رزا محتسب
در روزگار بحران، جنگ، اعتراض و قطبیشدن
جامعه، پرسش از نسبت مردم با حقیقت اهمیت بیشتری پیدا میکند. آیا انسانها در
چنین شرایطی بیش از گذشته به دنبال واقعیت میروند یا برعکس، آنچه را که با باورها
و هویتشان سازگار است ترجیح میدهند؟ چرا گاهی ارائهی شواهد و
دادههای مستند نه تنها باعث تغییر نظر مخاطب نمیشود، بلکه خشم و واکنش منفی او
را برمیانگیزد؟
این پرسشها بهویژه برای روزنامهنگاران،
فکتچکرها و فعالان رسانهای اهمیت دارد؛ کسانی که کارشان سنجش ادعاها و جدا کردن
واقعیت از روایتهاست. تجربهی سالهای اخیر در ایران نیز نشان میدهد واکنش مردم
به یک واقعیت ثابت، بسته به شرایط سیاسی و اجتماعی، میتواند کاملاً متفاوت باشد.
رزا محتسب عضو تحریریهی فکتنامه با
توجه به تجربهی چند سال درستیسنجی رویدادهای ایران، در پاسخ به پرسش آسو، نشان
میدهد که چرا گاهی مسئلهی اصلی مردم، درست یا غلط بودن یک ادعا نیست، بلکه
جایگاه آن ادعا در منظومهی باورها و اهدافی است که برای خود ساختهاند.
«آیا مردم ایران نسبت به حقیقت
حسّاسند؟» واقعیت این است که این سؤال بزرگی است و پاسخ قاطعی برای آن نداریم.
اولین پاسخی که به ذهنم میرسد این است که فکر نمیکنم مواجههی مردم ایران با
«حقیقت و واقعیت» تفاوت معناداری با مردم دیگر کشورها داشته باشد، یا لااقل اگر
دارد من از آن بیخبرم. اما میتوانیم با توجه به واکنشهایی که مخاطبان به درستیسنجیهای
ما نشان میدهند یک دستهبندی و توصیف کلی از این مواجهه ارائه کنیم که شاید
بتواند وضعیت را روشنتر کند. تأکید به این موضوع هم ضروری است که سر و کار ما در
درستیسنجی با واقعیت است و نه لزوماً با حقیقت که بیشتر جنبهی نظری و تفسیری
دارد. چون درستیسنجی (فکتچک) اساساً با گزارههای قابلسنجش سروکار دارد نه با
تفسیرهای فلسفی و ارزشی.
بر اساس تجربهی ما در فکتنامه
الگوی مواجههی مردم با فکتها، متناسب با اینکه موضوعِ فکتچک چه باشد و در کدام
زمان و موقعیت انجام شده باشد متفاوت است و حساسیتهای متفاوت برمیانگیزد. یک فکتچک
ثابت در زمان جنگ، صلح، آتشبس و یا اعتراضات واکنشهای متفاوتی میگیرد و یک فکت
مشخص، بسته به اینکه خوانندگانش چقدر خوشحال، خسته و یا عصبانی باشند اثرهای
متفاوتی میگذارد.