال می‌گردد.[۸] روند فیلترینگ و مسدودسازی به درستی مشخص نیست و سیاست‌های آن غیرشفاف است.[۸][۹][۱۰] یکی از مشاوران قوهٔ قضائیه ایران تعداد وبگاه‌های فیلتر شده تا آبان ۸۷ را پنج میلیون برشمرد.[۱۱] این در حالی است که اغلب مسئولان و وزیران کشور در شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده در ایران حساب کاربری دارند و برای ایرانیان و جهانیان عملکرد خود را تشریح می‌کنند. این موضوع باعث شده که اغلب مردم ایران نگاه بدی نسبت به امر فیلترینگ داشته باشند که اگر برای آن‌ها مجاز است چرا برای دیگر افراد مجاز نیست. به این دلیل حتی با فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی نظیر فِیس‌بوک و توییتر، ایرانیان حضور خود را برای ارتباط با جهانیان و مسئولان کشور خودشان در فِیس‌بوک و توییتر ادامه دادند.[۱۲][۱۳][۱۴]

فیلترینگ هیچگاه در ایران متوقف نشده و در تمام دولت‌ها اجرا شده است. ایران به همراه چین، سوریه، بحرین و ویتنام پنج کشور دشمن اینترنت نام گرفته‌اند.[۱۵][۱۶] بر پایه گزارش ۲۰۲۱ سازمان غیردولتی خانه آزادی، ایران پس از دو کشور چین و میانمار، بیشترین محدودیت‌ها را در زمینه اینترنت اعمال می‌کند.[۱۷]

همچنین در طی اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و خیزش ۱۴۰۱ ایران حکومت به‌طور بی‌سابقه‌ای، چندین روز قطع کردن اینترنت را اعمال کرد.[۱۸][۱۹]

کشتار دی ۱۴۰۴ ایران

 


کشتارهای دی ۱۴۰۴ ایران به مجموعه‌ای از گزارش‌ها دربارهٔ کشته شدن گستردهٔ غیرنظامیان به‌دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران و شبه‌نظامیان خارجی تحت حمایت نظام جمهوری اسلامی ایران در جریان خیزش ۱۴۰۴ ایران اشاره دارد.[۱] تا تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، برآوردها از شمار جان‌باختگان از ۲۹۸۶ آمار دولتی جمهوری اسلامی تا ۶٬۴۸۸ تن کمترین تا بیش از ۴۳٬۰۰۰ تن را دربر می‌گرفت،[۲] که شامل ۲۰۹ فرد نظامی و غیرنظامی وابسته به حکومت می‌شد،[۳] و این رویدادها را به یکی از بزرگ‌ترین کشتارها در تاریخ معاصر ایران تبدیل می‌کند.[۴][۵][۶]

بر اساس گزارش‌ها، در ۱۹ دی ۱۴۰۴، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در جلسهٔ شورای عالی امنیت ملی، دستور سرکوب اعتراضات «به هر وسیلهٔ لازم» را صادر کرد. به‌دنبال این دستور، نیروهای امنیتی با استفاده گسترده از سلاح گرم و سرد علیه معترضان وارد عمل شدند؛ امری که بنا بر گزارش رسانه‌های بین‌المللی به افزایش چشمگیر شمار کشته‌شدگان انجامید.[۷] خود سید علی خامنه‌ای در سخنرانی که پس از کشتار کرد اعتراف کرد که چند هزار نفری کشته شدند.[۸]

در ۲۲ دی، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه تأیید کرد که نیروهای امنیتی مستقیماً به معترضان شلیک کرده‌اند.[۹] در ۲۵ ژانویه، تایم گزارش داد که فهرست مشخصی شامل ۳۰٬۳۰۴ مورد مرگ ثبت‌شده مرتبط با اعتراضات در بیمارستان‌های غیرنظامی فقط برای ۱۸ و ۱۹ دی وجود دارد.[۱۰][۱۱] در همان روز، ایران اینترنشنال با استناد به اسناد و منابع خود، شمار کشته‌شدگان را بیش از ۳۶٬۵۰۰ نفر برآورد کرد.[۱۲] در ۲۸ ژانویه، روزنامهٔ گاردین گزارش داد که شمار جان‌باختگان ممکن است بیش از ۳۰٬۰۰۰ نفر باشد و این‌که کمتر از ۱۰٪ از مرگ‌ها ممکن است به‌طور رسمی ثبت شده باشند.[۱۳]

