کاش به جای این همه بمب،
کتاب بر سر خاورمیانه میریختند!
آن وقت دیگر کسی برای رفتن به بهشت،
به جنگ نمیرفت!
کاش به جای این همه بمب،
کتاب بر سر خاورمیانه میریختند!
آن وقت دیگر کسی برای رفتن به بهشت،
به جنگ نمیرفت!
سرودهای انقلابی ایران - سرود انترناسیونال
به یاد مردان و زنان مبارز، به یاد بهترین و پاکترین جوانان ایران که آرمانگرایانه برای دنیایی آزاد و برابر به پا خاستند، در برابر تندر ایستادند، خانه را روشن کردند و جان باختند.
جنگ، سودِ قدرت؛ فقرِ کارگران
فرخ قهرمانی
دیروز در حالی به استقبال اول ماه مه رفتیم که هنوز خاکستر چهل روز جنگ از شانههای مردم ایران فرو نریخته است. جنگی که جناب شاهزاده رضا پهلوی به نام «جنگ بشردوستانه» وعده می داد آزادی، رفاه اقتصادی و آرامش را برای مردم به ارمغان آورد، در عمل چیزی جز ویرانی و فقر گسترده به همراه نداشت. جنگی که نهتنها خانهها و زیرساختها را ویران کرد، بلکه ستونهای معیشت میلیونها کارگر را هم شکست و به جای پایان دادن به رنجها، بیش از یک تا دو میلیون کارگر را به خیل بیکاران کشور افزود و سفرههای میلیونها خانواده را کوچک تر و تهی تر کرد. جنگی که قرار بود «نجاتبخش» باشد، خود به بلایی تازه بدل شد؛ بلایی که نهتنها زخم های پیشین را درمان نکرد، بلکه زخم های عمیقتری بر پیکر جامعه نشاند کارگرانی که پیش از جنگ نیز زیر بار گرانی و ناامنی اقتصادی خم شده بودند اکنون، به برکت این فاجعه، نان شبشان هم در هالهای از ابهام فرو رفته است. سایهٔ جنگ هنوز از سر مردم کنار نرفته، اما آثارش در زندگی کارگران و زحمتکشان ایران ـ و حتی جهان ـ بهوضوح دیده میشود؛ گویی هر موشکی که شلیک شد، نه فقط دیوارها، که سفرههای مردم را هم درید.
ویدیو: ادوارد اسنودن، پیمانکار پیشین سازمان اطلاعاتی آمریکا، که در سال ۲۰۱۳ با انتشار اسناد محرمانه افشا کرد که آژانس امنیت ملی آمریکا بهطور گسترده ارتباطات و دادههای میلیونها نفر در سراسر جهان را زیر نظر داشته و جمعآوری میکند.
رویآوردن به سکوت در مواجهه با تجربههای آسیبزای مکرر و فشرده را نمیتوان صرفاً به ناتوانی در بیان این تجربیات، عادی سازی یا بیتفاوتی نسبت به آنها تقلیل داد. این خاموشی بیان، نتیجه یک فرایند واحد نیست، بلکه حاصل درهمتنیدگیِ پیچیده چند فرایند روانی ست که میتوانند بصورت همزمان یا بهدنبال هم در مواجهه با وقایع فاجعه بار فعال شوند.
در سایه جنگ و خاموشی های طولانی اینترنت، بحران واقعی در سکوت خانه ها و مشاغل محروم در حال رخ دادن است، جایی که زنان شاغل نخستین قربانیان فروپاشی معیشت ها هستند. در این گزارش، عصل عباسیان نشان می دهد که چگونه اقتصاد دیجیتال ناپایدار کار داخلی و غیررسمی را به آستانه نابودی رسانده و شکاف های طبقاتی را عمیق تر ساخته است. از کارگران خانگی گرفته تا درمانگران و کسب وکارهای کوچک، روایت ها از یک نقطه مشترک سخن می گویند: کاهش درآمد به صفر در میان تورم و بی ثباتی. این فقط نتیجه جنگ نیست، بلکه نشانه ای از نظمی است که در آن آسیب پذیرترین ها همیشه بالاترین قیمت را می پردازند.
