کتاب یادداشتهای
هوشنگ سیحون که به تازگی انتشارات رهسپاران منتشر کرده، دیدگاهها و
نظرات یکی از مهمترین و اثرگذاراترین معماران معاصر و صاحب سبک ایران است که
دوازده سال پیش در خرداد ۱۳۹۳ در ونکوور در غربت تبعید درگذشت.
سیحون در مقدمهی کتاب میگوید
که دلیل چاپ این یادداشتها «ارائهی یک قسمت از ناشناختههایی از تاریخ معماری»
بوده است، و بخشی از کتاب «توضیحاتی در باب بعضی از کارهای خودم برای پژوهشگران و
دانشجویان جوان رشتهی معماری است که اغلب سؤالاتی در این موارد دارند.»
بخش اول کتاب، نگاه سیحون
به معماری ساسانی و تأثیر آن بر معماری غرب است و بخش دوم شرحی است بر پنج اثر
ماندگار او در ایران یعنی آرامگاه ابوعلی سینا، نادرشاه، خیام، کمالالملک و
فردوسی.
سیحون مینویسد: «ایران ما
کشوری است مقدس و دربرگیرندهی گنجینهای پرارزش و بیهمتا از فرهنگ و ادب و هنر.
ایران گوهری است تابناک که در تاریکیهای اعماق قرون اطراف خود را روشن کرده و
سرمشقها و رهنمودهای پرارزشی به سرزمینها و مردمان دیگر عرضه داشته است. به طوریکه
تاریخ مدون فرهنگها پیوسته با احترام و افتخار از آن یاد میکند. متأسفانه این
گنجینه و میراث پرارزش به دست ما میراثخوارانی رسیده است که از اهمیت و قدر و
قیمت آن بیخبریم و در نگهداریاش بیاندازه کوتاهی و سستی کرده و میکنیم.»
سیحون ایران را موزهای میداند
که «پر از شاهکارها و آثار معماری عمومی و خصوصی، شهری و روستایی، که تماماً چه از
دید ایرانیهای اهل فن و مطلع و چه از نظر خارجیان نمونههایی جالبتوجه و باارزشاند
که هموطنان ما با بیتفاوتی از کنار آنها میگذرند و کوچکترین فکری برای حفظ و
نگهداری آنها ندارند.»
سیحون در یادداشتهای خود
معماری ایران را به دورهی ساسانی پیوند میدهد و این که چطور چهار قرن پیش از
اسلام، ساسانیان با ساختن کاخ تیسفون یا طاق کسری، که بقایای آن در سی کیلومتری
بغداد قرار دارد، نمادی از معماری را میسازند و بعدها همین معماری ساسانی به
کشورهای دیگر از طریق آسیای صغیر و کنستانتینوپل (قسطنطینه)؛ ارمنستان و قفقاز و
سوریه و سواحل مدیترانه به غرب میرود.
از نظر سیحون، معماری رومی
و یونانی و ایرانی کمکم با هم در هم میآمیزند و «از این در هم جوشی معماری
بیزانس پا به عرصهی وجود میگذارد (معبد ایاصوفیه).» و این معماری از طریق معبد
ایاصوفیه «نه تنها به امپراتوری شرق، بلکه به سرزمینهای غرب نیز انتقال داده میشود.»