به‌دلیل قطع سراسری اینترنت در ایران و محدودیت شدید دسترسی به اطلاعات، آمار دقیق قربانیان این رویداد همچنان نامشخص است. سی‌بی‌اس نیوز با استناد به تصاویر منتشرشده از سردخانه‌ها و گزارش‌های میدانی، این کشتار را یکی از مرگبارترین موارد استفاده از قوهٔ قهریه علیه معترضان در تاریخ معاصر توصیف کرده است.[۱۴] برخی منابع بین‌المللی این کشتار را از نظر شمار قربانیان در زمرهٔ مرگبارترین سرکوب‌های دولتی علیه معترضان در دورهٔ معاصر دانسته‌اند و از آن با تعابیری چون «نسل‌کشی در تاریکی دیجیتال» یاد کرده‌اند.[۱۵][۱۶]

آزادی یعنی چه؟

 

آزادی یعنی چه؟
حدود آزادی باید قانونی و توسط نمایندگان مردم معین شود. زمامداران حکومت، نماینده‌ی مردم هستند و نمی‌توانند به حدود آزادی‌ها تجاوز کنند. مردم باید در تشکیل احزاب و جمعیت‌ها آزادی کامل داشته باشند و بتوانند عقاید و افکار خود را بنویسند و منتشر کنند…  


آموزش سواد رسانه‌ای

 


 

♦️ ۱ـ۱ـ مقدمه‌ای بر سواد رسانه‌ای

سواد رسانه‌ای (Media Literacy)، توانایی دسترسی (Access)، تحلیل (Analyze)، ارزیابی (Evaluate)، تولید (Create) و اقدام (Act) با استفاده از تمام اشکال ارتباط است.

این مهارتی ضروری در عصر دیجیتال است که افراد را قادر می‌سازد تا در فضای پیچیده رسانه‌ای حرکت کنند، به طور نقادانه با محتوای رسانه‌ای تعامل داشته باشند و به عنوان مصرف‌کننده و تولیدکننده، تصمیمات آگاهانه بگیرند.

 

♦️ اجزای کلیدی سواد رسانه‌ای:

۱. دسترسی (Access) : توانایی درک چگونگی یافتن و استفاده از منابع مختلف رسانه و اطلاعات.

  • این شامل دانستن مکان جستجوی اطلاعات معتبر، درک نحوه عملکرد پلتفرم‌های رسانه‌ای مختلف، و توانایی استفاده مؤثر از این پلتفرم‌ها است.

۲. تحلیل (Analyze) : توانایی بررسی انتقادی پیام‌های رسانه‌ای.

  • این شامل درک تکنیک‌های مورد استفاده در تولید رسانه، تشخیص سوگیری‌ها و دیدگاه‌ها، شناسایی هدف و مخاطب هدف محتوای رسانه‌ای، و درک زمینه‌ای است که رسانه در آن تولید می‌شود.

۳. ارزیابی (Evaluate) : سنجش اعتبار و کیفیت محتوای رسانه‌ای.

  • این شامل بررسی صحت اطلاعات، ارزیابی اعتبار منابع، و تمایز بین واقعیت و نظر است.

۴. ایجاد (Create) : تولید مسئولانه و مؤثر محتوای رسانه‌ای.

  • این شامل استفاده از ابزارها و فناوری‌های مختلف برای تولید محتوا، درک قراردادها و ژانرهای تولید محتوا، و انتقال پیام‌ها به‌طور واضح و اخلاقی است.

۵. اقدام (Act) : تعامل با رسانه به گونه‌ای که مشارکت آگاهانه و فعال در جامعه را ترویج دهد.

  • این شامل درک تأثیر رسانه بر افراد و جامعه، شناسایی نقش رسانه در شکل‌دهی به افکار عمومی، و استفاده از رسانه برای تغییر یا ابراز دیدگاه‌ها است.

 

قیام و محاصره مشروطه‌خواهان تبریز

محاصره تبریز
بخشی از درگیری‌های داخلی در جریان جنبش مشروطه ایران
تاریخدوم تیر ۱۲۸۷ – نهم اردیبهشت ۱۲۸۸
موقعیت
نتایج شروع قیام‌های مردمی مشروطه‌خواهان در شهرهای دیگر
دخالت نیروی نظامی روسیه برای پایان محاصره و حضور طولانی مدت آنها در تبریز
طرف‌های درگیر
محمدعلی شاهمجاهدان مشروطه
فرماندهان و رهبران
عین‌الدوله، رحیم چلبیانلو، صمد شجاع‌الدوله، محمدولی خان تنکابنیستارخان، باقرخان، سیدحسن تقی‌زاده، حسین خان باغبان