با اینکه بسیاری از ایرانیان تجربیات آسیبزای جمعی، از جمله کشتار دیماه و پیش از آن، سرکوب، فشار و فقر گسترده طی بیش از چهار دهه، را از سر گذراندهاند، پرداختن به مسئله آسیبدیدگی پس از آتشبس، لایهای دیگر از این تجربههای سهمگین را آشکار میکند.
تحقیقات روانشناسی نشان میدهند که توقف درگیریهای نظامی، برخلاف تصور رایج، لزوماً به بهبود فوری سلامت روان منجر نمیشود. در بسیاری از موارد، پایان جنگ نهتنها با کاهش رنج روانی همراه نیست، بلکه میتواند به افزایش یا بروز تأخیریِ نشانههای آسیب روانی بینجامد. از این منظر، آتشبس را نمیتوان نقطه پایان آسیبدیدگی روانی دانست، بلکه باید آن را آغاز مرحلهای تازه در مواجهه ذهنی با تجربههای جنگ در نظر گرفت.
عمو زنجیر باف عنکبوت بی انصاف
هر کی که با تو بد شد براش یه پاپوش نباف
که روش یه کاسه آشه روغن برّه باشه
وجب وجب جنازه تو کوچه فرش ما شه
نیمهٔ شب ۳تا زن تو کوچه راه میفتن
روی جنازههای غریبهها میخزن
چادرایه سیاشون قرمزی لباشون
آره آدمو میترسونه رقصای سایه هاشون
خبر میارن برات قربونین پیش پات
رو تخت تو میخوابن
لابد خون میخورن از لبات
کی گفته دنیا روی دستهای تو میگرده
هر کی تنش سیاهه واست باشه یه برده
با مهره های خسته لنگو کجو شلخته
آخر بازی روشه تاس سیاه تخته
عقب میمونی از ما
شکل ما نیستی اصلا
بد میاری خیلی بد میبازی مطمئنا
عمو زنجیر باف زنجیرارو بافتی
لقمههای حروم رو تو سفرت انداختی
از ما که بد ندیدی
خطو نشون کشیدی
مگه نگفتی دیشب تو خواب خدا رو دیدی
میگن خدا تو خواب نازه
یه روزی بی اجازه میدم یه بنای خوب واسم خدا بسازه
یه لات بی سر و پابا قد و چشم سیاه
یه کسی که بتونه کارتو خوب بسازه
عمو زنجیر بر یه روزی از پشت در
گورشو گم میکنه یواشکی بیخبر
دور میشه از نگامون شاد میشه باز دلامون
میرسه اون روزی که سایه میشه برامون
عمو زنجیر باف عنکبوت بی انصاف
هرکی که با تو بد شد براش یه پاپوش نباف
به مناسبت روز کارگر: شعری از برتولت برشت "و چون انسان انسان است
خاک را میکاوم
(سعید یوسف)
.
.
خاک را میکاوم:
دکمهای یافتهام
تیلهای، دستۀ فنجانی نیز
و غریوی مدفون
که به شکل علفی میروید.
.
دانهای میجوید مورچهای
سایهای میجوید خرگوشی
و به من مینگرد مرغی با گردنِ کج.
چشم من دوخته بر این همه و هیچ نمیبینم لیک.
از پس پردۀ اشک
چشم من خندۀ خونین تو را میجوید.
.
خاک را میکاوم.
باد در موج علف ولوله میاندازد.
کیست این خسته که از دردِ درون میموید؟
.
.
(فرانکفورت، ۱۳۶۴)
عهدنامهٔ ترکمانچای ، پیمانی است که در روز پنجشنبه، ۱ اسفند ۱۲۰۶ خورشیدی (۵ شعبان ۱۲۴۳ قمری) مطابق با ۲۱ فوریه ۱۸۲۸ میلادی در پی جنگهای ا...