قیام و محاصره مشروطه‌طلبان تبریز، مجموعه رویارویی‌های مشروطه‌خواهان و طرفداران محمدعلی شاه در تبریز و ایالت آذربایجان پس از شروع دوران استبداد صغیر و به توپ بستن مجلس است که به‌طور غیرمستقیم، به فتح تهران و خلع محمدعلی شاه انجامید. در حالی که با به توپ بستن مجلس در ۲ تیر ۱۲۸۷، مشروطه‌خواهان در تهران و بسیاری از شهرهای دیگر کشور، طی مدت کوتاهی شکست خوردند و دستگیر یا متواری شدند، اما در تبریز مقاومت مجاهدان مشروطه، باعث عقب‌نشینی نیروهای سلطنتی شد و مشروطه‌خواهان در دیگر نقاط کشور، انگیزه و امید بیشتری پیدا کردند. مقاومت مردم تبریز، یازده ماه (از ۲ تیر ۱۲۸۷ تا ۹ اردیبهشت ۱۲۸۸) طول کشید و عاقبت با دخالت قوای روس و متواری شدن رهبران مشروطه پایان یافت. این قیام، یکی از رویدادهای مهم و تأثیرگذار در جنبش مشروطه ایران به‌شمار می‌آید.

مشروطه‌خواهان تبریزی که در قالب انجمن ایالتی آذربایجان و مرکز غیبی متشکل بودند، به‌واسطه ارتباط با گروه‌های سوسیال دموکرات در منطقه قفقاز، به ضرورت مسلح شدن و تعلیم نظامی مشروطه‌خواهان واقف شده و قبل از شروع درگیری‌ها تدارک رویارویی را دیده بودند. اگرچه در روزهای نخست، قوای حکومتی توانستند بخش عمده‌ای از شهر را تصرف کنند، اما مقاومت گروهی از مجاهدان به رهبری ستارخان در محله امیرخیز تبریز، باعث پیوستگی نیروی مقاومت و نهایتاً شکست نیروهای دولتی به رهبری چلبیانلو شد. این در حالی بود که مخالفان مشروطه در تبریز با تشکیل گروهی به نام انجمن اسلامیه، سعی داشتند گروه‌های مشروطه‌خواه را نزد مردم، ضد دین جلوه دهند. بدین ترتیب، مجاهدان مشروطه توانستند در مهر ۱۲۸۷ تمام تبریز را به تصرف خود درآورند و اداره شهر را در دست بگیرند. محمدعلی شاه قوای مسلحی به فرماندهی عین‌الدوله به تبریز فرستاد که موفق شدند تبریز را محاصره کنند. عین‌الدوله با این کار مانع رسیدن آذوقه و مایحتاج به مردم شهر شد، از این رو قحطی و گرسنگی به مردم و رزمندگان مشروطه‌خواه فشار زیادی وارد کرد. روسیه به بهانه حفاظت از جان اتباع خود در تبریز، وارد خاک ایران و با اجازه مشروطه‌خواهان وارد شهر شد. روس‌ها اگرچه در بدو ورود به مشروطه‌خواهان روی خوش نشان دادند، اما به مرور آنها را تحت فشار و تعقیب قرار دادند و نشان دادند که قصد خروج از تبریز را ندارند. در نتیجه، نیروهای متشکل مشروطه‌خواه در تبریز پراکنده یا متواری شدند و از مشارکت در فتح تهران بازماندند.

این رویداد تاریخی، به شکل‌های مختلفی بازتاب پیدا کرد و در آثار هنری هم انعکاس یافت. در سال ۱۳۵۱، علی حاتمی یک فیلم سینمایی با عنوان ستارخان ساخت. برای تجلیل از رهبران نظامی و سیاسی تبریز، مجسمه نیم‌تنه آنان در موزه مشروطه تبریز به نمایش درآمده‌است.

۱۴۰۵ تیر ۸, دوشنبه

مسأله جرم سیاسی در حقوق ایران

 


مسأله جرم سیاسی در حقوق ایران

محمد حسین نیری

چکیده

این مقاله به بررسی مفهوم و سرنوشت جرم سیاسی در سیستم حقوقی ایران می پردازد. در حالی که قانون اساسی ایران تضمینات خاص حمایتی، شامل محاکمه علنی و حضور هیأت منصفه، برای افرادی که به جرایم سیاسی متهم شده اند در نظر گرفته است، قوانین عادی ایران هیچگونه تعریفی از این جرایم به دست نمی دهند. همین مسأله توجیهی برای قوه قضائیه ایران فراهم کرده تا مخالفان سیاسی نظام را از محاکمه علنی در حضور هیأت منصفه محروم نماید. دادگاههای انقلاب در ایران که کمترین توجهی به موازین دادرسی منصفانه از خود نشان نمی دهند، سخاوتمندانه تمام این پرونده ها را با برچسب جرایم «امنیتی» مورد رسیدگی قرار داده و در محاکمات غیرعلنی مجازاتهای بسیار سنگین برای متهمان این جرایم در نظر می گیرند. در سال ۱۳۹۲ طرحی از سوی برخی نمایندگان به مجلس شورای اسلامی تقدیم شد که تعریفی بسیار تنگ نظرانه از جرایم سیاسی به عمل آورده است. کلیات این طرح اخیرا به تصویب رسید و این امکان وجود دارد که در آینده نزدیک به قانون تبدیل شود. این در حالی است که آنچه در ایران به عنوان امتیاز برای مجرمان سیاسی در نظر گرفته شده است، در بسیاری از کشورهای دیگر جزو اصول عادی دادرسی محسوب می شوند. در مجموع نیز این نظریه که برخی از جرایم به عنوان «سیاسی» محسوب شده و امتیازات خاصی برای متهمان این جرایم در نظر گرفته شود، در حال محو شدن از سیستمهای حقوقی مدرن است. به علاوه چنین موازینی تنها در یک نظام دموکراتیک که از حاکمیت قانون تبعیت می کند و به آزادیهای بنیادین و حقوق اساسی افراد احترام می گذارد مؤثر خواهد بود. بنابراین اینکه چنین اقداماتی بتواند موجب بهبود وضعیت فعالان سیاسی و مدافعان حقوق بشر بشود محل تردید جدی است.

قصاص قانونی برای بی عدالتی…

 


بررسي يک پرونده: 

 فاطمه متولد 17 آبان 1370 در تاريخ 30 فرودين 1388 يعني زمانيکه هفت ماه مانده است تا به سن 18 سالگي وارد شود، متهم  به قتل عمدي همسر دومش مي شود. قبلا در اثر اجبار خانواده در 15 سالگي با مرد ديگري ازدواج مي کند وفقط 15 روز همسر او باقي مي ماند، در اين مدت چندين بار از او کتک مي خورد. تا اينکه با توافق ازهم جدا مي شوند. زمان زيادي از طلاق نمي گذارد که خانواده اش  براي جبران نا کامي ازدواج نخست او را تحت فشار دوباره قرارميدهند تا تن به ازدواج دوم بدهد. زيرا معتقداند، در محيط کوچک آنها يک دختر مطلقه شانس ازدواج مجدد مناسبي ندارد. با همين انديشه بالاخره يک نفررا در فاميل مادري او  که کارمند است، پيدا کرده وبار ديگر او را مجبور به  ازدواج ميکنند. گريه و زاري و مخالفت فاطمه اثري ندارد. کسي به اوتوجهاي نمي کند.

فاطمه دانش آموز است، او با وجوداجراي عقد ازدواج رسمي، زندگي مشترک را آغاز نمي کند. با همسرش رابطه مناسبي ندارد، همسرش اطاقي در مسجدي دارد و در آن زندگي مي کند، گاهي که فاطمه به همسرش سر مي زند مشاجراتي بين آنها سر مي گيرد، به حدي که روحاني و خادم مسجد از مشاجرات آنها مطلع مي شوندد.

 در فروردين 1388 جسد همسر فاطمه در اطاقش پيدا مي شود. پليس فورا جستجو براي يافتن فاطمه را شروع مي کند، او را در کتابخانه مدرسه مي يابند.

با بازداشت فاطمه يک روز بعد از حادثه بدون حضور وکيل و بدون اينکه اجازه انتخاب وکيل داشته باشد بازجويي از او آغاز مي شود. او ابتداء نزد پليس به قتل اقرار مي کند، اما در دادگاه و در حضور وکيلش موضوع را انکار مي کند و اقرارش را ناشي از ترس و بي اطلاعي اعلام مي کند.

 فاطمه شديدا منکر ارتکاب قتل عمدي همسرش است، او دليلي براي انجام آن نداشته است، اما متاسفانه مخالفتش با ازدواج اجباري و عدم تمايلش براي ماندن در يک رابطه توام با زور دادگاه را بي نياز به انجام تحقيقات بيشترپيرامون موضوع مي کند واکنون بيش از شش سال است که در زندان بسر مي برد.

عهدنامه ترکمانچای

  عهدنامهٔ ترکمانچای ، پیمانی است که در روز پنجشنبه، ۱ اسفند ۱۲۰۶ خورشیدی (۵ شعبان ۱۲۴۳ قمری) مطابق با ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ میلادی در پی جنگ‌های ا...